eitaa logo
مطالعات تمدنی
365 دنبال‌کننده
436 عکس
309 ویدیو
23 فایل
این کانال بستری است برای گفت‌وگو و تأمل پیرامون مسائل تمدنی؛ از مبانی نظری و مفاهیم بنیادین، تا راهبردهای عملی در جهان معاصر. اینجا به دنبال پیوند زدن اندیشه، تاریخ و آینده هستیم؛ تا چشم‌اندازی نو برای ایران در برابر تمدن مدرن ترسیم شود.
مشاهده در ایتا
دانلود
ز دیگر سو، با مشکلات زیرساختی و اقتصادی و سیاسی بزرگ مواجه شده بود و از ترکیه و عربستان سعودی گرفته تا امارات متحده عربی و دیگران، هیچکدامشان حتی انگیزه‌ای برای حمایت شفاهی از ایران نداشت و اتفاقا شرط پیروزی بخشی از سناریوهای خود را در آن می‌دیدند که ایران، حتی الامکان ضعیف‌تر شود. بنابراین، ۵۱۱ سال پس از چالدران؛ ایران سلاح دارد، اما نوع دیگری از فقدان و کمبود را تجربه می‌کند که ارتباط مستقیمی با انزوا در شبکه‌ی اقتصاد جهانی، نداشتنِ روابط خارجی گسترده، فقدان مدل توسعه‌ی منسجم و نداشتنِ دوستان منطقه‌ای قوی، ارتباط دارد. فقدان ظرفیت‌های ساختاری، سیستمی و ارتباطی، ایران را در موقعیت استراتژیک نامناسب، قرار می‌دهد. این همان لایه‌ی پارادوکسیکال ماجراست: در صحنه‌ی خاورمیانه، شاهد حضور یک ایرانِ از نظر نظامی نسبتا توانمند هستیم که از نظر استراتژیک، به خاطر دلایلی بی‌ارتباط با سلاح و مهمات، محدود شده است. از تأخّر معرفتی تا قدرت ادراکی جمهوری اسلامی ایران در نبرد ۱۲ روزه، از منظر گفتمان و روایت‌سازی، قائل به دوگانه‌ی اسلام انقلابی سیاسی در برابر صهیونیسم و امپریالیسم بود. اما واقعیت این است که در جهانِ کنونی، موقعیت کشورها در شبکه‌ی منطقه‌ای و جهانی و همچنین شکل دهی و جهت دهی ادراک عمومی، به مراتب مهمتر از گفتمان و بینش ایدیولوژیک است. پس علاوه بر نوسازی نظامی و تسلیحاتی، نوسازی معرفتی نیز یک ضرورت حیاتی و گریزناپذیر است. یعنی در این میدان، اتفاقا جایگاه اندیشه و معرفت شناسی سیاسی، حتی از نقش تسلیحات نیز مهمتر است. اگر قرار باشد، قدرت را در الهیات سیاسی جمهوری اسلامی ایران، به عنوان ترکیبی از ایمان و سلاح تعریف کنیم، تاثیر عوامل مهمی همچون رابطه و میزان همبستگی با سیستم منطقه‌ای و جهانی را به آسانی از یاد می‌بریم. این همان نقطه‌ای است که در نبرد ۱۲ روزه، در تولید روایت و مشروعیت، کمبود و خلا جدی حس می‌شود. چرا که دو جبهه‌ی رسانه‌ای نابرابر، در برابر هم قرار گرفتند که فقط یکی از این دو جبهه، می‌توانست منطبق با معرفت شناسی سیاسی امروز جهان، روایت‌سازی و معناسازی کند. اگر ایران در دوران صفوی، صرفا با تاخّر صنعتی و عدم درک روح زمانه دچار مشکل شد، آشکارا می‌توان گفت در نبرد ۱۲ روزه، ما شاهد بروز نوعی از «تأخّر معرفتی» (Epistemic Lag) بودیم. یعنی گشوده شدن یک شکاف و مسافت جدی میان دگرگونی جهان از یک سو و فهم سیاسی جهان از دیگر سو. وقتی از میان ۴ عامل مهم قدرت دستیابی به پیروزی یعنی قدرت مادی، قدرت معرفتی، قدرت هنجاری و قدرت رابطه‌ای، فقط از یک عامل برخوردار باشیم، دستیابی به نتیجه‌ای مطلوب، ناممکن است. در شرایطی که نهادهای حاکمیتی، نظامی و تبلیغاتی در جمهوری اسلامی، برای روایت چند و چون نبرد ۱۲ روزه، همچان از شیوه‌های پیشین استفاده می‌کنند، به وضوح می‌توان در این روایت، ضعف ادراکی – اقناعی را مشاهده کرد. چنین چیزی به این معنا است که ما هنوز هم درک درست و واقعبینانه‌ای از «قدرت ادراکی» (Perceptual Power) نداریم. این در حالی است که اهمیت قدرت ادراکی، در بزنگاه‌های حساس، حتی از میزان قدرت دفاعی و امنیتی نیز مهم‌تر است. قدرت ادراکی؛ میزانِ توان یک دولت یا یک نهاد در مسیر طراحیِ ادراک است. یعنی خود شما تعیین کننده‌ی این باشی که دیگران، تو را به چه شکلی ادراک کنند! در صورت برخورداری از قدرت ادراک، می‌توان چارچوب ذهنی و عاطفی مخاطب را بر اساس هدف و محتوای روایی خود، تحت تاثیر قرار داد. آیا این اتفاق، در جریان نبرد ۱۲ روزه در ایران روی داد؟ خیر. چرا که نهاد حاکمیت، در تعریف اهداف و روایات خود، چنان با تاخّر معرفتی درگیر شده که تلاش برای نزدیک‌تر شدن به اذهان، در عمل به دورتر شدن از اذهان می‌انجامد. در چنین شرایطی است که پناه بردن به تولید خبرِ فیک بر اساس هنجارهای پنجاه سال پیش، شرایط را بدتر می‌کند. وقتی که قدرت ادراکی، بر مبنای تعامل، اعتبارآفرینی و مقدمات پیشین نباشد، حتی تعریف یک ماجرای حماسی هم کارکرد خود را از دست می‌دهد. به عنوان مثال، در یک کشور توسعه یافته که در نهاد حاکمیت قدرت ادراکی بالایی وجود دارد، یک چهره‌ی نظامی – امنیتی که اتفاقا قبلا از فرماندهان مهم جنگ بوده، در صورت نجات یافتن از ترور و زنده برون آمدن از زیر آوار، به یک باره، قدرت و شور ایجاد می‌کند. ولی در صورت فقدان قدرت ادراکی، نه مخاطب حاضر است اعتبار چنین روایتی را بپذیرد، نه طنین یک دیالوگ سینمایی از زبان فردِ نجات یافته، به بسامدِ افکار عمومی تبدیل می‌شود. چرا که «جنگ، نه فقط برخورد نیروهای مادی، بلکه برخورد اراده‌ها و ادراک‌هاست». در جهانی که «تصویر و ادراک به اندازه‌ی سرزمین اهمیت دارد»؛ بدون جبران تاخّر معرفتی و بدون دستیابی به قدرت ادراکی، نمی‌توان صاحب پیروزی و اثرگذاری شد. نظام‌هایی که دچار تاخّر معرفتی هستند، همچنان در بازیِ گذشته می‌جنگند و نه در
میدانِ نبردِ آینده. آنان فناوری و ائتلاف‌های نوین امروز را با ذهنیت دیروز و پریروز تفسیر می‌کنند و نمی‌توانند به انطباق دست پیدا کنند. در پایان باید گفت؛ تلاش برای توصیف تابلوی کنونی، بدین معنی نیست که ما با نوعی از تقدیرگرایی و جبرگرایی غیرقابل اجتناب روبرو هستیم. قرار نیست بر اساس یک الگوی تکرارشونده‌ی مقدرشده و دترمنیستی، ایران تحت هر شرایطی به طور لاجرم و خودکار، در همان تله‌های قبلی بیفتد. در صورتی که برنامه و اراده‌ای برای پایان دادن به تأخّر معرفتی وجود داشته باشد، می‌توان معادله را تغییر داد.
سقوط ایران الزاماً به معنای سقوط خاورمیانه نیست؛ اما اگر ایران در معرض فروپاشی قرار گیرد، مسئله اصلی آن است که این فروپاشی نباید به گونه‌ای رخ دهد که تمام هزینه‌های آن بر دوش ایران و جامعه ایرانی قرار گیرد. در نظام منطقه‌ای خاورمیانه، ایران یکی از بازیگران اصلی است، اما تنها بازیگر تعیین‌کننده نیست. تاریخ نشان داده است که سقوط یا تضعیف یک قدرت منطقه‌ای الزاماً به فروپاشی کل منطقه منجر نمی‌شود؛ گاه سایر بازیگران با بازتوزیع قدرت، خلأ ایجادشده را پر می‌کنند. بنابراین گزاره «اگر ایران سقوط کند، خاورمیانه سقوط خواهد کرد» یک ضرورت تاریخی نیست. اما از منظر راهبردی، اگر یک کشور احساس کند که در معرض یک بحران تمدنی، امنیتی یا ژئوپلیتیک قرار دارد، نباید صرفاً در موقعیت دفاع منفعلانه باقی بماند. زیرا در چنین شرایطی، دیگر بازیگران منطقه‌ای و جهانی ممکن است هزینه‌های بحران را به یک کشور خاص منتقل کنند و خود را از مسئولیت کنار بکشند. بر این اساس، منطق کنشگری فعال می‌تواند این باشد که ایران باید به گونه‌ای عمل کند که مسئله ایران به مسئله کل منطقه تبدیل شود؛ یعنی پیامدهای هرگونه بی‌ثباتی فقط متوجه تهران نباشد، بلکه همه بازیگران منطقه‌ای و قدرت‌های جهانی ناچار شوند مسئولیت نقش خود را در حفظ ثبات منطقه بپذیرند. در این نگاه، هدف ایجاد آشوب یا فروپاشی نیست؛ بلکه جلوگیری از وضعیتی است که یک بازیگر به تنهایی هزینه یک رقابت بزرگ ژئوپلیتیک را پرداخت کند، در حالی که دیگران از نتایج آن بهره‌مند شوند. تجربه تاریخی نشان داده است که در نظم‌های پیچیده منطقه‌ای، امنیت پایدار زمانی شکل می‌گیرد که هزینه بی‌ثباتی میان همه بازیگران توزیع شود، نه اینکه بر یک کشور تحمیل گردد. به تعبیر دیگر: مسئله اصلی این نیست که سقوط ایران الزاماً سقوط خاورمیانه است؛ مسئله این است که اگر ایران وارد مرحله بحرانی شود، نباید اجازه دهد جهان و منطقه چنین بحرانی را صرفاً «مسئله ایران» تعریف کنند. مطالعات تمدنی این کانال بستری است برای گفت‌وگو و تأمل پیرامون مسائل تمدنی؛ از مبانی نظری و مفاهیم بنیادین، تا راهبردهای عملی در جهان معاصر. اینجا به دنبال پیوند زدن اندیشه، تاریخ و آینده هستیم؛ تا چشم‌اندازی نو برای ایران در برابر تمدن مدرن ترسیم شود. https://eitaa.com/civilization_studies
📍دومین همایش بین‌المللی تمدن ایرانی ـ اسلامی برگزار می‌شود 🔹دومین همایش بین‌المللی تمدن ایرانی-اسلامی با محوریت «نقش زنان در تمدن ایرانی؛ از روزگار باستان تا امروز» در تاریخ ۱۰ بهمن‌ماه برگزار می‌شود. 📆مهلت ارسال چکیده مقالات تا ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ (۲۲ اوت ۲۰۲۶) تعیین شده است. 🔖این رویداد در ادامه موفقیت نخستین کنفرانس بین‌المللی تمدن ایرانی ـ اسلامی برگزار می‌شود که در ۲۹ و ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ (۱۸ و ۱۹ فوریه ۲۰۲۶) در شهر وین، با حضور استادان دانشگاه، ایران‌شناسان و پژوهشگران از کشورهای مختلف برگزار شد. 📣محورهای اصلی همایش : رهبری سیاسی، دیپلماسی و حکمرانی؛ زبان، میراث مکتوب و حافظه فرهنگی؛ علم، سلامت و تحول اجتماعی؛ و معنویت، اخلاق و مرجعیت فکری است. 🔰مقالات تطبیقی، هنری و مطالعات تاریخی و سیاسی مرتبط با موضوع کنفرانس نیز مورد استقبال دبیرخانه قرار خواهند گرفت. 🌐شیوه‌نامه ارسال مقالات و ثبت‌نام: www.wisdomhouse.at 🌐آثار خود را از طریق نشانی‌های office@wisdomhouse.at و wisdomhouse.vienna@gmail.com به دبیرخانه همایش ارسال کنند. 📎 اطلاعات بیشتر