۳. دیزی جونز و گروه شش
شاید اسمش رو شنیده باشین، به معنای واقعی کلمه با این کتاب زندگی کردم. همه چیزش متفاوت بود؛همه چیز.
نوع گفتار شخصیت ها مثل مصاحبه بود، هر یکی دو خط راوی داستان عوض میشد. شاید فکر کنین که چه مسخره و اصلا بهش جذب نمیشین، اما برعکس عاشق نوع روایت داستان میشین چیزی که درنوع خودش منحصربفرده!
شخصیت ها محشرن، خود داستان عالیه، همشون نقص هایی دارن و باهاشون کنار میان.
داستان درمورد یه گروه راک تخیلیه در دهه ۸۰ و با تمام فراز و نشیب ها تعریفشون کرده. از ته دلت میخواد که آهنگاشون واقعی باشن و بهشون گوش بدی، اما متاسفانه فقط کتابه.
من قبل این کتاب به راک اند رول علاقهای نشون نداده بودم اما بعدش کم کم جذب شدم و شروع کردم به گوش دادن و خوشبختانه کلی آهنگ خفن پیدا کردم
۴. مردی به نام اوه
نمیتونم بگم به طور قطع این کتاب مورد علاقم از بکمنه، اما عاشقشم. چیزی که از بکمن دوست دارم شخصیت هاشن، این مرد توی شخصیت سازی خداست! تک تک شخصیت ها بهشون عمق داده شده و اصلا تخت نیستن. نمونش همین کتاب.
نمیدونم درموردش چی بگم، شاید شروع کتاب خوندنم بود. نه که قبلش نمیخوندم، درواقع کتاب های سنین کمتر رو میخوندم ولی بعد این کتاب انگار همه چیز با قبلش فرق میکرد.
این کتاب رو پنج_شش بار شاید خونده باشم. اون اوایل وقتی که تمومش میکردم، دوباره از اول شروع میکردم و با اینحال اصلا تکراری نبود. باز هم خوندنش حس خاصی رو بهم میداد.
توی یک کلمه، عاشقشم.
۵.شهسوار هفت پادشاهی
دیگه محشر بودن این کتاب ثابت شدهاس و نیازی نیست من چیز خاصی بگم، اما خب. از مارتین دنیاش رو دوست دارم، و خیلی اوقات هم شخصیت هاش رو. دنیا ها رو کامل و باور پذیر میسازه و مثل عصیانگران شخصیتها خاکسترین. البته نه که این دو کتاب شبیه باشن، اصلا شبیه نیستن!
در طول سفر دانک و اگ همراهشون بودم و واقعا کیف کردم ، اتفاقات جذابی میفتاد و به هیچ وجه حوصله سر بر نبود.
راستش داستان خرید این کتاب هم به نوع خودش بامزس و دوست داشتنی، اون موقع قیمتش خیلی کم بود و اصلا یادم میفته خندم میگیره:))
اگه خواستین از باژ بگیرین شومیز بگیرین ولی حدالامکان از باژ نگیرید
اینا بینقص ترین کتابایی هستن که میشناسم، یه سری کتاب دیگه هم هستن که عاشقشونم اما یک سری نقص هم دارن پس اونا رو معرفی نکردم. سه ساعته دارم تایپ میکنم، بخونیدیمسمس،سمس
هدایت شده از چمدان بی صاحب-66
توی کتاب سینوهه پزشک فرعون،سینوهه اینطور بیان کرده:منجمان از روی حرکت اجرام متوجه شدند که اگر کسی در اخرین روز هفته سرکار،خونهی فامیل؛درکل از خونهش بیرون بره اتفاقات ناگواری برای خودش و اون شخصی که به ملاقاتش میره رخ میده برای همین مردم بابل در اخرین روز هفته،یعنی روز جمعه سرکار نمیرفتن و توی خونه میموندن
دفتر مدار معلق
توی کتاب سینوهه پزشک فرعون،سینوهه اینطور بیان کرده:منجمان از روی حرکت اجرام متوجه شدند که اگر کسی در
وای سینوهه واقعا محشرترین کتاب تاریخیه که میتونید بخونید.
هدایت شده از گمشده در الفهیم(Ravkan version)🦉