eitaa logo
دفتر مدار معلق 📟
43 دنبال‌کننده
127 عکس
2 ویدیو
0 فایل
کاش یه فضانورد بودم توی مریخ که همه راه های ارتباطیش قطع شده بود. http://nskhat.ir/send?public_token=inja12-a7a1a1 راه ارتباطی من و شمادوست عزیز
مشاهده در ایتا
دانلود
میگل کاستیو/Miguel castillo جنسیت: مذکر کشور ساکن: متولد مکزیک، ساکن در آمریکا تولد: ۱۹۸۰ مرگ: ۲۰۲۰ به دلیل : سکته قلبی درخواب خلاصه معروفترین کتاب: "آنجا ها" آنجا ها یک کتاب روزمره با چاشنی طنز تلخ است که با چندین و چند داستان کوتاه چاپ شده. به گفته خوانندگان، این مجموعه داستان های حوصله سر بر را به غیرجذاب ترین شکل ممکن با توهم ها مخلوط و به تصویر میکشد. اما همین جذاب نبودن توانسته حسابی برای کاستیو اسم و رسم جور کند! تمام داستان ها زندگی حقیرانه مردی بی‌اسم را به تصویر میکشد که مدام تصاویر مختلف را جلوی چشمش میبیند و با عمل به چیزی که در تصویر گفته شده اتفاقات عجیبی برای وی می‌افتد. از طرف مدار؛ برای پیتزافروشی عزیز🤍
سوفیا لوپز/ sofia lopez جنسیت: مونث کشور ساکن: آرژانتین تولد: ۱۹۹۱ زنده خلاصه معروف ترین کتاب: "سنگ قبر" کارلوس خوب بلد بود چطور مردم را بازی دهد. در سنگ قبر قرار نیست به دنبال قاتل بگردید، بلکه داستان از دید قاتل روایت میشود و شما باید کارآگاه را پیدا کنید. وگرنه؟ لو میروید. کارلوس،دلیل خاصی برای قتل ندارد. شاید فقط چون که یک لذت کوتاه را میتواند با چنین کاری تجربه کند؛ اما این باعث نشده که یک قاتل باشد. او جلوی خودش را خواهد گرفت، برای جلوگیری از تبدیل شدن به انگل اجتماع. اما خب، میتوان گفت آن شب غیرعمد بود، نبود؟ نه؛قطعا. کارلوس لذت برد، هرلحظه اش را. و حالا میخواهد کاراگاه پرونده را پیدا کند. درنهایت: کارلوس فرار میکند و دیگر هیچ انگیزه ای ندارد. کسی دیگر از او خبری نمیشنود و زنجیره قتل ها متوقف میشود. از طرف مدار؛ برای زیرشیروونی عزیز🤍
نیا کامائو/nia kamau جنسیت:مونث کشور ساکن: کنیا تولد: ۱۹۸۰ زنده خلاصه معروف ترین کتاب: "مراقب باشید! یک روح اینجا نابود شده." به هر روحی بدن نمیدهند، و هر روحی که بی‌بدن بماند به سان یک استعداد برای روحی دیگر کار میکند. از نگاهی دیگر ، هر استعداد یک روح ناکامل است که فرصت زندگی نداشته. بورد روح ناکامل تنهایی‌ست که به تازگی از نبردی در صاحب قبلی‌اش جان سالم به در برده و حالا به یک صاحب جدید خدمت میکند. بعد از دیدن جدید ترین استعداد صاحبش، بسیار به او شک میکند . استعداد جدید، نایتمر، به بورد میگوید که میتواند به او یک بدن بدهد. اما به آن شرط که روح صاحبش را بدزدد. در نهایت: نایتمر در راه رسیدن به روح کشته میشود و بورد به روح میرسد، اما در لحظه آخر منصرف شده و روح خودش را به صاحبش اهدا میکند. از طرف مدار؛ برای هاثورن عزیز🤍
واهاری راسوا/Voahary rasoa جنسیت: مونث کشور ساکن: برزیل تولد: ۱۸۱۴ مرگ:۱۹۰۲ به دلیل: سن بالا خلاصه معروفترین کتاب: "زمین گرد نفرین شده" داستان عجیبی‌ست از مردی بی‌نام که مغزش در تسخیر یک روح به سر میبرد و جسمش توسط شکنجه گران یک سرزمین خیالی آزار میبیند. مرد به دلیل تسخیر شدن هیچ دردی احساس نمیکند، فقط انگار دارد از پشت یک نمایشگر شکنجه شدنش را تماشا میکند. این اثر عجیب پس از انتشار ، شایعات زیادی داشت. بخصوص که بعد از مرگ واهاری منتشر شد و برخی گفتند که آن مرد، تصور واهاری از خودش است . در نهایت هیچ اتفاق خاصی نمیفتد، فقط مرد شخصیت اصلی جان میدهد و میمیرد. داستان پر از صحنه های ترسناک شکنجه و چندش آور است و به همین دلیل وقتی کسی از زندانی آزاد میشد، مردم فکر میکردند آتش زدن این کتاب باعث میشود که دیگر هرگز به زندان نروند. از طرف مدار؛ به یاشیل عزیز🤍
آندریوس ژوکاس/Andrus zukas جنسیت: مذکر کشور ساکن: لیتوانی تولد: ۱۹۶۸ مرگ: ۲۰۱۱ به دلیل: قتل غیرعمد توسط خواننده پروپاقرص کتابش( در سال ۲۰۱۰ آندریوس با یکی از طرفدارانش برنامه نامزدی ریخت و وقتی که از یک انتشارات داشت شکایت میکرد، نامزدش احساس ناامنی کرد و هلش داد. در نهایت به دلیل خونریزی مغزی جان داد) خلاصه کتاب( هیچ کتاب معروفی در زمان زندگی نداشت، تنها یک کتاب بعد از مرگش کمی دیده شد): "پژمرده ها را گرامی دار" در دنیایی که هرکس وجه تاریکش را میکشد، نکشتن وجه تاریک بسیار پلید توصیف شده و هرکسی را به ویرانگی میکشاند. اوگاتا که زندگی چندان جذابی ندارد، به توصیه برادرش پیش پاکسازی میرود که سال هاست نیمه های تاریک را میکشد تا مردم را از تاریکی دور کند. اوگاتا چندان وجه تاریک را جدی نگرفته، اما برادرش حسابی از این اتفاقات وجه تاریک میترسد. اما چه میشود اگر اوگاتای ساده، تصمیم بگیرد به جای کشتن نیمه تاریکش، نیمه های تاریک دیگر راهم جمع و تصاحب کند؟ درنهایت: وجه های تاریک دنیا را به ورطه نابودی میکشانند، اوگاتا حالا چندین نوجوان پیرو پیدا کرده. اما اوضاع از کنترل خارج میشود و پایان دنیا رقم میخورد. از طرف مدار؛ به جادوزار عزیز🤍
نامدار آذرنوش/namdar azarnoosh جنسیت: مذکر کشور ساکن: ایران تولد: ۱۳۴۷ زنده (۵۸ ساله) خلاصه معروف ترین کتاب(اسارت آسمانی): سال ها پیش، آسمان فرو ریخت. نه به عنوان یک استعاره بلکه یک اتفاق واقعی. مردم یک دهکده کوچک، در چارچوب چهار تکه از آسمان گیر افتادند و دریافتند که تنها پناهشان خودشان‌اند. هر کس که به آسمان دست میزد، تنها آینده اش مرگ بود. همزمان با زیاد شدن جمعیت دهکده، آنها مجبور به ساختن شهر های زیرزمینی شدند و تنها رئسا روی سطح زندگی میکردند. حالا، پیام، پسر جوانی که در حقیر ترین طبقه زندگی میکرد، میخواهد از آنجا فرار کند و برای یکبار هم که شده سطح زمین را ببیند. درنهایت: بعد از اینکه پیام لایه های آسمان را میبیند، موفق میشود از آنها عبور کند. و میفهمد همه انسان ها به جز اهالی دهکده بر اثر برخورد آسمان مرده اند. از طرف مدار؛ به گردآفرید عزیز🤍
اولگا موروزووا/Olga morozova جنسیت: مونث کشور ساکن: متولد روسیه، ساکن در ارمنستان تولد: ۱۹۹۹ زنده خلاصه معروف ترین کتاب(یک مجموعه داستان با اسم "ممنوعه" و داستان های جداگانه): جلد سوم ممنوعه، دایره نزدیکان: آزمایشگاه سورین توانسته یک دستگاه عجیب برای جداکردن روح از بدن و نابود کردن ذره ذره روح اختراع کند، وقتی که اولین موش آزمایشگاهیشان به جای نابود شدن روحش، تبدیل به یک ابرقهرمان میشود چه اتفاقی خواهد افتاد؟ ولادیمیر قرار نیست مردم را نجات دهد، فقط یک دایره محافظ در خودش درست کرده تا از دست دانشمندان دیوانه سورین در امان باشد. دانشمندان سورین به هیچ راهی نتوانستند به داخل دایره محافظ ولادیمیر راه پیدا کنند، پس نقشه ای بسیار شوم میکشند. داریا، نسخه آزمایشی دیگرشان را مجبور به ارتباط با ولادیمیر میکنند. به او میگویند که باید اعتماد ولادیمیر را جلب کند و وارد دایره اش شودتا او را بکشد، اما اگر موفق نشود روحش را ذره ذره نابود میکنند. اما چه میشود اگر داریا عاشق ولادیمیر شود؟ در نهایت: ولادیمیر قدرت های خویش را به داریا میدهد ، اما به دلیل وابستگی بدنش به قدرت ها فقط میتواند چند ساعت زنده تحمل کند. داریا با قدرت های ولادیمیر اهالی سورین را میکشد اما متوجه میشود ولادیمیر تمام کرده. در حال سوگواری، کسی به پشت شانه اش میزند. انگار که دانشمندان سورین توانسته بودند که روح ولادیمیر را جدا کنند و داریا متوجه میشود روح ولادیمیر هنوز روی زمین است، پس بدن یکی از دانشمندان سورین را به او تقدیم میکند. آنها تا ابد در آزمایشگاه سورین به خوبی و خوشی زندگی میکنند. ازطرف مدار؛ به نمیدونم عزیز🤍
اسم: هنری رایت / henry wright جنسیت: مذکر کشور ساکن: بریتانیا تولد: ۲۰۰۱ مرگ:۲۰۲۵ به دلیل: زوال عقل_مشکل ژنتیکی خلاصه معروف ترین کتاب (تنها یه کتاب داشت که همون هم معروف شد): لئو و فلورانس ، بعد از نابود شدن کشورشان _ سامیرا _ مجبور میشوند همراه بازماندگان به همان کشوری که با حمله ترسناکش سامیرا را نابود کرد _لورین_ پناه ببرند. هر دوی آنها عاشق هم‌اند و هیچ مانعی جلوی رویشان برای ازدواج وجود ندارد. البته، جز اینکه کشور لورین وقتی متوجه ازدواجی میشوند، سریعا سعی میکنند در پنهان آن زوج را تضعیف کنند. چرا که از زاد و ولد دوباره سامیرایی ها وحشت دارند و میترسند مردم سامیرا بر علیه آنها قیام کنند. لئو تنها کسی‌ست که از این موضوع دارد، و رهبری عده ای از سامیرایی ها را به عهده میگیرد تا بتوانند یه زندگی خوب برای همدیگر بسازند و قیامی بر علیه لورین کنند. در نهایت: قیام لئو با شکست مواجه میشود و فلورانس به دست سامیرایی ها اسیر میشود. لئو برای آزادی فلورانس جان خودش را میدهد و در نهایت فلورانس برای ادامه حیات با پرنس لورین ازدواج میکند. بازماندگان سامیرا از لورین فرار میکنند و در یک جزیره کوچک متعلق به کشور آرمان ساکن میشوند. از طرف مدار؛ به لحظه گم شده عزیز🤍
تقدیمی ها؛امیدوارم دوست داشته باشید^^
به نظرم خودکشی بهترین راهه دلیل هم زیاده واسه قانع کردن خدا:)))