سمفونی دلقک ها.
شبتون بخیر.
«گریه نمیکنم من، دلم شکسته اما، چیزی نگفته ام من به مامان و به بابا.»
سمفونی دلقک ها.
«گریه نمیکنم من، دلم شکسته اما، چیزی نگفته ام من به مامان و به بابا.»
من وقتی گند میزنم تو زندگیم:
وقتشه به ماه زل بزنیم، و انقد آهنگ گوش بدیم و فکر کنیم تا در آخر دچار ماه زدگی بشیم.
در اینجا تنهایی مطلق حاکم است.
فقط تویی، افکار شناور و آدم های خیالی. هر قدر میخواهی میتوانی اجازه بدهی تا خیالات، تو را در خود غرق کنند. آیا کسی برای نجات می آید؟
هر چه پیش آید اینجا را ترجیح میدهی به دنیای واقعی و آدم هایش، که البته گمان نکنم آدم هایش واقعی باشند، همه شان فرزندان دروغ و تظاهر و فریب هستند.
زبانشان از قلب و روحشان زمین تا هفت آسمان فاصله دارد.
در آن جا کسی صدایت را می شنود؟ کسی پای حرف هایت مینشیند؟ کسی به وجودت پی می برد؟
ولی اینجا گوش های بسیاری در انتظار حرف هایت هستند، دیگر خبری از آن حس نامرئی بودن نیست،
می توانی خودت باشی، به دور از احساس گناه و مزاحمت های پی در پی افکار افسار گسیخته ات.
آری اینجا خانه ی امن من است و نمیخواهم ترکش کنم. ولی این را یادت باشد که این اقیانوس بی انتها در آخر تو را خواهد بلعید. مراقب باش بیش از حد در این دریای خروشان با ظاهری آرام، مشغول شنا نشوی، شاید در آخر به آخرین شنایت بدل شود.
#خزعبلات.