دیشب میخواستم حرف بزنم، از همه چی، از دلتنگیام، آرزوهام، خواسته هام... و حرف هم زدم
یعنی یه طومار نوشتم، ولی بعدش پاک شد، خودم پاک کردم. با خودم گفتم که کی واقعا براش مهمه؟
کی اهمیت میده به چرت و پرتای توی مغزم؟ هیچکس، و آفرین هیچکس اهمیت نمیده.
پس بیخودی تلاش نکن، به قول شاعر که میگه درد دلت رو پیش کسی بگو که بلده و میتونه درمانش کنه.
ولی از اون ور یکی بهم میگه؛ تا وقتی چیزی نگی، زخمی رو نشون ندی نمیتونی انتظار داشته باشی درمانش کنن، پس چرا چیزی نمیگی؟ چیزی نشون نمیدی؟