هدایت شده از a girl written by angels
@pv_eleven
تو نگهبان کلبهی گمشدهی وسط مه هستی که فقط وقتی مه غلیظ میاد، تو جنگلهای دورافتادهی بیرون شهر پیدا میشه. یه نفر از بین درختا رد میشه و میگه: «کلبهای که تو نگهبانیش میکنی، هیچوقت روی نقشه نیست، ولی همیشه بوی چوب خیس و دود سیگار سال هشتاد و سه رو میده.»
هدایت شده از a girl written by angels
https://eitaa.com/Nummer_ett
تو نقاشی هستی که فقط رو دیوارهای متروک سوئیتهای چلسی میکشی. یه نفر میاد و میگه: «اگه این دیوارا حرف بزنن، فقط اسم تو رو تکرار میکنن.»
هدایت شده از a girl written by angels
برای ممبر m
تو عکاس خیابونی هستی که فقط وقتی مه غلیظ میاد، شاتر میزنی. یه نفر میاد و میگه: «عکسای تو هیچوقت تاریخ نمیگیرن، فقط حس میگیرن.»
هدایت شده از a girl written by angels
https://eitaa.com/peeach
تو گارسون کافهای هستی که فقط شبهای بارونی شیفت میمونه. یه نفر میاد و میگه: «تا وقتی تو باشی، این میز خالی نمیمونه.»
هدایت شده از a girl written by angels
https://eitaa.com/kolbeh_jangaly_A
تو نوازندهی پیانو قدیمی هستی که فقط تو لابی هتلهای ارزون میزنه. یه نفر از دور گوش میده و میگه: «هنوز همون ملودی سال هشتاد و پنج رو داری.»
هدایت شده از a girl written by angels
https://eitaa.com/atticlibrary
تو نویسندهی نامههای بیآدرس هستی که فقط تو کافههای دودگرفته چهلودوم استریت مینویسی. یه نفر میاد و میگه: «نامههایی که تو مینویسی، هیچوقت به دست صاحبشون نمیرسن، ولی همیشه خونده میشن.»
هدایت شده از a girl written by angels
امیدوارم خوشتون بیاد خوشحال میشم نظرتونو بدونم چه مثبت چه منفی:>