16. #frigid : ˈfrɪdʒəd
very cold
خیلی سرد
a. It was a great hardship for the men to live through the frigid winter at Valley Forge.
برای افرادی که در یخبندان زمستان از دره "فورگ" جان به در بردند، شرایط بسیار سخت بود
b. The jealous bachelor was treated in a frigid manner by his girlfriend.
دوست دختر مرد مجرد و حسود، با سردی با او رفتار کرد
c. Inside the butcher's freezer the temperature was frigid.
داخل فریز قصابی، دما بسیار سرد بود
🍂 @coding_504 🍂
#frigid
معنی: بسیار سرد، بی روح، غیر دوستانه
کدینگ: فری جدی و بسیار سرد رفتار میکنه
🍂 @coding_504 🍂
16. #frigid : ˈfrɪdʒəd
very cold
خیلی سرد
a. It was a great hardship for the men to live through the frigid winter at Valley Forge.
برای افرادی که در یخبندان زمستان از دره "فورگ" جان به در بردند، شرایط بسیار سخت بود
b. The jealous bachelor was treated in a frigid manner by his girlfriend.
دوست دختر مرد مجرد و حسود، با سردی با او رفتار کرد
c. Inside the butcher's freezer the temperature was frigid.
داخل فریز قصابی، دما بسیار سرد بود
🍂 @coding_504 🍂
#frigid
معنی: بسیار سرد، بی روح، غیر دوستانه
کدینگ: فری جدی و بسیار سرد رفتار میکنه
🍂 @coding_504 🍂
16. #frigid : ˈfrɪdʒəd
very cold
خیلی سرد
a. It was a great hardship for the men to live through the frigid winter at Valley Forge.
برای افرادی که در یخبندان زمستان از دره "فورگ" جان به در بردند، شرایط بسیار سخت بود
b. The jealous bachelor was treated in a frigid manner by his girlfriend.
دوست دختر مرد مجرد و حسود، با سردی با او رفتار کرد
c. Inside the butcher's freezer the temperature was frigid.
داخل فریز قصابی، دما بسیار سرد بود
🍂 @coding_504 🍂
#frigid
معنی: بسیار سرد، بی روح، غیر دوستانه
کدینگ: فری جدی و بسیار سرد رفتار میکنه
🍂 @coding_504 🍂