🌹هوالمحبـــــــوب
🌹رمان زیبا و واقعے #اینڪ_شوڪران
🌹قسمت #پنجاه_وچهار
منوچهر دراز کشید روی تخت،..
پشتش رو به ما کرد و روی صورتش رو کشید...زار میزد...😭
تا شب نه آب خورد، نه غذا...
فقط نماز میخوند...
به من اصرار می کرد بخوابم.
گفت:
_"حالش خوبه چیزی نمیشه"
تا صبح رو به قبله نشست و با حضرت زهرا حرف زد...
می گفت:
_"من شفا می خواستم که اومدی و منو شفا بدید؟ اگه بدونم #شفاعتم رو می کنید، نمیخوام یه ثانیه ی دیگه بمونم. تا حالا که #ندیده_بودمتون دلم به فرشته و بچه ها بود، اما #حالادیگه نمیخوام بمونم".
اینا رو تا صبح تکرار می کرد. به هق هق افتاده بودم.😣😭
گفتم:
_"خیلی بی معرفتی منوچهر. شرایطی به وجود اومده که اگر شفات رو بخوای، راحت میشی... ما که زندگی نکردیم.تا بود، جنگ بود. بعدشم یه راست رفتی بیمارستان. حالا میشه چند سال با هم راحت زندگی کنیم"
گفت:
_"اگه چیزی رو که من امروز #دیدم میدیدی، تو هم نمی خواستی بمونی"
#چهل_شب_باهم_عاشوراخوندیم.
گاهی میرفتیم بالاي پشت بوم میخوندیم....
دراز می کشید و سرش رو میذاشت روي پام و من #صدتالعن و #صدتاسلام رو می گفتم.😭😭
انگشتامو میبوسید و تشکر می کرد....
همه ي حواسم به منوچهر بود.
نمیتونستم خودم رو ببینم و خدا رو.
همه رو واسطه می کردم که اون بیشتر بمونه.
اون توي دنیای خودش بود و من توي این دنیا با منوچهر....
برام مثل روز روشن بود که منوچهر دم از رفتن میزنه، همین موقع هاست....😭
ادامه دارد..
🌹http://eitaa.com/cognizable_wan
🌹هوالمحبـــــــوب
🌹رمان زیبا و واقعے #اینڪ_شوڪران
🌹قسمت #پنجاه_وپنج
کناره گیر شده بود و کم حرف...
کاراي سفر رو کرده بودیم.
بلیت رزرو شده بود...
منتظر ویزا بودیم ...
دلش می خواست قبل از رفتن، دوستاش رو ببینه و خداحافظی کنه
گفتم:
_"معلوم نیست کی میریم "
گفت:
_"فکر نمیکنم ماه شعبان به آخر برسه. هر چی هست #توي_همین_ماهه "
بچه هاي لجستیک و دوالفقار و نیروی زمینی رو دعوت کردیم...
زیارت عاشورا خوندن و نوحه خونی کردن...
بعد از دعا، همه دور منوچهر جمع شدن.
منوچهر هی می بوسیدشون...
نمیتونستن خداحافظی کنن...
میرفتن دوباره بر میگشتن، دورش رو میگرفتن...
گفت:
_"با عجله کفش نپوشید "
صندلی رو آوردم...
همین که می خواست بنشینه، حاج آقا محرابیان سرش رو گرفت و چند بار بوسید....
بچه ها برگشتن.گفتن:
_"بالاخره سر خانم مدق هوو اومد!
گفتم:
_"خداوکیلی منوچهر، منو بیشتر دوست داري یا حاج آقا محرابیان و دوستاتو؟!"
گفت:
_"همتونو #به_یه_اندازه دوست دارم"
سه بار پرسیدم و همین رو گفت.
نسبت به ✨بچه هاي جنگ✨ همین طور بود. هیچ وقت نمیدیدم از ته دل بخنده مگه وقتی اونا رو میدید...
با تمام وجود بوشون میکرد...
و میبوسیدشون...
تا وقتی از در رفتن بیرون، توي راهرو موند که ببیندشون...
روزای آخر منوچهر بیشتر حرف می زد و من گوش می دادم...
می گفت:
_"همه ی زندگیم مثل پرده ی سینما جلوی چشمم اومده"
گوشه ی آشپزخونه تک مبل گذاشته بودم...
می نشست اونجا...
من کار می کردم و اون حرف می زد...
خاطراتش رو از چهار سالگی تعریف می کرد....
ادامه دارد..
🌹http://eitaa.com/cognizable_wan
💫 ارزش و اهمیت صلوات
🌷از امام صادق علیه السلام پرسیدند:
یوم الحسره، کدام روز است که خدا می فرماید:
بترسان ایشان را از روز حسرت.
حضرت جواب دادند:
آن روز قیامت است که حتی نیکوکاران هم حسرت می خوردند که چرا بیشتر نیکی نکردند.
پرسیدند: آیا کسی هست که در آن روز حسرت نداشته باشد؟
حضرت فرمودند:
آری، کسی که در این دنیا مدام بر رسول خدا صلوات فرستاده باشد.
(وسائل الشیعه ج۷ ص۱۹۸)
🌸 الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
http://eitaa.com/cognizable_wan
تو زندگی همیشه آدم هایی برنده میشوند که جرأت داشته باشند.
هر وقت در برابر سختی قرار گرفتی،
این رو بذار جلو چشمت.
کسی که شجاع باشه، همیشه برنده ست!
- پرونده هری کبر
- ژوئل دیکر
http://eitaa.com/cognizable_wan
تاوقتی که همسرمان را آزاد نگذاریم نمیتوانیم مدعی شویم که به او اعتماد داریم
شک بی مورد ممنوع!
بدانید هرمخفیکاری حتما نشانه خیانت به شما نیست و میتواند دلایل مختلفی داشته باشد!
🏡 http://eitaa.com/cognizable_wan
تمام كنيد اين ديدي گفتم ها رو
وقتی همسرتان اشتباه میکند؛
به او نگویید: "دیدی گفتم...!
چرا که، اگر از اشتباه كردن در حضور شما هراس داشته باشدشک نكنيد به تدريج ازشما دورخواهد شد
🏡 http://eitaa.com/cognizable_wan
توقع خود را بالا ببريد...
گران باشيد،
بگذاريد ديگران بهايتان را بپردازند..
بجنگند،تلاش كنند و صبر...
زيادي خوب و مهربان نباشيد،
زيادي كه خوب باشيد،زيادي ميشويد برايشان؛
پَسِ تان ميزنند...
ناديدهِ تان ميگيرند؛
فكر ميكنند چه هستند و كجا...
توقع شان بالا ميرود،ديگر خودتان راهم نمي شناسند...
به اندازه اي بها بدهيد كه حقشان است؛
حق را ضايع نكنيد...
بگذاريد بترسند از نبودنتان،
بدخلقي و كم محليِ تان...
بدانند ميتوانيد برويد اما عشق و حرمت را ميشناسيد...
گاهي وقت ها لازم است با اين جماعت مثلِ خودشان باشيد...
🏡 http://eitaa.com/cognizable_wan
انتخاب صحیح
✅زندگي #همراه می خواهد نه عاشق و شيفته!!
با كسی ازدواج كنيد كه مسير يكسانی با شما دارد و توانايی اين همراهی را در وجودش می بينيد،
بايد با فردی پيمان عقد بست كه معنی اين پيمان را بداند و مسئوليت آنرا بپذيرد، وگرنه ادعای عاشقی و دلباختگی را هر نوجوان پانزده ساله ای دارد!
تا آشنایی كامل با فرد نداشته باشيد و در سختیها و تنش ها واكنش او را نبينيد نمی توانيد ارزيابی روشنی داشته باشيد
به هنگام قرارهای عاشقانه و عشق بازی همه خوبند،
👈يار همراه در سختی آزموده می شود.
🏡 http://eitaa.com/cognizable_wan
#سیاستهای_زنانه
✨اگرقرار باشه فقط يك چيزی رو تو خودت تغيير بدی تابه همسرت نزديكتر بشی
كافيه وقتی درباره مشكلش صحبت میکنه فقط به حرف هاش گوش بدی
❌لطفا نصیحتش نکن..
🏡 http://eitaa.com/cognizable_wan
هرگز از همسرتان جدا نخوابید
حقیقت دارد که زوجها وقتی در کنار هم هستند، راحتتر به خواب میروند
بنابراین تحت هیچ شرایطی، حتی اگر با هم در حالت
قهر هم بودید، جدا از همسرتان نخوابید.
🏡 http://eitaa.com/cognizable_wan
#هر_دو_بدانیم
🍃 اگر همسرمان را برای مدت طولانی تحت فشار و زور قرار دهیم؛ به جایی خواهیم رسید که ممکن است هرگز دوباره صمیمیتی بین ما ایجاد نشود و بازگشتی وجود نداشته باشد!
❎ برای ایجاد و نگهداری رابطه با همسرمان، باید از رفتارهای مخرب و قطع کننده ارتباط دست برداریم.
👈 رفتارهایی از قبیل زور، اجبار، تحمیل، تنبیه، شکایت، سرزنش، کنترل، ریاست، غرغر، مقایسه، قهر و کنارهگیری و...
✅ به جای این رفتارهای تخریبگر، رفتارهای مهرورزی و پیوند دهنده را جایگزین کنیم.
👈 این رفتار عبارتند از گوش کردن، حمایت کردن، مذاکره، تشویق و دلگرمی، عشق و دوستی، اعتماد، پذیرش، گشادهرویی...
🏡 http://eitaa.com/cognizable_wan
⁉️به جای اینکه با شوهرمانند بازپرسرفتار کنید و زندگی را وارد همان چالشهایی کنید که از آنها میترسید، سعی کنید با ایجاد فضای با محبت در خانه، پایهزندگی مشترکرا محکمکنید
🏡 http://eitaa.com/cognizable_wan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⚪️ چک سفید امضا، هر مبلغی خواستی بنویس، ...
⭕ حاضری این چک رو نقد کنی؟
🔸 http://eitaa.com/cognizable_wan
در یک مدرسه راهنمایی دخترانه چند سالی مدیر بودم. روزی چند دقیقه مانده به زنگ تفریح، مردی باظاهری آراسته وارد دفتر مدرسه شد. گفت:
با خانم ناصری دبیر کلاس دوم کار دارم. می خواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال کنم.
از او خواستم خودش رامعرفی کند. گفت:
من گاو هستم! خانم دبیر بنده را می شناسند! بفرمایید گاو آمده! ایشان متوجه می شوند چه کسی آمده!
تعجب کردم و موضوع را به خانم ناصری، دبیرکلاس دوم گفتم. او هم تعجب کرد و گفت:
ممکن است این آقا اختلال روانی داشته باشد. یعنی چه گاو؟ من که چیزی نمی فهمم!
ناچار از او خواستم پیش آن مرد برود. با اکراه پذیرفت و رفت. مرد آراسته، با احترام به خانم دبیر ما سلام داد و خودش را معرفی کرد:
من گاو هستم!
معلم جواب سلام داد و گفت:
خواهش می کنم، ولی ...
مرد ادامه داد شما بنده را بخوبی می شناسید. من گاو هستم، پدر گوساله! همان دختر ۱۳ ساله ای که شما دیروز در کلاس، او را به همین نام صدا زدید...
دبیر ما به لکنت افتاد و گفت:
آخه، می دونید...
مرد گفت:
بله، ممکن است واقعاً فرزندم مشکلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق می دهم. ولی بهتر بود مشکل انضباطی او را با من نیز در میان می گذاشتید. قطعاً من هم می توانستم اندکی به شما کمک کنم.
خانم دبیر و پدر دانش آموز مدتی با هم گفتگو کردند...
آن آقا در خاتمه کارتی را به خانم دبیر ما داد و رفت. وقتی او رفت، کارت را با هم خواندیم. روی آن نوشته شده بود: دکتر فلانی، عضو هیأت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه.....
چند روز بعد از ایشان خواستم یک جلسه برای معلمان صحبت کنند، در کمال تواضع خواسته ام را قبول کردند، سخنرانی دلپذیری داشتند...ایشان میگفت:
خشونت آن گونه كه ما فکر می کنیم فقط محدود به خشونت فيزيكي و بدني نيست. عموما ما درگيري هاي فيزيكي یا تعرض جنسی را خشونت می دانیم. ولی واقعیت آنست که دامنة خشونت، حوزه های گسترده تري دارد از جمله خشونت زبانی.
وقتی توهین می کنیم،
قومی را مسخره می کنیم،
صاحبان یک عقیده را تحقیر می کنیم. وقتی تهمت یا برچسب می زنیم یا تهدید می کنیم،
همه اینها خشونت است؛
منتها خشونت زبانی. بدون خون و خونریزی است.
خشونت زبانی از درون می کُشد.
تا حالا هیچ کس را دیده اید به دلیل اینکه مسخره شده و یا فحش خورده باشد به اورژانس مراجعه کند؟
یا به پلیس شکایت کند؟
قربانیان خشونت زبانی، اثری از جای زخم بر بدنشان یا مدرک دیگری ندارند.
خشونت ابتدا در ذهن شكل مي گيرد
بعد خود را در زبان نشان می دهد
و سپس زمینه ساز خشونت فیزیکی می شود.
وقتی رهبر یک گروه سیاسی در جامعه، افراد طرف مقابل رااحمق، مغرض و فاسد معرفی می کند، ما به عنوان طرفداران او آمادگی لازم را پیدا می کنیم که در زمان مناسب با ماشین از روی آنها رد شویم.
چرا؟
چون دیگر آنها را شایسته زندگی نمی دانیم!
وقتی در یک ورزشگاه صد هزار نفری، طرفداران تیم مقابل را با دهها فحش آبدار و ناموسی می نوازیم، زمینه را برای زد و خورد بعد از بازی فراهم می کنی
وقتی دختر همسایه را داف خطاب می کنم،
راننده کناری را یابو،
مشتری را گاو،
دانش آموزم راخنگ
و فردقانون مداررا اُسکُل،
وقانون را درکلام زیر پا می گذاریم همه اینها خشونت های زبانی یعنی آمادگی برای خشونت رفتاری در آینده؛ از تعرض جنسی بگیرید تا صدمه فیزیکی.
چه باید کرد؟
اولین کار این است که مهارت گفتگو را بیاموزیم. فقدان مهارتهای گفتوگو باعث می شود افراد نتوانند آنچه که مدنظر دارند را بهزبان روشن بیان کنند و ایده و احساس خود را در یک کلام خشن و تند تخلیه می کنند. تمرین گفتگو تمرین تخلیه ذهن و قلب به شیوه ای غیرخشونت آمیز است.
دومین کار این است که به خودمان بارها و بارها یادآوری کنیم کشتن آدمها فقط به فرو کردن چاقو در سینه آنان نیست. دختر یا پسر، زن یا مردی که شخصیتش تخریب شده، شرافتش لکه دار شده، عزت نفسش لگدمال شده، دیگر زندگی نرمال نخواهد داشت.
به خودم یادآوری کنم جریان رقیب من، تیم مقابل، صاحبان دین و مذهب و اندیشه متفاوت از من، نه بی شعور هستند نه فاسدنه احمق نه هوس باز نه فریب خورده نه ...
آنها فقط انسان هستند، درست و دقیقا مانند من!
آنگاه یاد خواهم گرفت کلمه گاو را فقط و فقط برای خود گاو بکار بگیرم،
نه کمتر و نه بیشتر.
http://eitaa.com/cognizable_wan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مداحی زیبا در وصف شهدای کربلا
http://eitaa.com/cognizable_wan
مشکلات اقتصادی که بعضا خانواده ها با آن درگیرند نتیجه هوش اقتصادیِ پایین است. هوش اقتصادی در کودکی از بازی ها و اسباببازیها شروع می شود.
وقتی کشاورزی می کنید، گل می کارید، بذر می کارید بچه ها غیر مستقیم تمرین می کنند و یاد میگیرند که تولید اسباب بازی به جای خرید اسباببازی. اسباببازی ابزار بازی هست نه خود بازی..
🏡 http://eitaa.com/cognizable_wan
شهادت امام زین العابدین علیه السلام تسلیت
http://eitaa.com/cognizable_wan
اگر مردان از کار خود ناراضی باشند نمیتوانند روی روابط خود تمرکز کنند و اگر زنان از روابطشان ناراضی باشند نمیتوانند روی کارشان تمرکز کنند!
🏡 http://eitaa.com/cognizable_wan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
عملیات واکسن حکایت است از تلاش #سلبریتی_ها برای تخریب دولت جدید با استفاده از کلید واژه #واکسن
http://eitaa.com/cognizable_wan
#توکل_به_خدا
زنی زیبا که صاحب فرزند نمیشد
پیش پیامبر میرود و میگوید از خدا فرزندی صالح برایم بخواه.
پیامبر وقتی دعا میکند ، وحی میرسد او را بدون فرزند خلق کردم.
زن میگوید خدا رحیم است و میرود.
سال بعد باز تکرار میشود و باز وحی می آید که بدون فرزند است.
زن این بار نیز به آسمان نگاه میکند و میرود.
سال سوم پیامبر زن را با کودکی در آغوش می بیند.
با تعجب از خدا میپرسد: بارالها، چگونه کودکی دارد او که بدون فرزند خلق شده بود. !
وحی میرسد: هر بار گفتم فرزندی نخواهد داشت، او باور نکرد و مرا رحیم خواند.
رحمتم بر سرنوشتش پیشی گرفت.
با دعا سرنوشت تغییر می کند...
از رحمت الهی ناامید نشوید اینقدر به درگاهی الهی بزنید تا در باز شود...
ميان آرزوی تو و معجزه خداوند، ديواري است به نام اعتماد.
پس اگر دوست داري به آرزويت برسي با تمام وجود به او اعتماد کن.
هيچ کودکی نگران وعده بعدی غذايش نيست! زيرا به مهربانی مادرش ايمان دارد.
اي کاش ايمانی از جنس کودکانه داشته باشيم به خدا...
رحمت خدا ممکن است کمی تأخیر داشته باشد امّا حتمی است.
http://eitaa.com/cognizable_wan
زندگی تون رو سخت نگیرید
درگیر تجملات عذاب آوری که همه انرژی و درآمد شما را محاصره می کند نشوید.
كتابی خوندم به نام قانون 70٪!
70 درصد برنامه های آخرین مدل گوشی ها، بدون استفاده می ماند!
به 70 درصد سرعت یک ماشین گران قیمت و آخرین سیستم نیاز نیست!
70 درصد فضاهای یک ویلای لوکس، بدون استفاده می ماند!
70 درصد یک قفسه پر لباس، به ندرت پوشیده می شود!
از 70 درصد استعدادهایمان استفاده نمی شود!
70 درصد از محبت و عشقمان را ابراز نمي كنيم!
70 درصد از کل درآمد طول عمرمان، برای دیگران باقی می ماند!
روزهای مان می گذرد و پول های مان در بانک ها و عشق مان در سينه می ماند.
وقتی که زنده ایم فکر می کنیم پول کافی برای خرج کردن نداریم، اما وقتی که می میریم پول بسیار زیادی می ماند که هنوز خرج نشده
ثروتمندی می میرد و برای زنش 1.9 میلیون دلار در بانک باقی می گذارد و سپس زن با راننده شخصی شوهرش ازدواج می کند!
راننده می گوید:
همیشه برای رئیسم کار کرده ام
اما الان می فهمم،رئیسم برای من کار می کرد
و چقدر 70 درصد دیگه!!!!!!
http://eitaa.com/cognizable_wan
یڪی از دوستان ڪه وسایل خانگی میفروشد نقل میڪرد:
روزی در مغازه نشسته بودم ڪه مردی به مغازه من آمده و چیز بیسابقهای از من خواست.
گفت: برای یڪ هفته چند ڪارتن نوی خالی لوازم خانگی اجاره میخواهم.
پرسیدم: برای چه؟
چشمانش پر شد و گفت: قول میدهید محرم اسرار من باشید؟
گفتم: حتما.
گفت: دخترم این هفته عروسی میڪنه. جهاز درست حسابی نتونستم بخرم. از صبح گریه میڪند. مجبور شدم این نقشه را طرح ڪنم. ڪارتن خالی ببریم و توش آجر بزاریم تا دیگران نگویند جهاز نداشت.
چون میگویند: دختر بیجهاز مانند روزه بینماز است.
اشڪ در چشمانم جمع شد و...........
در دین اسلام بدعت گذاشتن امری حرام است. یڪی از این بدعتهای غلط بازدید جهاز دختر است. ڪه باعث رو شدن فقرِ فقرا میشود. ڪسی ڪه بتواند این بدعتها را به نوبه خود بشڪند و در عروسی خود ڪسی را به دیدن جهاز خود دعوت نڪند، یقین به عنوان مبارز با بدعت، یڪ جهادگر است و طبق احادیث جایگاه معنوی بزرگی دارد.
🔰🔰🔰🔰
http://eitaa.com/cognizable_wan
🌹هوالمحبـــــــوب
🌹رمان زیبا و واقعے #اینڪ_شوڪران
🌹قسمت #پنجاه_وشش
منوچهر هوس کرده بود با لثه هاش بجود...
#سالها غذاش پوره بود...
حتی قورمه سبزی را که دوست داشت برایش آسیاب می کردم که بخورد.
اما آن روز حاضر نبود پوره بخورد.
جگرها را دانه دانه سرخ می کردم و می گذاشتم دهان منوچهر.☺️
لپش را می کشیدم..
و قربان صدقه ی هم می رفتیم...😍
دایی آمده بود بهمون سر بزند.
نشست کنار منوچهر...
گفت:
_"اینها را ببین عین دوتا مرغ عشق می مانند "
از یه چیز خوشحالم و تاسف نمی خورم،.. اینکه منوچهر رو دوست داشتم...
و بهش گفتم...
از کسی هم خجالت نمی کشیدم...
منوچهر به دایی گفت:
_"یه حسی دارم اما بلد نیستم بگم. دوست دارم به فرشته بگم #ازتو به کجا رسیدم اما نمیتونم"
دایی شاعره.به دایی گفت:
_"من به شما میگم. شما شعر کنید سه چهار روز دیگه که من نیستم، برای فرشته #اززبان_من بخونید "
دایی قبول کرد...
گفت:
_"میارم خودت برای فرشته بخون "
منوچهر خندید😄...
و چیزی نگفت.
بعد از اون نه من حرف رفتن می زدم نه منوچهر...
اما صبح که از خواب بیدار می شدم آنقدر فشارم پایین میومد که می رفتم زیر سرم...
من که خوب می شدم، منوچهر فشارش میومد پایین....
ظاهرا حالش خوب بود...
حتی سرفه هم نمی کرد.
فقط عضلات گردنش می گرفت و غذا رو بالا می آورد.
من دلهره و اضطراب داشتم...
انگار از دلم #چیزی_کنده_می_شد.
اما به فکر رفتن منوچهر #نبودم....😣
ادامه دارد..
🌹http://eitaa.com/cognizable_wan