روزی در تاریخ مینویسند: درد انقدر گسترده بود که اشک ها نمیدانستند بر کدام شهر؛کدام زخم' ایران' فرو بریزند!
:: همـه چی ایرونیش خوبه ، فرش ایـرونی ،
غـذای ِ ایـرونی ، دختــر ایرونـي، چای ایرونی.
چه کردی با دل و جانم که من از ریشه ویرانم
کمی با من مدارا کن مگر من خاک ایرانم!🫠
_به یاد مادری که گفت:
سهم بچه ی من توی مملکت من 5تا گلوله بود.
_حیدر حیدر کنان به بچه ی من شلیک کردند.