هدایت شده از اطلسی چشمانش💙
بوی گلبرگهای پرسشده، فضای کوچکِ مغازه را پر کرده بود.
گلفروش با لبخند به دختر نگریست و دستگلی که از قبل اماده شده بود را جلوی دختر گذاشت و به سمت دیگر گلفروشی رفت.
دستهگلی پر از لوتوس های باز و نیمه باز بود
وسط گل ها یک گل کاغذی بود، دختر گل اریگامی را برداشت و بازش کرد.
نوشته شده یود:
«برای تو که همیشه در میانِ گِل و لایِ این دنیا، پاک ماندی. لوتوس، نمادِ تولدِ دوباره است. میدانم سختی کشیدی اما باز هم برخیز و همه چیز را از اول بساز .»*
دست خط دوست صمیمیاش بود.
گلش را در آغوش گرفت و با لبخندی ریز از گلفروشی کوچک بیرون رفت.
از طرف اطلسی
برای نورا✨