eitaa logo
صندوقچه ابزار محتوا | طیب 🇮🇷
2هزار دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
1هزار ویدیو
2.3هزار فایل
سلام نوش جان😊 🧡کانال اصلی 👇🏻 @MohsenTayeb 🛍🎁🖇💎
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📖🕊داستان راستان 🕊📖 روزی مردی گوسفندی را ذبح کرد و پس از آماده‌کردن آن، مشغول کباب‌کردنش شد. وقتی کارش تمام شد، رو به برادرش کرد و گفت: «برو دوستان و خویشاوندانمان را خبر کن تا امشب دور هم جمع شویم و با هم این غذا را بخوریم.» برادرش از خانه بیرون رفت، اما به جای آنکه دوستان و بستگان را صدا بزند، در میان روستا با صدای بلند فریاد زد: «مردم! کمک کنید! خانه ما آتش گرفته است!» صدای فریاد او در روستا پیچید. چند نفر از اهالی که نگران شده بودند، خودشان را به خانه رساندند تا برای خاموش‌کردن آتش کمک کنند. اما وقتی به خانه رسیدند، دیدند خبری از آتش نیست. در عوض، سفره‌ای پهن شده و بوی کباب تازه همه‌جا را پر کرده است. صاحبخانه نیز از آنها با غذا و نوشیدنی پذیرایی کرد. مهمانان نشستند و پس از مدتی، گوسفند کباب‌شده را با هم خوردند. کمی بعد، برادر صاحبخانه به خانه برگشت. وقتی دید عده‌ای از مردم دور سفره نشسته‌اند و غذایی باقی نمانده، با تعجب پرسید: «این‌ها چه کسانی هستند؟ من که گفتم دوستان و نزدیکانمان را خبر کن!» برادرش لبخندی زد و گفت: «همین‌ها دوستان واقعی ما هستند.» مرد با تعجب پرسید: «چطور؟» برادر پاسخ داد: «آدم‌هایی که گمان می‌کردیم دوست و خویشاوند ما هستند، وقتی شنیدند خانه‌مان آتش گرفته، حتی حاضر نشدند یک سطل آب برای خاموش‌کردن آتش بیاورند. اما همین چند نفر، بدون اینکه کسی آنها را صدا بزند، با شنیدن خبر آتش‌سوزی خودشان را به اینجا رساندند تا کمک کنند.» آن روز مرد فهمید که دوستی را نباید فقط در روزهای خوش و بر سر سفره‌ها سنجید. خیلی‌ها ممکن است هنگام کباب و مهمانی، خودشان را دوست و همراه انسان بدانند؛ اما ارزش واقعی یک دوست، زمانی آشکار می‌شود که خانه زندگی‌ات گرفتار آتش شده باشد. دوستان واقعی را در روزهای سخت می‌توان شناخت؛ قدرشان را بدانیم. @Content_Toolbox