♦️ نتانیاهو در صحبت دیروزش بارها با تمسخر حرف زد
این ۹ دقیقه دردناک، قابل توجه و تکراری بود:
ما میدانستیم او کجا است ( شهید نصرالله)، اما پرسش این بود که آیا باید او را هدف قرار بدهیم یا نه؟ این تصمیم سادهای نبود، چون او نفر دوم در محور ایران بود؛ دومین رهبر محبوب شیعهها در جهان شیعه؛ و فرزند محبوب (آیتالله) خامنهای به شمار میرفت.
(آیتالله) خامنهای با او همچون فرزند خودش رفتار میکرد. این مسأله مطرح بود که آیا هدف قرار دادن او میتواند جنگی را شعلهور کند؟ آیا میتواند حزبالله را وارد جنگ کند؟
وقتی اطلاعات جدیدی دریافت کردم ـ گزارشی ۸۰ صفحهای درباره نصرالله ـ آن را با دقت خواندم. به این نتیجه رسیدم که او باید از میان برداشته شود. به ویژه متوجه شدم که نصرالله بیشتر ایران را خط میدهد تا این که ایران او را کنترل کند. او محور محور بود، و حذف او به معنای شکستن کل محور میشد.
در کابینه بحث شد. دو نکته مطرح شد: اول این که آیا باید به آمریکاییها اطلاع بدهیم یا نه؟ من گفتم نه، نیازی نیست و نباید بگوییم.
دوم این که باید درباره پیامدهای جدی این کار فکر کنیم، چون ایران موشکهای بالستیک زیادی دارد که اگر به سمت اسقاطیل شلیک شوند، آسیب گستردهای وارد خواهند کرد.
کابینه مدت زیادی بحث کرد. اکثریت متمایل به حمله بودند اما برخی از مقامات عالیرتبه تردید داشتند. پس وزیر جنگ و رئیس ستاد ارتش وقت را به اتاقی جداگانه بردم و گفتم که به آمریکاییها چیزی نخواهیم گفت، شاید نهایتاً هنگام پرواز هواپیماها اطلاع بدهیم.
من باید برای سخنرانی در سازمان ملل آماده میشدم. در همان زمان خبر رسید که نصرالله قصد جابهجایی به مکانی دارد که ما دسترسی نداشتیم، اما من در هواپیما، در مسیر نیویورک، تصمیمم را گرفتم: باید او را حذف کنیم.
در هتل نیویورک جلسهی کابینهی تلفنی برگزار کردیم و تصمیم به حمله گرفتیم. در همان حال که متن سخنرانی را مینوشتم، با دو تلفن دیگر وضعیت عملیات و پرواز هواپیماها را دنبال میکردم.
پس از سخنرانی، در حالی که با خبرنگاران اسرائیلی ملاقات داشتم، یادداشتی به دستم رسید که فقط یک کلمه روی آن نوشته شده بود: «بوتسا» یعنی «انجام شد».
حذف نصرالله محور را شکست. او فردی غیرقابل جایگزینی بود هنوز هم جایگزینی برای او پیدانشده. این ضربه همچنین به بشار اسد هم لطمه زد، زیرا او در طول جنگ داخلی سوریه به نصرالله برای اعزام هزاران رزمنده متکی بود. بدون نصرالله، دیگر نیرویی برای نجات اسد وجود نداشت.
ایران، که سرمایهگذاری هنگفتی روی محور کرده بود، سعی کرد با اعزام لشکرهای هوابرد به سوریه اسد را نجات دهد، اما ما با فرستادن جنگندههای اف-۱۶، هواپیماهای ایرانی را مجبور به بازگشت کردیم. به این ترتیب، رژیم اسد که از حمایت غرب و شرق محروم شده بود، سقوط کرد.
برای اطمینان بیشتر، ۹۰ درصد از تجهیزات ارتش سوریه را نابود کردیم و جایگاههای خود را، از جمله در قلهی کوه هرمون، بهبود بخشیدیم.
در جمعبندی، آنچه انجام دادیم این بود که ضمن پیشبرد روند صلح با جهان عرب و مقابله با تهدید ایران، ورق را برگرداندیم: از وضعیتی که پس از ۷ اکتبر بسیاری فکر میکردند اسقاطیل نابود خواهد شد، به وضعیتی رسیدیم که اسرائیل به قویترین کشور منطقه تبدیل شد، آن هم در زمانی کوتاه.
این موفقیت به شجاعت بینظیر سربازان و فرماندهان ما بازمیگردد. آنها واقعاً شیرهای یهودا هستند: قهرمانان واقعی. چه آنهایی که کشته شدند و چه زخمیها افرادی که با وجود قطع عضو باز هم میخواهند به جنگ برگردند.
با وجود این، کار هنوز تمام نشده. ما باید جنگ در غزه را به پایان برسانیم، اسرا را بازگردانیم و حماس را کاملاً نابود کنیم. حماس دیگر وجود نخواهد داشت.
@ansoyesiasat | آنسوی سیاست
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سوراخی برای گزیده شدن در تمام فصلها!
انفجار بندر بیروت، انفجاری عملا در داخل مرزهای ایران سیاسی بود. بعد از این اتفاق قاعدتا تمام پروتکلهای امنیتی و ایمنی تمام بندرهای ایران و متحدانش باید تماما عوض میشد. اگر چنین اتفاقی افتاده بود آیا امروز شاهد چنین فاجعهای بودیم؟
برشی از جدال اپیزود ۶۷۲
ششم اردیبهشت ماه ۱۴۰۴
بندر شهید رجایی، حادثه یا خرابکاری؟
لینک برنامه:
youtu.be/8P7A03T1N84
دانش حیاتی
سوراخی برای گزیده شدن در تمام فصلها! انفجار بندر بیروت، انفجاری عملا در داخل مرزهای ایران سیاسی ب
این الگوی فاجعه مؤیدی است بر نفوذ سیستماتیک در دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی که آقای #احمدینژاد درباره آن افشاگری کرده است و پیشتر درباره آن نوشتهام. #شبکه_مخفی_ناتو
هدایت شده از تعاملِ اجتماعی، سیاسی درباره مسائل روز
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️نتانیاهو: نصرالله فرمانده توانمندی بود از جایی به بعد فهمیدم بیش از آنکه جمهوری اسلامی بر او اثرگذار باشد او بر جمهوری اسلامی اثرگذار است.
نصرالله در واقع «محورِ محور مقاومت» بودما به این نتیجه رسیدیم که حذف او شیرازه محور مقاومت را در کل منطقه از هم فرو میپاشد!
🆔 @pedarefetneh 🔜 #پدرفتنه
روز دختر را تسلیت میگم
🌷به همه دختران با عفاف و پاک سرزمینم که به خاطر انفعال چند تا مدیر سرگردان، پرچمهای دشمن در کوی و برزن را باید تحمل کنند. به آنانکه میترسند در ایران ، ایران حضرت معصومه، ایران شهید عصمت مهدوی، ایران قیام و معنویت، آری در چنین دیاری، میترسند با چادر بیرون بیایند. تسلیت میگویم حتی به دختران کشف حجاب کرده که میترسیم بندهای دشمن را از دست و پایشان باز کنیم تا اینطور نادانسته هویت خودشان را جلوی چشم پدرها و مادرها و خواهرها و برادرهایشان له نکنند.
🌷روز دختر را تسلیت میگویم به آن دختر بغض کرده بشاگردی که نمیداند آینده اش چه میشود وقتی وارد شدنش در دانشگاه یعنی زیستن کنار آنانکه لباس پوشیده و معنوی او را هو میکنند ، یعنی زیستن تحت مدیریت مدیرانی که میترسند ایمانشان را به چادر های زیبای دخترانه و سبک لباس عفیفانه ایرانی بر ملا کنند، نکند توهین بشنوند.
🌷روز دختر را تسلیت میگویم با دورانی که امر به معروف را زخم زدند و حجاب را رها کردند، و در عوض رقص زنان مکشوفه در "کوچه"را آزاد گذاشتند. تسلیت میگویم این همه انفعال من طلبه و توی مدیر را به ساحت دختر موسی بن جعفر ، تسلیت میگویم این بی رگی و بی غیرتی را به دختران مظلوم غزه، آنانکه به خاطر حرمت مقدسات و هویتشان مقابل گلوله دشمن جنایتکار جان میدهند. اف بر این همه بی خیالی. اف بر این همه انفعال. اف بر این همه بی تدبیری.
@ali_mahdiyan
بسم الله و السلام
📣 مهم: معرفی اصلی شبکه مخفی ناتو
از #شبکه_مخفی_ناتو قبلاً شواهد و مثالهایی از وقایع کشورمان ذکر کرده بودم. اما طرح اصل موضوع چون نیاز به صرف وقت برای نوشتن داشت تا الان به تأخیر افتاد. اما اخیراً با رجوع به مطالب آقای عبدالله شهبازی یک سلسله مقاله مختصر و مفیدی در اینباره از ایشان یافتم که برای معرفی کلی این موضوع بسیار شایان است.
«شبکه» از دوره جنگ سرد در اروپا شکل گرفته، بعد از جنگ سرد باقی مانده و شواهد حضور و فاعلیتش در ایران قبل و بعد انقلاب هم وجود دارد.
این «شبکه» که در انقلاب ایران غافلگیر شد، با تجدید برنامه، بلافاصله برای استحاله یا نابودی انقلاب فعال شد. این «شبکه» در تعارض با اراده ولی فقیه و جریان انقلاب، مهمترین عامل در شکلدهی به سرنوشت حکمرانی ما خصوصاً در سه دهه اخیر است. شواهد ظنی یا قوی برای تاثیرات مختلف این شبکه بعضاً قبلاً در این کانال ارائه شده که بسیار افزون بر موارد قطعی و واضح محدودی است که آقای شهبازی نام برده است.
مخلص کلام این که بخش اعظم سرنوشت و کارنامه جمهوری اسلامی به دست این شبکه شیطانی رقم خورده و نه ارادههای انقلابی و ولایی، و نظر اجمالی به وضعیت امروز کشور در عرصههای مختلف نیز بسیار گویا است.
در ادامه سلسله مقاله مهم و روشنگر استاد شهبازی ارسال میشود.
@criticalknowledge🧬دانش حیاتی
ما و «شبکه»
قسمت اول از سه قسمت
عبدالله شهبازی
پدیدهای که امروزه «شبکه» مینامیم، در ایران بسیار دیر شناخته شد؛ زمانی که آنقدر قدرتمند بود که بتواند این شناخت را به بنبست کشاند یا به بیراهه برد.
پدیده فوق از دهه ۱۹۹۰ میلادی، در فضای پس از فروپاشی اتحاد شوروی و پایان دوران ۴۵ ساله «جنگ سرد»، ابتدا در ایتالیا با نام «گلادیو» و سپس در ترکیه با نام «ارگنهکن»، شهرت جنجالی یافت و بتدریج در برخی کشورهای دیگر، با نامهای دیگر، موجودیت آن شناسایی شد.
«شناخت» فوق نه کامل بود و نه به خنثی شدن شبکههای مخفی دوران «جنگ سرد» انجامید، ولی روشن شد که این سازمان در پس بسیاری از کودتاها و بمبگذاریها و عملیات تروریستی دهههای پیشین ایتالیا و ترکیه و کشورهای اروپایی، و در بسیاری موارد در پوشش سازمانهای راست یا چپ افراطی، بوده است.
ربودن و قتل آلدو مورو، نخستوزیر پیشین ایتالیا (سالهای ۱۹۶۳- ۱۹۶۸، ۱۹۷۴- ۱۹۷۶)، از مهمترین موارد است که «بریگاد سرخ»، سازمان مارکسیستی- چریکی نامدار ایتالیا، انجام داد (۱۶ مارس- ۹ مه ۱۹۷۸) ولی در دهه ۱۹۹۰ معلوم شد که این اقدام عملیات شبکه گلادیو، از طریق «بریگاد سرخ»، بوده است.
شبکههای سری پیمان ناتو را دو چهره مقتدر اطلاعاتی جهان غرب، با اتکا بر امکانات پیمان ناتو و در چارچوب عملیاتی بنام «استی بیهایند»، از حوالی سالهای ۱۹۵۱- ۱۹۵۲ میلادی بنیان نهادند:
جرج کندی یانگ، قائممقام وقت سرویس اطلاعاتی بریتانیا (ام. آی. سیکس)، و ژنرال لوسین تراسکات، معاون وقت سیا مستقر در فرانکفورت آلمان. بگفته یکی از مأموران سابق ناتو، که به پروندههای عملیات سری در چند کشور اروپایی دسترسی داشته، میان سرویسهای بریتانیا و ایالات متحده آمریکا تقسیم کار وجود داشت؛ انگلیسیها مسئولیت فرانسه و بلژیک و هلند و پرتغال و نروژ را به دست گرفتند و آمریکاییها مسئولیت سوئد، فنلاند و مابقی اروپا را.
دوران حضور ژنرال لوسین تراسکات آمریکایی (متوفی ۱۲ سپتامبر ۱۹۶۵) در «ناتوی اطلاعاتی» کوتاه بود ولی جرج کندی یانگ تا زمان مرگ (۹ مه ۱۹۹۰/ ۱۹ اردیبهشت ۱۳۶۹) به تکاپوی خود ادامه داد. سالها پیش در مقالهای مفصل درباره جایگاه یانگ در تحولات تاریخ معاصر ایران، در مقام قائممقام وقت ام. آی. سیکس و «طراح و فرمانده کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲» سخن گفتهام. (فصلنامه مطالعات تاریخی، سال اول، شماره اول، زمستان ۱۳۸۲، صص ۹- ۵۷)
همان زمان و بعدها بارها به نقش کمپانی کلینورت بنسون، و شبکه مافیایی همبسته با آن بويژه رویال داچ شل و توتال و مجتمع بانکی HSBC، در ایران از تیر ۱۳۷۸ (سفر بزرگترین هیئت تجاری بریتانیا به ایران پس از انقلاب که کلینورت بنسون طراح آن بود) پرداختهام که یانگ، پس از خروج از ام. آی. سیکس، در پوشش عضو هیئت مدیره آن عمل میکرد.
هنوز نیز اطلاعات مربوط به یانگ کمیاب است. در سالهای اخیر است که نقش یانگ در ایجاد گروههای راست افراطی در بریتانیا و ساقط کردن دولت هارولد ویلسون (معروف به «ویلسون پلات» یا «توطئه علیه ویلسون») و اخیراً (۲۰۱۵) نقش او در پرونده جنجالی نقش شخصیتهای مهم بریتانیا در سوءاستفاده از کودکان (قربانی کردن کودکان) بیشتر آشکار شده است.
امروز| بازدید از محوطه باستانی شادیاخ نیشابور مربوط به سده سوم هجری.
هزار سال پیش، کوزهگری و شیشهگری و آهنگری، که شغل مردم بوده، از محیط خانه و زندگی جدا نبوده است.
یاد این فراز از «لذات فلسفه» ویل دورانت افتادم: «ناگهان کارخانه ها ظاهر شدند و مردان و زنان و فرزندان، خانه و خانواده را ترک گفتند و از زیر تسلط و وحدت حاکم بر خانواده فرار کردند تا در ساختمانهای غمانگیزی که نه برای پناه دادن انسانها بلکه برای حمایت ماشینها ساخته شده بود، به نحوی فردی و نه خانوادگی کار کنند و مزد خود را نیز به نحوی فردی دریابند».
@syjebraily
ما و «شبکه»
قسمت دوم از سه قسمت
«ناتوی اطلاعاتی» مختص به اروپا نبود. در سایر کشورهای متحد آمریکا و بریتانیا، بویژه آنان که در مجاورت اتحاد شوروی بودند، نیز شبکههای مخفی پدید آمد. مهمترین این کشورها ایران و ترکیه است.
این شبکه در ترکیه، با نام ارگنهکن، زودتر از ایران شناخته شد و جنجالهای فراوان برانگیخت که تا امروز ادامه دارد. ولی در ایران چنان ناشناختگی و سکوتی حاکم بوده است که تنها میتواند ناشی از اقتدار بینظیر یا کمنظیر «شبکه» باشد.
آگاهی ما، گامبگام، برغم موانع فراوان، با تلاش و ایثار کسانی که در این تکاپو گرفتار شدند، و در آغاز نمیدانستند با چه هیولایی مواجهاند، و تحمل آزار و رنج فراوان، از نیمه دوم دهه ۱۳۷۰ به دست آمد یعنی در زمانی که «شبکه» آنقدر قدرتمند بود که بتواند هر گونه تلاش پژوهشی یا دستاورد اطلاعاتی تصادفی را، که به این شناخت میانجامید، به بنبست کشاند و تمامی راههای آگاهی را مسدود کند.
امروزه میدانیم که در ماههای مشرف به پیروزی انقلاب، بویژه از زمان دولت جعفر شریفامامی(از ۵ شهریور تا ۱۴ آبان ۱۳۵۷)، برجستهترین چهرههای تاریخ اطلاعاتی دوران «جنگ سرد»، از جرج کندی یانگ و لرد ویکتور روچیلد تا سِر شاپور ریپورتر و یعقوب نیمرودی به ایران وارد شدند و در تهران مستقر بودند. آنان به چه کاری اشتغال داشتند؟ جمع کردن بساط خود و خداحافظی با ایران یا بررسی تمهیدات لازم و دقیق برای آینده کار در ایران؟