eitaa logo
دانش حیاتی
655 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
1.4هزار ویدیو
21 فایل
کانالی برای نخبگان منظر بین‌رشته‌ای به تحولات: الهیات، اقتصاد سیاسی، روابط بین‌الملل. مطالب قدیمی: https://eitaa.com/criticalknowledge/460 تحلیل‌ها و مقالات مهم در 📌سنجاق نامزد دکتری فلسفه اسلامی و محقق و مترجم علوم انسانی، تماس @mshessami87
مشاهده در ایتا
دانلود
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پاسخ ضعیف به ترور سلیمانی چگونه پازل دشمن را تکمیل کرد؟ در گفتگو با علی عبدی
مبارزه با قاچاق، از مهار قاچاق ارز آغاز می‌شود نئولیبرالیسم ایرانی هر از چند گاهی با نمایش قاچاق سوخت، خواهان دلاری کردن قیمت آن می‌شود. یک منطق ساده هم دارد و آن اینکه سوخت را گران می‌کنیم و از محل این گرانی، به ملت یارانه می‌دهیم. فارغ از اینکه ملت ایران یک بار این فریب را تجربه کرده و یارانه ۴۵ هزار تومانی به سرعت ارزش خود را از دست داده، «خرس خاله‌ها» به این واقعیت توجه ندارند که انرژی، آناناس نیست! گرانی آناناس تاثیری روی قیمت اقلام زندگی مردم ندارد، اما گرانی انرژی همه چیز را گران می‌کند. یافته مرکز پژوهش‌های مجلس این بود که ۱۰٪ افزایش قیمت بنزین، ۱.۵ واحد درصد تورم را افزایش می‌دهد. اخیراً وزیر اقتصاد نیز در یافته‌ای اذعان کرد هر ۱۰٪ افزایش قیمت انرژی ۴.۷ واحد درصد بر تورم می‌افزاید. به اینجای ماجرا که می‌رسیم، جمله آشنای «بد اجرا شد» تکرار می‌شود. واقعیت این است که اجرای خوب اساساً در کار نیست، چون مشکل از ایده است. اما چرا مشکل از ایده است؟ دلیل اصلی قاچاق سوخت در ایران را نباید در «ارزانی نامعقول سوخت» جست، بلکه باید آن را در «گرانی نامعقول ارز» و ساختار ناسالم نظام ارزی کشور دید. قاچاقچیان سوخت، نه به‌دلیل تفاوت قیمت بنزین، بلکه به‌دلیل تفاوت فاحش ارزش ریال با دلار و منطق سوداگرانه ناشی از آن، انگیزه صادرات غیرقانونی سوخت دارند. آنان در واقع از مرز انرژی وارد مرز پول می‌شوند: سوخت را صادر می‌کنند تا ارز به دست آورند و ارز را در بازار سیاه به ریال تبدیل کنند. اما ریشه گرانی نامعقول ارز در کجاست؟ در همان جایی که دولت اقتدار خود را از دست داده: در قاچاق ارز و فرار سرمایه. از ۱۳۹۷ تاکنون، نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار ارز صادرات غیرنفتی به کشور بازنگشته است. این حجم عظیم از «ارز مفقود» نه تنها تراز ارزی کشور را مختل کرده، بلکه با ایجاد کمبود مصنوعی ارز، نرخ دلار را بالا برده و به‌صورت زنجیروار، همه قیمتها را به آتش کشیده است. در این میان، مخالفان «پیمان‌سپاری ارزی کامل» ــ یعنی الزام صادرکنندگان به بازگرداندن ارز ــ در سمت قاچاقچیان ارز ایستاده‌اند. این مخالفت‌ها هرچند در ظاهر با شعار «آزادی اقتصادی» یا «اعتماد به بازار» توجیه می‌شود، در واقع پوششی است برای تداوم فرار ارز و سوداگری ارزی. قاچاقچیانی که با هر جهش نرخ ارز، ثروت‌های افسانه‌ای می‌اندوزند، در حقیقت از جیب ۹۰ میلیون ایرانی می‌دزدند؛ زیرا هر دلار خارج‌شده از کشور، به معنای بی‌ارزش‌تر شدن ریال است. عجیب آن است که همین گروه، که از قاچاقچیان ارز دفاع می‌کنند، ناگهان در نقش «مبارز با قاچاق سوخت» ظاهر می‌شوند و نسخه گران کردن سوخت را می‌پیچند. آنان با یک مغالطه خطرناک، می‌گویند چون بنزین در کشورهای همسایه گران‌تر است، باید قیمت داخلی را نیز بالا برد تا قاچاق از بین برود. اما این منطق، وارونه کردن رابطه علت و معلول است. ریشه قاچاق در تفاوت قیمت ارز است، نه در تفاوت قیمت سوخت. تا زمانی که ارزش پول ملی با سازوکارهای سوداگرانه تعیین شود، هر کالای داخلی (از سوخت تا سیمان و گندم) قابلیت قاچاق پیدا می‌کند. بنابراین، مبارزه واقعی با قاچاق، نه با گران کردن سوخت، بلکه با بازگرداندن اقتدار پول ملی و اعمال حاکمیت ارزی ممکن است. اگر ارز حاصل از صادرات به چرخه رسمی بازنگردد، نه بانک مرکزی می‌تواند سیاست پولی اعمال کند، نه دولت می‌تواند بودجه را مدیریت کند، و نه جامعه می‌تواند از ثبات قیمتی برخوردار باشد. در سطحی عمیق‌تر، ما با دو منطق متقابل روبه‌رو هستیم: منطق نخست، منطق ملی است که ارز را «دارایی عمومی ملت» می‌داند و بازگشت آن را وظیفه‌ای ملی و اخلاقی تلقی می‌کند. منطق دوم، منطق نئولیبرالی است که ارز را «ملک خصوصی» می‌داند و از رهاسازی کامل آن در بازار دفاع می‌کند. در عمل، پیروزی منطق دوم به معنای تسلیم حاکمیت اقتصادی در برابر شبکه‌های رانت، فرار سرمایه و فساد ساختاری شده است. در نتیجه، مسئله امروز کشور نه «ارزانی سوخت» است و نه حتی «گران بودن ارز»؛ مسئله اصلی، «بی‌صاحبی ارز» است. ارزی که باید پشتوانه تولید ملی باشد، در حساب‌های بانکی خارج از کشور یا در بازارهای غیررسمی گردش می‌کند. تا زمانی که این وضعیت اصلاح نشود، هر سیاستی برای اصلاح قیمت انرژی، جز افزودن بر نابرابری و فشار بر طبقات پایین نتیجه‌ای نخواهد داشت. عدالت اقتصادی در گرو بازگرداندن حاکمیت ملی بر ارز و انرژی است. اگر ارز، ابزار سلطه باشد و انرژی، ابزار جبران بودجه، جامعه‌ای شکل می‌گیرد که در آن فقرا هزینه سیاست‌های ارزی را می‌پردازند و ثروتمندان از تفاوت نرخ‌ها ثروت‌اندوزی می‌کنند. اصلاح این چرخه، نه با آزادسازی قیمت‌ها، بلکه با بازسازی اراده حاکمیت بر منابع ملی آغاز می‌شود. @syjebraily
📌 ترامپ درباره ترور قاسم سلیمانی: ما سه لایه از رهبران ایرانی، رهبران نظامی‌شان را کشتیم. می‌دانید، یکی پس از دیگری. ایران بسیار متفاوت شد و دیگر قلدر نبود. سلیمانی آماده حمله به پنج قلعه ما بود. می‌دانید، ما قلعه‌های مستقر در مکان‌های مختلف داریم و همه آنها آماده بودند، و ما اول آنها را گرفتیم. https://eitaa.com/westanews
دانش حیاتی
📌 ترامپ درباره ترور قاسم سلیمانی: ما سه لایه از رهبران ایرانی، رهبران نظامی‌شان را کشتیم. می‌دانید،
چقدر شنیدن این سخنان سخته چقدر خسارات هشت سال خیانت حسن فریدون سخته و چقدر سخت‌تر وقاحت او در طلبکاری از جریان انقلاب....
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺سریع القلم دیگر حتی شبه علم تولید نمیکند آشکارا میگوید مقابل دشمنی که میخواهد ما را له و برده کند ایستادگی نکنیم که چه؟ تا بشویم عراق که پنج تا ده سال بعدش هم بی‌ثبات باشیم آن موقع هم معلوم نیست تحریم را بردارند بردارند هم تازه معلوم نیست رشد کنیم نسخه بردگی و تحقیر و تسلیم از درون! سهم امثال سریع القلم از حمله دشمن و تحقیر ما، ایجاد بردگی فکری و شکستن در درون است تا زحمت دشمن کم شود
دانش حیاتی
🔺سریع القلم دیگر حتی شبه علم تولید نمیکند آشکارا میگوید مقابل دشمنی که میخواهد ما را له و برده کند ا
نفوذی فکری راکفلرها در جمهوری اسلامی که سالها برای سران اصلاحات در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص، وسواس خناس می‌کرده و اخیراً صریحاً از ملاقاتش با دیوید راکفلر، امپراطور اقتصادی آمریکا، پرده برداشته و به آن افتخار کرده! ... و دستگاه اطلاعاتی کشور ما هم دنبال نفوذی کف خیابان است!
📌اف‌ای‌تی‌اف ایران را از فهرست سیاه خارج نکرد! گروه ویژهٔ اقدام مالی اف‌ای‌تی‌اف در جلسهٔ امروزش مصوبهٔ ایران برای پیوستن به کنوانسیون پالرمو را به علت حق تحفظ‌هایی که ایران دربارهٔ شناسایی گروه‌های تروریستی قرار داده، نپذیرفت. در سپتامبر ۲۰۲۵، ایران به FATF گزارشی دربارهٔ تصویب کنوانسیون سازمان ملل متحد علیه جرایم سازمان‌یافتهٔ فراملی (پالرمو) ارائه کرد. درحالی‌که FATF این گزارش و تعامل ایران را ثبت کرده، در حال حاضر FATF ارزیابی می‌کند که حق تحفظ‌های ایران نسبت به پالرمو «بیش از حد گسترده است و انطباق داخلی ایران با پالرمو مطابق با استانداردهای FATF نیست». FATF همچنین یادآوری کرده که ایران از سال ۲۰۱۶ تاکنون اکثریت برنامهٔ اقدام خود را اجرا نکرده است. https://eitaa.com/westanews
💢ما هنوز هم چوب اعتمادهاى فراوان خود را به لیبرال‌ها مى‌خوریم 🔸من به طلاب عزیز هشدار مى دهم که علاوه بر اینکه باید مواظب القائات روحانى نماها و مقدس مآبها باشند، از تجربه تلخ روى کار آمدن انقلابى نماها و به ظاهر عقلاى قوم که هرگز با اصول و اهداف روحانیت آشتى نکرده اند عبرت بگیرند که مبادا گذشته تفکر و خیانت آنان فراموش و دلسوزیهاى بیمورد و ساده اندیشیها سبب مراجعت آنان به پستهاى کلیدى و سرنوشت ساز نظام شود. 🔹من امروز بعد از ده سال از پیروزى انقلاب اسلامى همچون گذشته اعتراف مى کنم که بعض تصمیمات اول انقلاب در سپردن پستها و امور مهمه کشور به گروهى که عقیده خالص و واقعى به اسلام ناب محمدى نداشته اند، اشتباهى بوده است که تلخى آثار آن به راحتى از میان نمى رود، گر چه در آن موقع هم من شخصاً مایل به روى کار آمدن آنان نبودم ولى با صلاحدید و تأیید دوستان قبول نمودم و الآن هم سخت معتقدم که آنان به چیزى کمتر از انحراف انقلاب از تمامى اصولش و هر حرکت به سوى امریکاى جهانخوار قناعت نمى کنند، در حالى که در کارهاى دیگر نیز جز حرف و ادعا هنرى ندارند. 🔸امروز هیچ تأسفى نمى خوریم که آنان در کنار ما نیستند چرا که از اول هم نبوده اند. انقلاب به هیچ گروهى بدهکارى ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهاى فراوان خود را به گروهها و لیبرالها مى خوریم، آغوش کشور و انقلاب همیشه براى پذیرفتن همه کسانى که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولى نه به قیمت طلبکارى آنان از همه اصول، که چرا مرگ بر امریکا گفتید! چرا جنگ کردید! چرا نسبت به منافقین و ضدانقلابیون حکم خدا را جارى مى کنید؟ چرا شعار نه شرقى و نه غربى داده اید؟ چرا لانه جاسوسى را اشغال کرده ایم و صدها چراى دیگر ✍🏻امام خمینی (قدس سره) حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻 @HokmranOnline
هدایت شده از دکتر حمیدرضا مقصودی
این نتیجه رفتار مازوخیستیک افرادی است که میل به تحقیر شدن دارند. افرادی که متاسفانه مقدرات مردم شریف ایران را در دست گرفته‌اند اما خاطرشان نیست که شرافت این مردم به ارزانی به دست نیامده که ارزان فروخته شود که فلان مردک کافر از فلان سازمان استعماری بگوید جهان باید اقدامات مقابله‌ای موثر علیه تهران اجرا کند! بله. شرافت ایرانی فروختنی نیست. آن را به حراج‌ نبرید. ☘️کانال تحلیل‌های اقتصادی دکتر حمیدرضا مقصودی @hamidrezamaghsoodi
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 دوره جدیدی آغاز شده! 🔹نگاه جهانیان به نوادگان پیامبر صلی الله علیه و آله است! 1⃣ به این سخنان مهم به‌دقت گوش دهیم، این اظهارات بمثابه مشت نشانه خروار است به نظر می رسد انقلابی تدریجی زیر پوست دهکده جهانی در حال رخداد است که نگاه مظلومان جهان را به آل الله علیهم السلام خواهد دوخت. 2⃣ سخنان محمود العارضه یکی از مشهورترین و جسورترین اسرای حماس (طراح عملیات نسبتا موفق فرار از زندان امنیتی اسرائیل) و اظهار ارادت او به جمهوری اسلامی و تاکید بر اینکه آنچه بیان میدارد سخن همه فرماندهان فلسطینی در بند دژخیمان اسرائیلی میباشد، حاوی نکات بسیار مهمی است. 3⃣ روند رو به تزاید اعتقاد به نجات‌بخش بودن جریان فکری شیعی و سیاست‌های جهادی ایران و جبهه مقاومت، پدیده ای است که جهان اسلام را درنوردیده و میلیون‌ها دلار هزینه ارتجاع عرب به ویژه سعودی را بر علیه شیعه و ایران را بر باد داده و آنها را به شدت به وحشت انداخته است. 4⃣ تردید ننماییم: سمت و سوی کلان تحولات همان است‌که روح خدا سالها پیش بیان فرموده بود: 《ما با خواست خدا... با صدور انقلابمان، که در حقیقت صدور اسلام راستین و بیان احکام محمدی - صلی الله علیه و آله - است؛ به سیطره و سلطه و ظلم جهان‌خواران خاتمه می دهیم و به یاری خدا راه را برای ظهور منجی مصلح کل و امامت مطلق حق امام زمان - ارواحنا فداه - هموار می کنیم.》 (صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۳۴۵) ✍ میراحمدرضا حاجتی @Hajati
📌 پاسخ لاریجانی به سوال «چرا ایران در کنفرانس شرم‌الشیخ شرکت نکرد؟» https://eitaa.com/westanews
تئوری، هنجار و ماهیت دینی علم اقتصاد متعارف در خلال مناظره با آقای دکتر غنی‌نژاد، بحثی درباره «تقدم تئوری یا مشاهده» شکل گرفت که در پی مجالی بودم تا چند جمله‌ای درباره آن نوشته و اهل نظر را به تدقیق و تامل در این باره دعوت کنم. گزاره «تئوری بر مشاهده مقدم است»، در ظاهر گویی سخنی معرفت‌شناختی است؛ اما در باطن، بنیان یک موضع هستی‌شناختی و هنجاری را آشکار می‌کند. زیرا اگر تئوری بر مشاهده تقدم دارد، آنگاه مشاهده دیگر نه آغازی بی‌طرف برای علم، بلکه تابعی از یک دستگاه پیشینی ارزش‌ها، مفروضات و غایات می‌شود. چنین برداشتی به‌روشنی می‌گوید که در پس هر علم، نوعی «نگاه به انسان و جهان» نهفته است. از این‌رو، علم اقتصاد نیز در ژرف‌ترین لایه خود، تلاشی برای شناخت واقعیت نیست، بلکه کوششی برای سامان دادن به واقعیت بر پایه پیش‌فرض‌هایی درباره چیستی انسان، خیر، عدالت و سعادت است. در این سطح، ادعای بی‌طرفی علم اقتصاد فرو می‌پاشد. اقتصادِ نئولیبرال، همان‌قدر بر مبنای ایمان به نظم طبیعی بازار و فردگرایی اخلاقی بنا شده است که هر دین الهی بر ایمان به غایت وجودی انسان. پیامبران بازار آزاد، انسان را کنشگری می‌دانند که غایت او در رفع نارضایتی شخصی است و کل زندگی اجتماعی چیزی جز ترکیب رفتارهای ابزاری برای حداکثرسازی مطلوبیت فردی نیست. این گزاره‌ها نه از مشاهده واقعیت، بلکه از نوعی انسان‌شناسی خاص برمی‌خیزند: انسانِ خودبنیاد و جدا از هر غایت قدسی. این مهم در حقیقت، اعترافی است به اینکه آنچه «علم اقتصاد» نامیده می‌شود، بر ایمان به یک انسان آرمانی و یک نظام اخلاقی خاص بنا شده است. از این رو، اقتصاد لیبرال دینی است که خداوندِ آن «بازار»، وحی‌اش «دست نامرئی»، و پیامبرانش هایک، میزس و فریدمن‌اند. دلیل اینکه در آن مناظره، بر عنوان «فتوا» برای نسخه‌های نئولیبرال تاکید داشتم، همین بود. به همین دلیل، هنگامی که گفته می‌شود «اقتصاد اسلامی علم نیست»، این داوری در واقع نه بر اساس معیارهای علمی، بلکه بر اساس پیش‌فرض‌های همان دین لیبرال صادر می‌شود. در واقع، یک دین (لیبرالیسم)، در حال نفی دیگر(اسلام) است! چراکه اگر علم اقتصاد بر ارزش‌هایی استوار است، آنگاه هر نظامی که ارزش‌های متفاوتی درباره انسان، جامعه و عدالت داشته باشد، نه بیرون از علم، بلکه درون قلمرو دیگری از علم می‌ایستد؛ علمی که مبادی و غایاتش از وحی الهی و سنت نبوی سرچشمه می‌گیرد، نه از قرارداد اجتماعی و بازار سرمایه. در این افق، پرسش بنیادین دیگر آن نیست که آیا «اقتصاد اسلامی علم است یا نه»، بلکه این است که کدام نظام هنجاری شایسته‌تر است تا جهان انسان را بسازد؟ دینی که انسان را حیوانی مصرف‌گر می‌داند و عدالت را به «کارایی» تقلیل می‌دهد؟ یا دینی که انسان را خلیفه الهی در زمین می‌بیند و اقتصاد را عرصه اقامه قسط؟ دینی که ریشه در تخیلات میزس و هایک دارد، یا دینی که بنیادش بر وحی و حکمت الهی است؟ موریس داب به‌درستی یادآور می‌شود که اقتصاد از هنجار و هدف گسسته نیست؛ زیرا الگوی تخصیص منابع همیشه تابعی از غایات پیش‌فرض است. ایزابلا وبر نیز تصریح می‌کند که چنین «علمی»، اگر از ارزش‌های غایی تهی شود، توان هدایت سیاست اقتصادی و خدمت به خیر عمومی را از دست می‌دهد. بدین ترتیب، اقتصاد مدرن با انکار ارزش، در واقع ارزش تازه‌ای را مطلق کرده است: سود، فرد، و بازار. حقیقت آن است که هیچ علمی بی‌دین نیست. هر دانشی در ژرفای خود به دینی تکیه دارد؛ دینی که تعیین می‌کند انسان چیست و غایت او کجاست. نزاع امروز نه میان «علم» و «ایدئولوژی»، بلکه میان دو ایمان است: ایمان به خدا یا ایمان به بازار. و از اینجاست که روشن می‌شود اگر تئوری واقعاً بر مشاهده مقدم است، باید نخست از خاستگاه تئوری پرسید: آیا این تئوری از عقل خودبنیاد انسان برمی‌خیزد یا از عقل هدایت‌شده‌ی وحی؟ پاسخ به این پرسش، سرنوشت علم اقتصاد و معنای عدالت در جهان آینده را تعیین خواهد کرد. @syjebraily