Let's criticize!
👉🏻 @Daneshjooyan
جدی میفرمایید؟
پس این همه آدم احمق انعطاف ناپذیر از کجا اومدن؟
کلا الان انتخاب طبیعی تبدیل شده به انتخاب انسانی 😂
ما تصمیم میگیریم کدوم گونه زنده بمونه
گونه خودمونم که داریم به زور زنده نگه میداریم
بنابراین کلا خدانگهدار انتخاب طبیعی و فرگشت
البته خداحافظی کاملم نه
چون اونایی که ژن آسیب پذیری دربرابر بیماری های لاعلاج و مهلک مث برخی سرطان ها دارن همچنان منقرض میشه نسلشون
هدایت شده از دانشکده بین المللی هدی
سروده استاد محمد شجاعی
شهادت «اسماعیل هَنِیّه»
________________
هَنیئاً،«یا هَنِیَّه»، اَلشَّهادَة
مبارک بادت این معراج خونین
زدی پیوند، مِهر و دوستی را
میانِ مُلکِ «ایران» و «فلسطین»
شهههههههههههههههههههههههههید
ًهمانندِ «سلیمانی»، سحرگاه
میانِ خون، چو آلاله شکفتی
ندای «اِرْجِعی» را با شهادت
به زیبایی، بِحَق، لَبَّیْک گفتی
شهههههههههههههههههههههههههید
مُقدّر بود ای «سردارِ غَزّه»
که در «ایران» شوی مهمانیِ دوست
همه در سوگِ «ابراهیم» بودیم
که «اسماعیل» شد قربانیِ دوست
شهههههههههههههههههههههههههید
تو پیش از مرگ، قربانی نمودی
هرآنچه کردگارت داد، «ای مرد»
شهادت در رهِ آزادیِ قدس
گوارای وجودت باد، «ای مرد»
#به_وقت_شعر
┄┅═══••✾••═══┅┄
@hudauniversity
وی هر چند به این استاد ارادت داره
از این وزن شعر متنفره
مفاعیلن مفاعیلن فعولن
انگار شعر پنج ساله هاست
Let's criticize!
“چطور مى توانم به مغزم فکر کنم در حالى که این مغزم است که عمل فکر کردن رو انجام مى ده؟ پس این مغزمه
- شما -
اساسا این جمله که به مغزم فکر میکنم در حالیکه خود مغزم شخص متفکر هست و این به نحوی دور یا فریب ایجاد میکنه صحیح نیست. البته از دیدگاه متفکرین غیر فیزیکالیست. چند مدل میشه تصویر سازی کرد اول اینکه روح مانند یه کاربر پشت ماشین مغز نشسته و داره از امکانات اون استفاده میکنه در نتیجه این آگاهی از تفکر صرفا توجه به فرایند تفکر هست نه فریب. دوم اینکه اساسا تفکر برای مغز نیست و این روح هست که متفکر واقعیه. تبیین این نظریه با توجه به دانش روز فیزیک و ناآگاهی از ساختار روح خیلی مشکل و بهتره بگم فعلا محاله اما تجربه های پیش از مرگ اون را کامل تایید میکنن. فرد در حالت تجربه پیش از مرگ هیچ فعالیت مغزی نداره اما در مدت کوتاهی اطلاعات زیادی رو مرور میکنه، به اطلاعت قبلی دسترسی داره، اطلاعات جدیدی بدست میاره و از همه مهمتر آگاهی بیشتری داره چون دیگه نیاز نیست برای کسب و پردازش اطلاعات محدود به ابزار فیزیکی مغز بشه. بوهم معتقد بود که ما در عالمی متفاوت تر از چیزی که درک میکنیم زندگی میکنیم در حقیقت ابزار ادراکی ما محدودیت هایی برای ما ایجاد میکنن و موجب درک عالم به صورت فیزیکی میشن.
البته بازم این حس متناقض وجود داره
وقتی روح به عملکرد خودش فک میکنه!
ولی خب کلا انقدی عجیب نیست.
گمونم بدون این قابلیت اصلا انسان نمیشدیم
یکی از مزیت های مهم ما نسبت به حیوان ها کارکرد اجراییمونه. اینکه به عملکرد خودمون نظارت داریم، هدف گذاری میکنیم، برنامه ریزی میکنیم و بازنگری میکنیم. همه اینا مستلزم فراشناخته. ینی توجه به اون چیزی که در درونمون اتفاق میفته.
و فکر کنم چه دوگانه انگار باشیم چه نه، میتونیم فراشناخت و شناخت رو عملکرد یه دستگاه واحد درنظر بگیریم، ینی آنقدری عجیب نیست.
و البته
اگه بحث نقد متن دکتروف باشه
اساسا چرت و پرته چون من با چنگالم کاهو رو سوراخ میکنم. نکنه اون وانمود میکنه که من سوراخ میکنم؟
فکر کردن به مغز با فکر کردن به "من" یه خورده فرق داره.
و
یه مطلب دیگه درباره فراشناخت و دیالوگ ذهنی یادتون باشه بعدا بگم