میخوام حرف بزنم 😔
راجب ریشه های احتمالی
هر چی نباشه من حامی امور کودکانم
بذا به یه فرصت لکچر راجب بچه ها تبدیلش کنم😔
اگه من جای همچین پدر و مادری بودم و میفهمیدم بچم آلرژی داره به تذکرای حتی کوتاه من، به این فکر میکردم که چی کار کردم اینطوری شده؟
: هیچ وقت بهش اعتماد نکردم
و داره فریاد میزنه اگه هیچ وقت نمیفهمی که لیاقت اعتماد کردنو دارم میخوام نداشته باشمش
چجوری فرزند گرام فهمیده هیچ وخ بهش اعتماد نکردم؟
مدام سرش غر زدم، مدام بکن نکن کردم، برای اشتباهاتش تحقیرش کردم، به شدت ازش محافظت کردم، به شدت نگرانشم که به طور واضحی قابل مشاهده ست و...
اولین قدم برا اینجور والدین اینه که متوجه بشن که واقعا به بچه شون اعتماد ندارن.
دومین قدم اینه که اعتماد کنن، حتی خدا عم با اینکه عاشق ماست ما رو آزاد گذاشته و بهمون اعتماد کرده.
و سومین قدم اینه که دندون رو جیگر بذارن و واکنشای عجیب بچه ها رو تحمل کنن تا از بین بره. گمونم آدم باید پیامد رفتارهاشو بپذیره، همونجور که بچه ش هزاران بار وقتی اشتباه کرده پذیرفته که تحریم شه، باهاش قهر باشن، تنبیه شه و غیره
والدم باید پیامدای رفتار اشتباه طولانی مدتشو صبورانه بپذیره.
من الان میگم بچه ها
شما بخونید نوجوونا، جوونا، میانسالا و سالمندا
فرقی نمیکنه تو چه سنی
بچه همیشه برای والدینش بچه ست و تا توی قبرم میبره حساشو نسبت به والدینش
و تا نفس آخر زندگیشم والدینش روش تاثیر دارن حتی اگه سالها قبل فوت کرده باشن
هدایت شده از مَشْرُود
کاشپدرومادرابدوننکوچکترینفیدبکاونها
فرزندشونروتحتتاثیرقرارمیده!
کاشبعضادرککننکهاینبچه[توهرسنی]
یهسریمسئولیتهادارهکهبایدخودشاونها
روبپذیرهوبهعهدهبگیره؛
انقدربانگرانیهایمادرانه_پدرانه_تون
باعثبیمسئولیتشدنفرزندتوننشید
Let's criticize!
چرا بجای اینکه خداحافظی کنم، سلام کردم؟
حرص نخور منم همین الان آدرس خونمونو اشتباه دادم
چرا پرسیدن سوالِ
چی شد که افسرده شدی؟
یا چی شد که اضطراب گرفتی؟
از ملت، برای تشخیص فاقد اهمیته؟