در ۶ یا ۷ سالگی نیازهای رشدی کودک تغییر عمده ای می یابد. قبل از این زمان عمیق ترین نیاز کودک گسترش قابلیت های شخصی اش نظیر راه رفتن زبان و حواس است.
اما اکنون کودک هوشمندتر شده است و توجهش به فضای بیرونی جلب میشود و میخواهد همه چیز را در مورد جهان از جمله جهان اجتماعی و درست و نادرست آن بداند.
کودک میخواهد بفهمد چرا جهان چنین است و درباره محیط خود اطلاعات کسب کند. در این راستا کودک کاملاً جاه طلب است. او به اطلاعات و مهارتهای مجزا به طرزی که در کتابهای غیر درسی و درسی نوشته می شود علاقه ای ندارد او میخواهد جهان را به طریقی کامل و یکپارچه درک کند و تصویری بزرگ از آن به دست آورد. (لیلارد، 1996، فصل 4؛ مونتسوری، 1948 الف، صص 4، 15)
- منبع -
- نقد -
اینا نظرات ماریا مونتسوری درباره دورههای حساس رشده. شاید بشه به ترجیح حس و شهود اینجوری نگاه کرد. پیاژه هم احتمالا برای مرحله حسی حرکتی تا دو سالگی، و مرحله عملیات انتزاعی در نوجوانی از مونتسوری الهام گرفته.
شاید بشه گفت اینکه یه آدم حسی بشه یا شهودی به تحریکات محیطی در این دو دوره حساس رشد بستگی داره.
- نقد -
دین سازمان یافته به طرز فجیعی مورد سوء برداشت و سوء استفاده قرار گرفته است.
استاد علیرضا پناهیان1403.04.25-Panahian-ImamSadeghUni-EnhetateMotehajerane...-10-32k.mp3
زمان:
حجم:
15.7M
نمای کوچکی از سوء برداشتها و سوء استفادهها
- متن -
نیاز خودتان به پیش بینی کردن و کنترل داشتن را کنار بگذارید. منظورمان این نیست که در رابطه با سلامت خودتان و اعضای خانواده تان امور مالی و رفاه و سعادت خودتان محتاط نباشید و دور اندیشی نکنید.
منظورمان این است که اجازه ندهید نگرانی راجع به آینده مانع از این شود که از زندگی خود در زمان حال لذت ببرید. بدانید که زندگی قابل پیش بینی و کنترل نیست پس قدر امروز خود را بدانید.
- منبع -
هدایت شده از فرویدِ گورگوری مسلمان'
این دقیقا دلیلیه که با درمانی های شناختی یا رفتاری(بیشتر رفتاری) حال نمیکنم؛
جون بیشتر دوست دارن آگاه کنن و راهکار بدن. لعنتی علت پشتش چی؟👩🦯
- متن -
به عقیده سارتر خشونت آمیزترین کاری که یک انسان در مورد یک انسان دیگر میتواند انجام دهد، کنترل کردن ذهن و روان او است. چون آزادی جوهره وجود است کنترل کردن دیگران در واقع تخریب کردن و نابودسازی آنها است.
سارتر میگوید که اکثر انسانها میل شدیدی به کنترل کردن دیگران دارند و در همین رابطه یک جمله بسیار معروف دارد: (L'enfer c'est les autres: جهنم یعنی دیگران).
- منبع -
- متن -
اگر درمانگر سیستم رمزیابی کدهای زبانی را، که نظریه ای که طرفدارش است در اختیار او قرار داده است، کنار بگذارد و با باز بودنِ مخصوص یک فنومنولوژیست تعلیم دیده به درمانجو گوش دهد، می تواند تصویری از درمانجو به دست بیاورد که به اندازه کافی کامل است که از آن بتواند در فرایند روان درمانی استفاده کند.
- منبع -
- نقد -
حق 😂
از فرو رفتن تو نمادهای قرار دادی و بی توجهی به واقعیت کلمات، رویاها و تجارب افراد متنفرم.
چرا به جای اینکه دنبال این باشن که هر چیزی طبق پروتکل نماد چیه، صرفا گوش نمیکنن که بفهمن توی دنیای پدیداری طرف هر چیزی چه معنایی داره؟