استاد علیرضا پناهیان1403.04.25-Panahian-ImamSadeghUni-EnhetateMotehajerane...-10-32k.mp3
زمان:
حجم:
15.7M
نمای کوچکی از سوء برداشتها و سوء استفادهها
- متن -
نیاز خودتان به پیش بینی کردن و کنترل داشتن را کنار بگذارید. منظورمان این نیست که در رابطه با سلامت خودتان و اعضای خانواده تان امور مالی و رفاه و سعادت خودتان محتاط نباشید و دور اندیشی نکنید.
منظورمان این است که اجازه ندهید نگرانی راجع به آینده مانع از این شود که از زندگی خود در زمان حال لذت ببرید. بدانید که زندگی قابل پیش بینی و کنترل نیست پس قدر امروز خود را بدانید.
- منبع -
هدایت شده از فرویدِ گورگوری مسلمان'
این دقیقا دلیلیه که با درمانی های شناختی یا رفتاری(بیشتر رفتاری) حال نمیکنم؛
جون بیشتر دوست دارن آگاه کنن و راهکار بدن. لعنتی علت پشتش چی؟👩🦯
- متن -
به عقیده سارتر خشونت آمیزترین کاری که یک انسان در مورد یک انسان دیگر میتواند انجام دهد، کنترل کردن ذهن و روان او است. چون آزادی جوهره وجود است کنترل کردن دیگران در واقع تخریب کردن و نابودسازی آنها است.
سارتر میگوید که اکثر انسانها میل شدیدی به کنترل کردن دیگران دارند و در همین رابطه یک جمله بسیار معروف دارد: (L'enfer c'est les autres: جهنم یعنی دیگران).
- منبع -
- متن -
اگر درمانگر سیستم رمزیابی کدهای زبانی را، که نظریه ای که طرفدارش است در اختیار او قرار داده است، کنار بگذارد و با باز بودنِ مخصوص یک فنومنولوژیست تعلیم دیده به درمانجو گوش دهد، می تواند تصویری از درمانجو به دست بیاورد که به اندازه کافی کامل است که از آن بتواند در فرایند روان درمانی استفاده کند.
- منبع -
- نقد -
حق 😂
از فرو رفتن تو نمادهای قرار دادی و بی توجهی به واقعیت کلمات، رویاها و تجارب افراد متنفرم.
چرا به جای اینکه دنبال این باشن که هر چیزی طبق پروتکل نماد چیه، صرفا گوش نمیکنن که بفهمن توی دنیای پدیداری طرف هر چیزی چه معنایی داره؟
- متن -
یکی از موضوعات قابل توجه در آموزش پزشکان این است که تلاش بسیار زیادی انجام می شود تا به طرزی سختگیرانه و دقیق مهارتهای حل مسئله به آنها یاد داده شود. پزشکان جوان تشویق میشوند تا ارزیابیهای تشخیصی خود را در حالتی کاملاً منطقی و قدم به قدم انجام دهند. ولی ورنر پیشنهاد میکند پزشکان داوریهای بالینی کامل تر خود را در آغاز سطوح پیش ادراکی و با توجه به گمانها، احساسها و عواطفی که بیماران در آنها بر می انگیزند انجام دهند.
نویسنده کتاب (کرین) و همسرش (پزشک متخصص کودکان) (کرین و کرین، ۱۹۸۷) میگویند که با پذیرفتن نظر ورنر از پزشکان متخصص اطفال در سطوح مختلف تبحر خواستیم تا افکار و گمانهایشان را هنگام معاینه نوزادانی که دچار تب بودند و به بخش اورژانس بیمارستان بزرگ شهری اعزام شده بودند گزارش کنند.
تحلیل نوارهای ضبط شده ثابت کرد که پزشکان تازه کار سعی میکردند در خلال معاینه بیماران کاملاً عینی و منطقی عمل کنند. در مقابل اکثر متخصصان با تجربه و کارکشته در بیماریهای کودکان سعی داشتند تا با احساسها و عواطفی که کودک در آنها بر می انگیخت به درکی کلی درباره سلامت طفل نایل آیند.
رویکرد آنان نشان دهنده تحرک میکروژنتیک بالاتری بود. آنها در آغاز و قبل از پیشروی به سوی رویکردی ادراکی به فرایندهایی ابتدایی تر و شهودی می پرداختند. به این ترتیب مربیانی که در تصمیم گیریهای پزشکی بر رویکرد کاملاً منطقی تأکید دارند زمینه های غنی پیش ادراکی را که داوریهای بالینی کامل تر از آنها پدید می آید نادیده می انگارند.
- منبع -
- نقد -
علاوه بر اینکه نظریات وارنر رو تا حد زیادی باز کردن مشت و گفتن یک وجب میدونم😂،
این ایدهش به طور واضحی چرت و پرته.
وقتی زیادی از روشهای علمی به بهونه تقلیل گرا بودن فاصله بگیره آدم اینجوری میشه.
یه پزشک جوان بی تجربه اگر به حدسها و عواطفش اتکا کنه برای تشخیص بیماری واقعا چی دستگیرش میشه؟ 😂
پزشکهای باتجربه شهود و حدسشون در حقیقت نتیجه اینه که معیارهای تشخیصی به بخشی از وجودشون تبدیل شده و بینهایت روشون تسلط دارن.
و الا حدس از ناکجا آباد به چه درد یه قضاوت بالینی و تشخیص گذاشتن میخوره؟
پیشنهاد میدم اگه موزیسینید وارد روانشناسی نشید، هنر با علم خیلی فرق داره]