- متن -
کلبرگ (۱۹۶۶) برای گردآوری اطلاعات بیشتر راجع به نقش آموزش بزرگسالان مصاحبه ای را درباره رؤیا با کودکان جامعه ای بومی که بزرگسالانشان فکر میکردند رؤیاها جنبه واقعی دارند، انجام داد.
به نظر میرسید این کودکان با وجود باورهای بزرگسالان قبیله همان مراحلی را که کودکان در آمریکا یا سویس طی میکنند پشت سر می گذارند.
یعنی آنها ابتدا کشف میکردند رؤیاها غیر واقعی اند سپس می فهمیدند که آنها رؤیت ناپذیرند و الی آخر.
بالاخره هنگامی که به آخرین مرحله می رسیدند، تأثیر دیدگاههای بزرگسالان را احساس میکردند و با شنیدن عقیده بزرگسالان مبنی بر این که رؤیاها واقعی هستند نظر خویش را تغییر میدادند.
آنها در آغاز از مراحلی از نگرش نسبت به رؤیاها میگذشتند که با باور بزرگسالانشان متضاد بود به همین دلیل ممکن نیست دیدگاه های بزرگسالان تعیین کننده انحصاری یادگیریهای آنان باشد.
- منبع -
- متن -
... برای مثال افرادی که فکر میکنند عصبانی شدن باعث میشود هیچکس آنها را دوست نداشته باشد، ممکن است خشم خود را انکار کنند، اصلاً قبول نداشته باشند که خشمگین شده اند و در عوض سر درد بگیرند.
این سر دردها ممکن است از لحاظ جسمی اذیت کننده باشند اما مفید واقع میشوند زیرا اکثر مردم افراد مریض را به افراد عصبانی و عصبی ترجیح میدهند! 😂
- منبع -
- متن -
متأسفانه روابط میان فردی واقعاً صمیمانه نادر هستند. علتش تا اندازه ای میتواند این باشد که انسانها نمیتوانند چیزی را که از خودشان دریغ کرده اند، (مثلاً دوست داشتن خودمان یا پذیرش معایب، نقصها و کمبودهای خودمان) در اختیار دیگران بگذارند.
اکثر انسانها برای اینکه بتوانند یک نفر دیگر را دوست داشته باشند و احساس صمیمیت کنند مجبورند ادراک خود از آن شخص را تحریف کنند تا با شرایطی که برای یک فرد شایستهٔ محبت تعیین کرده اند، مطابقت پیدا کند
- منبع -
- نقد -
هر چی از پرباری این دو تا پاراگراف بگم کم گفتم. حالا بیا شبانه روز برای مردم راجب آنچه یک روابط صمیمانه را میسازد صحبت کن
نتیجه: ناامیدی از برقراری هر گونه روابط صمیمانه
یه شعاری جدیدا پیدا کردم: اینکه درک میکنم باعث نمیشه ناراحت نشم
و واقعا مسئله اینه که همه رو درک میکنم
فقط نمیتونم ناراحت نشم
حتی اینم درک میکنم که گفتن خیلی چیزا تاثیری نداره یا آسیب زاست برای طرف
ولی بازم باعث نمیشه ناراحت نشم، فقط باعث میشه خفه شم😂
Let's criticize!
- نقد - هر چی از پرباری این دو تا پاراگراف بگم کم گفتم. حالا بیا شبانه روز برای مردم راجب آنچه یک ر
یه مطلبی درباره تعارضات میان فردی از دیدگاه اگزیستانسیالیست ها خوندم که تا حد زیادی حق مطالب رو ادا میکرد
منتها یه خورده کلماتش ثقیله
در اسرع وقت یادم باشه راجبش صحبت میکنم!
متاسفانه امروز مغزم یاری نکرد برنامه مو به پایان برسونم
و حتی یاری نمیکنه متنایی که موقه خوندن انتخاب کردمو براتون بفرستم
احساس میکنم اگه یه خط دیگه کتاب بخونم مغزم از درون تجزیه میشه 😂
بنابراین اگه حرفی سخنی چیزی دارین شنوایَم (:
هدایت شده از دانشجـــو🎓
بدی دانشجوی روانشناسی بودن اینه که هر وقت یه اختلال میخونی یه نفر میاد جلو چشت 😅
البته ما تو دامپزشکی هم همین وضعیت رو داریم :)))
👉🏻 @Daneshjooyan