متاسفانه امروز مغزم یاری نکرد برنامه مو به پایان برسونم
و حتی یاری نمیکنه متنایی که موقه خوندن انتخاب کردمو براتون بفرستم
احساس میکنم اگه یه خط دیگه کتاب بخونم مغزم از درون تجزیه میشه 😂
بنابراین اگه حرفی سخنی چیزی دارین شنوایَم (:
هدایت شده از دانشجـــو🎓
بدی دانشجوی روانشناسی بودن اینه که هر وقت یه اختلال میخونی یه نفر میاد جلو چشت 😅
البته ما تو دامپزشکی هم همین وضعیت رو داریم :)))
👉🏻 @Daneshjooyan
Let's criticize!
بدی دانشجوی روانشناسی بودن اینه که هر وقت یه اختلال میخونی یه نفر میاد جلو چشت 😅 البته ما تو دامپزشک
پریروز به مامانم میگفتم کاش تو فامیلمون یه کم توان ذهنی داشتیم من اینجوری خوب یادم نمیمونه 😔😔😂
- متن -
انسانها ذاتاً یک ارگانیزم بیولوژیک هستند و اهداف روزانه آنها یا به قول پرلز end goals آنها بر اساس نیازهای بیولوژیک آنها قرار دارند، که به گرسنگی، تشنگی، بقا، سرپناه و تنفس محدود هستند.
نقشهای اجتماعی که بر عهده میگیریم در واقع وسیله ای برای رسیدن به end-goalها هستند.
اهداف روزانه به صورت نیازهای فشار آور تجربه میشوند. نیاز یعنی (کمبود داشتن) و کمبود یعنی (کم بودن، کم داشتن، کم آوردن) یا (کامل نبودن).
اهداف روزانه به صورت ناکامل بودن تجربه می شوند و فقط زمانی آرام میگیرند که بعد از یک تعامل کافی با محیط کامل شوند.
افراد سالم مسئولیت بودن آنچه هستند (من من هستم، من همینی هستم که هستم) و مسئولیت تبدیل شدن به کلّ آن چیزی که میتوانند باشند را میپذیرند و با این کار به توصیه پرلز که میگفت هر ثانیه از زندگی را باید از نو زندگی کرد و از نو مرور کرد عمل میکنند.
آنها متوجه میشوند که همیشه یک ابزار یا وسیله جدید و تازه وجود دارد که از طریق آن میتوانند end-goalها را کامل کنند.
- منبع -
- نقد -
این گلچینیه از نظریه شخصیت در مکتب گشتالت که توسط فردریک پرلز مطرح شده.
مثلا فکر کنید
به عنوان یه انسان سالم اوج هنرتون باید این باشه که راه جدید پیدا کنید برا سیر شدن یا نفس کشیدن 😂😂
خیلی ناامید کننده ست
حتی اصالت تعاملات و نقشهای اجتماعی رو هم زیر سوال برد.
حالا من کل متنو نیاوردم ولی کلا معتقده آدم های ناسالم نقش های اجتماعیشون رو که صرفا وسیله رفع نیازن با خود نیازشون اشتباه میگیرن و انرژیشون رو صرفش میکنن.
حقیقتا تقلیل گرایانه ست و به نظرم حس پوچی رو افزایش میده.