تو شبیه فریرنی چون…
تو در سکوتت صداهایی داری که دنیا هنوز نشنیده.
تو به جای شلوغی، در فکرهای عمیق زندگی میکنی،
به جای دویدن، با ریتم خودت قدم میزنی.
مثل فریرن، گاهی دیر واکنش نشون میدی،
نه از بیاحساسی،
بلکه چون دلت میخواد چیزی رو واقعاً درک کنی، نه فقط تجربهاش کنی.
تو شبیه فریرنی، چون برایت زمان یک چیز ساده نیست—
بلکه یک درک پیچیدهست از چی میمونه و چی میره.
تو ارزشِ لحظههایی رو میفهمی که بقیه شاید فراموش کردهن.
و حتی وقتی توی جمعی، ساکتی،
ذهن تو پر از جادوهایییه که هنوز بقیه ندیدن.
تو شبیه فریرنی چون…
هم خاصی، هم خاکی.
هم دوری، هم دقیق.
و شاید بیشتر از همه،
چون با گذشت زمان،
دنیایی از معنا توی تو آشکار میشه—آروم، ولی ماندگار.