هدایت شده از آرگــانــیــکــا بــیــوتــی🌿
من نمیگم دوست دارم بجاش همیشه اول پیوی تورو سین میزنم.
همیشه برای اینکه چیزیو بدست بیاری باید در قبالش یچیزیو از دست بدی. باید بهای چیزیو که میخوای رو بپردازی.
بعضی وقتا آرزو میکنم یکی از درونم حرف بزنه نه اینکه من با لبخند و ظاهر فقط پنهانش کنم. چون خیلی وقته خودمو درست درک نکردم..
زندگی هنوز ادامه داره ولی برای من مثل قبل گرم نیست. مثل اینه که همچیز هست اما چیزی که باید انگیزه بده، یکم دیرتر یا اصلا نمیاد.
من نمیخوام کسی ترحمم کنه. فقط میخوام کسی بفهمه وقتی کمحرف میشم، یعنی دارم با خودم کلنجار میرم، نه اینکه حال صحبت نداشته باشم..
من از اون آدما نیستم که همچیو بلند بگن. اما حتی وقتی حرف نمیزنم فکرم داره از هم میپاشه. درد مال خودمه؛ فقط بلد نیستم چطور توضیحش بدم
یجور خستگی دارم که خواب هم کاملش نمیکنه. روزا میگذره، کارا انجام میشه، ولی انگار یچیزی توی من هر روز کمتر نفس میکشه..