eitaa logo
𝘊𝘺𝘢𝘯𝘰𝘭𝘦𝘱𝘪𝘥
120 دنبال‌کننده
84 عکس
12 ویدیو
1 فایل
‐She walks in a world of her own, painted in blue, lost in thought, her heart embracing butterflies and the moon..☽ꕤ
مشاهده در ایتا
دانلود
شبتون‌پروانه‌ای
خورد و خوراکم شده یه عمر حسرت..
بین منو حال خوب یه راه دوریه..
تایم‌موردعلاقم:)
شبا یجور عجیبی طولانی میشن. انگار زمان میکشه، کش میاد، و من وسطش گیر میکنم. صدای ساعت صدای نفسام، صدای فکرایی که نمیخوان آروم شن.. همشون باهم یه خستگی جدید میسازن. یچیزی بین بی‌حسی و فشار.
ماهی قرمزم دورتبگردم خیلی خوشحال شدم از خودت خبر دادی و ببخشید که دیر دیدم پیام تو ناشناستو. پیامتو نزاشتم شاید نخای کسی بدونه. ولی نمیتونی با اونیکی اکانتت باهم صحبت کنیم؟ چون یمدت نمیخام ناشناس بزارم.. ینی نمیتونم.. 💙
صبحا که بیدار میشم اولین چیزی که حس میکنم خستگیه.نه هوای اتاق. انگار تمام دیروز هنوز روی شونه‌هامه و قرار نیست پایین بیاد. نور کمرنگ صبح هم قرار نیست چیزیو بهتر کنه. فقط یادآوریه که باید دوباره ادامه بدم بدون اینکه بدونم چرا.
فک کردن به آینده برام مثل نگاه کردن به یه مه غلیظه. نه که ناامید باشم فقط بی‌انگیزم. انگار توان کشف کردن راهمو از دست دادم. روزا میانو میرن و من فقط سعی میکنم از پس امروز بربیام. همین. فردا یه دغدغه‌ی جداگانه‌ست که فعلا توان فک کردن بهشو ندارم.
تایم‌موردعلاقم:)
میشنوم که میخندن، حرف میزنن، شوخی میکنن و من همزمان اونجام و نیستم. یه لبخند میزنم، سر تکون میدم، ولی انگار دارم از دور خودمو نگاه میکنم. انگار بدنم توی جمعه، اما روحم توی یه اتاق خاموش راه میره. خودمو توی جمع میبینم، اونجا هستم، اما انگار روی یه سیاره‌ی دیگه. صداهاشونو میشنوم، حرکاتشونو میبینم، ولی هیچکدومشون به من وصل نیست. انگار یه شیشه‌ی نامرئی منو از بقیه‌ی دنیا جدا کرده..
روزا پشت هم میان. شبیه هم، مثل نسخه‌ی کپی. میشینم، کار میکنم، راه میرم، میخوابم. بدون اینکه حس کنم واقعا چیزی از این کارها توی من اثر میذاره. انگار فقط دارم کاراییو انجام میدم که باید انجام بشن. با همه‌ی اینا، هنوز ادامه میدم. نه برای پیروزی، نه برای امید بزرگ، فقط چون شاید… شاید یه روزی وسط همین روزای خاکستری، یه نقطه‌ی کوچیک روشن پیدا کنم که ارزشش رو داشته باشه:)
شبتون‌پروانه‌ای