*چرا میدان فعالیت داوطلبان مردمی مبارزه با کرونا، شامل خط مقدم نمیشود؟*
📅 سال ۵۹ جنگ شروع شد. میشد از همان مهر۵۹ جنگاوری را یک امر تخصصی دانست؛ امری که محتاج آموزشهای مبنایی، تئوری، تمرینی و عملی مفصل و همهجانبه است.
میشد گفت "جنگ بازی نیست!"
میشد استدلال کرد "نمیشود جان مردم و رزمندهها و حریم وطن را شوخی گرفت."
میشد از افسران متخصص نقل قول گرفت که "جنگاوری و رزم را باید در هنگام صلح و از ریشه آموزش داد. کسی که به تاریخچه جنگهای بزرگ دنیا، انواع فنون و استراتژیهای رایج و غیررایج رزم و تمام ابعاد و زوایای جنگ مسلط نشده است، نمیتواند اسلحه به دست بگیرد."
میشد به راهبردهای بهظاهر منطقی دل بست که "علاقمندان به رزم و حفاظت و دفاع از میهن اسلامی، باید اول طی یک آزمون سراسری سنجش شوند؛ سپس با انواع گزینش و آزمون غربال شوند؛ بعد در صورت موفقیت در آموزشهای عمومی ۴ساله و تخصصی ۳ساله، در رسته تخصصیشان بهطور آزمایشی بهکارگیری شوند!"
میشد با تکیه بر مشاهدات محدود و سطحی مسوولان ردهبالا "نیروهای داوطلب مردمی را عدهای خام و ناتوان دانست که اجازه حضور در خط مقدم ندارند و صرفا میتوانند کارهای درجه ۳و۴ پشتیبانی را برعهده بگیرند."
❓نتیجه چه میشد؟
در کمتر از یک سال صدام به تهران رسیده بود و کار تمام شده بود.
مگر چند نفر نیروی رسمی آموزشدیده نظامی داشتیم؟ حتی اگر خیلی هم کم و کیف بالایی داشتند، مگر برای حالت جنگی طولانی آمادگی داشتند؟
*اگر نیروهای تازهنفس مردمی نبودند، نمیشد که نمیشد که نمیشد.* بعد از این هم نمیشود. قبل از این هم نشده است. نه اینجا نه هیچ جای دیگر برای حالت اضطراری طولانیمدت فرسایشی از قبل تدبیر نمیکنند.
👈🏻 کرونا آمده است. قرار هم نیست به این زودیها برود. کادر درمان فرسوده شده است. طبیعی است که فرسوده شود. قرار نبوده که برای مبارزه طولانیمدت فرسایشی با یک ویروس ناشناخته فعال باشد.
راه حل چیست؟
چه راهی داریم بهجز همان راه آزمودهشده و جوابداده و موفق جنگ تحمیلی؟
*چرا نیروهای مردمی را از خط مقدم مبارزه با کرونا دور نگه میداریم؟* چرا به آموزشهای تخصصی ولی گسترده "پرستاری از بیمار کرونایی" فکر نمیکنیم؟
🔅بازنویسی ایده متن فوق!🔅
عنوان
🔆 *آموزش تخصصی و گسترده "پرستاری از بیماران کرونایی" به عموم داوطلبان مردمی* 🔆
ضرورت
"باید کاری کنند که گرفتارها در همان روزهای اوّل و دوّم شناسایی بشوند و معالجه بشوند. از طرف افراد وارد و متخصّص به من گفته شد که اگر این کار انجام بگیرد تلفات به یکدهم میرسد؛ خب این خیلی مهم است. ما هر کاری بتوانیم در این زمینه بکنیم باید انجام بدهیم." (رهبر انقلاب، ۳آبان۹۹)
شیوهنامه و مراحل اشتباه!
اداره کل بهداشت/علوم پزشکی هر استان با اعلام عمومی و تبلیغات گسترده، برگزاری این دورههای آموزشی، از داوطلبان مردمی ثبتنام میکند. سپس با گزینش مختصر و سریع (آزمون کتبی از کتاب آموزش مقدماتی پرستاری کرونا و مصاحبه شفاهی) داوطلبان را بر اساس سن، سابقه، تخصص و... گروهبندی میکند. گروههای مختلف با شرکت در دورههای مجازی و حضوری تخصصی دهروزه جهت آزمون مفصل و دقیق پایانی آماده میشوند.
شیوهنامه صحیح
وزارت بهداشت، درمان و *آموزش پزشکی* دورههای مجازی دقیق و مفصل آموزشی مربوطه را تهیه و در سایتی بارگذاری میکند. این اتفاق با پیامک v.behdasht به اطلاع همه میرسد. افرادی که دوره مجازی و آزمونهایش را با موفقیت به اتمام برسانند، بلافاصله در شهرهای خودشان بهکارگیری میشوند.
موارد بهکارگیری
برگزیدگان دوره آموزشی، بهطور موقت برای یک ماه در موارد زیر بهکارگیری میشوند و در صورت موفقیت کامل در دوره یکماهه، جهت فعالیتهای جدیتر به همکاری رسمی یکساله دعوت میشوند.
▫️سرکشی مستمر به مشاغل/مناطق پرخطر و بررسی سلامتی همه افراد (یعنی شناسایی زودهنگام بیماران و ارائه دقیق و عملی آموزشهای لازم به افراد در معرض خطر)
▫️پرستاری از بیمارانِ غیر بستری (تماموقت یا پارهوقت) (یعنی هر کس که تست/آزمون کرونایش مثبت شد، بلافاصله یک پرستار دلسوز خواهد داشت که روزی چند بار احوالش را جویا میشود و با توصیههای بهداشتی و پشتیبانیهای مختلف نمیگذارد بیماریش گسترش یا انتقال یابد.) (این مورد در ادامه باید حتی به افرادی که آزمونشان مثبت نمیشود ولی بهدلیل برخی نشانهها آزمون دادهاند هم گسترش یابد.)
▫️کمکپرستار در بیمارستانها و اماکن درمانی (یعنی کادر درمان بتوانند پس از هر ۳۰ روز فعالیت، حداقل ۱۰ روز به استراحت کامل و تجدید قوا بپردازند و هیچ مشکل و کمبودی هم پیش نیاید.)
پسنوشت!
دوستان مطلع میگویند الان افرادی وجود دارند که در جهاد دانشگاهی و... دورههای مفصل دیدهاند و مدرک دارند. ولی علوم پزشکی/وزارت بهداشت از آنها استفاده نمیکند و استدلال میکند "نمیشود جان مردم و رزمندهها و حریم وطن
را شوخی گرفت." خب نتیجه این شیوه مواجهه با مردم مشخص است. من دیگر حرفی ندارم!
↩️ *دال*
@Daaall
https://ble.ir/Daaall
https://eitaa.com/daaall
دال
شهدای علوم انسانی!؟ شهدای فرهنگ و هنر!؟ 🤔😶🤐😖🧐
برخی واکنشها به این متن:
F.fallahnejad: ولی میشه از شهید مطهری و شهید بهشتی و مفتح و .... یاد کرد...
حاج مجید: از سال ۶۰ به اینور داریم؟
F.fallahnejad: نه دیگه... کلا علوم انسانی ای که داره تو زمین بسط تمدنی خودشون کار میکنه دیگه شهیدش کجا بود....
▫️
ميثم رهگذر: بهنظرم شهید فخری زاده و شهید احمدی روشن رو میشه شهید مدیریت هم بهشمار آورد، نه شهید دانش متعارف مدیریت البته، شهید مدیریت در عمل، شهید مدیریت جهادی
▫️
س.ر.یوسف زاده: اونهایی رو که میدونستند علوم انسانی ما رو تکان خواهند داد خیلی سال قبل ترور کردند. شهید مطهری، شهید مفتح...
حاج مجید: سال ۶۰ به اینور داریم؟
س.ر.یوسف زاده: نه دیگه عرض کردم. شهید کردند و دیگه تکونی نخورد!...
▫️
وحید آرمانی: علمای علوم انسانی ترور بیولوژیک میشن و برای همین سر و صدای ترورشون زیاد نیست و خیلی ها در جریان قرار نمی گیرن
▫️
ع. شهرستانی: حقیقتش اینه که خیلی از کسانی که برای ما خیییییلی مهم هستند، ظاهراً برای دشمن خطری ندارند. وگرنه مثل شهدای اوایل انقلاب ترور می شدند.
▫️
امین: مقایسه صحیحی نیست.
اولا جنس ترور فرق داره.
علمای علوم انسانی مون رو عمال حقوق بگیر و عمال بی جیره و مواجب غرب در داخل ترور شخصیت میکنن.
ثانیا انقدر قوای فرهنگی دشمن داخل کشور قوی ه که ترسی از تک ستاره های این عرصه نیست.
*اهمیتِ نمادهای دسترسپذیر*
نگاهی کوتاه به یکی از موانع گرامیداشتِ مردمی و واقعیِ سالگرد شهادت سردار سلیمانی
بارها در صفحات و کانال هایی که توسطِ ایرانیان خارج از کشور بروزرسانی میشوند، خواندهایم که در کشورهای مختلف، توجه بسیار زیادی به استفاده از نمادهای آن کشور در لوازم مصرفی عموم مردم وجود دارد. نمادِ کشور ممکن است که پرچم یا شخص خاص یا ساختمان تاریخی یا یک پرنده یا... باشد. این نمادها یا در گوشهای از پوشاک یا کیف یا لوازمالتحریر یا ... درج میشوند یا بهصورت مستقل در قالب جاکلیدی، پیکسل یا... در دسترس و مورد استفاده همه مردم است.
▫️
نگاه و زاویه دیدی در برخی از فعالان فرهنگی وجود دارد که «اکتساب از طریق مقدسات حرام است.» به این معنا که هر چیزی اگر یک مقدار حرمت پیدا کرد، ما آن را دستمایه درآمد و سود قرار ندهیم. مثلاً سال گذشته در ایام شهادت سردار سلیمانی یکی از این عزیزان میگفت: «من از قبل تعداد زیادی از لباسهای منقش به تصویرِ سردار سلیمانی موجود دارم. ولی الآن که سردار شهید شده، دیگر نمیخواهم آنها را فعلا بفروشم. با قیمت بالا هم از من طلب کردهاند ولی این کارها درست نیست! من نمیخواهم با خونِ سردار تجارت کنم.» نگارنده با این زاویه نگاه مخالف است. بله قطعاً سوء استفاده از فضا برای بالا بردنِ قیمت در هر شرایطی ناجوانمردانه است؛ ولی این که «باید انواع لوازم و محصولاتِ منقش به نمادها با هزینه منصفانه در دسترس همه مردم قرار گیرد»، امری بدیهی، لازم و ضروری است.
▫️
با مرور سریع مشاهدات روزمرهمان در شش ماه اخیر میشود ادعا کرد: تقریبا هیچ ماشینی، تصویری از سردار ندارد. پشتِ شیشه هیچ مغازهای تصویر سردار نصب نشده است. به هیچ کُت یا پیراهنی پیکسل سردار نصب نشده است. جاکلیدی و کیف و محصولات مزیّن به تصویر سردار در دسترس مردم نیست. حتی فروشگاههای محصولاتِ فرهنگیِ مذهبی-انقلابی نیز تنوع قابل قبولی در قاب عکس و پوسترهای سردار ندارند.
▫️
غالب اقدامات و برنامههای گرامیداشت سالگرد شهادتِ سردار حاج قاسم سلیمانی، بر فضای مجازی متمرکز شده و متأسفانه کم وبیش از فضای عینی و واقعی زندگی روزمره مردم غافل شدهایم. لبّ مطلب این است که اگر دوست داریم بزرگداشت سردار مردمی و واقعی پیش برود، باید لوازم کار در دسترس همه مردم باشد. پیکسل و جاکلیدی و پوستر و... باید بهصورت مویرگی و مفصل از طریق بقالیها، ایستگاههای سلامت و... در دسترس مردم باشد. البته تولید و توزیعِ این اقلام هم باید مردمی باشد ولی از نقش سیاستی، تسهیلگری، حمایتی و تشویقیِ نهادها و دستگاههای مختلف غافل نشویم.
↩️ دال
@Daaall
https://ble.ir/Daaall
https://eitaa.com/daaall
*مواجهه ما با بیانات رهبر انقلاب چگونه است؟*
چند سال است که بنده در همین جلسه و در جلسات دیگر و در دیدارهای خصوصی با مسئولین اجرائی کشور، روی این مسئله تکیه کردهام، متأسّفانه اطّلاعاتی که به من میدهند و گزارشی که به من میدهند، نشان میدهد که نه، این حرفهای ما مثل نصیحت است؛ نصیحتی که مثلاً یک نفر منبر میرود و یک نصیحتی میکند؛ با این چشم نگاه شده؛ اینجور نیست؛ باید سعی بشود...
بیانات رهبر انقلاب در دیدار اساتید دانشگاهها ۹۴/۰۴/۱۳
این گله رهبری از دولت در موضوعی خاص است. اما سؤال این است که رفتار و عملکرد ما در قبال فرامین رهبر انقلاب در سایر موضوعات چگونه است؟
↩️ دال
@Daaall
https://ble.ir/Daaall
https://eitaa.com/daaall
*راهپیمایی هم باید مردمی باشد!*
استانداردسازی، یکسانسازی، همسانسازی، تأسیس انواع سامانه و راهاندازی انواع ستادهای سازماندهی، مدتها است که گوش فلک را کر کرده است. هر مسئولی در هر گوشهای از مملکت که بوده، تصمیم گرفته تا همه مخاطبان و فعالیتهایش را سازماندهی کند و برایش استاندارد و الگوی یکسان تعریف کند. شاید یکی از اقتضائاتِ «عصر کارخانه و تولید انبوه»، یکسانبینیِ همه فعالیتها و نادیده انگاشتنِ تمایزات و فرقهای ذاتی میان مخلوقات باشد.
فرآیند استانداردسازی، در عرصه فرهنگ نیز وارد شده و جدای تأثیراتِ خوب، مفید و لازم؛ اشکالاتِ غیر قابل انکاری هم در پی داشته است که خواسته یا ناخواسته مورد تغافل واقع شده است. یکی از این اشکالات، فراموشیِ اقتضائاتِ کارهای مردمی است. یکی از مهمترین لوازم کارهای انسانی و بروز و ظهورِ فعالیتهای مردمی، ناهمگونیِ محصولات و خروجیِ فعالیتها است.
میگویند چینیها هندوانههایشان را هم استانداردسازی کردهاند! : هندوانه را وقتی کوچک است، در قالبی مکعبی قرار میدهند تا وقتی بزرگ شد، مکعب باشد و حمل و نقلش سادهتر باشد...
ما هم گاهی برای ساده کردنِ کارهای خودمان، عبارت زیبای «استانداردسازی» را عَلَم میکنیم و موجب میشویم مردمیترین کارها، صورت و ظاهری غیر مردمی پیدا کنند. یعنی میخواهیم مردم با همه تفاوتها و ویژگیهای شخصی و قومی، در سراسر کشورمان، یک فعالیت یکسان انجام دهند. هندوانه را که همه زیباییاش به تفاوت اندازه و حجم و شکلش است، به شکلی مضحک درآوردهایم.
مدتها است قطعنامههای پایانیِ راهپیماییها که مهمترین خروجی و در واقع مانیفستِ همه راهپیمایان است، را در تهران نوشته و به همه استانها، شهرها و روستاهای ریز و درشت و نزدیک و دور میهنِ اسلامیمان ارسال میکنیم!
از آن بدتر شعارها را هم طبق نامه ارسالی و مصوبه شورای فلان و بهمان انتخاب میکنیم...
فراموش کردهایم که راهپیماییها در جمهوری اسلامی، محلِ ظهور و بروز و حضور مردمی است که خودشان انقلاب را به ثمر رساندهاند و با خونِ شهدایشان آن را آبیاری کردهاند.
چه اشکالی دارد که قطعنامه هر شهر، سه چهار روز قبل از راهپیمایی توسط خانواده شهدا، جوانانِ انقلابی و معتمدانِ همان شهر تنظیم شود؟
چرا نباید شعارهای راهپیمایی هر شهر و روستایی را شاعران و مداحانِ همان شهر بسرایند؟
چرا از ظرفیتِ ویژه مداحان استان برای برگزاریِ باشکوهترِ مراسم، استفاده نمیشود؟
آیا واقعاً در راهپیمایی مطلوب و ایدهآل، مردم فقط نقشِ سیاهی لشکر دارند و شعار و سخنران و قطعنامه باید از تهران بیاید؟
آیا راهکارهای تهرانیزه مثل مسابقه درست کردنِ مترسکِ اوباما یا «بهترین پلاکاردِ دستنویس» بهعنوان راهکارهایی مقطعی، مفید و تأثیرگذار نیستند؟
ناگفته نماند این اشکالات، نقدی درونی و خودمان است و نباید خدای ناکرده موجبِ کمرنگ شدنِ راهپیماییهای دشمن شکنِ فعلی شود. تنها هدفِ این نوشتار، ترسیم فضایی جدید و ارائه دیدی نو برای برگزاری راهپیماییهایی بهتر، تأثیرگذارتر و گستردهتر بود...
منتشر شده در نشریه هیأتامروز، بمناسبت روزقدس، حدود سال ۹۲
↩️ دال
@Daaall
https://ble.ir/Daaall
https://eitaa.com/daaall
شاید این متن قدیمی درباره مقایسه بین صوت و متن (نوشته شده در 2017)، بتواند یکی از علل مهم اوج گرفتن کلاب هاوس را توجیه کند:
https://tarjomaan.com/neveshtar/10067/
...ابزاری که بهواسطۀ آن شرکتکنندگان ما پیام دیگری را دریافت میکردند در ارزیابی آنها از ذهن فرد تأثیرگذار بود. ارزیابهایی که حرف مخالفان را *شنیده* بودند، در مقایسه با افرادی که نظر مخالفان را *خوانده* بودند، به احتمال کمتری عقلانیت مخالفانشان را تحقیر میکردند. یعنی وقتی ارزیابها به *صدای* مخالفان گوش میدادند، میل به انسانیتزدایی کاهش مییافت.
این تأثیر انسانیتساز تنها نتیجۀ داشتن اطلاعات بیشتر دربارۀ فرد دیگر نبود -دیدن آن حامی در فیلم، در مقایسه با شنیدن صدای او، برداشتها را تغییر نمیداد. *انگار صدای فرد بهشکل منحصربهفردی انسانیتساز است.*
↩️ دال
@Daaall
https://ble.ir/Daaall
https://eitaa.com/daaall
*گونهشناسی ذهنیتهای خطمشیگذاران و مجریان درباره مدیریت مواجهه با بدحجابی در ایران*
📝 برگرفته از قلمِ «سجاد لطفی»
گونه اول: اجراگرایان
دغدغه اصلی اجراگرایان، اجرای سیاستها است نه نداشتن سیاست. بلکه معتقدند سیاست داریم؛ به همین دلیل، آنها بهعنوان راهحل، ایجاد یک نهاد متمرکز مسئول در امر عفاف و حجاب و تعیین یک مدیریت و رهبری واحد را که در صورت اختلاف نظر دستگاهها، رأیش فصل الخطاب باشد، پیشنهاد دادهاند. آنها علاقمندند که از هر ابزار خطمشی برای ارتقای فرهنگ عفاف و حجاب استفاده کنند؛ بهعبارتی از یک جامعیت در دیدگاههایشان -نسبت به گونههای ذهنیتی دیگر- برخوردارند.
گونه دوم: خط مشیگرایان
خط مشیگرایان معتقدند که سیاست مشخص و پایداری در رابطه با عفاف و حجاب وجود ندارد؛ به همین دلیل پیشنهاد تعیین یک مدیریت و رهبری واحد را میدهند که برای اختلافنظرها، رأیش فصلالخطاب باشد. آنها از دو گروه ناراضیاند: نخست سیاستگذاران بهدلیل اینکه سیاست مشخص و پایداری را تدوین و تصویب نمیکنند و در وهله دوم مجریان -خصوصاً مسئولان نهادهای فرهنگی- به دلیل ضعف عملکردشان.
گونه سوم: نگرشگرایان
دغدغه اصلی نگرشگرایان تغییر در نگرش مسئولان است؛ میگویند لازم است بین برخورد با «بدحجابِیِ از روی غفلت»و «بدحجابِیِ از روی عمد» تفاوت قائل شد. آنها معتقدند که اگر این امر اصلاح نشود نه تدوین و تصویب سیاست و نه اجرای سیاست ها هیچکدام نمیتواند به حل مشکل کمکی کند بلکه گاهی باعث بدتر شدن بدحجابی نیز می شود.
گونه چهارم: عامهگرایان
عامهگرایان مشکل را در نبود خطمشی و نبود نهادهای مربوطه و روالهای جدید نمیدانند؛ آنها حتی مشکل را در عدم وجود یک فصل الخطاب هم نمیدانند؛ بلکه دغدغه اصلی آنها ورود همه آحاد مسئولان و مردم در عرصه فرهنگسازی عفاف و حجاب به خصوص «تذکر لسانی» است. عامهگرایان، تأکیدشان بیشتر بر مشارکت عمومی و نهادهای مردمی است تا دستگاههای حکومتی.
گونه آخر: متحیران
متحیران پیرامون مسائل مختلف، نظرات مختلفی دارند که برخلاف گونههای ذهنیتی قبلی، نمیتوان بین آنها اشتراک و حلقه وصلی مبتنی بر یک مبنای فکری واحد دید. لذا همانگونه که از نام این گونه ذهنیتی - متحیران - پیداست، آنها از هر دری سخن گفتهاند و حرفهای خوب زیادی را از جاهای مختلف جمعآوری کردهاند و در توصیف یا تجویز، مواردی را بیان میکنند. اما به نظر میرسد هنوز خودشان به نتیجه نرسیدهاند که برای اصلاح وضع موجوِدِ مدیریت مواجهه با بدحجابی چه باید کرد؟! گویا متحیران مبنایی قوی در زمینه خط مشیگذاری و اجرا در حوزه مدیریت مواجهه با بدحجابی ندارند.
منبع:
این گونه شناسی، مستخرج از پایاننامه ارشد با همین موضوع است.
دانشجو: سجاد لطفی / اساتید: دکتر سید مجتبی امامی و دکتر مصباح الهدی باقری کنی
مقاله مستخرج از پایان نامه در این نشانی در دسترس است:
sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=488297
حاشیه:
شاید بتوان این گونههای ذهنیتی را به مسئولانِ سایر موضوعات و عرصهها نیز تسری و تعمیم بخشید.
↩️ دال
@Daaall
https://ble.ir/Daaall
https://eitaa.com/daaall
*یک نکته مهم درباره سیاستهای آب شهری*
در برخی شهرها برای پیشگیری از حفر چاههای جدید و مصرف بیشتر منابع زیرزمینی؛
بجای سیاست "جیرهبندی آب"، سیاست "کاهش فشار آب" اجرا میشود. (برابر صحبتهای اخیر مسوولان، ظاهرا این سیاست قرار است در کل کشور اجرا شود)
ظاهر امر برای مردم خوب است که آب قطع نشده. ولی لایه زیرینش این است که آپارتمانهای مرتفع مجبورند پمپ آب بگذارند. وقتی در یک کوچه ده نفر پمپ بگذارند، دیگر به طبقه اولیها هم آب نمیرسد و آنها هم مجبور میشوند پمپ بگذارند.
در سال آینده وقتی همه شهر پمپ آب گذاشتند، شرکت آب حتی اگر فشار آب را ده برابر حالت عادی هم بکند، فایدهای ندارد... و در نهایت مجبور میشویم به تخریب و مصرف بیرویه سفرههای آب زیرزمینی.
↩️ دال
@Daaall
https://ble.ir/Daaall
https://eitaa.com/daaall