eitaa logo
دارالذکر
5.9هزار دنبال‌کننده
32 عکس
14 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🖤 | دارالذکر، اولین دیدار 📝 خرده‌روایت‌های رسانه KHAMENEI.IR از ماجراهای حضور مردم در کنار مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در حرم مطهر علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع)، تیر ١٤٠٥ ▪️ ایستاده‌ام زیر آسمان صحن آزادی، مقابل دارالذکر. صف گاهی کند و گاهی تند حرکت می‌کند. چند قدم مانده تا ورودی، قلبم تند و نامنظم می‌زند. نمی‌دانم بعد از این همه سال ندیدن رهبر، چه می‌خواهم به ایشان بگویم. ▪️ وارد رواق که می‌شوم، جمعیت بی‌اختیار فریاد می‌کشند و توی سرشان می‌زنند. همه سمت پنجره‌هایی می‌روند که مزار شهدا از آن‌جا پیداست. کنج رواق عده‌ای نشسته‌اند. می‌روم کنار دیوار و خیره به پنجره‌ها می‌ایستم؛ منتظرم کلمه‌ای، جمله‌ای، از دلم بالا بیاید. اما هیچ‌چیز نیست. همان‌وقت نگاهم به دختر کناردستی‌ام می‌افتد. رنگ صورتش به کبودی می‌زند. نمی‌دانم از شدت گرماست یا گریه‌ی ناتمامش. ▪️ می‌نشینم کنارش. صدایش را می‌شنوم که با گریه می‌گوید: «آقاجونم بمیرم برات، آقاجونم الهی لال بشم که اومدم فاتحه بخونم، آقاجونم چقدر بهت تهمت زدن...» حرف‌هایش را که می‌شنوم، تازه می‌فهمم اندازه‌ی یک دنیا حرف، توی دلم تلنبار شده؛ حرف‌هایی که هیچ‌کدام راهی به زبان پیدا نمی‌کنند... ✍ زهره مؤمنیان 📆 شماره ١ 📲 @daarozekr
▪️ قابی جدید از رواق دارالذکر؛ مزار رهبر شهید انقلاب اسلامی در حرم مطهر رضوی. ۱۴۰۵/۴/۲۲ 🏴 🖥 Farsi.Khamenei.ir
🖤 | تازه‌مسلمان‌های آقا ▪️ خرده‌روایت‌های رسانه KHAMENEI.IR از ماجراهای حضور مردم در کنار مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در حرم مطهر علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع)، تیر ١٤٠٥ ▪️ تصویر پشت گوشی‌اش را گرفته بود سمت مرقد آقا. می‌گفت: «هفت ساله بودم که امام فوت شد. وسیله نداشتیم از اصفهان خودمون رو برسونیم به تشییع. صبح تا غروب با مامان‌بابا می‌نشستیم پای تلویزیون، اشک می‌ریختیم.» ▪️ پرسیدم: «چند روزه مشهدید؟» بغضش را قورت داد و گفت: «از همون روزی که خبر تشییع اومد، فوری بلیط مشهد گرفتم. کلاس‌های دانشگاه رو جلو جلو برگزار کردم و به دانشجوهام گفتم دارم می‌رم برای آخرین بار آقا رو ببینم.» ▪️ اشاره کردم به کتاب توی بغلش. گفت: «از وقتی پام به دانشگاه باز شد، عهد کردم نذارم کسی از نگاه آقا به زن بی‌خبر بمونه. به هر بهانه‌ای سر حرف رو با بچه‌ها باز می‌کردم؛ گاهی با جلسات گفت‌وگو، گاهی ارائه کلاسی.» ▪️ گفتم: «تنها اومدید؟» اشاره کرد به جمع دخترهایی که چند متر آن‌طرف‌تر ایستاده بودند: «نه، با دخترهای کلاسم. اینا تازه‌مسلمونای آقان. دلم می‌خواست ببرمشون بیت. ولی قسمت چیز دیگه بود. حالا با پرچم انتقام آوردم‌شون.» ✍ مریم برزویی 📆 شماره ۲ 📲 @daarozekr
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️ رسانه «دارالذکر» آغاز به کار کرد ▪️ پس تدفین پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای قدس‌الله‌نفسه‌الزکیه و خانواده شهید ایشان در رواق «» حرم مطهر رضوی، رسانه «دارالذکر» در شبکه‌های اجتماعی فضای مجازی از مجموعه حساب‌های KHAMENEI.IR آغاز به کار کرد. 📲 این رسانه، قصد دارد به صورت ویژه به تولید محتوا و انعکاس رخدادهای مرقد رهبر شهید انقلاب در رواق «دارالذکر» حرم مطهر رضوی بپردازد. 👈 عضویت در شبکه‌های اجتماعی: 📲 ایتا | بله | روبیکا | سروش | آپارات 📢 عکس، فیلم و روایت خود از زیارت مزار «آقای شهید ایران» را از اینجا ارسال کنید. 🖥 Farsi.Khamenei.ir
▪️موقعیت مکانی (نقشه) دارالذکر 🖤در محضر عشق چون گداییم هنوز دلبسته و عاشق شماییم هنوز ▪️ما را پس از این قرار دارالذکر است ما زائر مشهدالرضاییم هنوز ✍شعر: احسان محمدی 👈 به دارالذکر بپیوندید: 📲 تلگرام | ایتا | بله | روبیکا | سروش | آپارات | اینستاگرام | ایکس 🖥 @daarozekr
📝 | اشتباه کرده بودم؛ صف تمام نمی‌شد! ▪️ روایتی از حضور مردم عزادار برای زیارت مزار رهبر شهید انقلاب در رواق دارالذکر حرم مطهر علی‌ بن موسی‌الرضا علیه‌السلام ✍ اشتباه کرده بودم. بعد از نماز ظهر و عصر راهی دارالذکر شده بودم تا سری به مزار آقای شهید بزنم. صف طولانی و طویلی که نه تنها در رواق کناری بلکه تا صحن و دور صحن هم کشیده شده بود منصرفم کرد. برای همین به گرفتن چند عکس و ارسالش برای انتشار بسنده کردم. حضور بر سر مزار را هم موکول به آخر شب کردم. حالا ساعت‌های آخر شنبه‌شب است اما دوباره همان صف و همان شلوغی و همان ازدحام. تنها تفاوتش این است که کمی منظم‌تر است و تحت کنترل‌تر با همهمه کمتر. قبلش رفته بودم زیارت و اعمالش را به جا آورده بودم و تازه بعد از همه اینها بود که راهی دارالذکر شدم. ▪️ از سمت خیابان شهید نواب صفوی وارد حرم شدم. عده‌ای تجمع کرده و مداحی گذاشته‌اند و پرچم می‌‌گردانند. مشخص است از جنس تجمعات شبانه است. پرچم‌ها ترکیبی از پرچم‌های سرخ انتقام است و پرچم‌های سه رنگ ایران. وارد صحن آزادی که می‌شوم کتیبه بالای ایوان طلای صحن به چشمم می‌خورد. کتیبه که از هر جای دیگر صحن هم توی چشم است: «خادم حضرت خورشید به آغوش حرم باز آمد.» ▪️یکی از خادمان نزدیک ضریح دارد به پسرک ده دوازده ساله‌ای نشانیِ جایی را می‌دهد. نزدیک‌تر که می‌روم متوجه می‌شوم پسرک به دنبال مکان مهمان جدید حرم است. خادم که عاقله‌مردی پنجاه شصت ساله است دارد با حوصله به پسرک راه را نشان می‌دهد. انگار که مشغول راهنمایی یک آدم بزرگ است. مسیر اشاره خادم را می‌گیرم و به صحن گوهرشاد می‌رسم. صف طویلی که تا راهروی صحن مسجد گوهرشاد کشیده شده است نشان می‌دهد که حساب و کتاب ظهرم اشتباه بوده. اشتباه کرده بودم؛ صف طویلی است ولو اینکه الان آخر شب باشد؛ از مزار شروع شده، به رواق کناری‌اش رسیده و از آن بیرون آمده و ادامه‌اش به صحن مسجد گوهرشاد و راهروی ورودی و خروجی‌اش کشیده شده است. همان صفی است که ظهر دیده بودم. ▪️ می‌روم و انتهای صف را پیدا می‌کنم و همانجا جاگیر می‌شوم. صف طولانی است اما با سرعت کمی به سمت جلو حرکت می‌کند و متوقف نمی‌شود. خرامان خرامان خود را بر کف صحن گوهرشاد می‌کشد و با سرعتی آرام که از دور در آستانه توقف به چشم می‌رسد جلو می‌رود. به جلوی در رواق ضلع جنوبی صحن گوهرشاد که می‌رسم فکر می‌کنم کار تمام شده. آنجا تازه متوجه می‌‌شوم صف وارد مرحله دیگری از دگردیسی خود می‌شود و چند دور هم دور رواق می‌پیچد. آن وسط بعضی‌ها هم بدون توجه به صف خیلی آرام خود را در شکم صف جا می‌دهند تا شاید زودتر به مقصودشان نائل شوند. بقیه می‌بینند اما کسی دنبال بهم زدن فضا نیست. هنجارشکنی آن چند نفر در طمأنینه جمع حل می‌شود. ▪️در انتهای صف جایی که جمعیت داخل رواق وارد دارالذکر می‌شود جمعی در کنار هم دم گرفته‌اند و شعار می‌دهند. از «الله اکبر خامنه‌ای رهبر» گرفته تا «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» و «نیروهای مسلح، انتقام انتقام.» ▪️ صف مثل رود باریکی آرام آرام جلو می‌رود تا به ورودی دارالذکر می‌رسد و از آنجا شُرّه می‌کند داخل فضایی که حالا با نام مزار آقای شهید شناخته می‌شود. چند متری مزارها سازه‌ای نصب کرده و رویشان پارچه سیاه کشیده‌اند. رود آرام جمعیت از کنار سازه‌ و جمعیت جلو می‌رود و در حالی که قاب چهار به یک مزار توی چشم‌خانه‌اش جا گرفته قدم از قدم بر می‌دارد. ▪️ دارالذکر کنار مسیر عبور و مرور به سمت مضجع شریف رضوی است. از ضلع جنوبی که وارد حرم شویم و قصد ضریح را داشته باشیم، دارالذکر چند متر مانده به ضریح است. این یعنی مزار آقای شهید قرار نبوده و نیست که در کنار ضریح مطهر رضوی جلوه‌ای داشته باشد. یعنی اینجا فقط یک زیارتگاه وجود دارد و آن مضجع مطهر علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام است. دیگران را هم اگر اعتبار و آبرویی است به دلیل نزدیک بودن به حضرت خورشید است. احتمالاَ منطق تصمیم به خاک سپردن پیکر آقای شهید در مشهد هم همین باشد. ▪️ رود جمعیت به آرامی جلو می‌رود. عکس‌ می‌گیرد. زیر لب ذکر می‌گوید و دعا می‌خواند. آن وسط مردی عرب که از لهجه‌اش مشخص است عراقی است از جمع صلوات غرایی می‌گیرد، هدیه به روحِ به تعبیر خودش سید خامنئی عزیز. پیش از این هم‌وطنانش در عراق رسم مهمان‌نوازی را تمام و کمال ادا کرده بودند. حالا او اینجا در خراسان و در سرزمین طوس در میان ایرانیان، علاقه و محبتش به علی علیه‌السلام و حسین علیه‌السلام و اصحاب و انصار حسین علیه‌السلام را فریاد می‌زند.
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 صف‌های بی‌پایان عاشقان برای تجدید پیمان با رهبر شهید @Farsna
14.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤🖤قرار دل‌های بی‌قرار رهبر شهید انقلاب در رواق دارالذکر 🏠 ای به حضور دلدادگان «آقای شهید ایران» برای زیارت مزار نورانی ایشان در رواق دارالذکر حرم مطهر علی‌ بن موسی‌الرضا علیه‌السلام. ۱۴۰۵/۴/۲۴ 🏴 | 📥 کیفیت اصلی 🖥 Farsi.Khamenei.ir
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️ تلاوت آیاتی از کلام‌الله مجید توسط آقای حمید حق‌طلب در مراسم بزرگداشت هفتمین روز تدفین «آقای شهید ایران» در حرم مطهر امام رضا علیه‌السلام. ۱۴۰۵/۴/۲۵ 🏴 🖥 Farsi.Khamenei.ir