✅ زن ایرانی توانست بهرغم فرهنگ فساد، خود را به شرافت و طهارت مطلوب اسلام نزدیک کند
🖼 پیام امام خامنهای به کنگره ملی ۱۷ هزار زن شهید، آزاده و جانباز
✅ زن ایرانی توانست بهرغم فرهنگ فساد و انحطاط غربیِ تحمیلشده بر بسیاری از زنان در دوران نحس پهلوی، خود را به شرافت و طهارت مطلوب اسلام نزدیک کند و این افتخاری بزرگ است.
#طهارت
#شرافت
#زن_ایرانی
🌸
67_se_daghighe_dar_ghiamat_aminikhaah.ir.mp3
32.44M
تجربه پس از مرگ
🎵جلسه شصت وهفت
#شرح_و_بررسی_کتاب_سه دقیقه_درقیامت
#براساس واقعیت
🔺تجربه نزدیک به مرگ یک جانباز #مدافع_حرم
👤استاد امینی خواه
#خانوم_خونه
صبح تا شب اگر هزار بار به شوهرتان بگید دوست دارم ،عاشقتم
تنها همون مرتبه اولش تاثیر گذار است
در عوض با لبخند، پوشیدن لباسهای خوب،
آرایش مورد علاقه همسرتان
،آماده کردن غذای مورد علاقه همسرتان توجه شوهرتان رو چندین برابر به خود جلب میکنید
💝 چون مردها دوست داشتن را بیشتردر عمل میدانند نه در کلام
#آقای_خونه
اگر روزی چندین مرتبه هم به همسرتان ابراز علاقه کلامی کنید باز هم کمه
شاید از نظر شما همینکه صبح تا غروب سر کار میرید و مایحتاج مورد نیازشان رو خریداری میکنید
یعنی همسرتان را دوست دارید
💝 اما زنان احتیاج به شنیدن واژه های محبت آمیز از جانب شوهرشان دارند
احتیاج دارند دیده بشن و باهاشون صحبت کنید .
#زناشویی
👨👩👧👧کانال سبک زندگی 🪴
🔥 #رمان_فرار_از_جهنم 👣🔥 #قسمت_بیست_و_هفتم به من اعتماد کن روز قدس بود ... صبح عین همیشه رفتم سر
🔥 #رمان_فرار_از_جهنم 👣🔥
#قسمت_بیست_و_هشتم
شرکت کنندگان
روز عید فطر بود ... مرخصی گرفتم ... دلم می خواست ببینم چه خبره ... .
یکی از بچه ها توی آشپزخانه مسجد، داشت قرآن تمرین می کرد ... مسابقه حفظ بود ... تمام حواسم به کار خودم بود که یکی از آیات رو غلط خوند ... ناخودآگاه، تصحیحش کردم و آیه درست رو براش خوندم ...
با تعجب گفت: استنلی تو قرآن حفظی؟ ...
منم جا خوردم ... هنوز توی حال و هوای خودم بودم و قبلا هرگز هیچ کدوم از اون کلمات عربی رو تکرار نکرده بودم ... اون کار، کاملا ناخودآگاه بود ...
سعید با خنده گفت: اینقدر که این قرآن گوش می کنه عجیب هم نیست ... توی راه قرآن گوش می کنه ... موقع کار، قرآن گوش می کنه ... قبلا که موقع خواب هم قرآن، گوش می کرد ... هر چند الان که دیگه توی مسجد نمی خوابه، دیگه نمی دونم ...
حس خوبی داشت ... برای اولین بار توی کل عمرم یه نفر داشت ازم تعریف می کرد ... .
روز عید، بعد از اقامه نماز، جشن شروع شد ... .
سعید مدام بهم می گفت: تو هم شرکت کن. مطمئن باش اول نشی، دوم یا سوم شدنت حتمیه ... اما من اصلا جسارتش رو نداشتم ... جلوی اون همه مسلمان... کلماتی که اصلا نمی دونستم چی هستن ... من عربی بلد نبودم و زبان من و تلفظ کلماتش فاصله زیادی داشت ... .
مجری از پشت میکروفن، اسامی شرکت کننده ها رو می خوند که یهو ... سعید از عقب مسجد بلند گفت ... یه شرکت کننده دیگه هم هست ... و دستش رو گذاشت پشتم و من رو هل داد جلو ...
#ادامه_دارد...
نویسنده: #شهید_مدافع_حرم_طاهاایمانی