eitaa logo
👨‍👩‍👧‍👧کانال سبک زندگی 🪴
769 دنبال‌کننده
19.7هزار عکس
9.8هزار ویدیو
336 فایل
کانال سبک زندگی👇 https://eitaa.com/dadhbcx ادمین @GAFKTH @Sydmusaviمدیر ⠀ 🌴 قرارگاه بسوی ظهور https://eitaa.com/dadhbcx/50553
مشاهده در ایتا
دانلود
👨‍👩‍👧‍👧کانال سبک زندگی 🪴
اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ الّلهُمَّ صَلِّ عَل
اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ اَعْدائُهُمْ اَجْمَعینْ ⛔️ ارتباط با نامحرم- بخش سوم 📛 اگر کسی به شما قولی بدهد و بعد بدقولی کند، شما چه حالی پیدا می‌کنید؟ چقدر ناراحت می‌شوید؟ چه دیدی نسبت به آن آدم بدقول پیدا می‌کنید؟ ❌ انسان به طور فطری حق گراست « فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا » (شمس/۸) یعنی انسان به طور فطری خوب را دوست دارد، بد را بدش می‌آید، انسان ذاتاً از بدی‌ها نفرت دارد، یعنی چطور شامه شما از بوی خوش، خوشش می‌آید، از بوی بد، بدش می‌آید، همه اینطور هستند، حتی بدها هم خوب را دوست دارند... ❌ حتی پسران هرزه هم به ارزش حیا و حجاب کاملاً آگاه هستند، وقتی می‌خواهند تشکیل خانواده بدهند به مادرشان سفارش می‌کنند یک دختر نجیب و با حیا برایشان انتخاب کنند. ❌ اما در چشم چرانی افراد هرزه و بیمار این امر تغییر ماهیت می‌دهد، وقتی دو زن هم زمان از جائی عبور می‌کنند، یکی با حجاب و دیگری بدحجاب، همه به زن بدحجاب به دیده یک عروسک بزک شده نگاه می‌کنند و برای زن با حجاب شخصیت و احترام قائل هستند... این بینش در زندگی خانواده بسیار مهم و قابل توجه است، بنده خدائی نسبتاً ثروتمند بود، اما مسافرکشی هم می‌کرد، می‌گفت اگر زن بی‌حجاب و بدحجاب ببینم فوری سوار می‌کنم، حتی اگر مقصدش با من یکی نباشد، اما اگر زن چادری و مرد حزب‌اللهی ببینم، مقصدش هم با من یکی باشد، حتی اگر دو برابر کرایه هم بدهد سوارش نمی‌کنم، خانم خودش هم الگوی بی‌حجابی بود، چند سالی گذشت، زندگیشان از هم پاشید، ثروت دود شد، سه دختر و یک پسرشان بی سر و سامان، خودش معتاد و دربدر، خانمش هم در بیمارستان روانی بستری، حالا خودش در میان زندگی نکبت بارش با افسوس می‌گوید، همه این بدبختیها حاصل بی‌احترامی‌هائی است که به مذهبی‌ها و خدای مذهبی‌ها کردم، مسخره‌شان می‌کردم... من آنها را مسخره می‌کردم و امروز که به فلاکت افتادم، آنها بجای اینکه تلافی کنند و مرا سرزنش و مسخره کنند، با مهربانی کمکم می‌کنند... شرمنده‌ام... وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى ✍️ حبیب الله یوسفی
▫️نکاتی برای " رابطه خوب" با نوجوان شنونده خوبی برای نوجوان خود باشید. 👂👂 پس زمانهایی را صرف گوش کردن به صحبتهای نوجوان خود کنید. واقعاً به حرفهای نوجوان خود گوش دهید. مثلا آنچه را که انجام میدهید متوقف کنید تماس چشمی با او برقرار کنید و صحبتهایش را قطع نکنید.👁👁
❗️به جای کنترل کردن فرزندتان سعی کنید محیط را کنترل کنید. مثال: 🔻به جای اینکه مدام تذکر بدهید که وقت خواب است ☑️ محیط خانه را برای سکون و خوابیدن تنظیم کنید..
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. قابل توجه تک فرزندا و کسانی که یک فرزند دارن...
8.87M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. کشتی هایتان را در زمان آرامش بسازید. ✒ کامران صاحبی | روانشناس دینی
👨‍👩‍👧‍👧کانال سبک زندگی 🪴
🌹🕊بسم الله القاصمـ الجبارین🕊🌹 🕌رمـــــان #دمشق_شهرعشق 🕌 قسمت ۱۲۴ و این رگبار گلوله هرلحظه شدیدتر
🌹🕊بسم الله القاصمـ الجبارین🕊🌹 🕌رمـــــان 🕌 قسمت ۱۲۵ با گریه نگاهش میکردم بلکه خبری از مصطفی بگوید.. و ظاهراً مصطفی در میدان دیدش نبود که به سرعت زیر پنجره نشست و وحشت زده زمزمه کرد _خونه نیس، لونه زنبوره! خط گلوله ها دوباره دیوار و پنجره ساختمان را هدف گرفته.. و حس میکردم کار مصطفی را ساخته اند.. که باز به جان دفتر رهبری افتاده اند و هنوز جانم به گلو نرسیده، مصطفی از در وارد شد... هوا گرم نبود و از گرمای جنگ،... از میان مو تا روی پیشانی اش عرق میرفت، گوشه ای از پیراهن سفیدش از کمربند بیرون آمده و سراسیمه نفس نفس میزد... یک دستش آرپیجی بود و یک سمت لباسش همه غرق خاک که خمیده به سمت پنجره رفت... باورم نمیشد دوباره قامت بلندش را میبینم،..اشکم از هیجان در چشمانم بند آمده و او بی توجه به حیرت ما،.. با چند مترفاصله از پنجره روی زمین زانو زد... آرپیجی روی شانه اش بود، با دقت هدف گیری میکرد و فعلاً نمیخواست ماشه را بکشد.. که رو به پنجره صدا بلند کرد _برید بیرون! من و مادرش به زمین چسبیده.. و اعضای دفتر مردد بودند که عصبی فریاد کشید _برید پایین، ابوالفضل پوشش میده از ساختمون خارج شید! دلم نمیآمد در هدف تیر تکفیری ها تنهایش بگذارم و باید میرفتیم که قلبم کنارش جا ماند.. و از دفتر خارج شدیم... در تاریکی راهرو یک چشمم به پله بود تا زمین نخورم و یک چشمم به پشت سر که غرّش وحشتناکی قلبم را به قفسه سینه کوبید.. و بلافاصله فریاد ابوالفضل از پایین راه پله بلند شد _سریعتر بیاید! شیب پله ها به پایم میپچید،.. باید پا به پای زانوان ناتوان مادر مصطفی پایین میرفتم.. و مردها... ادامه دارد.... 🌹نام نویسنده؛ خانم فاطمه ولی نژاد
👨‍👩‍👧‍👧کانال سبک زندگی 🪴
🌹🕊بسم الله القاصمـ الجبارین🕊🌹 🕌رمـــــان #دمشق_شهرعشق 🕌 قسمت ۱۲۵ با گریه نگاهش میکردم بلکه خبری ا
🌹🕊بسم الله القاصمـ الجبارین🕊🌹 🕌رمـــــان 🕌 قسمت ۱۲۶ و مردها حواسشان بود زمین نخوریم تا بالاخره به پاگرد مقابل در رسیدیم... ظاهراً هدف گیری مصطفی کار خودش را کرده بود.. که صدای تیراندازی تمام شد،.. ابوالفضل همچنان با اسلحه به هر سمت میچرخید تا کسی شکارمان نکند.. و با همین وحشت از در خارج شدیم.چند نفر از رزمندگان مقاومت مردمی طول خیابان را پوشش میدادند.. تا بالاخره به خانه رسیدیم... و ابوالفضل به دنبال مصطفی برگشت. یک ساعت با همان لباس سفید گوشه اتاقی که از قبل برای زندگی جدیدم چیده بودم، گریه میکردم.. و مادرش با آیه آیه قرآن دلداری ام میداد که هر دو با هم از در وارد شدند... مثل رؤیا بود که از این معرکه و ولی برگشتند.. و همان رفتنشان طوری جانم را گرفته بود که دیگر خنده به لب هایم نمیآمد.. و اشک چشمم تمام نمیشد... 🕊ابوالفضل انگار مچ پایش گرفته بود که میلنگید و همانجا پای در روی زمین نشست،.. 🌸اما مصطفی قلبش برای اشکهایم گرفته بود که تنها وارد اتاق شد،.. در را پشت سرش بست.. و بی هیچ حرفی مقابل پایم روی زمین نشست. برای اولین بار هر دو دستم را گرفت.. و انگار عطش عشقش فروکش نمیکرد.. که با نرمی نگاهش چشمانم را نوازش میکرد.. و باز حریف ترس ریخته در جانم نمیشد.. که سرش را کج کرد و آهسته پرسید _چیکار کنم دیگه گریه نکنی؟ به چشمانش نگاه میکردم و میترسیدم این چشمها از دستم برود.. که با هر پلک اشکم بیشتر میچکید.. و او دردهای مانده بر دلش با گریه سبک نمیشد که غمزده خندید و نازم را کشید _هر کاری بگی میکنم، فقط یه بار بخند! لحنش شبیه... ادامه دارد.... 🌹نام نویسنده؛ خانم فاطمه ولی نژاد
پر انرژی باش تا تغییر برخورد اطرافیانت را ببینی پر انرژی باش تا تغییر برخورد طبیعت با خودت را ببینی کسی که انرژی میدهد ازعالم وآدم انرژی دریافت میکند.... 🦋🍂
تاج امامت است به روی سر شما  خیل ملائکند به دور و بر شما  قربان چهره ات که تجلی مصطفاست  قربان آن صلابت چون حیدر شما سالروز آغاز امامت و ولایت امام زمان (عج) بر شما تبریک و تهنیت باد