نکاتی برای " رابطه خوب" با نوجوان
شنونده خوبی برای نوجوان خود باشید. پس زمانهایی را صرف گوش کردن به صحبتهای نوجوان خود کنید.
واقعاً به حرفهای نوجوان خود گوش دهید. مثلا آنچه را که انجام میدهید متوقف کنید، تماس چشمی با او برقرار کنید و صحبتهایش را قطع نکنید.
برای نظرات نوجوان خود ارزش و احترام قائل شوید و توجه کنید که او دیدگاهی متفاوت از شما نسبت به دنیا دارد.
به جای ضمیر «تو» از ضمیر «من» استفاده کنید. برای نمونه به فرزند خود نگویید که «تو هیچگاه به حرفهای من توجه نمی کنی و برای من توضیح نمی دهی که به کجا می روی» به جای آن بهتر است بگویید: «اگر برای من توضیح ندهی که کجا می روی من نگران تو می شوم»
توجه داشته باشید که اگر به حرفهای نوجوان خود گوش نداده و توجه نکنید، او ارتباطش را با شما قطع می کند.
•••💚🕊•••
امامعلی(ع):
پوشیدهومحفوظداشتنزن
مایعآسایشبیشترودوامزیباییاست....
#حدیث
#زن_عفت_افتخار
17.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گفتگو با مردم حول یک سوال ساده؛ "چرا روسریت را بر نمیداری؟ "
این مصاحبه رو ببینید تا بهتر مردم ایران را بشناسد؛ مردم ایران سه انتحاب مهم و تاریخی کردهاند؛ اول اسلام، دوم تشیع، سوم انقلاب؛ این سه، سه انتخاب مهم مردم ایران است.
😴 #رفع_بیخوابی_طفل
🖊 چنانچہ ڪودکی بیخوابے
داشتہ باشد و به خواب نرود
اين آيہ را بنویسد و زير بالين
طفل گذارد...
👨👩👧👧کانال سبک زندگی 🪴
#مردےدرآئینہ 💙 #قسمتسےام #رمانمعرفتے :) #قلمشہیدسیدطاهاایمانے 🌱 فایل شماره 1 فايل رو پا
#مردےدرآئینہ 💙
#قسمتسےویڪم
#رمانمعرفتے :)
#قلمشہیدسیدطاهاایمانے 🌱
مقصد
- چہ اتفاقے افتاد؟ ... چرا اينطورے شدے؟ ...
چند لحظہ بهش نگاه ڪردم ...
- دنبالم بيا ... بايد يہ چيزے رو بهت نشون بدم ...
با همون سر و صورت خيس از دستشويے زدم بيرون ... لويد هم دنبالم ... برگشتم تو همون اتاق شيشہاے ...
- بشين رو صندلے ...
هدست رو گذاشتم روے گوشش و همون فايل رو پخش ڪردم ... چشم هاش رو بست ... منتظر بودم واڪنشش رو ببينم اما اون بدون هيچ واڪنشے فقط چشم هاش رو بستہ بود ...
با توقف فايل ... چشم هاش رو باز ڪرد ... حالتش عجيب بود ... براے لحظاتے سڪوت عميقے بين ما حاڪم شد ... نفس عميقے ڪشيد ... انگار تازه بہ خودش اومده باشہ ...
- اين چے بود؟ ...
- نمےدونم ... نوشتہ بود "چپتر اول" ...
حالت اوبران هم عادے نبود ... اما نہ مثل من ... چطور ممڪن بود؟ ... ما هر دومون يڪ فايل رو گوش ڪرده بوديم ...
از روے صندلے بلند شد ...
- چہ آرامش عجيبے داشت ...
اين رو گفت و از در رفت بيرون ... و من هنوز متحير بودم ... ذهن جستجوگرم در برابر اتفاقے ڪہ افتاده بود آرام نمےشد ...
تمام بعد از ظهر بين هر دوے ما سڪوت عجيبے حاڪم بود ... هيچ ڪدوم طبيعے نبوديم ... من غرق سوال ... و اوبران ... ڪہ قادر بہ خوندن ذهنش نبودم ...
ميزمون رو بہ روے همديگہ بود ... گاهے زیر چشمے بهش نگاه مےڪردم ... مشغول پيگيرےهاے پرونده بود ... اما نہ اون آدم قديمے ... حس و حالش بہ ڪندے داشت بہ حالت قبل برمےگشت ...
حتے شب بهم پيشنهاد داد برم خونہ شون ... بہ ندرت چنين حرفے مےزد ... با اين بهانه ڪہ امشب تنهاست ... و ڪیسے بہ یہ سفر چند روزه ڪارے رفتہ ...
- بهتره بياے خونه ما ... هم من از تنهايے در ميام ... هم مطمئن ميشم ڪہ فردا نخوام از ڪنار خيابون جمعت ڪنم ...
بهانہ هاے خوبے بود اما ذهنم درگيرتر از اين بود ڪہ آرام بشہ ... از بچگے عشق من حل ڪردن معادلات و مسالہ هاے سخت رياضے بود ... ممڪن بود حتے تا صبح براے حل يہ مسالہ سخت وقت بگذارم ... اما تا زمانے ڪہ بہ جواب نمےرسيدم آرام نمےشدم ... حالا هم پرونده قتل ڪريس ... و هم اين اتفاق ...
هر چند دلم مےخواست اون شب رو ڪنار لويد باشم تا رفتارش رو زير نظر بگيرم و ببينم چہ بلايي سر اون اومد ... و با شرايط خودم مقايسه ڪنم ... اما مهمتر از هر چيزے، اول بايد مےفهميدم چے توے اون فايل صوتے بود ...
فايل ها رو ريختم روے گوشي خودم ... و اون شب زودتر از اداره پليس خارج شدم ... مقصدم خونه ڪريس تادئو بود ...
ادامه دارد...
👨👩👧👧کانال سبک زندگی 🪴
#مردےدرآئینہ 💙 #قسمتسےویڪم #رمانمعرفتے :) #قلمشہیدسیدطاهاایمانے 🌱 مقصد - چہ اتفاقے افتا
#مردےدرآئینہ 💙
#قسمتسےودوم
#رمانمعرفتے :)
#قلمشہیدسیدطاهاایمانے 🌱
در جستجوے حقیقت
پدرش در رو باز ڪرد ... چقدر توے اين دو روز چهره اش خستہتر از قبل شده بود ... تا چشمش بہ من افتاد ... تعللے بہ خودش راه نداد ...
- قاتل پسرم رو پيدا ڪرديد؟ ...
حس بدے وجودم رو پر ڪرد ... برعڪس ديدار اول ڪہ اميد بيشترے براے پيدا ڪردن قاتل داشتم ... چطور مےتونستم در برابر اون چشم هاے منتظر ... بگم هنوز هيچ سرنخے پيدا نڪرديم ...
اون غرق اندوه در پے پيدا ڪردن پسرش بود ... و من در جستجوے پيدا ڪردن جواب سوال ديگہاے اونجا بودم ... براے لحظاتے واقعا از خودم خجالت ڪشيدم ...
- خير آقاے تادئو ... هنوز پيداش نڪرديم ... اما مےخواستم اگہ ممڪنہ شما و همسرتون بہ چيزے گوش ڪنيد ... شايد در پيدا ڪردن قاتل بہ ما ڪمڪ ڪنہ...
انتظار و درد ...
از توے در ڪنار رفت ...
- بفرماييد داخل ...
و رفت سمت راه پلہ ها ...
- مارتا ... مارتا ... چند لحظہ بيا پايين ... ڪارآگاه منديپ اينجاست ...
چند دقيقہ بعد ... همہ مون توے اتاق نشيمن بوديم ... و من همون فايل رو دوباره پخش ڪردم ...
چشم هاے پدرش پر از اشڪ شد ... و تمام صورت مادرش لرزيد ... آقاے تادئو محڪم دست همسرش رو گرفت ... داشت بهش قوت قلب مےداد ...
- من ڪہ چيزے نمےدونم ...
و نگاهش برگشت سمت مارتا ...
- خانم تادئو شما چطور؟ ... اينها روے گوشے پسرتون بود ...
هنوز چشم ها و صورتش مےلرزيد ...
- اين اواخر دائم هندزفرے توے گوشش بود و بہ چيزے گوش مےڪرد ... يڪے دو بار ڪہ صداش بلندتر بود شبيہ همين بود... اما هيچ وقت ازش نپرسيدم چيہ ...
سرش رو پایین انداخت ... و چند قطره اشڪ، خيلے آروم از ڪنار چشمش جارے شد ...
- اےڪاش پرسيده بودم ...
آقاے تادئو دستش رو گذاشت روے شانہ هاے همسرش ... و اون رو در آغوش گرفت ... با وجود غمے ڪہ خودش تحمل مےڪرد ... سعے در آرام ڪردن اون داشت ... و ديدن اين صحنہ براے من بےنهايت دردناڪ بود ...
چون تنها ڪسے بودم ڪہ توے اون جمع مےدونست ... شايد اين سوال هرگز بہ جواب نرسہ ... ڪہ چہ ڪسے و با چہ انگيزه اے ... ڪريس تادئو رو بہ قتل رسونده ...
بدون خداحافظے رفتم سمت در خروجے ... تحمل جو سنگين اون فضا برام سخت بود ... ڪہ يهو خانم تادئو از پشت سر صدام ڪرد ...
- ڪارآگاه ... واقعا اون فايل مےتونہ بہ شما در پيدا ڪردن حقيقت ڪمڪ ڪنہ؟ ...
ادامه دارد....
🎯شناخت صحیح، زمینه امید پایدار
🍀 بیتردید امید واقعی و ماندگار به زندگی در گرو تصور و انتظارهای ما از دنیا ساخته نمیشود؛ بلکه لازم است دنیا را آنگونه که هست، بپذیریم؛ بهعبارتیدیگر میتوان گفت هماهنگی میان انتظارات و خواستهها با واقعیات زندگی، شرط اساسی برای داشتن امید واقعی و ماندگار است. اگر این هماهنگی نباشد، هرچند ممکن است مدتی محدود همچون سراب، امید به زندگی در افراد به وجود بیاید، اما بهزودی زود، با مواجهه با واقعیتهای زندگی، امید به ناامیدی مبدل میشود.
لینک:
🌐https://btid.org/fa/news/239294
#امید_امیدواری
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔰مردم برای آخر سالی پی سفر
من هم به فکر این که مرا کربلا بری...
🔸 #حجتالاسلامبهنامحشمدار
#کربلا
#مهدی_یاران
✨﷽✨
✍استاد علی صفایی حائری :
نباید گرو موقعیتها بود که اگر با فلانى باشم بهتر خواهم بود . اگر با فلانى ازدواج کنم ، به من رشد مىدهد و از این حرفها ... چون هیچ کسى نمىتواند به تو رشد بدهد . این تو هستى که در هر موقعیتى مىتوانى رشد کنى و یا خسارت ببینى . گیرم تو در کنار رسول باشى و یا همراه
فاطمه ، این درست که اینجا زمینه بهتر است ، ولى این هم هست که تکلیف بیشترى از تو مىخواهند .
در هر حال این زمینهها مهم نیستند ، وضعیتى که تو مىگیرى و اطاعتى که تو خواهى داشت ، تو را بالا میبرد و یا پایین مىآورد . البته این حرفها بر ما که با چیزهاى دیگر مأنوس بودیم ، سنگینى مى کند . ما دوست داریم با فلانى باشیم و در فلان جا زندگى کنیم و اسمش را هم مىگذاریم خدا و رشد !
غافل از آنکه رشد ما در گرو همین اطاعت و تقوى ، همین عبودیت است ؛ یعنى اینکه در هر موقعیتى تکلیف مان را بیاوریم و اسیر موقعیتهاى خوب و یا بد نباشیم .
📚 کتاب صراط ، ص 150