بزرگترین یادگار ما از حضرت زینب سلام الله علیها همان جمله عجیب است که در آسمان معنی همچون خورشیدی میدرخشد و جهان جهان معنی را بر ما میتاباند تا به ما زندگی بخشد و بقا دهد و پیروزی را نصیب ما فرماید:
«ما رأیت إلّا جمیلا»
هدایت شده از محسن قنبریان
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدای ایران، خدای شن های طبس!
روز بزرگداشت زینب کبری(س)، فقط روز گریه و عزا نیست؛ «روز تصغیر و توبیخ مستکبران» است.
روز بلندکردن این شعارش هست که علیرغم مصائب بزرگش، به مستکبر زمانش فرمود:
«اني لاستصغر قدرك، و استعظم تقريعك و استكثر توبيخك»
«من قدر و منزلت تو را کوچک، سرزنش و سرکوفتت را بزرگ و توبیخت را زیاد می کنم»!
سالی که «مستکبرِ دوران» به پایتخت همسایه اش تجاوز می کند و رئیس جمهور قانونی اش را با تحقیر می دزدد و در نیویورک می چرخاند و هم زمان برای #ایرانِ_حسین خط و نشان می کشد؛ روز بزرگداشت بزرگْ معلم عاشورا باید روز تصغیر و توبیخ #یزید_زمان باشد!
• پ.ن:
ویدئو: ماجرای تحویل جنازه های سوخته کماندوهای آمریکایی که آمده بودند جاسوس هایشان را آزاد کنند، اما #شن_های_طبس، «مأمور خدای ایران» شدند، همه در طوفان سوختند؛ مثل بسته ای شکلات تلخ به رئیس جمهورشان تحویل داده شدند!
محسن قنبریان
#ترامپ_خبیث
#ایران_عزیز
#سالروز_وفات_زینب_کبری
☑️ @m_ghanbarian
جنگ نرم دشمن تیر زهرآگین سه شعبهای دارد که بر ذهن و روان انسان مینشیند و اگر خنثی نشود، میتواند از درون آسیبهای بزرگ وارد نماید. ترس و تردید و تحقیر سه ضلع عملیات روانی دشمن است.
@daftaretamrin
روزی امام امت از ما خواست در رفع فتنهها و دشمنیها و نواقص و کاستیها راهبرد متمرکز برنامهمندی داشته باشیم. آن روح الهی میدانست که تکثر دشمن و تعدد خیانتها وی تلون ستیزهجوییها میتواند باعث پراکندگی جبهه حق شود. اما از ما خواست تا هیچ گاه از دو دشمن بزرگ غافل نشویم یکی هوای نفس در درون و یکی آمریکای جهانخوار.
امروز بیش از هر روزی میفهمم که چرا آن پیشوای صادق اینچنین بر روی دو مظهر شیطنت ابلیس تمرکز و توجه داشت و ما را نیز به این حضور ذهن و قلب دعوت میفرمود.
جنگ ترکیبی اژدهای چندسری است که روح واحد دارد و حضور چندگانه. اگر بر روح واحد آن غلبه پیدا کردی، سرها یک به یک برای دریدن نزدیک میشوند اما کاری به پیش نمیبرند.
تورم در واقع تا یک عدد مشخصی مشوق و محرک جامعه است تا به جای انباشت پول به کار و تولید و ابتکار بپردازد و سعی کند تا با بالا بردن بهرهوری از تنازل اعتبار خویش جلوگیری کند. نباید پول هدف باشد. پول کالا نیست. اگر پول تبدیل به کالا شد، به تدریج تمام کالاهای دیگر را تصرف میکند و باعث تضعیف اقتصاد خواهد شد. لذا ربا نیز به شدت مورد نهی و نکوهش واقع شده است.
هر جامعهای در مسیر رشد به مقداری تورم نیاز دارد تا از عواید تحریک اقتصادی برای بزرگ شدن استفاده کند.
اما اگر تورم از کنترل خارج شود چه خواهد شد؟ فرض کنید فردی دچار چاقی فزاینده باشد. یعنی دائما وزن اضافه کند بدون آنکه این وزن به قدرت او چیزی بیافزاید. بلکه باری بر بدن او خواهد شد. مقدار زیادی سلول تولید خواهند شد که در اداره بدن هیچ همکاری نمیکنند؛ اما انتظار دارند که تأمین شوند و به خواهشهایشان رسیدگی شود.
تورم خود را به صورتهای مختلف نشان میدهد. یکی از آشکارترین آنها کاهش ارزش پول و یا به عبارتی گران شدن کالاهاست. وقتی سرعت کاهش ارزش پول به حدی بود که امکان جایگزینی با کار و تلاش و تولید نداشت، کم کم اعتبار خود را از دست میدهد. یعنی نمیتواند شایستگی خود را برای میانجیگری در اقتصاد ثابت کند.
این کار با دو اتفاق بالا میگیرد. احساس نیاز فزاینده به پول و احساس کمبود کالا در بازار. در واقع تورم یک علت ثابت مشخص ندارد. دلایل مختلفی میتواند کالاها را گران و پول را ناتوان کند.
یکی از مهمترین ابزارهای تضعیف یک کشور، تضعیف اقتصاد است. یکی از مهمترین ابزارهای تضعیف اقتصاد، تشدید بیبرنامه تورم است. تورم در ایران دلایل زیادی دارد. دشمن طی دهها سال تمام لوازم تشدید تورم در ایران را تدارک دیده. بخشی از داستان نیز به تصمیمات ما بازمیگردد. البته هیچ تصمیمی در خلأ اتفاق نمیافتد. یعنی ما نیز در شرایط هجوم دشمن، تصمیماتی را خواسته یا ناخواسته گرفتهایم؛ اما به خاطر هوشمند بودن صحنه و سیال بودن آن، تصمیمات ما نیز مورد هجوم دشمن قرار گرفته است.
هدف نهایی خسته کردن مردم است. چاق شدن خواستهها و لاغر شدن برآورده شدنها. در این باره بسیار میتوان گفتگو کرد. معمولا جناحهای سیاسی که منافع کلان جامعه را فدای در قدرت ماندن یا به قدرت رسیدن خویش میکنند، صحنه را ناقص توصیف میکنند.
هیچ گاه به مطالبی اشاره نمیکنند که مزیت حضور آنان در قدرت را از بین ببرد. معمولا به مردم کار نمیسپارند. از مردم کار نمیخواهند تا مهربانتر به نظر برسند. لذا به تدریج نقش مردم را از حل مسئله حذف میکنند و درگیر جریانات نمایشی حل مسئله میشوند.
این در حالی است که فقط مردم هستند که میتوانند در برابر دشمن اقدام مؤثر انجام دهند. اگر حکومت به مردم نقش واگذار نکند، دشمن این کار را خواهد کرد و وقتی مردم تأثیر نقش آفرینی خودشان را دیدند، خود به خود مسیر طراحی شده را طی خواهند کرد.
اینکه امروز مردم ما فارغ از اینکه دلار داشته باشند یا نه و یا نیازی به دلار داشته باشند یا نه، به آن فکر میکنند و میل پیدا میکنند برای حفظ ارزش آن، اتفاقی نیست. مدت بسیار طولانی روی این قضیه کار شده تا امروز خبرهای دلار هم گرانی بیاورد و خبرهای صاحبان دلار و چاپ کنندگان و توزیعکنندگان آن نیز روی زندگی مردم اثر بگذارد.
بخشی از این جنگ اقتصادی کاملا آشکار و عینی است. اما بخش قابل توجهی از آن مربوط به واکنش ماست. هر کس در بازار کار کرده باشد میداند که خبرها چقدر کار میکنند. اصلا بازار وابسته به تحلیل و پیشبینی آینده است. البته بازاری که هدفش ثروتاندوزی باشد و نه خدمت. اصل بازار برای خدمت به مردم شکل گرفته. مردمانی که توانی دارند، نیازهای جامعه را شناسایی میکنند و آنها را برای عرضه تهیه میکنند و تدارک میبینند. لذا اصل بازار خدمت به جامعه است. اما اگر بازار به سمت ثروتاندوزی حرکت کرد، درست در مقابل مردم قرار میگیرد. اما این قضیه تا وقتی که میلیونها نفر از آن سود میبرند مسکوت میماند. تا جایی که دیگر حتی کارمندان و کارگران نیز خدمات خود را به صورت کالا میبینند و برای آن از ارباب رجوع وجه درخواست میکنند. کم کم همه چیز کالا میشود و با پول معامله میشود.
نیاز جامعه به پول اینجا چند برابر گذشته است. همین وابستگی انحرافی، تورمی را به بار میآورد که مهار آن در اختیار هیچ کس جز خود مردم نیست.
جامعهای که مبنای آن انفاق و هدیه و خیرات و نذر و مهمانی و بهرهمندی عمومی بود، به تدریج تبدیل به جامعهای میشود که همه چیز در آن خریدنی است. حتی محبت. حتی انسانیت. حتی اخلاق. حتی جان و روان انسان. در چنین جامعهای همه چیز سنگ میشود، جامد میشود، شیء میشود و برای داشتن همه اینها باید پول داشته باشی. پول از یک ضرورت میانجی به یک تعیین کننده اساسی تغییر هویت میدهد.
دفتر تمرین (سعیدتوتونکار)
تورم در واقع تا یک عدد مشخصی مشوق و محرک جامعه است تا به جای انباشت پول به کار و تولید و ابتکار بپرد
جامعهای که در آن همه چیز با پول سنجیده میشود سرمایههای کمی خود را نقد میکند و توجهی به سرمایههای کیفی خود ندارد و یا آنها را بیارزش میداند و به کمترین قیمت واگذار میکند. این در حالی است که سرمایههای کیفی بخش زیادی از نیاز ما به پول را خنثی میکردند.
وقتی پول به سلطنت روابط انسانی رسید، حالا این جامعه کاملا دردمند و شکننده است. مسیر به سلطنت رسیدن پول البته ساده نیست. اما وقتی عدم تعادل در توجه به پول توسط آدمهای ضعیف آغاز شد، دومینووار در تمام ساحات زندگی تکثیر میشود. مگر اینکه اراده انسانی آن را مهار کند.
دشمن میخواهد در جنگ اقتصادی ما را ذلیل و تحقیر و شکست خورده نشان دهد؟ دشمن میخواهد با سلطنت پول ما را به زانو درآورد؟ ما چه میکنیم؟ نسبت ما با پول چگونه توضیح داده میشود؟
آدمهای قوی در این شرایط زیست کیفی را بیش از گذشته پرورش میدهند و سعی میکنند سهم معنویت و روحانیت را تقویت کنند تا وابستگی به پول و نیازمندی به آن کمتر شود.
نباید این سخن به معنی ستیزهگری با پول قلمداد شود. پول یک ابزار است که ما در استفاده آن دچار افراط شدهایم. همه تقصیرها هم گردن ما نیست. در جهان مادی پول سلطنت میکند و ما با انقلاب اسلامی ایران در برابر این سلطان بزرگ قد علم کردیم و او هم تا توانست به ما زخم زد و ایستاد تا عقب نرود. طی این چند دهه تصمیمات مختلفی گرفتیم. گاهی خواستیم با این سلطان وحشی صلح کنیم و دوستی کنیم و گاهی آن را عقب راندیم. گاهی احساس ضعف کردیم و تصمیم گرفتیم تسلیم شویم و گاهی تقویت شدیم و روی پای خودمان ایستادیم.
تمرین زندگی کیفی و استفاده کردن از مزیتهای آن را گاهی بین المللی کردیم و دیدیم که میشود پول را از سلطنت به خدمت وادار کرد. امروز هم نیازمند همین رویکردیم. تنها آدمهای قوی از عهده صحنههای سخت برمیآیند. آدمهای قویتر باید گرد هم آیند و آدمهای ضعیف را نجات دهند. وضع ضعیف تورم میآورد و وضع قوی تعادل میآورد.
آدمهای ضعیف فضا را مصرف کردهاند و فضا را تضعیف کردهاند. نتیجه، بسیاری از ناملایمات کنونی است. میتوان با آدمهای قوی، رفتارهای قوی تولید کرد تا فضا تقویت شود و بازی به نفع مردم باز گردد.
آنگونه که میفهمم به هیچ وجه بنبست وجود ندارد. بنبستنمایی وجود دارد. بحرانها آدمهای ضعیف را میترساند و آدمهای قوی را به هیجان میآورد و به کار وامیدارد. ابتکارات و خلاقیتهای زیادی برای اعمال سازنده وجود دارد.
به همان مثال بازمیگردم آدم به هزار دلیل گرفتار چاقی میشود؛ اما وقتی دچار چاقی شد، هزار عارضه و بیماری از آن به وجود میآید که هر کدام برای درمان نیازمند برنامه خاص هستند. اما اگر توانستی علت العلل را از بین ببری و از فضای تشدید تورم خارج شدی، کم کم سایر علتها و معلولها آسانتر مهار میشوند.
فتنه و آزمايش در آخرالزمان
پیامبر اعظم ص:
لا تَكرَهُوا الفِتنَه فِي آخِرالزَّمانِ فَاِنَّها تُبير المُنافِقين
از فتنه و آزمايش در آخرالزمان نگران نباشيد چرا كه موجب رسوایی و نابودی منافقان خواهد شد
ميزان الحكمه، حديث شماره ۱۵۷۴۸
هدایت شده از قرارگاه جنگ ترکیبی بلاغ مبین
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 برادران و خواهران من #ما_محور_تاریخ_هستیم
🎙امام خامنهای (حفظه الله)
🌷ما را به فعالین جنگ ترکیبی در برهه کنونی، معرفی نمایید🌷
......................................
#کانال_قرارگاه_بلاغ_مبین_حوزه👇
https://eitaa.com/BALAGHEMOBIN_313
هر روز باید این آیات رو مرور کنیم و سر به سجده شکر بگذاریم که خداوند این فرصت بزرگ رو به ما داده تا تمام دشمنان ظاهری و باطنیش سر نخواستنمون متحد بشن:
كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ ﴿١٥١﴾
فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ ﴿١٥٢﴾
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ ﴿١٥٣﴾
وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَٰكِنْ لَا تَشْعُرُونَ ﴿١٥٤﴾
وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ ﴿١٥٥﴾
الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ ﴿١٥٦﴾
أُولَٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ ﴿١٥٧﴾
دلیریهای خدا از دوستانش اینجا بیداد میکنه.
الحمد لله رب العالمین.
فرموده باشد ایوب پیش از تو ۴۰ پیامبر مقام تو را از من طلب کردند من آن را برای تو نگه داشتم.
یکی از عزیزان جان و دوستان مهربان درباره مطالبی که دفتر تمرین نوشته میشود، فرمود: در تئوری سیر میکنی و از واقعیت غافلی.
از آنجا که ممکن است این سؤال برخی عزیزان دیگر هم باشد چیزی بیشتر آنچه در پاسخ ایشان عرض کردم تقدیم میکنم.
اگر کسی مستقیم از من بپرسد که آیا تئوری میگویم، خواهم گفت آن را هم نمیگویم. چون دانشش را ندارم. در دفتر تمرین، تمرین میکنم و از گفتنش ابایی ندارم و دوست دارم به دیگران هم بگویم که تمرین کنید و نگران نباشید.
جرأت روایت خودتان را پیدا کنید و سبک نوشتن و بیانش را هم. البته برای اینکه زیاد پرت نزنید درباره اندیشههای خود با اساتید گفتگو کنید. همیشه گوش شنوایی برای نقدها و دریافت مطالب جدید داشته باشید. حوصله کنید و ظرفیت درونی خود را صرف فهمیدن و فهماندن مطالبی کنید که یاد میگیرید. نوشتن میتواند به شما کمک کند ذهن منظمترین داشته باشید.
نظر خود را به اشتراک بگذارید و منتظر نقد باشید. انتقادها به شدت سازندهاند حتی اگر وارد نباشند یا درست بیان نشده باشند.
حوصله گفت و شنود و دایره فکر کردن را بزرگتر و عمیقتر میکنند.
اما درباره محتوی.
من میتوانم همچنان که عادت این فضاست حرفهایی بزنم که بیشتر شبیه تخلیه ذهن و انعکاس خشم است. میتوانم ضعیف و منفعل دائم حرفهایی بزنم که کمی و کاستی را بازگو میکند و در ذهن توسعه میدهد. اما دارم تمرین میکنم قوی فکر کردن را و قوی نوشتن را.
به مزیتهای خودمان فکر میکنم و نسبتی که با چالشهایمان دارند.
میخوانم آنچه دیگران مینویسند را. گاهی سعی میکنم بهترش را بنویسم و گاهی جور دیگرش را و گاهی به زعم خودم کاملترش کنم یا حتی اصلاحش کنم. گاهی سعی میکنم به خیال خودم جای خالی را پر کنم. اما بیشترین تلاشم فکر کردن درباره مزیتی است که داریم.
دشمن ما پول زیاد دارد. اصلا پول را چاپ میکند. غالب میکند به همه دنیا. مال و اعتبار زیاد دارد. کشورهای زیادی زیر دستش کار میکنند و مردمان زیادی تسلیم رأیش هستند.
اما نقطه ضعفش توهم و خیال آگاهی است که دچارش شده. خیالی که باعث شده به جای رام شدن وحشی شود و به جای ساختن، بسوزاند. درد شده، آدمربا شده، قاتل شده، غاصب شده، تروریست و دروغگو شده و....
من میبینم که این دشمن با آن همه امکاناتی که با چپاول دنیا به دست آورده هنوز نتوانسته یک چرخه متمدن انسانی اهلی بسازد که در آن انسانها آرام کنار هم زندگی کنند.
شاید برخی در کاخهای غربی آرامش داشته باشند؛ اما برای ما که در لبه دنیای مدرن داریم زندگی میکنیم معلوم است لقمههایی که عرب سر سفره زن و بچهاش میبرد چقدر نجس است. خوب درباره تجربه زندگی خودم در دفتر تمرین حرف میزنم برای دفاع از انسانی که تحقیرش کردهاند و گفتهاند نباید اعتراض کنی. باید بپذیری که غرب آقاست و تو یا نوکری یا قربانی.
سعی میکنم این لایه استبداد مفهومی را بشکنم و ببینم ما چه داریم. چه مزیتی داریم. شاید اگر خوب فکر کردم من هم به این نتیجه برسم که غرب میگوید!
درباره اینکه چه هستم و که هستم و چه کار میتوانم انجام دهم و تا کجا پیش بروم فکر میکنم. این کاری است که از حدود دوازده سالگی انجامش میدهم.
ما لااقل بالفعل مال زیادی نداریم. بالقوه اموال فراوانی در اختیارمان هست؛ اما فعال نیست. بسیاری از داراییهای ما مثل نداشتن است. انگار اختیارش را نداریم. ما سرمایه انسانی ممتازی داریم؛ اما گاهی میبینی بخشی از این سرمایه غیر قابل قبمتگذاری، نه تنها برای ما کاری نمیکند، بلکه خرابکاری هم میکند. چرا؟!
ما موقعیت جغرافیایی ممتازی داریم؛ اما به جای اینکه باعث شود ما سوار کار باشیم، داریم هزینهاش را میدهیم. انگار این مشکل ماست که اینجاییم. همه میگویند اینجا قلب دنیاست؛ اما ما میبینیم دنیا قلبش دارد درد میکشد. دنیایی که درد قلب دارد چگونه میتواند حالش خوب باشد؟! اصلا چرا دنیا این فشار را به قلبش وارد میکند و رعایت حالش را نمیکند؟! مگر قلب نمیخواهد؟!. یا اینکه تعارف کردهاند که اینجا قلب زمین است؟!
یا اینکه ما به دریا و اقیانوس تکیه دادهایم و با هر کارشناس کاربلدی که حرف میزنی میگوید همان دریا به اندازه تمام ایران و دو ایران و سه ایران درآمد دارد. اما من خبری نمیبینم از این ثروت عظیم. خیلیها حتی خبر ندارند که ما یکی از سه آب گران دنیا را در خلیج فارس داریم. اصلا انگار هیچ چیز از خلیج فارس نمیدانیم. زیرا از دریا و چالشهایش فقط یک چیز یادمان دادهاند که به گمانم آن را هم صدقه سر پهلوی داریم. دریا و ساحلبازیش. دغدغه کی، چقدر، کجا، لخت شود و با چجور مایویی شنا کند تا شبیه سواحل فحشاپرور شرق و غرب و شمال و جنوب ما باشد.
دفتر تمرین (سعیدتوتونکار)
یکی از عزیزان جان و دوستان مهربان درباره مطالبی که دفتر تمرین نوشته میشود، فرمود: در تئوری سیر میک
حکومت ذلیل و ضعیف پهلوی که پسماندههایش را هنوز میبینیم و ابتذال و سخافتشان را در همه جای دنیا و در هر موقعیتی شاهدیم، باعث شد فهم ما از ایران به قدری ضعیف و کهنه و بیمصرف باشد که جز وادادگی چیزی نصیبمان نشود. لذا هنوز هم بعد از چند دهه حال مبارزه و محتوای مبارزه ندارند و از خارجیها میخواهند بیایند و ایران را پس بگیرند و به این انگلها تحویل دهند تا بلولند و عیاشی و فحاشی و جنایت و تجاوز کنند. وحشیهایی که دقیقا تصور ما از پهلوی را زنده میکنند و دقیقا همان مشخصات را بروز میدهند. آدمهایی که اگر یک طویله هم به نامشان کنی باید نگران باشی، چه رسد به حکومت و کشور.
دشمن پستترین و منفورترین و ضعیفترین ایرانیها را انتخاب کرد و بالای کار پهلوی گذاشت تا همه قدرت مال خودش باشد و حکومت هیچ توانی برای مقاومت نداشته باشد.
نفت و گاز و معادن و منابع مختلف را که نگاه میکنی میبینی خیلی چیزها هست که بسیاری در حسرت آن به سر میبرند.
تنها این نیست. همه اینها که خیلی خیلی زیاد است و آنچه گفتیم یک دانگ هم نمیشود، در برابر مزیت ما پول خرد است.
من میدانم درباره چیزی که میخواهم بگویم دهانهای گشاد زیادی وجود دارد که از جنس همان پهلویها هستند و بستهای که از چرخه مهملی علم و هنر و صنعت و تجارت ترتیب دادند؛ اما میگویم چون لازم است که درباره آن خیلی حرف بزنیم.
ما چیزی داریم به نام معنی. در همه عمر در دریای عظیمی از معنی غوطهوریم و با آن زندگی میکنیم و درباره آن سؤال نمیکنیم چون حق خود میدانیم و اصلا حتی به حق بودن آن نیز فکر نمیکنیم چون تصور دیگری نداریم که بخواهیم با آن مقایسهاش کنیم و حق و ناحق بر سرش راه بیاندازیم. ما معنی داریم.
همه ایرانیها در سرزمین معنی زندگی میکنند. از همین فضا به دنیا نگاه میکنند و با همین فضا دنیا را میفهمند. اصلا میخواهم بگویم همین وضعیت است که آنان را گاهی دچار اشتباه محاسبه میکند.
یک مثال کوچک بزنم و رد شوم.
مسلمانان یاد گرفته بودند که دوست داشته باشند. اسلام با آنها این کار را کرده بود. وارد فضای محبت شده بودند و همه چیز را محبتی میفهمیدند. یکی از آن عناصر مغفول به نظر من در فهم آن زمان همین معناست. پیامبر آنقدر محبت جاری کرد در میان آدمها که قلبها از خشکی درآمد و مانند ماهیهایی که در فصل خشک سال زیر گلهای مرطوب قایم میشوند تا در فصل بارانی بیرون بیایند، بیرون زدند و خودشان را فاش کردند. مثل درختی که بهار دیده شکوفا و سبز شدند.
وقتی در این وضعیت قرار گرفتند همین محاسبه را نسبت به مشرکان و کافران و دشمنانشان داشتند.
قرآن کریم به آنها فرمود اشتباه نکنید شما آنها را دوست دارید؛ ولی آنها شما را دوست ندارند. شما به همه حقیقت ایمان دارید؛ اما آنها ندارند.
قرآن به آنها خبر داد که شما در دریای ایمان و محبت غرقه شدهاید؛ اما آنها در برهوت ایمان و محبت هستند. (۱۱۹ تا ۱۲۱ آیات مبارکه سوره آل عمران)
بعد دست به افشاگریهای بزرگی میزند که به کار مؤمنان میآمد تا دچار اشتباه نشوند بدون آنکه نیاز باشد درگیر فضای ناپاک مشرکان شوند.
دفتر تمرین (سعیدتوتونکار)
حکومت ذلیل و ضعیف پهلوی که پسماندههایش را هنوز میبینیم و ابتذال و سخافتشان را در همه جای دنیا و در
ما در ایران گنجینه بزرگی داریم که همه جا هست و در دسترس همگان قرار دارد. هر کس به مقداری از آن برخوردار است. هر کس هر چقدر اراده کند و ظرفیت داشته باشد میتواند از آن استفاده کند. همه دنیا به آن نیازمندند؛ اما جز اندکی از آن برخوردار نیستند. اساسا مزیت ماست. دزدیدنی هم نیست؛ اما خراب کردنی هست. میشود زیادش کرد اما نمیشود دزدیدش. لذا با منطق رشد و پیشرفت خوانایی دارد نه با منطق توسعه.
ما دسترسی آسانی به اقیانوسهای معنی داریم.
پدران ما به خاطر شرایط زندگی که داشتند، سرمایههایشان را به شکل ایمان و معنی ذخیره میکردند تا از دسترس دیگران در امان بماند. امروز فقط باید تلاش کنیم آن را در حد نیاز و ضرورت به داراییهایی تبدیل کنیم که نیاز داریم. بسیار واقعبینانه میدانم در دفتر تمرین بیش از حد معمول درباره مزیتی کنجکاوی کنم که میتواند ما را بینیاز کند.