آدمهایی که خوددار نیستند از آنجا که ساختار درونی ندارند و پوچند، به سرعت تخریب میشوند و فرومیریزند و فرومیپاشند. از بین میروند. آدمهایی که خود را ساختهاند، تو پر هستند. قدرت درونی دارند. مقاومت درونی دارند. نمیتوان آنها را با فشارهای بیرونی خرد کرد. جامعه پر است از آدمهایی که اسمش را بیمار روانی میگذاریم. اینها غالبا کسانی هستند که خودداری نکردهاند. مدیریتی روی خویشتن نداشتهاند. یا فرصت آن را پیدا نکردند؛ یعنی از همان کودکی توسط خانواده و جامعه و بسترهای تولد و رشد تخریب شدند و یا بعدها از فرصتهای خود برای خودسازی بهره نبردند.
اینها جامعه را به فشارهای روانی گسترده آلوده میکنند و جامعه را شکننده بار میآورند. جامعه توخالی و بدون مقاومت درونی. حتی برخی از اینها جامعهگریز و حتی جامعهستیز میشوند. یعنی نه تنها خیری برای جامعه ندارند؛ بلکه آن را نابود میکنند.
ایران در پیچ تاریخ
انسان امانتی را که آسمانها و زمین و کوهها از آن سر باز زدند پذیرفت در حالی که زمینه ظلم و جهل در او وجود داشت. به محض اعلان جانشینی انسان در زمین، فرشتگان اعتراض کردند که او فسادگر و خونریز است.
این بار عظیم بر دوش انسان قرار داده شد، اما بسیاری از آن شانه خالی کردند و همواره اقلیت بار اکثریت را به دوش کشیدند و اجر غیرت و مجاهدت در حفظ این امانت در بین اقلیت تقسیم شده است.
لذا در روز خندق یک ضربه علی بن ابیطالب علیه السلام از عبادت ثقلین برتر میشود؛ که به تنهایی تمام بار تاریخ را به دوش میکشد. شهدای بدر و احد و حنین برجسته میشوند و یا پس از رحلت رسول رحمت جز اندکی مرتد شدند. آن عده انگشتشمار بار تاریخ را به دوش کشیدند. روزی که زمین و زمان اصحاب کربلا را محاصره کرد و در خود فشرد، تا بار سنگین تاریخ از دست شهدا به دوش اسرا منتقل شود و خدا میداند عظمت آن بزرگواران را که فرمود برترین اصحاب بودند.
این بار تحقق آن علم الهی که فرشتگان نمیدانستند با انقلاب اسلامی ایران بر دوش ما قرار گرفت. در طی چند دهه مردم ایران و همراهانشان از یک عقبه طولانی تاریخی عبور کردند و فشار بیامان دشمنان خدا هر روز شدیدتر از دیروز ادامه داشت. لذا اهالی انقلاب اسلامی ایران امروز اجر تحمل امانت الهی را در نامه عمل خود دارند و آنچه بایستی با همت چند میلیارد نفر حمل شود تنها بر دوش چندصد میلیون نفر است.
عدهای خسته شدند و کنار رفتند و عدهای تیشه به ریشه زدند و عدهای از پشت دشنه زدند و عدهای از هر جهت بر ما تاختند. آنان که باقی ماندند با بزرگان تاریخ از انبیاء و صدیقین و شهداء و صالحین همراه و همسفر گشتند.
اینجا عقبه آخرالزمان است...
فهم تداخل قدرتهای نرم در دوران مدرن
عصر جدید، عصر ارتباطات است. توسعه ابزارهای نرم تعامل بشر با پدیدهها و تقویت و هوشمند شدن آنها باعث شده تا فصل جدیدی از منطق توزیع قدرت و جریان حکمرانی صورت پذیرد و پیمایش و پردازش صحنه و مناسبات و محاسبات فی ما بین آنها در جبهه و جهانی دیگر تعریف گردد.
نقش ارض و مرز مادی دیگر آن کارکرد گذشته را ندارد. انسان در سرزمین مجازی به هر کجای عالم سفر میکند و هر کس در هر آن، هر جا هست و با هر که هست. این تفاوت بودن، تفاوت دیدن و دیده شدن و نقش داشتن را باعث شده و دیگر چنین نیست که انسانها را بتوان با محذورات بیرونی متوقف کرد. بلکه هر کس اثر نرم خود را بر حوادث پیرامون خود میگذارد و به جامعه شکل میدهد.
انگار مسیری گشوده شده تا خیالها به هم متصل شوند و ماحصل این تأثیر و تأثر در گوشهای از عالم که به حسب ظاهری پرت و نامربوط است، ظاهر شود. اینجا اثر پروانهای فعل و انفعالات انسانی را بسیار روشنتر میتوان دریافت. گاهی یک پیام تک خطی در تمام زمین میچرخد و افراد زیادی را به واکنش وادار میکند. لذا عصر ارتباطات را عصر تداخل قدرتهای نرم میشناسیم.
در تحلیل سلسله اسباب و علل حوادث دیگر نمیتوان تنها به مؤلفههای محلی بسنده کرد؛ بلکه فضای باز ارتباطی بعدی به زندگی بشر داده که مفهوم همسایگی دیگرگون شده و هر امری با نقشآفرینی طرفهای پیدا و پنهان بسیار متکثر و متنوع و متلون تحقق پیدا میکند.
توجه به این مسئله میتواند در تحلیل وضع موجود حائز اهمیت برجسته باشد. سؤال از وضع موجود، حق و به جاست؛ اما پاسخ به آن میتواند بدون دقت نظر در واقعیات دوران تعامل چندوجهی آحاد بشر با یکدیگر، غلط و گمراه کننده باشد. گاه این غفلت حاصل ندیدن است و گاهی چشم بستن و گاهی برای فریفتن. حال با این مقدمه به این سؤال مهم میاندیشیم که وضع موجود در قلمرو حکمرانی نظام جمهوری اسلامی ایران محصول کدام عوامل است؟!
در فتنه ها به قرآن پناه ببرید.
یکی از نامها قرآن کریم فرقان است. یعنی آنچه بین حق و باطل جدایی میاندازد و قدرت تشخیص میدهد. این شأن در مورد حضرات معصومین صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین نیز ثابت شده است. که قرآن ناطق هستند. در حدیث ثقلین اشاره لطیفی به همین معناست که اگر به این دو متمسک شدید هیچگاه گمراه نخواهید شد. این دو نیز هیچ گاه از هم جدا نخواهند شد. یعنی هر گاه این دو را نه واحد که دو دیدید خودش شروع انحراف است و گمراهی آغاز شده است.
این برای آن است که کسی حق مصادره به مطلوب قرآن کریم را نداشته باشد.
در فتنهها پناه بردن به ثقلین سفارش شده است. کار فتنه این است که بخشی از حق را با بخشی از باطل در هم میآمیزد و به عنوان حق خالص جا میزند. جنس قلابی تحویل مشتری میدهد. دروغ و نیرنگ و فریب و غش در کار خود دارد. ظاهرسازی و گروگانگیری دارد. زبانبازی و شیطنت در کارش وجود دارد. آن جریان اجتماعی که چنین سبک زندگی و رفتاری را در جامعه دنبال میکند نفاق است.
بخشی از مردم جاهلند. جاهلین خود دو دستهاند قاصر و مقصر. بخشی از مردم عاجزند باز سه دستهاند. عیب و نقصی ذاتی دارند و عیب و نقصی عارضی و عیب و نقصی ارادی. ارادی یعنی تنبل و کسل. سست و منزجر. اما بخشی از مردم نه جاهلند و نه عاجز؛ بلکه بدخواهند و منحرف. منافقین در این دسته میگنجند.
نفاق یک جریان آگاهانه و با برنامه و از روی توان و انگیزه است. یک مسئله اتفاقی و دورهای نیست. منافقین نقشه میکشند و برای تزریق دروغ در جامعه و فریب افکار عمومی و ایجاد تحریف و انحراف برنامهریزیهای کارشناسانه میکنند.
البته همه دروغگویان منافق نیستند. همچنان که همه ریاکاران نیز منافق نیستند. همه فریبکاران نیز به طور رسمی منافق شناخته نمیشوند. اما همه این دستهها و بیش از اینها پیادهنظام نفاق و از سرمایههای اجتماعی نفاق هستند.
یعنی آنان که جاهلند چه قاصر و چه مقصر و آنان که عاجزند چه ذاتی و چه عارضی و ارادی و آنان که انگیزههای خودخواهانه و هویپرستانه دارند، فرصت اجتماعی نفوذ و توسعه نفاق هستند و غالبا توسط جریان نفاق شکار میشوند و به کار گرفته میشوند. چه بسا آدم زودباور و سادهلوح که به حسب ظاهر دانشمند هم باشد؛ اما در مورد فهم حق و باطل و تشخیص راست و دروغ و کشف فتنه و بصیرت در شرایط غبارآلود و متوهم نادان و ناتوانند.
در امورات فردی آدم خوبی است. در آنچه به او سپرده شده صداقت دارد؛ اما از آنجایی که قدرت تشخیص جریانها را ندارد دچار جریان نفاق است و همه صفات خوبش را صرف قدرتمند شدن جبهه نفاق میکند. وفاداری و صداقتش را تلاش و کوشش و پشتکارش را، دقت و هوش سرشارش را به پای جبهه نفاق میریزد. زیرا قوه تشخیص درست ندارد.
منافقین از همه نقاط ضعف جامعه برآیند میگیرند و با استفاده از آن، نقاط قوت را به چالش میکشند. با سپر حق باطل را پیش میبرند. مردم را گروگان میگیرند تا مورد آسیب قرار نگیرند و نیروی حق را خلع سلاح کنند.
یکی از مهمترین نیازمندیهای ما شناختن جریان نفاق در جامعه است.
جریان نفاق در جامعه، مشابه جریان وسوسه در نفس انسان است. اصولا بدنه نفاق همان نفس اماره جامعه است.
جامعه تنها در صورتی به حداکثر کارکرد خود خواهد رسید که به صورت ید واحده درآید. در اساطیر ما توجه ویژهای به سیمرغ شده است. جامعه در صورتی قدرت حداکثری خویش را کشف خواهد کرد که سیمرغ وجودش را بیابد. یعنی روحی واحد که جسم را متعلق به خود داشته باشد و جسم با تمام وجود در خدمت روح باشد. همانند یک انسان کامل که همه اجزاء بدن در یک ساختار و سازمان منسجم به عنوان یک «من» شناخته میشود.
اگر یک من جامع در جامعه شکل نگیرد، تفرقه و چند دستگی آن جامعه را از هم خواهد درید و سرمایههای آن را نابود خواهد کرد. اما اگر اتحاد شکل گرفت و تمام افراد جامعه و تمام سرمایهها و امکاناتش در یک نظم متقن و نظام جامع به هم پیوند خوردند، آنگاه شرایط خلق یک ابرانسان فراهم خواهد شد.
جریان نفاق درست در مقابل این معنی تعریف میشود.
جریانی که انسان را از درون از هم میپاشاند و اجازه نمیدهد که مرگ و رخوت و بیماری و سستی و ضعف و فساد از بدن خارج شود. مرکز تمرکز نفاق ذهن انسان و روان جامعه است. اما از همه ابزارهای فیزیکی ممکن نیز بهره میبرد. جریان نفاق فرماندهی تمام زشتیهای جامعه را بر عهده میگیرد و برای به قدرت رسیدن از هیچ خیانت و خباثتی فروگذار نیست.
جریان نفاق طرح شیطان علیه انسان و برای نابودی اوست. باید گفت که فرماندهی کل جریان نفاق با شخص ابلیس است. از روزی که شیطان اجازه نفوذ به انسان را به دست آورد و انتقام خود را آغاز کرد، پایههای نفاق تأسیس شد. شیطان عمیقترین لایههای وجودی انسان را مینگذاری میکند تا تنها مخلَصین امکان در امان ماندن از فتنههای او را داشته باشند.
جریان نفاق منحصر در جوامع مذهبی نیست. هر جایی که انسان بخواهد و بتواند خود را پیدا کند و در پایه و رتبهای از انسانیت به سکون و استقامت برسد، جریان نفاق علیه آن وارد عمل میشود و مقدمات سقوط را فراهم میکند.
نفاق با کنترل ذهن، ارتباط جسم و عقل را قطع میکند و مرکز فرماندهی خود را تأسیس میکند و با استفاده از قوه خیال و وهم و گمان به تولیدات تصویری و تصوری میپردازد و آن را به عنوان خروجی عقل در برابر دیدگان قرار میدهد و پنهانی طرح خود را پیش میبرد. مانند سارقانی که تصویر مورد نظرشان را پیش روی دوربینهای کنترل محیط قرار میدهند و با فریب نگهبان به دزدی میپردازند. منافق بصیرت را از انسان و جامعه سلب میکند. واقعیت را میپوشاند و اجازه نمیدهد آنچه باید دیده شود. لذا دائما تصویر مورد نظر خود را تولید میکند. این یعنی جریان نفاق به شدت اهل رسانه است. اهل تبلیغ است. اهل عملیات روانی و مدیریت افکار عمومی است. به شدت روی این برنامه کار میکند و برای آن هزینهها و بودجههای سنگین دارد که چگونه از جهل و ضعف مردم برای فریب و واکنشگیری از آنان استفاده کند. قدرت جریان نفاق در قدرت وسوسه اوست.
تولید خبر و تحلیل وقایع و توصیف صحنه و توضیح روند را به دست میگیرد و با تحریف در آنها نبض تصمیمگیری را در اختیار دارد تا از یک دروغ، واکنش واقعی دریافت کند و با سوار شدن بر موج واکنش واقعی، ادامه مسیر را طی کند. یعنی سرمایه اولیه نفاق یک باطل است. یک دروغ. یک تصویر خیالی و ساختگی که ذهن مخاطب آن را پرورانده و باور کرده و برایش خود را هزینه کرده است. منافق اینگونه سرمایهدار میشود.
هدایت شده از احادیث ناب
🔘 شيطان تا چه وقت از انسان می ترسد...؟!
عن اسماعیل بن ابی زیاد عن ابی عبدالله عن ابیه عنه آبائه عن امیر المومنین علیهم السلام قال قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : لاَ يَزَالُ اَلشَّيْطَانُ هَائِباً لاِبْنِ آدَمَ ذَاعِراً مِنْهُ مَا صَلَّى اَلصَّلَوَاتِ اَلْخَمْسَ لِوَقْتِهِنَّ فَإِذَا ضَيَّعَهُنَّ اِجْتَرَى عَلَيْهِ فَأَدْخَلَهُ فِي اَلْعَظَائِمِ.
امام صادق از پدرانش از امیرالمؤمنين عليهم السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مي كند كه فرمود : تا زمانیکه فرزند آدم نمازهای پنج گانه را در وقتش بخواند همواره شیطان از او بیمناک بوده و میترسد پس هر گاه آن نمازها را ضایع کرد، شیطان بر او جرأت پیدا میکند و او را به گناهان بزرگ می کشاند.
📚ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ج ۱ ص۲۳۰
کانال احادیث ناب ⬇️
@ahadithenabe