شب اول چون جفتمون خیلیییی خسته بودیم. (از شب قبلش من در حد ۲ ساعت خوابیده بودم مردی هم که تو مسیر بود نخوابیده بود اصلا و در طول روز کلا یک ساعت بیشتر نخوابیده بودیم)، مطمئن بودم شب اگر نریم جایی فقط میخوابیم.
پیشنهاد دادم اونشب بریم سینما. حقیقتا حال هیچ تفریح دیگه ای هم نداشتم.
مردی گفت اره اتفاقا یه فیلمم هم شنیدم خیلی جالبه و داره اکران میشه خیلی وقتم هست نرفتیم سینما...
خلاصه ما رفتیم. به خیال اینکه یه فیلم طنزی، عاشقانه ای، چیزی میبینم که حال و هوامونو هم عوض کنه، یه فیلم دیدیم ک مخمونو خورد و در نهایت اشک منو هم درآورد 😐
من ک تشکرامو از همسرم بابت انتخاب فیلمش کردم. اینجارو هم میدونم نمیخونه، ولی بازم ازش تشکر میکنم. 😐
پ.ن:شاید اگر فیل طنز میدیدم اینقدر خاطرهش پررنگ نمیشد واسمون 😐😂
فیلم زنده شور ☺️
واقعا یه بحران به بحران های زندگیم اضافه کرد.
در مورد سیر اعدام کردن چند نفر بود..🥲
از لحاظ احساسی، همسرم که مرده و قطعا محکم تر از ماها هست اذیت شدن. وای به حال ما.. وای به حال من😂🦦
پ.ن: اونجایی ک گریم گرفت شاید فکر کنید چه ریاکت حمایتگرانه و عاشقانهای زده باشه. اما ایشون فقط خندید ک چرا داری گریه میکنی ☺️🦦 منم بهش گفتم واقعا نمیدونی چرااا؟؟
هدایت شده از مجهولات
کار دلم به جان رسد، کارد به استخوان رسد،
ناله کنم، بگویدم: «دم مزن و بیان مکن»
- مولانا
داییناسِر
از بوی پیازی که برای چند ساعت به دست میمونه متنفرممم
بعد این همه شستن دست، هنوزم بوی پیاز میده دستمممم