یادداشت روز
امریکای ابرقدرت و جنگ با ایران؟!
✍🏻 بخش اول
در ماههای اخیر، مقامات ایالات متحده بار دیگر بانگ جنگ علیه ایران را ساز کردهاند. صحبت از ناوها و تحرکات نظامی، لیست اهداف و حمله قریبالوقوع، فضایی رسانهای را اشباع کرده که گویی کشوری ابرقدرت، در آستانه نبرد نهایی با دشمنی فرومانده است. اما این هیاهوی رسانهای، این نمایش قدرت و این بازی با واژه «جنگ»، پشت پردهاش چیست؟ آیا واقعاً آمریکایی که در دو دهه گذشته در باتلاق افغانستان و عراق فرو رفته، امروز ظرفیت و جسارت رویارویی نظامی تمامعیار با ایران را دارد؟ پاسخ را باید نه در انبارهای تسلیحاتی، که در میدان واقعی نبرد و منطق استراتژیک جستجو کرد.
ابرقدرتی که سلطهاش بر جهان بیش از هر چیز بر پایه «تصویرسازی از قدرت» استوار شده، در رویارویی با ایران با معادلهای کاملاً متفاوت روبروست. آمریکا عادت کرده تا کشورها را با نمایش ناوهای هواپیمابر و مانورهای نظامی بترساند و به تسلیم وادارد. اما ایران، آزمونی سخت را پشت سر گذاشته است. زمانی که در یک درگیری واقعی و فرامنطقهای، تمامی پدافند پیچیده و ادعاهای امنیتی رژیم صهیونیستی - که خود دستپرورده و متحد بیقید و شرط واشنگتن است - را در هم کوبید و آن را به عقبنشینی و درخواست آتشبس واداشت، یک درس استراتژیک به جهان داد: تصویرسازی قدرت، با واقعیت قدرت تفاوت دارد. اسرائیل با آن همه تجهیزات پیشرفته آمریکایی و امکان مانور در خاک اشغالی، نتوانست در برابر ضربات ایران دوام بیاورد. حال سؤال اینجاست که یک یا چند ناو هواپیمابر آمریکایی، که در نهایت چیزی جز پادگانهای شناور مجهز نیستند، چه کار متفاوتی میتوانند بکنند؟ آیا واقعاً ابرقدرت جهان، میپندارد با نمایش این پادگانهای شناور میتواند کشوری با عمق استراتژیک، قدرت موشکی بینظیر در منطقه و ارادهای آهنین را به زانو درآورد؟
خاطره یمن فراموشنشدنی است؛ جایی که مردان غیور آن سامان، ابهت دروغین ناوهای اقیانوسپیما را با موشکهای ساده اما دقیق خود شکستند و ناو هری ترومن را چنان مجبور به عقبنشینی کردند که حتی واشنگنتن نتوانست تصویری شفاف برای اثبات سلامت آن ارائه دهد. تصور کنید اگر اولین موشک ایرانی، نشان خود را بر عرشه یکی از این نمادهای به ظهار شکوه نظامی آمریکا حک کند. آن یک تصویر، تمامی دستگاه پروپاگاندای آمریکا را که دههها برای ساخت اسطوره «شکستناپذیری» تلاش کرده، در هم میکوبد و ضربهای حیثیتی و جبرانناپذیر بر پیکره هژمونی جهانی آن وارد میآورد. این دقیقاً نقطه آسیبپذیری آمریکاست؛ ابرقدرتی که از یک درگیری واقعی، پرهزینه و بیحاصل با ایران به شدت هراس دارد، زیرا میداند نه تنها پیروزی سریع و ارزانی در کار نخواهد بود، که ممکن است پرده از واقعیت جدیدی در معادلات جهانی بردارد.
اما اگر جنگ نظامی تا این حد پرهزینه و پرریسک است، پس این همه تهدید و جاروجنجال برای چیست؟ پاسخ در پروژه اصلی واشنگتن نهفته است: «فرسودهسازی ملت ایران با ترس و خشم». هدف، جنگ سخت نیست، زیرا جنگ سخت برای آنها شکستی قطعی و هزینهای گزاف به همراه دارد. هدف، جنگ نرم تمامعیاری است که میخواهد ذهن جامعه ایرانی را خسته، مضطرب، ناامید و فرسوده کند. میخواهند مردم را نسبت به امنیت فردای خود نگران و نسبت به آینده اقتصادی به بنبست رسیده ببینند. این پروژه «استهلاک ذهنی» سریعتر، کمهزینهتر و برای دستگاه جنگافروز آمریکا پرسودتر است. آنها تلاش میکنند تا با تزریق مستمر ترس از جنگ و بحران، جامعه را از درون دچار فرسایش کنند. این دقیقاً جنگی است که در سایه تهدیدات توخالی نظامی در جریان است و باید آن را قاطعانه خنثی کرد.
جمهوری اسلامی ایران با درک این توطئه، به وضوح مرزهای خود را ترسیم کرده است. پیام ایران به آمریکا و متحدان منطقهایاش ساده و شفاف است: هیچ چیزی به نام «ضربه محدود» علیه ایران وجود ندارد. هرگونه تعرض، حتی کوچکترین آن، با پاسخی گسترده، چندلایه و فرامنطقهای روبرو خواهد شد که معادلات امنیتی خاورمیانه را برای همیشه دگرگون خواهد کرد. ایران از جنگ استقبال نمیکند، اما اگر جنگی به این ملت تحمیل شود، پاسخ آنچنان کوبنده خواهد بود که آن جنگ، جنگ آخر باشد. در این معادله، رژیم صهیونیستی به عنوان عامل و متحد اصلی تحریکها، خارج از دایره پاسخ نخواهد بود و ضرباتی غافلگیرکننده و ویرانگر را دریافت خواهد کرد.
#یادداشت_روز
#جهاد_تبیین
#تحلیل
#ایران_آمریکا
#جنگ
🆔 @daily_notes
یادداشت روز
آمریکای ابرقدرت و جنگ با ایران؟!
✍🏻 بخش دوم
پیشنهادات مضحک و یکجانبهای که از سوی رئیسجمهور آمریکا مطرح میشود، از تعطیلی برنامه هستهای صلحآمیز ایران تا خلع سلاح مقاومت، چیزی جز ترجمهای ساده از این درخواست نیست: «خودت را خلع سلاح کن تا حمله به تو آسان شود». اما اگر قرار به طرح شروط باشد، میدان به دست ایران است.
شروطی که نه برای مذاکره، که برای به سخره گرفتن ادعاهای پوچ ابرقدرتی است: آیا آمریکا حاضر است همه سلاحهای هستهای و کشتار جمعی خود را نابود کند؟ آیا حاضر است تمام پایگاههای نظامی خود را از سراسر جهان جمع کند و به قاره خود بازگردد؟ آیا حاضر است از اسرائیل خلع سلاح شده حمایت نکند و رهبران جنایتکارش را به دادگاه بینالمللی تحویل دهد؟ آیا حاضر است خسارت چهل سال تحریم و ترور را بپردازد و دست از دخالت در جهان بردارد؟ عمق این شروط نشان میدهد که مشکل، هرگز ایران نبوده است؛ مشکل، سلطهجویی و خودبرترپنداری نظامی است که گمان میکند میتواند با زورگویی، اراده ملتهای آزاده را در هم بشکند.
پس بیایید این نمایش بیهوده را تمام کنیم. نبرد امروز، پیش از هر چیز، نبرد روایتها و نبرد بر سر اراده است. روایت واقعی این است که آمریکا و اسرائیل پس از بیش از دو دهه آمادهسازی برای تقابل با ایران، در یک نبرد دوازده روزه شکست خوردند. روایت واقعی این است که مردم ایران، با وجود همه فشارهای اقتصادی، با درک شرایط و برای دفاع از حاکمیت ملی خود، در میدان حاضر شدند و بار دیگر دشمن را به عقبنشینی واداشتند. این روایت باید شفاف، مستند و مداوم گفته شود. زیرا وقتی ملتی تاریخ مبارزه با استکبار را در DNA خود دارد، و وقتی که قدرت دفاعی خود را به اثبات رسانده، دیگر نمیتواند با نمایش ناوها و تهدیدهای توخالی مرعوب شود. ابرقدرتی که در برابر مقاومت یک ملت کوچک در یمن درمانده است، چگونه میخواهد در برابر ملت بزرگ و تاریخی ایران پیروز شود؟ این تنها یک سؤال نیست؛ این یک واقعیت استراتژیک است که سیاستمداران واشنگتن بهتر از هرکس دیگری آن را درک میکنند، اما جرأت بیان آن را ندارند.
#یادداشت_روز
#جهاد_تبیین
#تحلیل
#ایران_آمریکا
#جنگ
🆔 @daily_notes
📣 مطالبه «منفک شدن سیستم محاسبه نرخ طلا از دلار» در خبرگزاری فارس ثبت شد
✅ فرمول محاسبه قیمت طلا در کشور با دلار قاچاق میخکوب شده و پایین آمدن ارزش دلار در جهان نسبت به طلا ارزش پول ملی ما را دو چندان ضعیف می کند
ضروری است کارشناسان اقتصادی فرمول ارزش طلا را از دلار منفک کنند تا از تبعات تورم دلار رهایی یابیم.
لینک حمایت از پویش
https://fna.ir/pYrCK
#دلار
#طلا
#مطالبه
🆔 @daily_notes
ترجمه
پیامی به شهروندان فرانسه، بریتانیا، آلمان، آمریکا و تمامی کسانی که قصد مشارکت در جنگ را دارند:
دولتهای خود را مهار کنید، وگرنه اگر بر خاک ایران پا فراتر گذارید، ویرانهای از سرزمینهایتان خواهیم ساخت.
#جنگ
#جنگ_جهانی_سوم
هدایت شده از هیئت قرآن و عترت باغستان شهریار
🌺 جشن میلاد حضرت حجت ( عج ) 🌺
🇮🇷 همزمان با دهه مبارک فجر 🇮🇷
📚سخنران : شیخ محمد رحیمی
مادحین :
✅️حاج قاسم پناهی
✅️حاج یاسر پناهی
زمان : #چهارشنبه ۱۵ بهمن / ساعت ۱۹:۳۰
خادم آباد ، خ ۶ اصلی ، نسترن ۱۸ ، پلاک ۱۳
🏠 بیت خانواده محترم هادیلو
#هیئت_قرآن_عترت_باغستان_شهریار
#نیمه_شعبان
#دهه_فجر
🆔️@thaqalayn80
🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼
حجت الاسلام محمد رحیمی
قصهی ستاره شمال (مناسب پسر زیر هفت سال) در شهر تبریز، در اواخر دوران قاجار، پسر بچهای هفت ساله ب
قصهی ستاره شمال: راز قالیچه پرنده
زمستان گذشت و بهار به تبریز آمد. اما آرامش به شهر بازنگشته بود. سربازان خارجی، این بار با نقشهای بزرگتر بازگشته بودند و رهبر آنها سرهنگی بیرحم به نام "یاخوف" بود که میخواست گنجینههای تاریخی شهر را به تاراج ببرد.
یک روز، امیرحسین نزد پدربزرگش نشسته بود که پیرمرد گفت: "نوهجان، دشمنان این بار نه با شمشیر، بلکه با حیله میآیند. یکی از مشاوران خودمان به آنها پیوسته است."
همان شب، اتفاق عجیبی افتاد. قالیچه قدیمی و نقشدار خانه پدربزرگ که صد سال قدمت داشت، ناپدید شد. روی آن قالی، نقشهای مخفی از گذرهای زیرزمینی تبریز بود که فقط بزرگان شهر از آن خبر داشتند.
پدربزرگ با چهرهای اندوهگین گفت: "این قالیچه کلید شهر است. اگر به دست دشمن بیفتد، از همه راههای مخفی باخبر میشوند."
امیرحسین که گردنبند "یا علی" را به گردن داشت، احساس کرد گردنبند به آرامی گرم میشود. ناگهان یاد صحبتی افتاد که هفته قبل شنیده بود: مردی با کلاه قرمز، دیروقت نزد دلال خارجیها رفته بود.
با شهامت گفت: "پدربزرگ، من میدانم چه کسی قالی را برده است!"
امیرحسین به همراه دو دوستش، پروانه (دختری شجاع که پدرش شیشهگر بود) و رضا (پسری تیزبین که پرندههای شهر را میشناخت)، نقشهای کشیدند.
پروانه گفت: "پدرم میگوید مرد کلاهقرمزی، خانهای در محله درب سرخ دارد."
رضا اضافه کرد: "کبوترهایم دیروز قالی بزرگی را در آن حیاط دیدهاند."
اما مشکل بزرگتر این بود: سرهنگ یاخوف فردای آن روز میخواست با قالیچه از شهر خارج شود. آنها فقط یک شب فرصت داشتند.
آن سه کودک، از راهروی مخفی که امیرحسین کشف کرده بود، وارد شبکه زیرزمینی باستانی تبریز شدند. تونلها مانند ریشههای یک درخت کهن، به همه جای شهر وصل میشد.
در تاریکی مطلق، فقط نور کم چراغ دستی و درخشش ملایم گردنبند امیرحسین راه را نشان میداد. پروانه با الهام از هنر پدرش، روی دیوارها با سنگِ آهک علامت میگذاشت تا راه برگشت را گم نکنند.
ناگهان، صدای پای سربازان را از تونلی موازی شنیدند. رضا که به صدای پرندگان حساس بود، اشاره کرد: "ساکت! آنها اینجا هستند."
از شکاف دیوار، دیدند که سرهنگ یاخوف و خائن کلاهقرمزی در حال بررسی قالیچه هستند. یاخوف میگفت: "فردا این گنج را میبریم و شبانه از گذرگاه شمالی شهر خارج میشویم."
کودکان فهمیدند که باید هم قالی را نجات دهند و هم نقشه فرار دشمن را خراب کنند.
اینجا بود که امیرحسین با عقلانیتی فراتر از سنش گفت: "ما قالی را نمیتوانیم الآن برداریم. اما میتوانیم نقشهشان را تغییر دهیم."
طرحی جسورانه ریختند: رضا از راه تونلها بیرون رفت و به پدربزرگ پیام فرستاد. پروانه و امیرحسین ماندند و نقشهای اجرا کردند.
پروانه با استفاده از رنگهایی که همراه داشت، بخشهایی از نقشه روی قالی را به گونهای تغییر داد که گذرگاه شمالی، به دامنهای خطرناک نشانه میرفت. امیرحسین نیز با گردنبندش، نشانه مخفی ستاره شمال را روی قالی کمی جابجا کرد.
سپس، با باریکترین گذرگاه که فقط کودکان میتوانستند از آن عبور کنند، خود را به خانه خائن رساندند و نامهای ساختگی از یاخوف به او گذاشتند که زمان حرکت را سه ساعت زودتر تعیین کرده بود.
فردا صبح، هنگامی که خائن کلاهقرمزی با قالیچه سه ساعت زودتر به گذرگاه شمالی رفت، مردان شهر به رهبری پدر امیرحسین و پدربزرگ، او را در دام انداختند.
سپس، وقتی سرهنگ یاخوف با سربازانش طبق نقشه تغییریافته به سمت دامنههای خطرناک رفت، در کمین مردان شهر و اهالی افتاد. آنها که از حمایت مردم محروم شده بودند، تسلیم شدند.
در میدان اصلی شهر، قالیچه دوباره به خانه پدربزرگ بازگردانده شد. پیرمرد گفت: "امروز را باید جشن بگیریم! نه فقط به خاطر نجات قالی، بلکه به خاطر نجات شرافت و داناییمان."
سپس رو به کودکان کرد: "شما ثابت کردید که بزرگترین سلاح در برابر دشمن، وحدت و خرد جمعی است. یک کودک میتواند مسیر تاریخ را تغییر دهد."
امیرحسین گردنبند را در دست گرفت و گفت: "ما تنها نبودیم، پدربزرگ. گویی دستی نامرئی ما را هدایت میکرد."
پدربزرگ تبسمی کرد و گفت: "آری، وقتی نیت پاک باشد و دلها متحد، فرشتگان یاری میکنند."
از آن پس، قالیچه آن خانه، به "قالیچه اتحاد" معروف شد. و مردم تبریز آموختند که:
۱. شجاعت: یعنی انجام کار درست حتی وقتی ترسناک است
۲. عقلانیت: یعنی یافتن راههای هوشمندانه به جای درگیری مستقیم
۳. وحدت: یعنی همکاری همه، کوچک و بزرگ، زن و مرد
۴. امانتداری: یعنی حفظ میراث اجدادی و فرهنگی
و امیرحسین بزرگ شد تا یکی از معماران ایران شد، اما همیشه گردنبند کوچک "یا علی" را به یاد داشت که اولین درسهای شجاعت و خرد را در هفت سالگی به او آموخته بود.
#قصه_شب
#ستاره_شمال
#قسمت_دوم
یادداشت روز؛ واکاوی چالش های ساختاری اقتصاد و درس هایی از الگوهای توسعه
مقدمه
اقتصاد ایران در آستانه چالشهایی ژرف و چندبعدی قرار دارد که فراتر از نوسانات مقطعی، ریشه در ساختارها و سازوکارهای مدیریتی دیرپا دارد. بررسی این چالشها صرفاً از منظر متعارف اقتصادی کافی به نظر نمیرسد؛ زیرا اقتصاد ایران در بافتی پیچیده از تعامل میان محدودیتهای بینالمللی، ظرفیتهای داخلی و به ویژه، ارزشها و آرمانهای یک نظام اقتصادی مبتنی بر آموزههای اسلامی عمل میکند. در این نظام، معیارهای موفقیت تنها به نرخ رشد تولید ناخالص داخلی محدود نمیشود، بلکه تحقق عدالت توزیعی، مبارزه با فساد، استقلال اقتصادی، تأمین رفاه عمومی و هدایت منابع به سمت تولید مشروع و اشتغال مولد، غایاتی اساسی به شمار میآیند.
با این وجود، آمارها و شاخصهای بینالمللی، در کنار مشاهدات میدانی، حکایت از شکافی چشمگیر بین این آرمانها و واقعیتهای جاری دارند. تورم مزمن و نوسانهای شداد و غلاظ، بخش تولید را تحت فشار قرار داده، رانتجویی را به فعالیتی سودآورتر از کارآفرینی مولد تبدیل کرده و درنهایت، به تعمیق نابرابریها انجامیده است. این شرایط، پرسشهایی بنیادین را پیش روی هر تحلیلگر و سیاستگذار دغدغهمندی قرار میدهد: ریشههای اصلی این ناسازهها کدامند؟ کدام الگوهای حکمرانی اقتصادی در دیگر کشورها—با در نظر گرفتن تفاوتهای زمینهای—توانستهاند مسیری پایدار به سمت توسعه ترسیم کنند؟ و مهمتر، چگونه میتوان در چارچوب ارزشی اقتصاد اسلامی، راهکارهایی عملی و کارآمد برای گذار از وضعیت کنونی طراحی کرد؟
این مقاله در پی آن است تا با رویکردی ترکیبی—که هم از تحلیل دادههای عینی بینالمللی بهره میجوید و هم چارچوب ارزشی اقتصاد اسلامی را مدنظر قرار میدهد—به این پرسشها بپردازد. ساختار مقاله در سه فصل تنظیم شده است. فصل نخست، به تشریح واقعیتهای ساختاری اقتصاد ایران میپردازد. فصل دوم، نگاهی بر اصول کلان حکمرانی در چند الگوی توسعهای متفاوت—از جمله چین، عمان و هند—میاندازد و درسهای قابل تأملی را استخراج میکند. سرانجام، فصل سوم با تکیه بر مبانی دو فصل پیشین، مجموعهای از راهکارهای مرحلای و عملیاتی را پیشنهاد میدهد که میتواند مبنای گفتوگویی ملی برای خروج از چرخه معیوب کنونی قرار گیرد. امید آنکه این بررسی، گامی هرچند کوچک در مسیر شناخت مشکلات و تدبیر راهحلهایی باشد که همسو با آرمانهای اصیل اسلامی، رفاه و عدالت را برای همگان به ارمغان آورد.
#یادداشت_روز
#تحلیل_اقتصادی
🆔 @daily_notes
فصل اول: واقعیتهای میدان
اقتصاد ایران در دهههای اخیر با چالشهایی ساختاری دستبهگریبان است که نه تنها پایداری رشد را تحت تأثیر قرار داده، بلکه تحقق اهداف کلان اقتصاد اسلامی—از جمله عدالت اجتماعی، استقلال اقتصادی و جلوگیری از اسراف و اتراف—را با مانع روبرو ساخته است. دادههای نهادهای بینالمللی تصویری گویا از این چالشها ارائه میدهند. بر اساس گزارشهای بانک جهانی و صندوق بینمللی پول، اقتصاد ایران دورههای متمادی از رشد ناپایدار، تورم بالا و بیکاری ساختاری را تجربه کرده است. وابستگی شدید به درآمدهای نفتی، که گاه تا بیش از یکسوم منابع بودجه عمومی را تشکیل میدهد، اقتصاد را در معرض شوکهای خارجی آسیبپذیر کرده و چرخه رونق و رکود را تشدید نموده است. این وابستگی، در تضاد آشکار با تأکید اقتصاد اسلامی بر تولید درونزا و استقلال از عوامل خارجی قرار دارد.
یکی از بارزترین نمودهای این عدم تعادل، عملکرد نظام مالی و بانکی است. گزارشهای مؤسسات رتبهبندی بینالمللی و تحلیلهای صندوق بینالمللی پول، حاکی از ضعف گسترده در سلامت ترازنامه بانکها، حجم بالای مطالبات غیرجاری و اعطای تسهیلات بر مبنای ارتباطات به جای شایستگی و کارایی اقتصادی است. این شرایط منجر به ایجاد یک بازار غیرشفاف پول و اعتبار شده که در آن، تخصیص منابع به سمت بخشهای مولد و اشتغالآفرین محدود میشود. چنین وضعیتی نه تنها کارایی سرمایهگذاری را کاهش میدهد، بلکه با تشدید رانت و امکان سوءاستفاده از منابع عمومی، نقض آشکار اصول اسلامی چون منع ربا، لزوم شفافیت در معاملات و ضرورت گردش عادلانه ثروت در جامعه به شمار میرود.
در عرصه بازار ارز نیز بیثباتی مشهود است. سیاست شناورسازی مدیریتشده نرخ ارز در عمل، با توجه به محدودیتهای دسترسی به نظام پرداختهای بینالمللی و کاهش درآمدهای صادراتی، به شکلگیری یک بازار دوگانه و شکاف قابل توجه بین نرخ رسمی و غیررسمی انجامیده است. این شکاف، خود به عاملی برای سوداگری، خروج سرمایه و قاچاق گسترده تبدیل شده و قیمتهای داخلی را به شدت تحت تأثیر نوسانات بیرونی قرار داده است. پیامد این امر، تورم مزمن و کاهش مستمر قدرت خرید قشرهای متوسط و کمدرآمد است که عدالت اقتصادی—که سنگ بنای اقتصاد اسلامی است—را مخدوش میسازد.
فساد ساختاری و ضعف حکمرانی اقتصادی، دیگر واقعیت انکارناپذیر میدان است. شاخصهای بینالمللی مانند شاخص ادراک فساد، گویای وجود چالشهای عمیق در این حوزه است. این فساد، که در قالب رانتخواری، اخذ کمیسیونهای غیرقانونی و ضعف در اجرای قراردادها نمود مییابد، هزینه مبادله را برای بخش خصوصی واقعی به شدت افزایش میدهد و انگیزه سرمایهگذاری مولد را تضعیف میکند. از منظر اسلامی، چنین رفتارهایی مصداق روشن «اکل مال به باطل» و خیانت در امانت محسوب شده و اعتماد عمومی—که رکن اساسی هر نظام اقتصادی پویاست—را تحلیل میبرد.
نتیجه منطقی تداوم این شرایط، شکلگیری یک دور باطل است: رانتمحوری به جای تولیدمحوری، انحراف نقدینگی به سمت سفتهبازی در داراییهای غیرمولد مانند مسکن و ارز، فرار سرمایه انسانی و مالی، و در نهایت، تعمیق شکاف طبقاتی. این دور باطل، اقتصاد را در وضعیت «رکود-تورم» مستمر قرار داده و ظرفیتهای عظیم کشور در نیروی کار جوان و منابع طبیعی را به هدر میدهد. خروج از این وضعیت، مستلزم شناخت ریشههای این چالشها و الهامگیری از تجارب سایر کشورهاست، با در نظر گرفتن این اصل که هر راهکاری باید در چارچوب ارزشهای اسلامی، مبتنی بر عدالت، شفافیت و تأکید بر کرامت انسانی طراحی شود.
#یادداشت_روز
#تحلیل_اقتصادی
🆔 @daily_notes
فصل دوم: بررسی الگوهای موفق تطبیقی
در جستجوی راهحلهایی برای خروج از چالشهای ساختاری، نگاه به تجارب سایر کشورها میتواند آموزنده باشد، مشروط بر آنکه به جای تقلید ظاهری، اصول کلان و سازوکارهای حکمرانی موفق مورد توجه قرار گیرد. این بررسی با در نظر داشتن چارچوب ارزشی اقتصاد اسلامی که بر عدالت، استقلال، تولید مشروع و مبارزه با مفاسد اقتصادی تأکید دارد، به سه الگوی متفاوت اما آموزنده میپردازد: چین، عمان و هند.
تجربه چین در چهار دهه گذشته نشان میدهد که یک برنامهریزی متمرکز و بلندمدت، همراه با انعطافپذیری عملی در استفاده از مکانیسمهای بازار، میتواند تحولی شگرف ایجاد کند. محور اصلی موفقیت چین، تبدیل شدن به «کارگاه جهان» از طریق جذب هدفمند سرمایه و فناوری خارجی بود. این کشور با ایجاد مناطق ویژه اقتصادی، نه تنها سرمایه خارجی را جذب کرد، بلکه انتقال فناوری و ادغام در زنجیره ارزش جهانی را به شدت تسهیل نمود. نکته کلیدی در این فرآیند، ثبات و تداوم سیاستها بود؛ به گونهای که سرمایهگذاران داخلی و خارجی میتوانستند با اطمینان از عدم تغییر قواعد بازی، برنامهریزی بلندمدت داشته باشند. از منظری تطبیقی، درس اصلی چین برای اقتصادهایی با دولت قوی، اولویت قاطع دادن به توسعه اقتصادی و رشد تولید است، به گونهای که تمام نهادهای حکومتی در خدمت این هدف همسو شوند. این امر مستلزم عزمی فرابخشی است که میتواند با تأکید اسلامی بر «تعاون علی البرّ والتقوی» و لزوم همکاری نهادها برای تحقق مصالح عمومی همخوانی داشته باشد.
الگوی عمان اما مسیر متفاوتی را نمایان میسازد. این کشور با درکی واقعبینانه از وابستگی شدید به نفت و موقعیت ژئوپلیتیک خود، استراتژی تنوعبخشی اقتصادی و دیپلماسی فعال را در پیش گرفت. سرمایهگذاری سنگین در زیرساختهای گردشگری، لجستیک و بنادر، همراه با حفظ روابط متوازن با تمامی همسایگان و قدرتهای جهانی، فضای امن و باثباتی برای اقتصاد ایجاد کرد. عمان نشان داد که حتی یک اقتصاد کوچک متکی به نفت نیز میتواند با مدیریت سنجیده مالی و ایجاد محیطی قابل پیشبینی برای کسبوکار، وابستگی خود را کاهش دهد. این تجربه بر اهمیت «حکمت و تدبیر» در اداره اقتصاد ملی و لزوم تنوعبخشی برای فرار از آسیبپذیری ناشی از تکمحصولی بودن تأکید دارد. در آموزههای اسلامی نیز بر پرهیز از تکمحوری و توجه به توازن در زندگی اقتصادی تأکید شده است. دیپلماسی اقتصادی عمان که مبتنی بر کاهش تنش و جلب اعتماد است، میتواند نمادی از مفهوم «سلم» و تلاش برای ایجاد صلح و تعامل سازنده به منظور تأمین منافع مردم باشد.
هند به عنوان سومین الگو، نمایشدهنده ظرفیت عظیم رشد مبتنی بر بخش خصوصی و سرمایه انسانی است. آزادسازی تدریجی اقتصاد این کشور از دهه ۱۹۹۰ به بعد، اگرچه با چالشهایی همراه بود، اما فضایی را ایجاد کرد که شرکتهای خصوصی و به ویژه استارتاپهای فعال در حوزه فناوری اطلاعات بتوانند به موتور محرکه رشد تبدیل شوند. هند توانست با اتکا به جمعیت جوان و تحصیلکرده خود، نه تنها بخشی از مشکل بیکاری را حل کند، بلکه در عرصه جهانی به ارائهدهنده خدمات باارزش تبدیل شود. این مدل بر اهمیت توانمندسازی بخش خصوصی واقعی، مقرراتزدایی هوشمند و سرمایهگذاری روی آموزش و مهارتآموزی تأکید دارد. از نگاه اسلامی، این تجربه یادآور اهمیت «ایجاد التوازن» بین نقش دولت و ابتکار فردی، و نیز ارزش نهادن به «علم» و «حرفه» به عنوان عوامل تولید ثروت حلال است. موفقیت هند در بخش خدمات فناوریمحور نشان میدهد که میتوان با تکیه بر نوآوری و کارآفرینی، بدون نیاز به سرمایه مادی اولیه کلان، ارزش اقتصادی عظیمی خلق کرد.
اشتراک این سه الگوی به ظاهر متفاوت، در چند اصل کلان قابل مشاهده است: نخست، ثبات و پیشبینیپذیری محیط سیاستی که سنگ بنای هر تصمیم سرمایهگذاری بلندمدت است. دوم، توجه به ادغام در اقتصاد جهانی، نه از طریق وابستگی، بلکه با هدف انتقال دانش، فناوری و دستیابی به بازارهای جدید. سوم، اولویت قاطع توسعه اقتصادی در دستگاه حکمرانی به گونهای که سایر نهادها از آن حمایت کنند. چهارم، سرمایهگذاری مستمر در زیرساختهای فیزیکی و انسانی به عنوان بستر لازم برای رشد. این اصول با مبانی اقتصاد اسلامی که بر عدالت، شفافیت، تولید ثروت مشروع و ایفای نقش سازنده در عرصه بینالملل تأکید دارد، نه تنها در تعارض نیست، بلکه میتواند چارچوبی برای تحقق آن آرمانها فراهم آورد. نکته نهایی اینکه، این الگوها نشان میدهند مسیر توسعه، الزاماً یک راه از پیش تعیینشده جهانی نیست، بلکه ترکیبی هوشمندانه از اصول کلی موفقیت با ظرفیتها و ارزشهای بومی هر کشور است.
#یادداشت_روز
#تحلیل_اقتصادی
🆔 @daily_notes
اصل سوم: ارائه راهکار
خروج از چالشهای ساختاری تشریحشده، مستلزم ارادهای جمعی، برنامۀای منسجم و حرکتی تدریجی اما پیوسته است. راهکارهای پیشرو باید در عین واقعبینی و عملگرایی، با اصول اقتصاد اسلامی که بر عدالت، شفافیت، منع اسراف و اتلاف، و تأکید بر تولید ثروت مشروع استوار است، همسو باشند. بر این اساس، نقشۀ راه پیشنهادی در سه مرحلۀ کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت قابل ترسیم است.
پیششرط اساسی و بنیادین، ایجاد وفاق ملی حول محور اقتصاد به عنوان اولویت نخست کشور است. بدون توافق نخبگان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر سر یک برنامۀ حداقلی و پذیرش هزینههای اصلاحات، هر گونه تلاشی محکوم به شکست خواهد بود. این وفاق باید در قالب یک «پیمان ملی توسعه» متجلی شود که اهداف کلان، خطوط قرمز و نقش هر نهاد را به روشنی مشخص کند. در آموزۀ اسلامی، این امر تحت عنوان «تولّی» و تعاون همگانی برای اصلاح امور جامعه قابل تبیین است.
در مرحلۀ کوتاهمدت (۱۲ تا ۱۸ ماه)، اقدامات باید بر ایجاد اعتماد و توقف روندهای تخریبی متمرکز شود. نخستین گام، شفافسازی کامل و اجباری است. کلیۀ قراردادهای بزرگ دولتی، تراکنشهای عمده بانکی، و میزان و مصارف درآمدهای ارزی (از جمله منابع حاصل از صادرات نفت و میعانات گازی) باید به صورت ریزشده و قابل رصد در پلتفرم یکپارچۀ ملی منتشر شود. این اقدام، سنگ بنای مبارزه با فساد و پیششرط هر اصلاح دیگری است. گام دوم، آسیبشناسی فوری و رفع انسداد از نظام بانکی است. این امر مستلزم انجام حسابرسی مستقل از ترازنامه بانکها، شناسایی ورشکستگان پنهان، و توقف اضافهبرداشتها تحت نظارتی سختگیرانه است. در این مرحله، میتوان با تشکیل «صندوق احیای داراییهای مولد»، اقدام به تجمیع و مدیریت داراییهای سوختۀ بانکی کرد تا ضمن پاکسازی ترازنامه، این داراییها به چرخۀ تولید بازگردند. در عرصۀ ارز، باید به جای شناورسازی، به یک نظام تکنرخی هدفمند و محدود روی آورد که برای واردات کالاهای اساسی و دارو و کلیه واردات، نرخ یکپارچه و واقعبینانهای تعیین شود. این کار به همراه کنترل موثر مرزها، اساس سوداگری در بازار ارز را هدف میگیرد.
مرحلۀ میانمدت (۳ تا ۵ سال) باید معطوف به اصلاح نهادها و ایجاد بستر برای رشد بخش خصوصی باشد. اصلاح نظام بانکی در این مرحله تعمیق مییابد و به سمت تخصصیسازی بانکها پیش میرود. برای نمونه، ایجاد «بانک توسعه اسلامی» با تکلیف قانونی تأمین مالی پروژههای مولد و عمرانی بلندمدت، و «بانک کسبوکارهای کوچک و متوسط» برای حمایت از کارآفرینی ضروری است. سیاست هدایت اعتبار به گونهای اجرا شود که سهم اعطای تسهیلات به بخشهای صنعت، کشاورزی و فناوری به تدریج افزایش یابد و وثیقههای نامتعارف جای خود را به طرح توجیهی اقتصادی و ظرفیت سنجی دقیق بدهد. در این مرحله، اصلاح نظام مالیاتی با هدف افزایش درآمدهای پایدار دولت، کاهش وابستگی به نفت و تحقق عدالت مالیاتی در دستور کار قرار میگیرد. گسترش پایه مالیاتی، معافیتزدایی از گروههای خاص و اخذ مالیات از عواید حاصل از فعالیتهای سفتهبازی در مسکن و ارز، از جمله این اقدامات است. از منظر اسلامی، این اصلاحات در راستای تأمین «عدل» در نظام مالی و جلوگیری از «اکل مال به باطل» است. به موازات اینها، ایجاد مناطق ویژه اقتصادی پایدار با قوانین ساده، معافیتهای مالیاتی و زیرساختهای کامل، برای جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی و توسعه صادرات غیرنفتی الزامی است. این مناطق باید به کانون انتقال فناوری و ادغام در زنجیره ارزش جهانی تبدیل شوند.
دستیابی به توسعه پایدار و مبتنی بر دانش در مرحله بلندمدت (افق ۱۰ ساله) محقق میشود. محور این مرحله، سرمایهگذاری گسترده و هدفمند در سرمایه انسانی و نوآوری است. بودجه آموزش و پژوهش باید به سطحی قابل مقایسه با کشورهای موفق برسد و پیوند دانشگاه، مراکز پژوهشی و صنعت تقویت شود. تأسیس صندوق ثروت ملی پایدار که درآمدهای حاصل از منابع طبیعی را در داراییهای مولد بینالمللی و داخلی سرمایهگذاری میکند، میتواند وابستگی بودجه به نفت را برای همیشه قطع کند. مدل مدیریت چنین صندوقی باید کاملاً شفاف، حرفهای و به دور از دخالتهای سیاسی روزانه باشد. همزمان، حکمرانی بخش عمومی باید با الگوبرداری از مکانیسمهای بخش خصوصی، به شدت کارآمد و پاسخگو شود. شایستهسالاری مطلق در گزینش مدیران اقتصادی، ارزیابی عملکرد بر مبنای شاخصهای عینی و ایجاد سامانههای الکترونیک برای حذف دیدگاهها در ارائه خدمات، از ضروریات این مرحله است. در عرصه بینالملل، دیپلماسی اقتصادی باید محور اصلی تعاملات خارجی قرار گیرد، با هدف رفع موانع، جذب سرمایه و فناوری، و انعقاد پیمانهای تجاری دوجانبه و منطقهای.
#یادداشت_روز
#تحلیل_اقتصادی
🆔 @daily_notes
ادامه👇🏻
نکتۀ نهایی و تعیینکننده آن است که موفقیت این راهکارها در گرو اراده سیاسی راسخ و فراقوه برای اجرای آنهاست. تجارب بینالمللی نشان میدهد اصلاحات ساختاری بدون حمایت بالاترین سطوح حکمرانی و ایجاد یک «هیات اصلاحات اقتصادی» با اختیارات تام، به سرعت در گرداب منافع گروهی و مقاومت ذینفعان وضع موجود محو میشود. اقتصاد ایران نیازمند جراحی دقیق، صبور و مبتنی بر دانش است. این مسیر اگرچه دشوار است، اما با تکیه بر خرد جمعی، پاسخگویی به مردم و استعانت از اصول اخلاقی و اسلامی که بر مسؤولیتپذیری، امانتداری و خدمت به خلق تأکید دارد، نه تنها ممکن، که تنها راه نجات کشور و تحقق عدالت و پیشرفت برای نسلهای آینده خواهد بود.
#یادداشت_روز
#تحلیل_اقتصادی
🆔 @daily_notes
جمعبندی
اقتصاد ایران در محاصره چرخهمعیوبی از وابستگی به رانت نفتی، ضعف نهادهای نظارتی، بیثباتی سیاستگذاری و انحراف منابع به سمت فعالیتهای غیرمولد قرار گرفته است. این شرایط، نهتنها رشد پایدار را ناممکن ساخته، بلکه تحقق آرمانهای اقتصاد اسلامی مبتنی بر عدالت، استقلال و کرامت انسانی را نیز با مانع مواجه کرده است. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد خروج از این وضعیت، ممکن اما نیازمند ارادهای فراتر از شعار و اقدامات مقطعی است.
الگوهای تطبیقی مانند چین، عمان و هند، علیرغم تفاوتهای ساختاری، بر اصول مشترکی تأکید دارند: ثبات و پیشبینیپذیری محیط کسبوکار، ادغام هوشمند در اقتصاد جهانی، سرمایهگذاری بلندمدت در زیرساختهای فیزیکی و انسانی، و اولویت قاطع توسعه اقتصادی در دستگاه حکمرانی. این اصول با مبانی اقتصاد اسلامی که بر تعاون، عدالت، شفافیت و منع اتلاف منابع تأکید میورزد، سازگار است.
راهکار پیشنهادی، حرکتی تدریجی و سهمرحلهای است. ابتدا با شفافسازی اجباری و توقف فوری روندهای تخریبی در نظام بانکی و ارزی، اعتماد اولیه ایجاد میشود. سپس با اصلاح نهادهای مالی و مالیاتی و ایجاد مناطق ویژه جذب سرمایه، بستر برای رشد بخش خصوصی مولد فراهم میآید. در گام نهایی، با سرمایهگذاری گسترده در نوآوری و تشکیل صندوق ثروت ملی، اقتصاد به سمت پایایی و دانشمحوری هدایت خواهد شد.
کلید موفقیت، در گرو ایجاد وفاق ملی بر سر اولویت اقتصاد و تشکیل نهادی فراقوه با اختیارات تام برای اجرای بدون تنازل این اصلاحات است. تحقق این مسیر، تنها با تکیه بر خرد جمعی، پاسخگویی شفاف و تمسک به اصول اخلاقی و اسلامی ممکن خواهد بود تا اقتصاد ایران نهتنها از چالشهای کنونی رهایی یابد، بلکه الگویی از توسعه متوازن و عادلانه را عینیت بخشد.
#یادداشت_روز
#تحلیل_اقتصادی
🆔 @daily_notes