نکتۀ نهایی و تعیینکننده آن است که موفقیت این راهکارها در گرو اراده سیاسی راسخ و فراقوه برای اجرای آنهاست. تجارب بینالمللی نشان میدهد اصلاحات ساختاری بدون حمایت بالاترین سطوح حکمرانی و ایجاد یک «هیات اصلاحات اقتصادی» با اختیارات تام، به سرعت در گرداب منافع گروهی و مقاومت ذینفعان وضع موجود محو میشود. اقتصاد ایران نیازمند جراحی دقیق، صبور و مبتنی بر دانش است. این مسیر اگرچه دشوار است، اما با تکیه بر خرد جمعی، پاسخگویی به مردم و استعانت از اصول اخلاقی و اسلامی که بر مسؤولیتپذیری، امانتداری و خدمت به خلق تأکید دارد، نه تنها ممکن، که تنها راه نجات کشور و تحقق عدالت و پیشرفت برای نسلهای آینده خواهد بود.
#یادداشت_روز
#تحلیل_اقتصادی
🆔 @daily_notes
جمعبندی
اقتصاد ایران در محاصره چرخهمعیوبی از وابستگی به رانت نفتی، ضعف نهادهای نظارتی، بیثباتی سیاستگذاری و انحراف منابع به سمت فعالیتهای غیرمولد قرار گرفته است. این شرایط، نهتنها رشد پایدار را ناممکن ساخته، بلکه تحقق آرمانهای اقتصاد اسلامی مبتنی بر عدالت، استقلال و کرامت انسانی را نیز با مانع مواجه کرده است. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد خروج از این وضعیت، ممکن اما نیازمند ارادهای فراتر از شعار و اقدامات مقطعی است.
الگوهای تطبیقی مانند چین، عمان و هند، علیرغم تفاوتهای ساختاری، بر اصول مشترکی تأکید دارند: ثبات و پیشبینیپذیری محیط کسبوکار، ادغام هوشمند در اقتصاد جهانی، سرمایهگذاری بلندمدت در زیرساختهای فیزیکی و انسانی، و اولویت قاطع توسعه اقتصادی در دستگاه حکمرانی. این اصول با مبانی اقتصاد اسلامی که بر تعاون، عدالت، شفافیت و منع اتلاف منابع تأکید میورزد، سازگار است.
راهکار پیشنهادی، حرکتی تدریجی و سهمرحلهای است. ابتدا با شفافسازی اجباری و توقف فوری روندهای تخریبی در نظام بانکی و ارزی، اعتماد اولیه ایجاد میشود. سپس با اصلاح نهادهای مالی و مالیاتی و ایجاد مناطق ویژه جذب سرمایه، بستر برای رشد بخش خصوصی مولد فراهم میآید. در گام نهایی، با سرمایهگذاری گسترده در نوآوری و تشکیل صندوق ثروت ملی، اقتصاد به سمت پایایی و دانشمحوری هدایت خواهد شد.
کلید موفقیت، در گرو ایجاد وفاق ملی بر سر اولویت اقتصاد و تشکیل نهادی فراقوه با اختیارات تام برای اجرای بدون تنازل این اصلاحات است. تحقق این مسیر، تنها با تکیه بر خرد جمعی، پاسخگویی شفاف و تمسک به اصول اخلاقی و اسلامی ممکن خواهد بود تا اقتصاد ایران نهتنها از چالشهای کنونی رهایی یابد، بلکه الگویی از توسعه متوازن و عادلانه را عینیت بخشد.
#یادداشت_روز
#تحلیل_اقتصادی
🆔 @daily_notes
#یادداشت_روز
گذار از بازدارندگی به میدانداری راهبردی؛ ایران در موضع تعیینکننده
📜 میز مذاکره، صحنه نبرد جدید
در آستانه مذاکرات مسقط، تقابل ایران و غرب وارد فاز تعیینکنندهای شده است. آمریکا با مطالبه برچیدن هویت دفاعی و منطقهای ایران (هستهای، موشکی، نفوذ راهبردی)، در حقیقت سند تسلیم بدون جنگ را پیش رو نهاده است. تحلیل روند اخیر نشان میدهد ایران نه تنها تن به این شروط نداده، بلکه با چرخش دکترینی تاریخساز، معادلات امنیتی منطقه را دگرگون ساخته است.
⚡ تحول راهبردی: از دفاع ایستا تا آفندی فعال
نقطه عطف این تحول، رونمایی عملیاتی از موشک بالستیک خرمشهر-۴ و اعلام تغییر دکترین به «آفندی فعال» است. این موشک تنها یک سلاح جدید نیست، بلکه نماد گذار از بازدارندگی منفعل به میدانداری تهاجمی است.
· برد ۲۰۰۰ کیلومتری: انکار کامل «منطقه امن» برای دشمن و تحت پوشش قرار دادن همه پایگاههای احتمالی حمله.
· دقت ۳۰ متری و قابلیت سنگرشکنی: تبدیل تهدید از «حملات تلافیجویانه گسترده» به «انهدام جراحیگونه اهداف حیاتی و سخت». این توانایی، هزینه هرگونه حمله محدود دشمن را به سطح غیرقابل تحملی افزایش میدهد.
· آمادگی عملیاتی در شهرهای موشکی: تضمین بقای توان پاسخگویی حتی پس از حمله اول دشمن و نابود کردن توهم «ضربه پیشدستانه موثر».
🔥 هشدار منطقهای: تعریف جدید از قواعد درگیری
بیانات اخیر رهبری مبنی بر «جنگ منطقهای در پاسخ به هرگونه حمله»، دکترین جدید را تکمیل کرد. این یک تهدید عادی نیست، یک اعلام رسمی تغییر قواعد بازی است:
· پایان دوران عملیات محدود: پیام واضح است: «تجاوز محدود، پاسخ محدود نخواهد داشت». هر جرقه، آتشی را در تمام جبهههای منطقه خواهد افروخت.
· هدفگیری هوشمند محاسبات دشمن: این هشدار مستقیماً نقاط ضعف طرف مقابل را نشانه رفته است: برای آمریکا، غرق شدن در بحران جدید خاورمیانه؛ برای اسرائیل، مواجهه وجودی با جنگ چندجبههای؛ برای متحدان عربی، نابودی زیرساختهای توسعهیافته.
· اتحاد ناگسستنی جبهه مقاومت: این بیانات، ایران را نه به عنوان یک بازیگر منفرد، بلکه به عنوان قدرت کانونی یک شبکه امنیتی یکپارچه منطقهای معرفی میکند که پاسخ آن، پاسخ کل جبهه مقاومت خواهد بود.
🎯 پیوند ناگسستنی ملت، نظام و میدان
این تحول راهبردی، بر بنیان وحدت عمیق داخلی استوار است:
· سپهر روانی یکپارچه: بازتاب گسترده و یکپارچه این پیام در رسانههای داخلی و طیف گسترده رسانههای منطقهای، گفتمان واحد و منسجم ملی را به نمایش میگذارد.
· نفی پروژه تفرقهافکنی: تأکید همزمان بر مقابله با فتنه داخلی و تهدید خارجی، پیوند طراحیشده بین این دو جبهه را افشا کرده و توطئه «جنگ نیابتی داخلی-خارجی» دشمن را خنثی میسازد.
· ملت به مثابه سنگر استراتژیک: حضور گسترده مردم، پشتوانه اجتماعی غیرقابل نفوذ برای این دکترین تهاجمی فراهم کرده و به دشمن میفهماند که ایران تنها یک دولت نیست، یک اراده تاریخی تجسمیافته در ملتی یکپارچه است.
💎 جمعبندی: ایران در موضع تعیینکننده
تحلیل مجموعه اقدامات اخیر ایران—از تقویت میدان موشکی تا هشدار جنگ منطقهای—نشان از یک استراتژی منسجم و چندلایه دارد که هوشمندانه محاسبات همه طرفها را هدف گرفته است:
1. در میدان نظامی: با گذار به دکترین آفندی فعال، هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه ایران را تا حد ناپذیرایی افزایش داده است.
2. در میدان مذاکره: با ایجاد اهرم فشار معتبر، وارد میز مذاکره مسقط شده تا تنها بر اساس منافع و خطوط قرمز خود گفتگو کند، نه از موضع ضعف.
3. در میدان روانی منطقهای: با هشدار جنگ منطقهای، ترس از بیثباتی گسترده را در دل تمام رقبای منطقهای و حامیان جهانی آنان کاشته است.
4. در میدان داخلی: با افشای پیوند تهدید خارجی و فتنه داخلی، وحدت ملی را به قویترین سپر بازدارنده تبدیل کرده است.
نتیجه نهایی: ایران امروز، نه با زبان دیپلماسی محافظهکارانه، بلکه با زبان توانمندی میدانی و اراده راهبردی اعلام میکند که عصر یکطرفهسازی به پایان رسیده است. صلح تنها در سایه احترام به این قدرت جدید تعریفپذیر خواهد بود. هرگونه اشتباه محاسبه از سوی دشمن، نه تنها آنان را با ایران، بلکه با معادلهای جدید، تمامعیار و شکستناپذیر روبهرو خواهد کرد که محصول حکمت نظام، وحدت ملت و اقتدار میدان است.
#تحلیل
#امنیتی
#منطقهای
اگر خبر اضافه شدن فرمانده سنتکام به مذاکرات درست باشد، فورا باید معاون هماهنگ کننده ستاد کل نیروهای مسلح به تیم مذاکره کننده اضافه شود.
هم وزنی باید در هر سطحی حفظ شود
#مذاکرات
#اقتدار
#جنگ_ناگزیر
#ویراست_نگاره
🆔 @daily_notes
#یادداشت_روز
پولطلا در منظومه اقتصاد اسلامی؛
وحدت در آرمان، تقابل در روش
مقدمه
در سپهر اقتصادی ایران پس از انقلاب، دو جریان فکری متمایز اما در عین حال همخانواده، کوشیدهاند پاسخی بومی و دینی به پرسشهای پیچیده معیشت و توسعه ارائه دهند. از یک سو، مکتب اقتصاد اسلامی قرار دارد که به عنوان چارچوبی کلان و فراگیر، خواستار بازتعریف تمامی ارکان نظام اقتصادی از تولید و توزیع تا تجارت و مالی، بر پایه ارزشها و احکام اسلامی است. حامیان این دیدگاه، که ریشههایی در اندیشههای علمای پیشین و طرحهای نخستین انقلاب دارد، در دهههای اخیر با کوشش افرادی چون پروفسور درخشان و شاگردانش صورتی منسجمتر و عمدتاً دانشگاهی یافته است. این اندیشه امروزه در قالب نهادهایی همچون حزب تمدن نوین اسلامی و توسط چهرههایی مانند یاسر جبرائیلی، حسین صمصامی و دیگران، پیوندی عمیق با گفتمان سیاسی و اجرایی جستجو میکند.
در مقابل، نظریه پولطلا نه به عنوان یک نظام اقتصادی جامع، بلکه به مثابه پروژهای انقلابی و رادیکال در عرصه پول و بانک قد علم کرده است. این نظریه که خاستگاه آن را میتوان در حلقههای فکری خاصی مانند مؤسسه مطالعات تمدن اسلامی (متا) جستجو کرد، با اتکا به تحلیلهایی از تاریخ اقتصاد و با خوانشی خاص از فقه، پول اعتباری بدون پشتوانه را ریشه اصلی بیعدالتی و فساد میداند. پرچمداران کنونی این ایده، مانند سیدمحمدحسین متولی امامی و حجتالاسلام علی قائمینیک، با شجاعت خواستار کنار نهادن کامل معماری کنونی پول و بازگشت به پولی با ذات ارزشمند، مبتنی بر طلا و نقره، هستند.
در نگاه نخست، این دو مکتب در روش و حوزه تمرکز متمایز به نظر میرسند. یکی کلینگر و نظامساز است و دیگری جزئینگر و متمرکز بر یک نهاد خاص. اما تأمل عمیقتر نشان میدهد که آنها در مقصد نهایی و آرمانهای کلان، همسو و همنوا گردیدهاند. هر دو جریان، دغدغه تحقق عدالت اقتصادی را در سر میپرورانند و بیثباتی قیمتها و تورم را آفتی بزرگ میدانند. هر دو، وابستگی به نظام مالی بینالمللی را به مثابه نوعی استعمار نوین رد کرده و در پی تحقق استقلال تمامعيار اقتصادی هستند. و از همه مهمتر، هر دو بر این باور اصرار میورزند که علم اقتصاد متعارف غربی، پاسخگوی نیازهای جامعه اسلامی نیست و باید نظامی اقتصادی برآمده از مبانی معرفتی اسلام بنا نهاد.
این اشتراک در آرمانها، در کنار اختلاف در راهکارها، موقعیتی منحصر به فرد و همزمان چالشی جدی پیش روی جبهه فکری انقلاب قرار داده است. از یک سو امکان همافزایی و خلق طرحی نوین را فراهم میآورد و از سوی دیگر، خطر شکاف و چنددستگی را نمایان میسازد. این مقاله در مقام یک گفتگوی مصلحانه، بر آن است تا با واکاوی دقیق نقاط اشتراک و افتراق این دو دیدگاه، زمینهای برای عبور از تقابل ظاهری و رسیدن به سنتزی سازنده فراهم آورد؛ سنتزی که در آن عمق انقلابی و ریشهای نظریه پولطلا، با جامعیت و تجربهگرایی مکتب اقتصاد اسلامی درآمیزد تا افقی نو برای اقتصاد ایران ترسیم شود.
#تحلیل
#اقتصاد_اسلامی
#پولطلا
#یادداشت_روز
🆔 @daily_notes
#یادداشت_روز
پولطلا در منظومه اقتصاد اسلامی؛
وحدت در آرمان، تقابل در روش
فصل اول: اشتراکات بنیادین
اگرچه اقتصاد اسلامی و نظریه پولطلا در ظاهر امر و در سطح راهکارها بر مدارهایی متمایز میگردند، اما در لایههای عمیقتر فکری و در مواجهه با وضعیت موجود، بر مبانی و اهدافی مشترک تکیه زدهاند که فصل اشتراک آنها را تشکیل میدهد. این همگرایی را میتوان در سه محور کلانی مشاهده کرد که هر دو جریان را در تقابل با پارادایم مسلط اقتصاد متعارف قرار میدهد.
نخستین و برجستهترین نقطه تلاقی، آرمان مشترک تحقق عدالت اقتصادی است. هر دو مکتب، نظام اقتصادی حاکم بر جهان را ذاتاً ناعادلانه و بر مدار انباشت ثروت و گسترش شکاف طبقاتی میدانند. اقتصاد اسلامی با محور قرار دادن مفاهیمی چون زکات، انفاق، منع احتکار و مبارزه با انحصار، عدالت را به مثابه هدف غایی نظام اقتصادی تعریف میکند. نظریه پولطلا نیز اگرچه مسیر متفاوتی را میپیماید، اما غایت نهایی خود را ریشهکن کردن بیعدالتی میداند. از منظر حامیان این نظریه، پول اعتباری بیپشتوانه به دولتها و بانکهای مرکزی این توان را میدهد که با خلق پول از هیچ، به گونهای پنهان و سیستماتیک، از قدرت خرید عامه مردم بکاهند و ثروت را به سمت طبقات خاصی منتقل کنند. بنابراین، هر دو جریان در این تشخیص همداستانند که سازوکارهای کنونی پولی و مالی، محمل اصلی نقض عدالت هستند.
دومین محور اشتراک، عزم راسخ برای کسب استقلال اقتصادی از نظام سلطه مالی جهانی است. اقتصاد اسلامی با شعار خودکفایی و قطع وابستگی، به دنبال خروج از مدار وابستگیهای تجاری، فناورانه و مالی به قدرتهای خارجی است. نظریه پولطلا این استقلالطلبی را در عرصه پول متمرکز و تشدید میکند. این نظریه وابستگی به دلار و شبکه بانکی بینالمللی مانند سوئیفت را نه تنها عاملی برای آسیبپذیری در برابر تحریمها، بلکه به منزله پذیرش قواعد یک بازی ناعادلانه میداند که از پیش به سود طراحان آن تنظیم شده است. بازگشت به پول کالایی (طلا و نقره) از نگاه آنان، عملی کردن شعار استقلال در بنیادیترین لایه اقتصاد، یعنی نظام پولی است. بنابراین، هر دو دیدگاه در نفی وابستگی و جستجوی الگویی خودبنیاد برای اقتصاد ایران همصدا هستند.
سومین زمینه همگرایی، نقد ریشهای به اقتصاد متعارف و دنیاگرایی حاکم بر آن است. اقتصاد اسلامی، علم اقتصاد رایج را به دلیل فرضیات سکولار خود، نادیده گرفتن ارزشهای اخلاقی و تقلیل انسان به موجودی صرفاً مادی به چالش میکشد. نظریه پولطلا نیز در این نقد سهیم است و پول بیپشواهده را نماد و ابزار همان دنیاگرایی و مادیگری میداند که امکان زندگی بر مبنای ارزشهای الهی را تضعیف میکند. هر دو جریان بر این باورند که بدون یک انقلاب در مبانی معرفتی و بدون جایگزینی پارادایم، هر اصلاح جزئی در درون سیستم موجود ناکارآمد و ناپایدار خواهد بود. این اشتراک در نگاه انتقادی، آنها را در جبههای واحد برای طلب یک آلترناتیو تام و تمام قرار میدهد.
#تحلیل
#اقتصاد_اسلامی
#پولطلا
#یادداشت_روز
🆔 @daily_notes
#یادداشت_روز
پولطلا در منظومه اقتصاد اسلامی؛
وحدت در آرمان، تقابل در روش
فصل دوم: افتراقات و چالشهای نظری
با وجود اشتراکات ارزشمند در غایات و نقد کلیت نظام موجود، بررسی دقیقتر نشان میدهد که اقتصاد اسلامی و نظریه پولطلا در مبانی، روشها و دامنه شمول، با تفاوتهای ژرفی روبهرو هستند که امکان همگرایی ساده آنها را دشوار میسازد. این افتراقات صرفاً تفاوت در تاکتیک نیست، بلکه برخاسته از نگاهی کاملا متفاوت به مفهوم پول، قابلیتهای نظام اقتصادی و حتی خوانش از متون دینی است.
عمیقترین شکاف، به ماهیت و ذات پول بازمیگردد. مکتب اقتصاد اسلامی در کلیت خود، پول را نه بر اساس جنس و ماده آن، بلکه بر اساس کارکردهای اجتماعی و اعتباری آن تعریف میکند. در این چارچوب، پول اعتباری امروزی به خودی خود مردود نیست، مشروط بر اینکه قواعد و احکام اسلامی، از حرمت ربا گرفته تا منع غرر، بر تمامی معاملات و نهادهای مالی مرتبط با آن حاکم شود. مشکل، ذات کاغذ یا رقم دیجیتال نیست، بلکه سوءاستفاده از آن برای ایجاد بهره و ظلم است. در نقطه مقابل، نظریه پولطلا با قاطعیت تمام، همین اعتباری بودن را علت العلل فساد میداند. از دیدگاه این نظریه، پول حتماً باید کالایی با ارزش ذاتی مانند طلا و نقره باشد. تنها در این صورت است که پول به عنوان یک واحد اندازهگیری ثابت و عادلانه عمل میکند و امکان خلق پول از هیچ و در نتیجه غارت نامرومی که تورم نام گرفته، از بین میرود. این تقابل، یک اختلاف مبنایی است: یکی خواهان اصلاح و مهار کارکردهای پول اعتباری است و دیگری خواستار انقلابی کامل و جایگزینی آن با پشیزه ای فیزیکی.
این تفاوت در نگرش، به طور مستقیم به گستره و جامعیت دو دیدگاه دامن میزند. اقتصاد اسلامی ادعای ارائه یک نظام اقتصادی کامل را دارد که افزون بر مسائل پولی، به تمامی عرصههای تولید، توزیع، تجارت، مالیات، مالکیت و قراردادها میپردازد. مساله پول، هرچند مهم، تنها یکی از اجزای این پازل بزرگ است. در مقابل، نظریه پولطلا اساساً یک نظریه در حوزه پول و بانک است. هرچند حامیان آن تأثیرات شگرف این تغییر را بر تمام اقتصاد توصیف میکنند، اما تمرکز اصلی و راهکار عینی آن، دگرگونی در پایه پولی است. به بیان دیگر، اقتصاد اسلامی یک نقشه جامع برای کل شهر اقتصاد ارائه میدهد، حال آنکه پولطلا بر بازسازی شالوده و زیربنای این شهر تأکید دارد و جزئیات سایر بخشها را کمابیش به همان اصول کلی اقتصاد اسلامی واگذار میکند.
تفاوت سوم در قابلیت اجرا و انعطافپذیری در برابر مقتضیات زمان رخ مینماید. نظام پیشنهادی اقتصاد اسلامی، به ویژه در خوانشهای متأخر آن، میکوشد با استفاده از ابزارهای مالی اسلامی مانند صکوک، مرابحه و مشارکت، و همچنین تنظیم سیاستهای کلان، فضایی برای مداخلات تنظیمی و مقابله با نوسانات چرخههای اقتصادی حفظ کند. این نظام، هرچند مبتنی بر اصول ثابت، ولی تا حدی برای سیاستگذاری فعال ظرفیت دارد. نظام پولی پیشنهادی نظریه پولطلا، به دلیل تکیه بر پشتوانه صد در صد طلا، ذاتاً انعطافناپذیر است. در این نظام، امکان افزایش نقدینگی برای مقابله با رکود اقتصادی یا تأمین مالی پروژههای بزرگ توسعهای، به شدت محدود و منوط به افزایش فیزیکی ذخایر طلا است. منتقدان بر این باورند که این انعطافناپذیری میتواند در مواجهه با شوکهای اقتصادی، دولت را فلج کند. از این منظر، تضاد میان ثبات مطلق در نظریه پولطلا و تعادل پویا در اقتصاد اسلامی آشکار میشود.
در نهایت، حتی در خوانش فقهی و تاریخی نیز تفاوتهای قابل تأملی وجود دارد. بسیاری از فقها و اقتصاددانان اسلامی معتقدند که درهم و دینار مورد اشاره در متون شرعی، واحدهای پولی رایج زمان خود بودند و شارع مقدس، ذات طلایی آنها را تأسیس نکرد، بلکه حکم به جریان یافتن همان پولهای متعارف زمان داد. بنابراین، عرف و قرارداد اجتماعی میتواند شکل پول را تغییر دهد. حامیان پولطلا اما بر این باورند که انتخاب طلا و نقره توسط شارع، حاوی حکمتی است که امروز نیز با شدت بیشتری پابرجاست و نمیتوان آن را به عرف سپرد. این تفاوت در برداشت، موضع دو جریان را در قبال «مدرنیته پولی» از یکدیگر جدا میسازد.
#تحلیل
#اقتصاد_اسلامی
#پولطلا
#یادداشت_روز
🆔 @daily_notes
#یادداشت_روز
پولطلا در منظومه اقتصاد اسلامی؛
وحدت در آرمان، تقابل در روش
فصل سوم: ساز و کارهای رفع موانع و نقشه راه گفتگو
برای عبور از تقابل نظری و تبدیل آن به مکالمهای سازنده که بتواند به وحدت نظر عملی در جبهه انقلاب بینجامد، نیازمند تدبیر ساز و کارهایی هوشمندانه و فراتر از مواجهه انتزاعی هستیم. این فرآیند میبایست با پذیرش صادقانه اختلافات آغاز شود و با جستجوی عرصههای نوین آزمایش و همکاری ادامه یابد. نقش مصلح در این میان، نه تحمیل یکی بر دیگری، که ترسیم پلی است که از روی شکافهای مبنایی میگذرد.
گام نخست، ایجاد کارگروههای مشترک تخصصی میان اقتصاددانان حامی اقتصاد اسلامی و طرفداران نظریه پولطلا است. موضوع محوری این کارگروهها باید فراتر از کلیگوییهای فلسفی، معطوف به مسائل عینی و فنی باشد. برای نمونه، میتوان پروژههای تحقیقاتی مشترکی را تعریف کرد که به دقت به شبیهسازی اقتصادی و بررسی ریاضی آثار اجرای تدریجی پول طلا در چهارچوب یک اقتصاد با الگوی اسلامی بپردازند. پرسشهایی از این دست که «آیا میتوان ابزارهای مالی اسلامی مانند صکوک را بر بستری از پول با پشتوانه طلا بازتعریف کرد؟» یا «نحوه اخذ و توزیع زکات در یک نظام پولطلا به چه شکل خواهد بود؟» میتواند گفتگو را از سطح ایدئولوژیک به عرصه کاربردی و فنی سوق دهد. در این فضاست که ادعاهای هر طرف در معرض پرسشهای دقیق مهندسی اقتصادی قرار گرفته و امکان خلق راهکارهای ترکیبی پدید میآید.
گام دوم، پذیرش اصل تدریج و آزمایش محدود به عنوان یک راهبرد خردمندانه است. به جای تقابل بر سر «همه یا هیچ»، میتوان زمینههایی برای اجرای پایلوت نظریه پولطلا در مقیاسی مشخص و کنترلشده فراهم آورد. برای نمونه، میتوان ایجاد بازارهای مالی موازی یا انتشار اوراق بهادار با پشتوانه طلای فیزیکی را در کنار نظام پولی فعلی پیشنهاد داد که در آن، معاملات بر اساس دینار طلا صورت میپذیرد. این اقدام نه تنها فشار سیاسی و اقتصادی تغییر یکشکل را ندارد، بلکه به عنوان یک آزمایشگاه زنده، دادههای تجربی ارزشمندی در اختیار هر دو طرف قرار میدهد تا صحت و سقم ادعاهای خود درباره ثبات، عدالت و کارایی را بسنجند. اقتصاد اسلامی نیز میتواند در این عرصه محدود، کارآمدی ابزارهای قراردادی خود را در مدیریت این بازار جدید نشان دهد.
گام سوم و حیاتی، بازتعریف گفتمان مشترک حول محور دشمن و آرمان مشترک است. مصلح باید به هر دو طرف یادآوری کند که تقابل اصلی، نه میان آنها، که میان هر دوی آنها با نظام اقتصادی نئولیبرال حاکم بر جهان است. به جای تمرکز بر تفاوتهای داخلی، میتوان انرژی فکری را بر طراحی الگوی بدیل مشترکی متمرکز کرد که در تقابل با نظم موجود عرضه میشود. این الگوی بدیل میتواند ترکیبی باشد: برای مثال، پذیرش هدف غایی «عدالت توزیعی» از سوی اقتصاد اسلامی و پذیرش هدف ابزاری «ثبات پولی ساختاری» از سوی نظریه پولطلا به عنوان دو رکن یک ساختمان. در این بازتعریف، پولطلا نه به عنوان یک جایگزین کامل، بلکه به عنوان یک مکانیزم انضباطبخش سخت در خدمت آرمانهای اقتصاد اسلامی قرار میگیرد که مانع انحراف نظام از مسیر عدالت میشود.
در نهایت، این گفتگو نیازمند فضایی امن و به دور از حاشیهسازیهای سیاسی است. نهادهای علمی و حوزوی بیطرف میتوانند میزبان این دیالوگ باشند. نتیجه این فرآیند ممکن است نه پیروزی کامل یک نظریه، بلکه تولد سنتزی نوین باشد؛ سنتزی که در آن، اصالت و آرمانگرایی نظریه پولطلا، با واقعنگری و جامعیت اقتصاد اسلامی درمیآمیزد تا نه تنها نظریهای برای ایران، که پیامی برای جهان باشد.
#تحلیل
#اقتصاد_اسلامی
#پولطلا
#یادداشت_روز
🆔 @daily_notes
#یادداشت_روز
پولطلا در منظومه اقتصاد اسلامی؛
وحدت در آرمان، تقابل در روش
جمعبندی
در خاتمه این بررسی میتوان دریافت که رویارویی فکری میان مکتب اقتصاد اسلامی و نظریه پولطلا، نمودی از یک دغدغه مشترک ولی با دو برداشت متفاوت از راهبرد است. هر دو جریان، از عمق نارضایتی از نظام اقتصادی موجود و آرمانهای بلند عدالت و استقلال سر بر آوردهاند و در این مسیر، خطر نقد پارادایم مسلط جهانی را به جان خریدهاند. اشتراک در این غایات متعالی، سرمایهای گرانقدر برای جبهه انقلاب است که میتواند به جای تفرقه، به همافزایی بینجامد.
با این حال، تقابل در سطح مبانی و ابزار، واقعیتی انکارناپذیر است. اقتصاد اسلامی با نگاهی کلنگر و کارکردگرا، بر اصلاح و هدایت نهادهای موجود از جمله پول اعتباری تأکید دارد، در حالی که نظریه پولطلا با رادیکالیسمی انقلابی، نفس وجود پول بیپشتوانه را علتالعلب فساد دانسته و خواستار انقلابی بنیادین در این رکن است. این تفاوت، بیش از آن که یک اختلاف سلیقه باشد، ناشی از دو نگاه متفاوت فلسفی به مفهوم ارزش، اعتبار و تحول تاریخی است.
نقش مصلح در این میان، نه قضاوت به نفع یک سو و رد دیگری، که تسهیل یک گفتگوی اصیل و مبتنی بر مسئله است. همانگونه که در فصل سوم ترسیم شد، مسیر پیش رو نه از مواجههای انتزاعی، که از طریق کار مشترک روی مسائل عینی، آزمایشهای محدود و بازتعریف گفتمان حول آرمان مشترک میگذرد. امکانپذیر است که آینده، نه با پیروزی کامل یکی از این دو نظریه، بلکه با تولد سنتزی نوین رقم بخورد؛ سنتزی که در آن، خواست انقلابی و ریشهای نظریه پولطلا برای ایجاد یک انضباط ساختاری شفاف و عادلانه، در دل ظرفیتهای گسترده و نظامساز اقتصاد اسلامی جای گیرد. در این صورت، اقتصاد ایران میتواند نه تنها به چالشهای داخلی پاسخ گوید، که الگویی بدیع از یک نظام اقتصادی متکی بر ارزشهای الهی و در عین حال قادر به تعامل هوشمندانه با جهان ارائه دهد. این گفتگو، گرچه دشوار، اما ضروری و از نشانههای پویایی اندیشه اسلامی در عرصه اقتصاد به شمار میآید.
#تحلیل
#اقتصاد_اسلامی
#پولطلا
#یادداشت_روز
🆔 @daily_notes