#یادداشت_روز
آینه های شکسته؛ تحلیل تطبیقی حکمرانی و توسعه در جنوب شرق آسیا
فصل چهارم
در بررسی نقش و تعهد این شش کشور نسبت به همگرایی منطقهای در چارچوب اتحادیه آسهآن (ASEAN)، با تنشی بنیادین مواجهیم: آسهآن از یک سو به عنوان بستری برای همکاری، گفتوگو و تقویت صلح و رشد اقتصادی جمعی تبلیین میشود، و از سوی دیگر، اغلب به میدانی برای انعکاس رقابتهای ژئوپلیتیک و تأیید منطق حاکمیت مطلق ملی تبدیل میگردد. اصل بنیادین "عدم مداخله در امور داخلی" اعضا، سنگ بنای ثبات این سازمان بوده، اما همزمان به سپری برای محافظت از حکومتها در برابر انتقادات بینالمللی درباره حقوق بشر و دموکراسی تبدیل شده است. عملکرد هر کشور در این چهارچوب، تابع مستقیم منافع ملی، ساختار حکومتی و وابستگیهای استراتژیک آن است.
برای کشورهایی مانند اندونزی و مالزی که خود را به عنوان قدرتهای میانه و رهبران تاریخی منطقه میبینند، آسهآن عرصهای برای اعمال نفوذ نرم و شکلدهی به هنجارهاست. اندونزی به طور خاص، اغلب نقش میانجیگر فعال و ابتکاردهنده در بحرانهایی مانند تنش در دریای جنوب چین یا بحران میانمار را ایفا کرده است. آرزوی دیرینه جاکارتا برای تقویت "مرکزیت آسهآن" در روابط قدرتهای بزرگ، نشاندهنده تلاش برای حفظ استقلال عمل جمعی منطقه است. مالزی نیز با دیپلماسی عملگرای خود، از این بستر برای تحکیم امنیت و جذب سرمایهگذاری استفاده میکند. با این حال، هر دو کشور زمانی که مسائل منطقهای به چالشهای داخلی آنها نزدیک میشود – مانند مسئله کارگران مهاجر یا انتقادات به وضعیت دموکراسی – به اصل عدم مداخله متوسل میشوند.
در مقابل، تجربه فیلیپین و تایلند در همگرایی منطقهای، پرتنشتر و تحت تأثیر نوسانات سیاسی داخلی است. فیلیپین که یکی از بنیانگذاران آسهآن است، در دورههایی مانند ریاست جمهوری رودریگو دوترته، عملاً اولویت را به رابطه دوجانبه با چین داد و موضع جمعی آسهآن در مورد دریای جنوب چین را تضعیف کرد. این نشان میدهد که منافع کوتاهمدت حکومتهای پوپولیست میتواند بر پایبندی به همکاری چندجانبه بلندمدت سایه بیندازد. تایلند نیز، با چرخه مداوم کودتا و بیثباتی، گاه جایگاه رهبری طبیعی خود در منطقه را از دست داده است. مشروعیت داخلی ضعیف دولتهای پساکودتا، توانایی بانکوک را برای ایفای نقش مؤثر در عرصه منطقهای محدود ساخته است.
ویتنام و کامبوج، دو عضو هندوچینی آسهآن، رویکردهایی تقریباً متضاد در پیش گرفتهاند که بازتاب دهنده وابستگیهای ژئوپلیتیک متفاوت آنهاست. ویتنام، با حساسیت تاریخی نسبت به نفوذ همسایه شمالی خود، از آسهآن به عنوان یک ائتلاف استراتژیک برای متوازنسازی قدرت چین و افزایش قدرت چانهزنی جمعی استفاده فعالانه میکند. هانوی از موضع یکپارچه آسهآن در مورد قوانین بینالمللی دریاها شدیداً دفاع میکند. کامبوج اما، تحت نفوذ فزاینده اقتصادی و سیاسی چین، بارها به عنوان سدی در برابر شکلگیری یک موضع واحد آسهآن در مورد دریای جنوب چین عمل کرده است. این کشور اصول عدم مداخله و اجماع محوری آسهآن را به گونهای تفسیر میکند که هرگونه انتقاد از اقدامات چین یا حتی بحث آزاد درباره آن را مسدود سازد. این تقابل، ضعف عمیق آسهآن را در مواجهه با تقسیمبندیهای ژئوپلیتیک بزرگتر عیان میسازد و پرسشهایی جدی درباره توانایی آن در عمل به عنوان یک جامعه واقعی با منافع مشترک مطرح میکند.
#تحلیل
#جنوب_شرق_آسیا
#اقتصادی
#توسعه
#فرهنگی
🆔 @daily_notes
#یادداشت_روز
آینه های شکسته؛ تحلیل تطبیقی حکمرانی و توسعه در جنوب شرق آسیا
جمع بندی
جنوب شرق آسیای معاصر را میتوان همچون تالاری از آینههای گوناگون تصور کرد که هر یک، بازتابی متمایز و اغلب مخدوش از آرمانهای جمهوریت، پاکدستی، عدالت و همبستگی را نشان میدهد. بررسی تطبیقی شش کشور این منطقه حکایت از آن دارد که هیچ «الگوی برتر» یگانهای برای توسعه سیاسی-اجتماعی وجود ندارد. در عوض، هر ملتگونهای منحصربهفرد را پرورش داده است که عمیقاً با زخمهای تاریخی، گسلهای اجتماعی و انتخابهای راهبردی خاص خود گره خورده است. با این حال، این مسیرهای متفاوت، در مواجهه با چالشهایی بنیادین مشترکند.
نخستین و شاید دردناکترین درس این است که نهادهای دموکراتیک، شرط لازم اما ناکافی برای تحقق اهداف عمیقتری چون عدالت و مبارزه ریشهای با فساد هستند. اندونزی و فیلیپین نشان میدهند که برگزاری انتخابات و وجود فضای رسانهای نسبتاً باز، به خودی خود ضامن پاسخگویی مؤثر حکومتها یا شکستن انحصار الیگارشیهای قدیمی نیست. در این دو کشور، دموکراسی گاه به صحنهای برای رقابت نخبگان تبدیل شده و فساد را در قالبی پیچیدهتر و نهادینهشده بازتولید کرده است. در سوی دیگر، ثبات و رشد اقتصادی سریع در ویتنام و به میزان کمتری در کامبوج، نشان میدهد که رضایت بخشی از جامعه میتواند حتی در غیاب آزادیهای سیاسی گسترده حاصل شود، اما همواره این پرسش جدی وجود دارد که این رضایت، با چه هزینهای برای حقوق فردی و با چه خطراتی از نظر انباشت نارضایتیهای پنهان خریداری شده است.
دوم، تنش پایدار بین رشد اقتصادی و عدالت توزیعی، خط سراسری مشترک همه این تجربیات است. الگوهای رشد در مالزی، ویتنام و حتی تایلند، اگرچه میلیونها نفر را از فقر بیرون کشیده، اما به موازات آن، شکافهای جدید و گاه عمیقتری را بین شهر و روستا، بین مرکز و پیرامون، و بین گروههای قومی و مذهبی ایجاد کرده است. سیاستهای تبعیضآمیز مثبت، مانند مورد مالزی، اگرچه در کوتاهمدت به تعدیل برخی نابرابریهای تاریخی کمک کرده، اما خود به منبع جدیدی از تنش و احساس محرومیت در میان دیگران تبدیل شده است. این امر نشان میدهد که بازار به تنهایی نه میتواند و نه میخواهد توزیع عادلانهای ایجاد کند، و مداخله هوشمند و شفاف دولت ضروری است؛ مداخلهای که خود اغلب در دام فساد و رابطهسالاری گرفتار میآید.
سوم، نقش همگرایی منطقهای به مثابه آیینهای از تناقضات داخلی است. اتحادیه آسهآن، در بهترین حالت، به ابزاری برای مدیریت تنشها و حفظ صلح سطحی میان حکومتها تبدیل شده است. اما ناتوانی آن در پرداختن به مسائل بنیادین حاکمیت خوب، حقوق بشر یا حتی اتخاذ مواضع یکپارچه در برابر قدرتهای بزرگ، مستقیماً بازتاب ضعفهای داخلی اعضایش است. کشورهایی که خود با بحران مشروعیت و انسجام داخلی دست به گریبانند، نمیتوانند بنیانگذاران یک جامعه منطقهای قوی و مبتنی بر ارزشهای مشترک باشند. اصل «عدم مداخله» که زمانی ضامن صلح بود، اکنون گاه به سپری برای تداوم حکمرانی ضعیف و خودکامگی تبدیل شده است.
در نهایت، چشمانداز آینده منطقه بیش از هر چیز به یک نیرو گره خورده است: ظهور نسل جدید و جامعه مدنی. در سراسر این کشورها، جوانان تحصیلکرده، بههمپیوسته از طریق فناوری، و خواهان شفافیت، فرصتهای عادلانه و محیط زیستی پایدار، آرامآرام فشار فزایندهای بر ساختارهای سیاسی کهنه وارد میکنند. اعتراضات در تایلند، جنبشهای دانشجویی در اندونزی، و فعالیت روزافزون کنشگران در فیلیپین و ویتنام، همگی نشانههای این تحول زیرپوستی هستند. پرسش بزرگ آینده این است که نهادهای سیاسی موجود—چه دموکراتیک، چه اقتدارگرا—چه میزان ظرفیت و انعطاف برای جذب این فشارها و تبدیل آن به اصلاحات واقعی را دارند. آنچه مسلم است، الگوهای دیروز پاسخگوی خواستهای فردا نخواهند بود. جنوب شرق آسیا در آستانه تحولی جدید قرار دارد، تحولی که نتیجه نبرد نهایی بین نیروهای کهنه فساد و تبعیض از یک سو، و نیروهای نوظهور مطالبهگری برای جمهوریتی اصیل و عادلانه از سوی دیگر خواهد بود.
#تحلیل
#جنوب_شرق_آسیا
#اقتصادی
#توسعه
#فرهنگی
🆔 @daily_notes
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استاد شجاعی:
ممکنه برای هرکدام ازما هم دیر شده باشه
#دیگه_دیره