eitaa logo
Daily addition
1 دنبال‌کننده
27 عکس
10 ویدیو
5 فایل
های...
مشاهده در ایتا
دانلود
اونی که میگه عباس موزون تو برنامه زندگی پس از زندگی باعث عذاب وجدان گناه های کردمونه احتمالا آشناییتی با دکتر غلامی تو برنامه وقت سحر شبکه افق نداره
چرا پشه ها روزه نیستن؟
موقعیت:
سلام بنده فشاری شدم از دوگانگی آدما از کسایی که سر هیچی واقعا هیچی همینطوری یهویی رنگ عوض میکنن طرف با دوست پسرش چه غلطایی که نکرده بعد تو ی جمعی که نمیشناسنش چنان فاز علامه برداشته که برگی برای مخاطبای شناسش نمونده هنوز چتایی که تا سه و چار صبح براش وقت گذاشتی و زار زدنش و از رازای مگوش حرف زدناشو گوش دادی هست بعد یه پیام که میدی زود سین بزنه سه روز طول میکشه همون آدمی که رکیک ترین فحشارو تو عامیانه ترین مکالمش نسار مخاطب می‌کرد الان جوری لفظ قلم حرف میزنه شک میکنی به خودتو حافظت دم از بیماری خطرناکه نادر میزده و یه مجلس روضه ایی واسه خودش به پا میکرده و الان به طور معجزه واری از این رو به اون رو شده به عنوان کسی که یه دوره بیماری سختو گذرونده وقتی داره برات قصه سر هم میکنه میفهمی داره چرت میگه ولی به روش نمیاری بعد میبینی این قصه تعریف کردناش تا پیوی فلان پسرو فلان شخصی که میومده پیش تو ازش بد می‌گفته سرایت کرده یکی دوباریم که چند نفر این حجم از دورویی و تناقضو درک نکردن چارتا فحش آبدار بهش دادن ویس بغض و گریشو می‌فرسته برای همون پسرایی که میومد بهت میگفت چه داستانایی باهم داشتن که چی؟ که ترحم گدایی کنه کسی که خیلی زود فهمیدیم حتی اسمشم بهمون دروغ گفته بعد که یکی رو پیدا میکنه که یه سر سوزن شبیه شخصیت خودشو داره سریع مچشو میگیره و فاز پلیس بر میداره که بیا و ببین فقط منم عیب دارم منم کامل نیستم منم خیلی جاها واسه خدای خودم بنده خوبی نبودم ولی دروغ حد داره یه سری دروغا توهین به شعور مخاطبه توهین از این بالاتر که بگی تو فرق داستان سرایی های بچگانه‌ی منو با یه مشت جفنگیات تشخیص نمیدی و باورشون میکنی؟ توهین از این بالاتر که یه برچسب "عجب گاویه" رو پیشونیت بچسبونه و بهت بخنده؟ تو یه شخصیتی داری اگه خوبه چرا تظاهر میکنی یه شکل دیگه ایی اگه بده چرا یکی که شبیه خودته رو خاکشیر میکنی ولی به خودت نقدی وارد نیست؟ منه داغون مسلمونه پلاستیکیم اگه ترش بازی درآوردم یا علنیش نکردم یا اگه یه جایی درز کرد تظاهر نکردم دروغو جفنگیات بهم نبافتم آقا ته تهش خودم بودم حالا چنلت nتا ممبر داره دلیل میشه انقدرررررر ادا بیای؟ درو باشی؟ چلو مرغتو ظهر بخوری و یه پست بزاری با مفهوم اینکه سه روزه آب از گلوت پایین نرفته تا یکو دوی ظهر خواب باشی بعد شب که از فرط زیاد خوابیدن بدنت ارور داد نسبت به تخت و تشک بیای نصف شب هشتگ شب زنده دار بزنی یا بگو بخندو مهمونیت به راه باشه و بعد با یه پست جنجالی حمله کنی به بی شرفایی که هنوز از غم فلسطین نمردنو نفس میکشن و بایه هشتگ ای منکه دیگه نفسم بالا نمیاد شما چجوری اکسیژن مصرف میکنین کارو جمع کنی و وقتی خوب ویو گرفتی از قضا یه نفس عمیق راحت بکشی کی گفته اینا باکلاس بازیه؟ کی گفته اینجوری پسند تره؟ هر فازی ترند شد خوبه؟ بابا آدم باش سخته برای منم سخته ولی یه ذره سعیتو بکن یکم از دنیای توهمات و اینا بیا بیرون بخدا تو خودت انقدر قشنگ هستی که نیاز به این خزعبلات نباشه یکم سعی کن شبیه چیزی باشی که نشون میدی بخدا
هدایت شده از منِ‌من
گوشه گوشه من داره خورد میشه و هیچکس نمیفهمه. و من میترسم راجبش حرف بزنم، میترسم محکوم به زیاده روی بشم. واقعا به سختی دارم دووم میارم، و هروقت به کسی اینو میگم بهم میگن که "وا چیزیت نیست که" و منم تایید میکنم چون حوصله توضیح دادن ندارم. بهم میگفت از آدمای ضعیف مثل تو بدم میاد همش میخوای زرتی بزنی زیر گریه و من فقط تونستم به جوک "بامزش" بخندم تا همونجا نزنم زیر گریه و ثابت کنم دقیقا اونی ام که فکر میکنه. از درونم متنفرم که انقدر من رو آزار میده و صداهای توی سرم که مدام جمله های آدما رو برام تکرار میکنن و میخوان بهم ثابت کنن تو کافی نبودی، هیچوقت. الان که فکرمیکنم خیلی دلم میخواد بازم راجبش گریه کنم ولی نمیخوام بیشتر از این دوسم نداشته باشی. "اصلا چند وقته اینجوریم؟ قول میدم آدم شم(الکی)"
هدایت شده از منِ‌من
دنیا قرار نیست خوب بچرخه پس باید سعی کرد با بد چرخیدنش هم لبخند زد. مهم نیست که زمین داره کج میره تا وقتی که تو بهم بگی بیا باهم گریه کنیم، مهم نیست تا وقتی که میتونم سرم رو روی پات بزارم و انگشتات رو ببری لای موهام، مهم نیست تا وقتی که میتونیم باهم به زمین و زمان گیر بدیم و غر بزنیم، مهم نیست تا وقتی که هر بار قرار گریه میزاریم آخرش انقدر میخندیم که گریه هامون یادمون میره. آره من هر وقت دوباره تنها به اتاقم برمیگردم قلبم تیر میکشه، ولی فعلا هیچی مهم نیست جز گل آفتاب گردونی که قراره هر بار که از خواب پا میشم چشمم بهش بیفته. "مهم نیست که هیچکدوم تکه های پازل همدیگه رو تکمیل نمیکنیم"
هدایت شده از منِ‌من
دارم تنهایی رو با پوست و گوشت و استخونم حس میکنم و کاش فقط قبل از اینکه انقدر سریع فرار کنم یه نفر بهم میگفت که اگه بخوای از آدما دور شی دیگه دوست ندارن و قرار نیست تا ابد کنارت بمونن، و البته که حرفای تو سرت هم قرار نیست وقتی ناراحتی باهات گپ بزنن یا برات نوشابه بخرن تا از غصه دربیای و البته که وقتی فرار میکنی باید انتظار اینو داشته باشی که همه چیز از اول تا آخر غیر واقعی به نظر بیاد. من نمیتونم روابط رو نگه دارم و بقیه هم، تنهایی خیلی دردناکه و هیچ چیز جالبی درمورد زندگی وجود نداره و حتی هدف خاصی هم. از حرف های مسخره امیدبخش خسته ام و حتی روی غر زدن راجب زندگیم رو ندارم چون واقعا دلم نمیخواد بشنوم که " تو خودت دلت میخواد تو این حال مزخرفت بمونی" و من با یه لبخند مسخره‌تر بگم هاها آره درست میگی تقصیر خودمه.
اینی که می‌بینید قرار بود یه آدم مبتلا به سرطان باشه که به همین دلیلم مژه و ابرو نداره یهو یادم افتاد که سرشم نباید مو داشته باشه و بعد از یه عالمه سایه زدن و این صحبتا مشاهده میکنین که باید موهارو پاک کنم