طبق نتایج تحقیقات پژوهشگران، میزان مصرف نوشیدنیهای الکلی با میزان #اعتراض به دولتهای ستمگر رابطهی عکس داره... بدین صورت که با کاهش مصرف #شراب، آشوب در دولتهای استعمارگر و ظالم بیشتر میشه.
نام نمونهی آزمایشگاهی: #فرانسه 😎
@dailydream
🕌 توی شهر یزد، آرامگاه تاریخی و مهمی وجود داره که سالها بین اغلب گردشگران و حتی بعضی از ساکنان این شهر ناشناخته و کمترشناختهشده بود، تا اینکه دو سال پیش اسمش سر زبونها افتاد. نمیدونم اسم آرامگاه «ستی فاطمه خاتون» به گوشتون خورده یا نه؛ ولی از دو سال پیش که مغازههای قدیمی جلوی آرامگاه رو تخریب کردن تا نمای گنبد عجیبش از داخل میدون امیرچخماق دیده بشه، این میدون یه حال و هوای دیگهای پیدا کرده.
🕌 نمیدونم اصلا خبر دارین ستی فاطمه همسر امیر جلالالدین چخماق (حاکم یزد) بوده که بعد از مرگ شوهرش بخش زیادی از فعالیتهای عمرانی شهر یزد رو به عهده میگیره و توی تکمیل مجموعه امیرچخماق هم نقش مهمی داشته یا نه؟ آبانبار پنجبادگیری معروفی که توی میدون امیرچخماق قرار داره به دستور این خانم ساخته شده، کار ساخت مسجد امیرچخماق رو بر عهده گرفته و کتیبههای زیادی به صفه و گنبدش اضافه کرده، کف مسجد جامع یزد رو با سنگ مرمر فرش کرده و دستور تعویض منبر چوبی این مسجد با یه منبر کاشیکاریشده رو داده. تاریخ یزد رو که نگاه کنید میبینید مسئولیت احداث تعداد زیادی گرمابه، آسیاب، بازار، کاروانسرا و حفر چندین حلقه چاه بر عهدهی این خانم بوده. بر عهدهی یک زن!
📜 ستی فاطمه به عنوان یک خانم، حدود شش قرن قبل از ما، توی یکی از مذهبیترین و سنتیترین مناطق ایران زندگی میکرد. نمیدونم اون زمان، چیزی از تفکرات قلدرمآبانه و جنسیتزدهای که امروز اسم فمینیسم به خودش گرفته میدونسته یا نه. نمیدونم برای انجام هر کدوم از خدمات بزرگش شعارِ بهظاهر زیبا و بهواقع توخالیِ «زن، زندگی، آزادی» رو زمزمه میکرده یا نه! حتی نمیدونم اون زمان اقدامات خودش رو یه افتخار برای جنسیتش و جامعهی زنان میدونسته یا یه افتخار برای کل مردم؟
📜 تاریخ حرفی از این جزئیات نزده. ولی چیزی که مسلّم هست؛ ستی فاطمه خاتون بانوی عمل بوده و نه ادعا! حتی اگر شمهای از تفکرات فمینیستی داشته، حتی اگر شاکی از محرومیتهای اجتماعی زنان (در صورت وجود) بوده، حتی اگر قانون رو ظالم نسبت به حقوق زنان میدونسته، اقداماتش به دادن بیانیههای آتشین و اعتراضات مداوم برای اثبات این که «از مردان چیزی کم نداریم» محدود نشده! و برای این که خودی نشون بده و ثابت کنه تواناییهاش بیشتر از تصور رایج جامعهست، مذبوحانه به سراغ تننمایی و برهنگی نرفته! بلکه با اثرگذاری مثبت در حوزههای فرهنگی و عمرانی، دانش و نبوغ و شأن و شخصیت خودش رو به اثبات رسونده.
🕌 الان چیزی که از این بانو به یادگار مونده، چندتا عکس عریان با روسریِ آویزان بر چوب یا چهارتا شعار جنسیتی و پوشالی نیست؛ بلکه بناهای لطیف و هنرمندانهای از قرنها قبل هست که هر بینندهای رو به وجد میاره!
📌 پ.ن: تصاویری از آرامگاه بسیار زیبای ستی فاطمه خاتون رو میتونید توی پست بعدی ببینید. 👇
#ستی_فاطمه_خاتون
#زن_زندگی_آزادی
@dailydream
⛱ شرح تصویر: آرامگاه ستی فاطمه خاتون، همسر امیر جلالالدین چخماق شامی (حاکم یزد)، که قبل از مرگش به دستور خودش ساخته شده.
⛱ این بنا که با گنبد منحصربهفردش یادگاری از دوران تیموریان محسوب میشه، در سراسر ایران نمونهی مشابهی نداره... و چه گنبد چشمنوازی!
👆 (داستان فعالیتهای این بانو رو توی پست قبل بخونید.)
#آثار_تاریخی_یزد
#امیرچخماق
#حجاب
@dailydream
🖤 باز آی و بر چشمم نشین
🖤 ای دلفریب نازنین
🖤 کآشوب و فریاد از زمین
🖤 بر آسمانم میرود
#پروفایل_مذهبی
#جان_فدا
#سعدی
@dailydream
پس از مدتها، یک ایرانی پیدا شده بود که مقابل خواستههای نامشروع بریتانیا ایستاد. رشوه نمیگرفت و اجازه چپاول نمیداد. از طرفی بسیار خوشنام بود و شاه و مردم قبولش داشتند. هرگونه آسیبی به او میتوانست ایرانیان را علیه انگلیسها بشوراند.
با خود فکر کردند که چاره چیست؟ چگونه باید آن ایرانیِ میهندوستی را که یکتنه داشت از منافع کشورش حراست میکرد، از سر راه بردارند؟ فقط یک راه وجود داشت: فریب.
پولپاشیها شروع شد. عدهای را میان مردم فرستادند تا او را تکفیر کنند و از خطاهای نکردهاش بگویند. دیری نگذشت که صدراعظم درستکار ایرانی، میرزا تقی خان امیرکبیر مورد نفرت هموطنانش قرار گرفت؛ از مقامش عزل و سپس کشته شد.
حالا که دو قرن از آن پدرکشتگی تاریخی ایرانیان با انگلیس میگذرد، عدهای امیرکبیر را قهرمان ملی خود مینامند و همزمان سر در آخور قاتل او میبرند! سخنان امیرکبیر ازجمله «ضرورت وجود مردم دانا» را مشق شب میکنند و روز بعد با سطلهای رنگ، ننگ از دیوارهای سفارت قاتلش میزدایند!
روزی که امیرکبیر در حسرتِ داشتن کشوری مستقل و ملتی دانا بود، جملاتش را برای خوشآیند آیندگان تقریر نمیکرد! او برای ساخت ایرانی قوی، تنها ماند، تکفیر شد و در چنین روزی در سال ۱۲۳۰ به شهادت رسید.
اما یک سؤال: دو قرن بعد از آن خیانت و دشمنی آشکار، ما چقدر آگاهتر از نسلهای قبلمان شدهایم؟ آیا غیر از این است که وقتی هنوز انگلیس از ابزار دروغ و فریب برای در هم شکستن ما استفاده میکند، یعنی ما هنوز همان اجداد ناآگاه و کمسواد دو قرن قبلمان هستیم، صرفاً با اندکی ادعای تجدّد؟
#امیرکبیر
#جان_فدا
@dailydream
🎭 داستان آب و شراب/ بخش یک
در یک مهمانی، روی میزی دو لیوان قرار گرفته. اولی یک لیوان استوانهای معمولی است که در آن مقداری «آب» ریختهاند. دومی یک گیلاس شامپاین است که در آن «شراب» ریختهاند. مسلمانی از راه میرسد و میزبان به او تعارف میکند. با اینکه گیلاس شراب به او نزدیکتر است، دست دراز میکند و لیوان آب را برمیدارد.
در این لحظه، میزبان در یک نگاه ظاهربینانه و سطحینگر ممکن است به این نتیجه برسد که: «مسلمانها با لیوان پایهدار باریک و بلند مشکل دارند! شاید استفاده از گیلاس از نظر آنها ممنوع است!»
از روز بعد هم این داستان دهان به دهان میچرخد و همه با خود میگویند: «نکند مسلمانها در صدد جمعآوری و شکستن گیلاسها باشند؟ نکند کارخانهی تولید آن را آتش بزنند؟ باید تمام گیلاسها را از شهر خارج و به جای امنی منتقل کنیم.»
اما داستان چیست؟ آیا یک ظرف شیشهای معمولی به خودی خود میتواند ماهیت بد و منفوری داشته باشد؟ اگر در آن مهمانی آب را در گیلاس و شراب را در لیوان ریخته بودند، غیر از این بود که فرد مسلمان از برداشتن لیوان استوانهای هم اجتناب میکرد؟
داستان «ما» و «رفتارهایمان»، داستان ظرف و محتوای آن است. انسانها در بدو خلقت و تولدشان ماهیت خوب یا بدی ندارند. این، رفتارهایشان است که آنها را تبدیل به افرادی «خوب» یا «بد» میکند.
حالا فرض کنید یک نفر به نام فرد ”الف“، رفتار بدی از همسفر خود به نام فرد ”ب“ میبیند. ممکن است به او تذکر دهد، با او ترشرویی کند و یا از او فاصله بگیرد. در چنین شرایطی، در یک نگاه ظاهربینانه و سطحینگر میتوان نتیجه گرفت که فرد ”الف“ با فرد ”ب“ مشکل دارد و به خون او تشنه است! اما آیا غیر از این است که اگر فرد ”ب“ رفتار غلطش را ترک کند، فرد ”الف“ با او همراه و هممسیر خواهد شد؟
این نگاه 👆 ضروریترین مقدمه در برخورد با افراد جامعه است. برای ما مسلمانان که امر به معروف و نهی از منکر را جزء فروع دین خود و از واجبات میدانیم، نباید تفکیک «شخص» از «رفتار» مورد غفلت قرار گیرد. نباید زمانی که رفتار غلطی از هموند خود در جامعه میبینیم، حین اعتراض و تذکر گمان کنیم که با خود او مشکل داریم و نه با عملش.
برعکس، باید تمام خشم و نفرت خود را به عمل خطایش معطوف کنیم و این اعتراض را از سر دوستی و دلسوزی انجام دهیم. اما آیا داشتن چنین نگاهی امکانپذیر است؟ آیا میتوان زمانی که فردی به عنوان مثال در حال توهین و ناسزاگویی به ماست، نسبت به خودش «محبت» و نسبت به عملش «نفرت» به خرج دهیم؟ بخش دوم را در پست بعد بخوانید. 👇👇
#امر_به_معروف_و_نهی_از_منکر
#واجب_فراموش_شده
@dailydream