«گهی گریان،گهی خندان،گهی چون ابر سرگردان،گهی عاقل تر از عاقل،گهی نادان تر از نادان...🌱»
اتاق زیرشیروونی
باورم نمیشه میخوام دوباره از اول بخونمش... چرا؟ چون آخرای جلد دومشو نخوندم و حالا همش یادم رفته🥲
پشت کتابش نوشته
«آن ها در افسانه هایشان به هیچ شاهزاده ای احتیاج نداشتند!..»
هم سوفی و هم آگاتا آرزویی کردند؛ آرزویشان این بود که فردا، هرجایی که بودند، هنوز در کنار هم باشند.
همسایه ها لطفا درک کنید فردا تا ساعت 2 مدرسه ام و واقعا اگه برگردم ببینم اینجا فور زدید دسترسی برای مدتی میبندم
فور نیست، مالک ببینه