به بابام زنگ زدن و گفتن مورد پیدا شده بیاید من به بابام می گفتم بابا منو نبر خوب نمی شم نمی خوام بیشتر از این درد بکشم دردش خیلی زیاده بابام می گفت این جوری نگو خوب می شی امید داشته باش ولی من کلا انگیزه و امیدم از دست دادم
..
الان خوبی ؟
طفل مصوم چه درد هایی کشیدی بمیرم برا
دلت https://eitaa.com/dakedel/10770
..
💔.
https://eitaa.com/dakedel/10776 نه باید شمی درمانی ادامه بدم
..
ان شاالله عالی عالی میشی :)
https://eitaa.com/dakedel/10774 مامانم بود ولی چون من وابستگی شدیدی به بابام داشتم با بابام بیشتر حرف می زدم تا مامانم با مامانم حرف می زدم
..
:)))
خسته شده بودم هی از این رفت و آمد ها و درد هاش هی به بابام می گفتم نمی یام نمی خوام بابام به زور منو برده بود مامانم سرکار بود
..
: ) 💔
نمیشه بهش بگم بی معرفت
ولی آخه بی معرفت تو دلت اومد بدون من شهید شدی 💔
چی دارم میگم من شهید شم🙃
هر خونی لایق شهادت نیس
هعیییی
..
به کی ؟
https://eitaa.com/seyedebram/13337
اگه خودت اذیت نمیشی ما که دوست داشتیم... 🦥
..
نه چرا اذیت! ...
گفتم که اونقدر « بازخورد، اثر ، مخاطب ، جذابیت ، اهمیت » نداره :)
https://eitaa.com/dakedel/10784
جذابیتش بیشتر از حد توصیف بود
..
جدییییییییییییییی؟