https://eitaa.com/dakedel/5529
بعد بهم ی شکلات داد گفت حرص نخور شکلات بخور؛ خودم تو ناشناس بودم دیدم
بعد من اینجوری بودم که نههههههه ببییننن داداش آرمان و رئیسی عزیز و حدیثه بهشون بی احترامی شدد
میخوام بدونم چراااااا
یجا دیگه وایسادم گفتم صبر کن
ی نفس عمیق کشیدم دوباره غر زدم
بعد از یجا دیگه اسامی رو قاطی کردم میگفتم داداش حدیثه و آرمان عزیز و حدیثه ی رئیسی و اصن ی وضعیی بودد
ریحانه هم هی میگفت میخوای برم بهش شکلات بدم خوشحال شه؟؟ 😂😂
#ریحانه سادات
..
دیگه من شکلات میخواممممم
https://eitaa.com/dakedel/5537
آره...
حالا میدونم اگر خانواده ام آسیبی بهشان برسه یا اتفاقی بیافته
شما ها هم علاوه بر چند تا دوست را دارم🥺❤️🩹
..
ای وایی :)
https://eitaa.com/dakedel/5537
و چطور صبح گوشیتو چک میکنی فقط به امید اینکه حدیثه پیام گذاشته؟(؛
..
ای خدااا😭♥️
همه دوست دارن مطمئن باش
ولی اگه خودت اذیت میشی که هیچی
..
نه خب بعضی ها دوست ندارن🥲
https://eitaa.com/dakedel/5541
آره هی گیر داده بود شکلات بهش میدم خوشحال میشه🤣🤣
بعد میگفت تو آروم باش یهو ی سکته میزنی میوفتی رو دستمون
#ریحانه سادات
..
وایی😑
حالا فکر کن وسط این غرغر ها ریحانه میره با یکی سلام علیک میکنه بعد میبینم خانومه لباس نظامی تنشههههههه وااایییییی
یجوری ذوق کرده بودم جیغ میکشیدم🤣💔البته به طور خیلی آروم
بعد میگفتم اصن من ذوخخخخ
تروقرآن بریم یبار دیگه ببینمشش
اونم میگفت بابااا من آبرو دارممم سر جدت بیا برییممم
خلاصه نذاشت ببینمش😒💔
#ریحانه سادات
..
واییی ذوخ ذوخی😔😂
حدیثه واقعا ك ..
به این صدا میگفتی بد :))))؟
آرزومه چنین صدایی داشته باشممممم😭✨
#🌷
..
ای خدااا اینطوری نگید 😭