eitaa logo
دانابان | مربیان پیش دبستانی ( نخبه شو )
13.2هزار دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
2.4هزار ویدیو
137 فایل
🌱 اگر مربی ، مدیر مهدکودک یا پیش‌دبستانی هستید ، جای شما اینجاست . مدیر و مولف: جناب آقای دکتر گودرزی 📞 ارتباط با ما : 📱 09001007283 📱 09919223092 ☎️ 02191099555 👤 ادمین : @Nokhbeshowadmin @Danaban_admin 🌐https://danaban.net/
مشاهده در ایتا
دانلود
1.06.mp3
زمان: حجم: 9M
🔸فعالیت ۲ : داستان «چی چی نون؟ قانون!» فایل صوتی داستان رو دانلود کنید و برای نوآموزان عزیز پخش کنید. مربیان عزیز برای دیدن متن داستان به کتاب مربی یا اپلیکیشن دانابان مراجعه کنید.
🔸فعالیت ۲ : داستان 《چی چی نون؟ قانون》 خانم مرغه با لبخند گفت: «امروز نقاشی داریم. دفترهای نقاشی روی میز». لاکو سرش را توی لاکش کرد. صدایش از آن تو می‌آمد: «نیستش. جا گذاشتمش خانم!» همان موقع فیلو از کلاس بیرون رفت. خانم مرغه با چشم‌های گردشده پرسید: «فیلو کجا رفت؟!» ببعی گفت: «رفت دستشویی. آخه قبل کلاس چندتا خرطوم آب خورد.» بعد سرش را پایین انداخت و خودش هم رفت بیرون. خانم مرغه این‌بار چشم‌هایش گرد‌تر شد. پرسید: «ببعی کجا رفت؟!» پرپری جواب داد: «خب معلومه! رفت دنبال فیلو.» و بلند شد تا او هم برود دنبال ببعی. اما اینبار خانم مرغه گفت: «بنشین پرپری! اینطوری که همه باید بروید دنبال هم. آن‌وقت …» و می‌خواست حرفش را کامل کند که صدای خرت‌خرت از تَه کلاس بلند شد. خانم مرغه چشم‌چرخاند تا ببیند صدا از کجاست؟ پشمک همان‌طور که داشت هویجش را می‌جوید پرسید: «شما هم هویج دوست دارید؟» پیشو دُمش را تاب داد و با خنده گفت: «کی دیده مرغ هویج بخوره!» همه‌ی کلاس خندیدند. حتی خود پشمک. پوپک کاکلش را مرتب کرد. بالش را توی کوله‌پشتی‌اش کرد و یک بغل دانه بیرون آورد. بعد با عجله رفت تا آن را به خانم مرغه بدهد. اما پایش گیر کرد به دُم پیشو و دانه‌ها مثل باران توی کلاس ‌بارید. صدای خنده باز هم توی کلاس بلند شد. یک‌هو در کلاس باز شد. فیلو و ببعی بودند. خانم مرغه پرهایش را پف داد و با صدای بلند گفت: «بسه دیگه!» بچه‌ها با هم پرسیدند: «چی بسه خانم؟»
خانم مرغه از جلوی کلاس رفت تَه کلاس. از تَه کلاس برگشت جلوی کلاس. رفت آن‌‌طرف. برگشت این طرف. بعد نفس عمیقی کشید و به آرامی گفت: «دفتر نقاشی‌ها را جمع کنید. اول باید یک درس دیگر بدهم». و روی تخته نوشت: «قانون» و آن را خواند: «درس امروز: قانون». همه با هم پرسیدند: «چی‌چی‌ نون؟». خانم مرغه دوباره نفس عمیق کشید و تکرار کرد: «قانون. یعنی بعضی کارها را باید بکنیم و بعضی کارها را نباید بکنیم. قانونِ هرجایی هم با جای دیگر فرق دارد.» آن‌وقت به لاکو گفت: «قانون اول کلاس ما؛ دفتر و کتاب را از شب قبل در کیفتان بگذارید.» بعد به فیلو و ببعی نگاه کرد و ادامه داد: «بدون اجازه از کلاس بیرون نروید!» و رو به پشمک گفت: «خوراکی‌هایتان را زنگ تفریح بخورید، نَه توی کلاس. حتی برای من هم خوردن توی کلاس ممنوع است.» اینبار به پوپک نگاه کرد و به پیشو گفت: «دُم کسی هم کف کلاس ولو نباشد.» بقیه‌ی قوانین را هم یکی‌یکی گفت. – بدون اجازه گرفتن صحبت نکنید. – همدیگر را هُل ندهید. – از وسایل شخصی‌تان استفاده کنید. خانم مرغه آن‌روز همه‌ی قوانین کلاس را به بچه‌ها یاد داد تا اینکه زنگ مدرسه به صدا درآمد. بچه‌ها همگی با هم به سمت در دویدند. اما خوردند به هم و با کوله‌پشتی‌هایشان افتادند کف کلاس. خانم مرغه باز هم نفس عمیق کشید و آخرین قانون را با صدای بلندتر گفت: «لطفا توی صف بایستید!».
🔸فعالیت ۳ : بازی «کی نباید حرف بزنه🤫» 🔻وسایل موردنیاز: تعدادی کارت که روی آن‌ها شکل بالا کشیده شده🤐✍🏻 🔻شیوه اجرا: ابتدا مربی به هریک از بچه­ ها یک کارت تصویری (ایموجی) سکوت🤐 می­دهد. سپس از آن­ها می­خواهد با داشتن این کارت نباید حرف بزنند و یا با صدای بلند بخندند. مربی به عنوان آغازکننده بازی با صحبت­ها و رفتارهای خود ، کودکان را به خنده وادار می­کند. هر کودکی که خندید و یا صحبت کرد باید کارت سکوت خود را به یکی از دوستانش بدهد و با معلم همراه شود. اکنون مربی به همراه کودکی که از گروه سکوت جدا شده باید تلاش کنند تا دیگر کودکان را بخندانند و در هر نوبت بازی ، یک یا چند نفر از کودکان به گروه مربی می­پیوندند. بدین ترتیب بازی همچنان ادامه پیدا می­کند و در نهایت فردی برنده است که بیش­ترین کارت سکوت را جمع­ آوری کرده باشد و از طرف مربی و دوستانش مورد تشویق قرار می­گیرد.
1.6-sheer-moalem-ma-che-khobe - <unknown>.mp3
زمان: حجم: 3.7M
🔸فعالیت ۴: شعر《قوانین کلاس》 شیوه اجرا: ضمن یادآوری قوانین کلاس و دقت بچه‌ها به رعایت آن قوانین، ابتدا شعر را برای کودکان بخوانید و سپس با رعایت نکات ایمنی از کودکان بخواهید تا در کلاس به صورت آزادانه حرکت کنند و سپس فایل صوتی شعر را پخش نماید و از کودکان بخواهد کارهایی که در شعر گفته می­شود را انجام دهند و از خواندن شعر بیشتر لذت ببرند. معلم ما چه خوبه یه عالمه دوسش داریم میگه شروع هر کاری اسم خدا رو بیاریم وقتی میاد توی کلاس باید سر جامون باشیم با بچه­ ها برپا بگیم به احترام او پاشیم صحبت و بازیگوشی رو باید فراموش بکنیم ساکت و با ادب باشیم به حرف او گوش بکنیم
🎈🌈 روز کودک، روز لبخندهای شیرین و قلب‌های پاک است. 🌈🎈 به مناسبت روز کودک، چند نمونه گیفت زیبا و دوست‌داشتنی را برای شما عزیزان آماده کرده‌ایم تا این روز خاص را برای نوآموزان عزیز، خاطره‌انگیزتر کنید. 🎁✨ گاهی یک هدیه کوچک، می‌تواند شادی بزرگی در دل یک کودک ایجاد کند و خاطره‌ای ماندگار برای او بسازد. 💖