سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #گلبهار #ادامه_دارد . پدرت یه زن دیگه به اسم گلناز داشت که عشقشون زبانزد عام
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#گلبهار
#ادامه_دارد
.
من کمکت میکنم.....
کاری میکنم دخترم با پای خودش برگرده اینجا.... و چنان انتقامی ازشون میگیرم که تا عمر دارن و نفس میکشن فقط بسوزن و خاکستر بشن....
یک سالی بود که لحظه به لحظه فکر انتقام بودم و الان با حرفهاش ریشه های انتقام تو دلم جون میگرفت.....
بعد از اون روز من و مادربزرگت باهم متحد شدیم، روزها سپری میشد و پدرت هفته ای یکبار پا به اتاق من میزاشت.....
سه، چهار ماهی از اون ماجرا گذشته بود که صبح با حالت تهوع از خواب بیدار شدم و خیلی زود فهمیدم یک توراهی دارم......
خوشحال بودم که یه پله از گلناز بالاتر رفتم.....
وقتی پدر بزرگ و مادربزرگت فهمیدن از خوشحالی سر از پا نمیشناختن.....
پدرت هم خوشحال شد ولی......
تنها کسی که این وسط ناراحت بود گلناز بود که هیچی نمیگفت و فقط سکوت کرد.....
دو ماهه باردار بودم که در کمال ناباوری گلناز هم بعد چندین سال با فاصله یک ماه از من باردار شد، پدرت از خوشحالی ذوق میکرد و همه جوره قربون صدقه گلناز میرفت....
من هم یه زن بودم و تحمل نداشتم و حس حسادتم بدجوری برانگیخته شده بود.....
رفتارهای پدرت بس نبود، حرفهای هرروز مادربزرگت هم برای انتقام از یه طرف روح و روانم رو بهم میریخت....
همه جوره به فکر انتقام از ارسلان بودم.....
اما در اوج ناباوری خبر مرگ گلبهار رو آوردن... عمارت تبدیل به جهنم شد و شب و روز ازمون گرفته شد، چهل شبانه روز اینجا عزاداری بود و.....
همه اهل عمارت، حتی در و دیوار خون گریه میکردن....
کل خانواده تو سکوت کامل به سر میبردن و دیگه خبری از نقشه و فتنه و دو به همزنی نبود....
هرکی یه حرفی میزد و یه چیزی میگفت، روایت مرگ گلبهار زیاد بود....
یه عده میگفتن سر زا رفته و یه عده هم میگفتن مسموم شده و بچه رو نجات دادن ولی خودش از دست رفته و نتونستن براش کاری کنن.....
جسد گلبهار تو همون روستامون دفن شد و خانوادش هم دیگه رغبتی برای دیدن بچش نداشتن، حتی مادربزرگت یکبار هم نگفت که میخوام بچه گلبهار رو ببینم....
هنوز هم که هنوزه وقتی یاد زیبایی خیره کنندش و چشمهای معصومش میوفتم از درون داغون میشم و آهی میکشم به سرنوشتش که از منم بدتر بود....
بعد از مرگ گلبهار مادربزرگت صبح تا شب یه گوشه مینشست و بدون حتی گفتن کلمه ای داغدار دخترش بود و وقتی بهش نگاه میکردی میدیدی که از گوشه چشمش اشکی جاری شد....
حال یک دل را اگر کردی خراب؛
آماده باش، اشک چشم دلشکسته،
خانه ویران می کند...!
🖌#دڪتر_انوشه
@daneshanushe✍️
📌 در مقابل شوهر خود با حالت افسرده و اخمو حاضر نشوید.
👈او را در موقع ورود به خانه با لبخند و شاد وخندان (و ترجیحا با بوسه) استقبال کنید و البته موفع رقتن هم با لبخند بدرقه اش کنید.از خوابتون بزنید و نگذارید مرد بدون صبحانه و بدرقه و لبخند و بوسه برود... کاری کنید مرد روحش بطرف شما و خانه پر بکشد ...
▪️ مرد را از خانه فراری نکنید. خانه باید مأمن ومسکن و ملجأ مرد باشد. یعنی محل احساس امنیت و آرامش و آسایش و پناه مرد...البته برنده باز هم شمایید اگرخانه اینطورباشد مرد فدایی شما می شود.... برخی دریغ از لبخند دارن شما نداشته باشید .. زنها که مظهر "قلب" هستند باید لطافت و محبت و عشق را به خانه و جامعه پمپاژ کنند اینطوری قلب مرد را تسخیر می کنند (البته برخی زن و مردها بجای این کار ساده دنبال تسخیر مرد یا زنی هستند که مال اونا نیست.....)
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
❣درسته که زن و مرد هر دو برای ایجاد رابطه ی موفق باید تلاش کنند،.
اما در روابطی که🔸🔸🔸 مردها🔸🔸🔸 رفتار درست با همسرشون رو بلدند صمیمیت بیشتری در رابطه ایجاد میشه …!
🪞چون رفتار خانمها اصطلاحاً آیینه ایه
یعنی وقتی رفتار درستی از همسرشون می بینند اون توجه و محبت رو در غالب یک عشق مضاعف؛ ❤️🔥
به شریک عاطفیشون می گردانند.
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #گلبهار #ادامه_دارد . من کمکت میکنم..... کاری میکنم دخترم با پای خودش برگرده
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#گلبهار
#ادامه_دارد
.
از گوشه و کنار بهم خبر میرسید ارسلان دیوونه شده و حال خوبی نداره و حتی به بچه هم اهمیت نمیده و بعضی ها میگفتن حتی یه بارم به بچه نگاه نکرده......
همه میگفتن بچه رو نازخاتون خدمه و دست راست و دوست صمیمی گلبهار بزرگ تر و خشک میکنه و اگه به داد بچه نمیرسید اونم مثل مادرش میمرد.......
چند ماهی از فوت گلبهار گذشته بود و مادربزرگت هم با دمنوش های اعصاب اروم میشد، طوری که اکثر اوقات خواب بود....
به نظر من مادربزرگت با دستهای خودش دخترش رو کشته بود، چون دسیسه ای که برای ارسلان چیده بود خدا به عزیزکرده خودش برگردوند.....
روزها پشت سر هم بدون هیچ اتفاق خاصی بعداز فوت گلبهار میگذشت، ما به ماه بودم که پدر و پدربزرگت برای کاری مجبور شدن باهم برن شهر....
وقت رفتن هر دوتامون منو و گلناز توی حیاط عمارت با شکمهای بزرگ منتظرش بودیم، پدرت اومد جلو و خداحافظی سرسری با من کرد و حتی نذاشت دهنم رو واکنم و بسلامتی بهش بگم، پشتشو به من کرد وچرخید به طرف گلناز....
جلوی چشمای من خیلی گرم و صمیمی گلناز رو بغل کرد و بعد کلی سفارش کردن بهش که مواظب خودت و بچمون باش و خوب بخور و خوب بخواب ازش دل کند و راهی شهرشدن.....
دلم خیلی گرفت....
هم اون و هم من سعی میکردیم خیلی جلو دید هم نباشیم، نمیدونم شاید اونم حس منو داشت و چشم دیدن منو نداشت......
تا اینکه بالاخره اون روز رسید.....
روزی که زندگی برا بار دوم روی دیگش رو بهم نشون داد و همه تصوراتم نسبت به زندگی خراب شد....
توی عمارت کسی نبود و دردهای من شروع شد.....
خیلی فریاد زدم، جیغ کشیدم، کمک میخواستم ولی هیچکسی به سراغم نیومد....
کسی رو هم نداشتم که پیشم باشه، نه پدر و مادری....
نه همسری.....
اونروز نفهمیدم چی شد ولی اینو متوجه شدم که تک و تنها زایمان کردم و از هوش رفتم......
ولی وقتی بهوش اومدم یکی از خدمه ها بالاسرم بود، بهم گفت بچه مرده بدنیا اومده، نمیتونستم باور کنم شایدم نمیخواستم باور کنم.....
خدای من، چی دارم میشنوم، دیگه زنده بودنم برام مهم نبود، اون بچه تنها امید من تو این زندگی بود....
تنها چیزی که منو به ادامه این زندگی امیدوار کرده بود، اونم مثل همه منو تنها گذاشت....
بجز خدمه و من و گلناز کسی از این موضوع خبر نداشت..
خبری هم از پدرت نبود...
می گویند میز شادی جهان ۴ پایه دارد :
دو پایه را " مولانا " به ما نشان داده .
دو پایه را " حافظ " ....
دو پایه ای که مولانا معرفی کرده :
" مرنج " و " مرنجان "
هرگز از ظلم یا بد خلقی و بد رفتاری مردم نرنجیم ؛
با صبوری با دیگران و نزدیکانمان برخورد کنیم ...
و مانند باران باشیم که پلیدیها را می شوید و دوباره به آسمان می رود پاک می شود و به زمین برمی گردد ،
ما هم درد دل دیگران را گوش کنیم ...
تلخی ها ،
زخم زبان ها ،
بی محبتی ها ...
و حق ناشناسی ها ...
را تحمل کنیم و آرامشمان را از خداوند بخواهیم .
و حافظ گفته :
" بنوشان " و " نوش کن "
ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن
هر نعمتی که خدا به ما داده ...
از مال یا سلامتی ،
از معرفت و آگاهی ...
با دیگران تقسیم کنیم و دیگران را در این لذت سهیم کنیم ؛
چون همه اینها امانتی ست که به ما داده شده ؛
و باید امانت و هدیه های الهی را ،
با دیگران تقسیم کنیم ...
تا لذت واقعی را بچشیم .
⚘|❀ ❀|⚘
✨✨✨
#حامی بودن همسران
💠چگونه زن و شوهر می توانند حامی یکدیگر باشند؟
💯مرد میتونه بدون اینکه بیش از حد کار و تلاش کنه، رابطه ی خوبی با همسرش داشته باشه.
قدردانی همسر او باعث می شود که انگیزه ی بیشتری برای تلاش در جهت بهبود زندگی مشترکشان داشته باشد.
در این صورت مرد مجبور نمیشه خودش را قربانی خواسته های همسرش کنه یا احساس کند همسرش بر او ریاست میکنه.
👰زن هم میتونه با درک کردن شوهرش،حامی او باشدو به او کمک کند که او نیز حامی خوبی برایش باشد.
👨 مرد ها نان آور خانواده هستند،آن ها دوست دارند همسرشان را خوشبخت کنند و در زندگی مشترکشان موفق باشند.
فقط کافیه که از آن ها قدردانی شود.
💯زن و شوهر مکمل یکدیگر هستند، مردها از همسرشان حمایت می کنند و زنان زمانی می تواند از شوهرشان حمایت کنند که حمایت های شوهرشان را درک کرده باشند.
زن هم دوست دارد حامی شوهرش باشد؛ ولی تا به حال نشنیده ایم که زنی بگوید شوهرم به من توجه ندارد؛ ولی من عاشق او هستم!
مردها هم دوست دارند که همسرشان به آنها توجه کند؛ اما در درجه اول آن ها دوست دارند همسرشان را خوشبخت و خوشحال کنند
🍃❤️@hamsaraneeeee❤️🍃
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ساکنان قلبمون رو
به دقت انتخاب کنیم
چون هیچ کس جز خودمون
بهای سکونت اینها رو
پرداخت نمیکنه...
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
223.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💫الهی...
☃️درسڪوت شب
❄️تمام سختی
☃️روزمان را به تو می سپاریم
❄️دلهایمان را ارام
☃️فردایمان را روشن
❄️و همزمان
☃️باطلوع آفتاب فردا
❄️هدیه ای الهی از نعمت های بیکرانت
☃️ به زندگی
❄️همـه ما هدیه فرمـا
شبتون زیبـا و در پناه خدا ☃️❄️
تقویم نجومی اسلامی
👈 یکشنبه 👈 18 آذر / قوس 1403
👈6 جمادی الثانی 1446 👈8 دسامبر 2024
🏛 مناسبت های دینی و اسلامی.
⭐️ احکام دینی و اسلامی.
❇️امروز روز خوبی برای امور زیر است:
✅عقد و خواستگاری و عروسی.
✅مسافرت.
✅خرید وسیله سواری.
✅دیدار با روسا و مسئولین.
✅خرید و فروش.
✅رفتن به تفریحات سالم.
✅امور زراعی و کشاورزی.
✅قرض و وام دادن و گرفتن.
✅صلح دادن افراد.
✅درختکاری.
✅شکار صید و دام گزاری.
✅و پس گرفتن طلب خوب است.
🚘مسافرت : مسافرت خوب است.
👶مناسب زایمان و نوزاد از آفات و بلاها دور باشد.
🔭 احکام نجوم.
🌓 امروز : قمر در برج حوت است و امور زیر خوب است:
✳️افتتاح شغل و کسب و کار.
✳️آغاز درمان و معالجه.
✳️از شیر گرفتن کودک.
✳️بذر افشانی و کاشت.
✳️دادن سفارش جنس.
✳️دعوت کردن افراد.
✳️دیدار بزرگان.
✳️و امور آموزشی و تعلیمی خوب است.
🔵مناسب بستن حرز برای اولین بار و نماز آن خوب است.
👩❤️👨مباشرت امشب شب دوشنبه: فرزند حافظ قرآن گردد.
⚫️ اصلاح سر و صورت.
طبق روایات ، #اصلاح_مو (سر و صورت) در این روز از ماه قمری ، باعث بلای ناگهانی می شود.
💉🌡حجامت خون دادن فصد و زالو انداختن #خون_دادن یا #حجامت #فصد#زالو انداختن در این روز، از ماه قمری باعث رعشه اعضا می شود.
😴😴 تعبیر خواب امشب:
خواب و رویایی که شب دوشنبه دیده شود تعبیرش از ایه ی 7 سوره مبارکه "اعراف" است.
الوزن یومئذ الحق فمن ثقلت موازینه...
و از مفهوم و معنای آن استفاده می شود که خواب بیننده انجام کاری از کارهای خود را به افرادی واگذارد برخی در انجام آنها تلاش کنند و برخی سستی کنند و از چشم وی بیفتند و شما مطلب خود را بر آن قیاس کنید.
💅 ناخن گرفتن
یکشنبه برای #گرفتن_ناخن، روز مبارک و مناسبی نیست و طبق روایات ممکن است موجب بی برکتی در زندگی گردد.
👕👚 دوخت و دوز
یکشنبه برای بریدن و دوختن #لباس_نو روز مناسبی نیست. طبق روایات موجب غم واندوه و حزن شده و برای شخص، مبارک نخواهد بود( این حکم شامل خرید لباس نیست)
✴️️ وقت #استخاره در روز یکشنبه: از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۲ و بعداز ساعت ۱۶ عصر تا مغرب.
❇️️ ذکر روز یکشنبه: یا ذالجلال والاکرام ۱۰۰ مرتبه
✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۴۸۹ مرتبه #یافتاح که موجب فتح و نصرت یافتن میگردد.
💠 ️روز یکشنبه طبق روایات متعلق است به #حضرت_علی_علیه_السلام و #فاطمه_زهرا_سلام_الله_علیها. سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد.
🌸بامید پرورش نسلی مهدوی ان شاءالله🌸