سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #گلبهار #ادامه_دارد . از گوشه و کنار بهم خبر میرسید ارسلان دیوونه شده و حال
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#گلبهار
#ادامه_دارد
.
هم اون و هم من سعی میکردیم خیلی جلو دید هم نباشیم، نمیدونم شاید اونم حس منو داشت و چشم دیدن منو نداشت......
تا اینکه بالاخره اون روز رسید.....
روزی که زندگی برا بار دوم روی دیگش رو بهم نشون داد و همه تصوراتم نسبت به زندگی خراب شد....
توی عمارت کسی نبود و دردهای من شروع شد.....
خیلی فریاد زدم، جیغ کشیدم، کمک میخواستم ولی هیچکسی به سراغم نیومد....
کسی رو هم نداشتم که پیشم باشه، نه پدر و مادری....
نه همسری.....
اونروز نفهمیدم چی شد ولی اینو متوجه شدم که تک و تنها زایمان کردم و از هوش رفتم......
ولی وقتی بهوش اومدم یکی از خدمه ها بالاسرم بود، بهم گفت بچه مرده بدنیا اومده، نمیتونستم باور کنم شایدم نمیخواستم باور کنم.....
خدای من، چی دارم میشنوم، دیگه زنده بودنم برام مهم نبود، اون بچه تنها امید من تو این زندگی بود....
تنها چیزی که منو به ادامه این زندگی امیدوار کرده بود، اونم مثل همه منو تنها گذاشت....
بجز خدمه و من و گلناز کسی از این موضوع خبر نداشت.
خبری از پدرت هم نبود....
توی اتاق نشسته بودم و زارزار گریه میکردم، انگار جوون بیست سالم رو ازدست داده باشم به لباس هایی که براش گرفته بودم نگاه میکردم و اشک میرختم، ایکاش منم با خودش میبرد و از این زندگی کوفتی راحت میشدم....
گریه میکردم و به بخت بد خودم لعنت میفرستادم....
این چه سرنوشتی بود که دامن منو گرفت خدایا؟!!
تو حال خودم بودم و زیر لب به درگاه خدا شکایت و گریه میکردم که....
تقه ای به در خورد و بعد چند روز گلناز با شکم بزرگش تو چهارچوب در پیداش شد، وارد اتاق شد و با فاصله باهام نشست......
انگار جیگرم رو آتیش زدن.....
با تندی و صورت اشکی و بینی پف کرده بهش گفتم.....
اینجا چیکار داری....؟؟
اومدی عذاب کشیدن منو ببینی؟؟؟؟
اومدی با اون شکمت بهم فخر بفروشی و تیشه به جونم بزنی؟!!...
گلناز اومد نزدیکترم، نشست کنارم و گفت:میفهمم، درکت میکنم....
خدا بهت صبر بده....
تو الان خیلی جوونی، مطمئن باش بازم بچه دار میشی.....
هر حرفی که میزد مثل یه خنجر بود که قلبم رو سوراخ میکرد.....
بهم گفت ببین نیر، وقتی بچه من بدنیا اومد دوتایی باهم بزرگش میکنیم.....
انگار با این حرفاش بهم داشت دهن کجی میکرد...
دیگه از حرفاش طاقتم تموم شد و با حرص به سمتش برگشتم و گفتم: بس کن دیگه......
نمیخوام هیچی بشنوم.....
از اتاقم برو بیرون.....
تو با این حرفات داری نمک به زخمم میپاشی....
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌فرزندانتان را یتیم کنید...!!😳
🍃اگه والدینیم تا حد امکان فرزندانمون رو از تحت سیطره مون رها کنیم./دکتر شکوری
🎥 #دکتر_شکوری
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
.
جانورانی که ارواح و اجنه رو می بینند
و با آنها ارتباط می گیرند کدام حیواناتن؟! 😰
فیلمش اینجا سنجاقه👇
https://eitaa.com/joinchat/721682826C4bd37fe7b6
.
💕 زمان گوش دادن به درد دلهای همسرتان، مشکل را کماهمیت و یا بسیار پررنگ جلوه ندهید.
💕 «عزیزم، اینکه اصلاً چیز مهمی نیست! بیخیال شو! بهزودی حل میشه»
💕 ممکن است در ذهن شما آن موضوع چندان بااهمیت نباشد اما موقع همدلی سعی کنید از دید همسرتان به ماجرا نگاه کنید.
💕 علاوه براین، سعی کنید قضیه را خیلی هم بزرگ جلوه ندهید.
💕 «وای چه جوری تحمل کردی؟ من آگه بودم، داغون میشدم»
این هم نوعی اغراق و بزرگنمایی است
هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب
دیگه بسه😬
هِی دوختن و شکافتن 😭
تو هم میتونی
انواع لباس رو با بهترین تن خور بدوزی🪡✂️
زنانه🧕 مردانه 🧔♂ بچگانه 👧👦
https://eitaa.com/joinchat/327221274C1fd6519615
بزن روی لینک👆
و خیاطی بدون پرو رو تجربه کن🥰
سنجاق کانال رو حتما ببین😎
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
بیش از 150 آموزش رایگان♨️
در
خیاطی ابریشم🪡
https://eitaa.com/joinchat/327221274C1fd6519615
کافیه لینک 👆 رو لمس کنی👆
همراه با چالش و جوایز نقدی💰😍
❤️بسم الله بگو و برخیز
💠روزی خانمی مسیحی دختر فلجی را از لبنان به سوریه آورده بود زیرا پزشکان لبنان از معالجه دختر فلجش نا امید شده و به اصطلاح او را جواب کرده بودند.
زن با دختر فلج خود نزدیک حرم مطهر حضرت رقیه (علیها السلام) منزل می گیرد تا در آنجا برای معالجه فرزندش به پزشک دمشقی مراجعه نماید تا این که روز عاشورا فرامیرسد و او می بیند که مردم دسته دسته به طرف محلی که حرم مطهر حضرت رقیه (علیها السلام) در آنجاست می روند، از مردم شام می پرسد: اینجا چه خبر است؟
می گویند: اینجا حرم دختر امام حسین (علیه السلام) است او نیز دختر فلج خود را در منزل تنها گذاشته و درب خانه را می بندد و به حرم حضرت می رود و به حضرتش متوسل می شود و گریه می کند تا به حدی که غش نموده و بی هوش برزمین می افتد در آن حال کسی به او می گوید: بلند شو و به منزل برو چون دخترت تنها است و خداوند او را شفاده داده است. زن برخاسته و به طرف منزل حرکت می کند وقتی که به خانه می رسد درب منزل را می زند ناگهان با کمال تعجب می بیند که دخترش درب را باز می کند!
مادر جویای وضع دخترش می شود و احوال او را می پرسد دختر در جواب مادر می گوید: وقتی شما رفتید دختری به نام رقیه وارد اتاق شده و به من گفت: بلند شو تا با هم بازی کنیم من گفتم: نمی توانم چون فلج شده ام آن دختر گفت: بگو بسم الله الرحمن الرحیم تا بلند شوی و سپس دستم را گرفت و من بلند شدم و دیدم که تمام بدنم سالم است. او داشت با من صحبت می کرد که شما درب را زدید. آن دختر ( حضرت رقیه) (علیها السلام به من گفت: مادرت آمد. سرانجام مادر مسیحی با دیدن این کرامت از دختر امام حسین (علیه السلام) مسلمان شد
📚 داستان هایی از بسم الله الرحمن الرحیم 2، 15، به نقل از: سحاب رحمت 777.
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
1- چگونه از یک آب خوردن ساده در طول روز برای سلامتی و ثروت استفاده کنیم؟
2- چگونه با غُر زدن، برکت و نعمت را از خود دور می کنیم؟
3- رازی که با انجامش دعاهای ما سریعتر مستجاب می شود، چیست؟
4- کدام سنت الهی باعث افزایش مال و فرزند و باران رحمت بی حسابش می گردد؟!! (روش استفاده ساده و انرژیکی آن)
5- می خواهی با 5 دقیقه تمرین روزانه هر روز جوان و جوان تر شوی؟
6- چرا چشم چرانی باعث ایجاد فقر می شود؟ (انرژیکی و غیرمذهبی)
7- راهکار تضمینی خداوند برای عبور از مشکلات مالی و ورشکستگی های امروز زندگی مان چیست؟
و 33 ویدیوی دیگر با موضوعات عالی در کانال زیر👇(18-09-1403)
https://eitaa.com/raaze4fasl/2263
هدایت شده از مشتریان گسترده ترابایت
با آرایش زیاد نمیتونی شوهرتو عاشق خودت کنی ...
🦋 ولی با پوست قشنگ و صاف میتونی
این چنل انواع سرم پوست و مو گیاهی رو داره:
@.ShopSerum
@.ShopSerum
اهدا چادر مشکی و ۲۰۰ سنگ عقیق، ویژه جشنواره ی میلاد حضرت زهرا👆
.
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
بگو چه نوع پوستی داری ،
تا بگم چه کرمی مناسب توعه 👇
🧴پوست نرمال Normal skin
🧴پوست چرب Oily skin
🧴 پوست خشک Dry skin
🧴 پوست ترکیبی Combination skin
🧴 پوست حساس Sensitive skin
👌 پیشنهاداش فوق العادست 👆
مرد ثروتمندی که زن و فرزند نداشت، تمام کارگرانش را برای صرف شام دعوت کرد.
جلوی آنها یک جلد قرآن مجید و مقداری پول گذاشت و هنگامی که از صرف شام فارغ شدند از آنها پرسید قرآن را انتخاب میکنید یا پول را...؟!
اول از نگهبان شروع کرد و گفت یکی را انتخاب کنید:
نگهبان گفت آرزو دارم که قرآن را انتخاب کنم ولی تلاوت قرآن را بلد نیستم
پس پول را میگیرم که فایدهی آن با توجه به وضعیت من بیشتر هست و پول را انتخاب کرد.
سپس از کشاورزی که پیش او کار میکرد خواست یکی را انتخاب کند:
کشاورز گفت زن من خیلی مریض است و نیاز به پول دارم تا او را معالجه کنم
اگر مریضی او نبود قطعا قرآن را انتخاب میکردم ولی فعلا پول را انتخاب میکنم.
سپس از آشپز پرسید که قرآن را انتخاب میکنید یا پول را؟
آشپز گفت من تلاوت قرآن را خیلی دوست دارم ولی من پیوسته مشغول کار هستم ، وقتی برای قرائت قرآن ندارم
بنابراین پول را بر میگزینم...
نوبت رسید به پسری که مسئول حیوانات بود[این پسر خیلی فقیر بود]
مرد ثروتمند گفت من یقین دارم که تو پول را انتخاب میکنی تا غذا بخری یا به جای این کفش پارهی خود کفش جدیدی بخری
پسر گفت: درست است که من نیاز دارم کفش نو بخرم یا اینکه مرغی بخرم و با مادرم میل کنم ؛ ولی من قرآن را انتخاب میکنم ، چرا که مادرم گفته است:
*یک کلمه از جانب خداوند تبارک و تعالی ارزشمندتر از هر چیز است و مزه و طعم آن از عسل هم شیرینتر است*
قرآن را برداشت ؛ بوسهای بر آن زد و آن را گشود تا بخواند ؛ بین آن دو پاکت دید:
در یکی از آنها ده برابر آن مبلغی بود که بر میز غذا وجود داشت
در دیگری وصیتنامهای بود که ایشان را وارث تمام اموال و دارایی مرد ثروتمند قلمداد میکرد.
مـــــــرد ثروتمند گفــــــت:
*هر کسی گمانش نسبت به خداوند خوب باشد خدا او را ناامید نمیکند.*
گمان شما نسبت به پروردگار جهانیان چگونه است؟!؟
آيه ۱۲۴ سوره مباركه «طه» رويگردانی و اعراض از ذكر و ياد خدا را عامل اصلی تنگدستی و سختی در زندگی انسان معرفی میكند:
*«وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى»*
پس تلاش کنیم از خدا و قرآن فاصله نگیریم.
*سعی کنیم یه جوری زندگی کنیم*
*که خداراضی باشه نه بندهی خدا*
✨✨✨