سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #توحید #پارت35 من همچنان عصبانی بودم و داشتم با هما بحث میکردم که دکتر رو به من
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#توحید
#پارت36
تا به روستامون رسیدم ،قضیه رو به مامان و بابا تعریف کردم و گفتم: این چند وقت زحمت بکشید و از امید و ارزو مراقبت کنید تا هما برگرده…بابا گفت:نگران نباش پسرم!!بالاخره عروسها و دخترا هستند،دست بدست میکنیم تا عروس گلم هما برگرده،….،اون روزها یه پام روستا بود و یه پام تهران……توی بیمارستان به لعیا مسکن تزریق میکردند تا دردش کمتر بشه و بخوابه تا دنده ها زیاد حرکت نداشته باشه و جوش بخوره…بیچاره هما اصلا نمیدونستم چطوری لعیا رو شیر بده تا قفسه ی سینه اش لمس نشه.واقعا تحت مراقبتهای ویژه بود…
دو ماه تمام سختی کشیدیم هم من و هم هما و هم خانواده ام تا بالاخره شکستگی دنده ی لعیا جوش خورد،خداروشکر مرخص شد اما متوجه نشدیم چرا این شکستگی ایجاد شده بود…هر سه برگشتیم خونه…..خانواده ام و فامیلها اومدند برای عیادت …..اون شب بعداز رفتن مهمونا به هما گفتم:ببخشید خانمم….ببخشید که اون لحظه ناخواسته بهت سیلی زدم…،هما حتی اخم هم نکرد و با لبخند گفت:اشکالی نداره بالاخره تو هم پدری…..
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
1- چگونه از یک آب خوردن ساده در طول روز برای سلامتی و ثروت استفاده کنیم؟
2- چگونه با غُر زدن، برکت و نعمت را از خود دور می کنیم؟
3- رازی که با انجامش دعاهای ما سریعتر مستجاب می شود، چیست؟
4- کدام سنت الهی باعث افزایش مال و فرزند و باران رحمت بی حسابش می گردد؟!! (روش استفاده ساده و انرژیکی آن)
5- می خواهی با 5 دقیقه تمرین روزانه هر روز جوان و جوان تر شوی؟
6- چرا چشم چرانی باعث ایجاد فقر می شود؟ (انرژیکی و غیرمذهبی)
7- راهکار تضمینی خداوند برای عبور از مشکلات مالی و ورشکستگی های امروز زندگی مان چیست؟
و 33 ویدیوی دیگر با موضوعات عالی در کانال زیر👇12-11-1403
https://eitaa.com/raaze4fasl/2263
🌹داستان آموزنده🌹
نقل است که روزی پیامبر اکرم یک درهم به سلمان و یک درهم به ابوذر داد. سلمان درهم خود را انفاق کرد و به بینوایی بخشید، ولی ابوذر با آن لوازمی خرید. روز بعد پیامبر دستور دادند آتشی آماده کردند و سنگی نیز روی آن گذاشتند. همین که حرارت و شعلههای آتش در سنگ اثر کرد و سنگ گرم شد، آنحضرت، سلمان و ابوذر را فراخواند و فرمود: هر کدام باید بالای این سنگ بروید و حساب درهم دیروز را پس دهید. سلمان سریع و بدون ترس، پای خود را بر روی سنگ گذاشت و گفت: «در راه خدا انفاق کردم» و پایین آمد. وقتی که نوبت به ابوذر رسید، ترس او را فراگرفت و از اینکه پای برهنه روی سنگ داغ بگذارد و خرید خود را شرح دهد، وحشت داشت. پیامبر(ص) فرمود: از تو گذشتم؛ زیرا حساب تو به طول میانجامد، ولی بدان که صحرای محشر از این سنگ داغتر است.
(کتاب پندتاریخ،ج١ص١٩)
🌹
پ.ن: بزرگان دینی گفته اند: در قیامت
از حلال، حساب است،
در مکروه، عتاب است،
و در حرام ، عذاب است.
داستان بالا از این جهت پندآموز است که بیان میکند حضور در قیامت به خودیِ خود سخت است و حساب تمام امور را در آنجا بايد پس دهيم.
خوش به حال كسی که حساب سریع و آسانی دارد.
*🍇 حبه انگور 🍇*
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
*داستان قشنگی است:*
روزی به مسجدی رفتیم
که امام مسجد دوست پدرم بود
گفت داستان بنا شدن این مسجد قصه عجیبی است ،
روزی شخص ثروتمندی دو کیلو انگور می خرد و به خدمتکار خود می گوید انگور را به خانه ببر و به همسرم بده
و خود شخص به سر کارش رفت ،
بعد الظهر از کار به خانه می آید
و می گوید لطفا انگور را بیاورید تا بخورم،
همسرش گفت
من و فرزندان انگور ها را خورده ایم ،
مرد گفت دو کیلو انگور خریدم یه دونه هم برای من نگذاشته اید !
از خانه خارج می شود
و همسرش او را صدا می زند
هیچ جوابی نمی دهد،
رفت املاک فروشی
جایی که زمین خرید و فروش می شود
گفت : یک قطعه زمین می خواهم در بهترین جای شهر
آن را خرید،
و رفت نزد پیمانکار ساختمان ، جهت ساخت و ساز
گفت بی زحمت همراه من بیایید
او را با خود برد و زمینی که خریده بود بهش نشان داد
به پیمانکار گفت می خواهم مسجدی برای من بنا کنید و همین الان هم جلو چشمانم ساخت و ساز را شروع کنید
پیمانکار تمام وسایل و کارگران را آورد و شروع کرد به کار کردن و ساخت و مسجد ،
مرد ثروتمند به خانه برگشت
زنش بهش گفت کجا بودی ؟
مرد گفت الان اگر بمیرم خیالم راحته،
شما حتی با یک دانه انگور هم بیاد من نیستید در صورتی که بین شما زنده هستم ،
چگونه انتظار داشته باشم بعد از مرگم مرا بیاد بیاورید و برایم صدقه دهید ؟
الان چهارصد سال است که این مسجد بنا شده ،
400 سال است و این مسجد صدقه جاریه برای آن مرد می باشد ،
چون از یک دانه انگور درس و عبرت گرفت .
ای انسان قبل از مرگ برای خود عمل خیر انجام بده
و به انتظار کسی منشین که بعد از مرگت کار خیری برایت انجام دهد ،
*🤔محبوب ترین مردم تو را فراموش می کنند حتی اگر فرزندانت باشند.😔
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #توحید #پارت36 تا به روستامون رسیدم ،قضیه رو به مامان و بابا تعریف کردم و گفتم:
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#توحید
#پارت37
به هما گفتم توروخدا مواظبشون باش چون جون من به شماها بسته است……اگه خدایی نکرده یه طوری بشه من میمیرم…هما گفت:توحید !!مطمئن باش من تمام تلاشمو میکنم و از بچه ها به نحو احسن مراقبت میکنم….قول میدم این مراقبت از این پس بیشتر و بهتر بشه…از اون روز به بعد میدیدم که هما چطور تمام وقتشو برای بچه ها میزاشت و چشم ازشون برنمیداشت…امید و ارزو خوب رشد میکردند ولی لعیا همونطوری ریز و نحیف بود..نمیتونست درست شیر مادرشو بخوره…..زیاد وزن اضافه نمیکرد ….مثلا در عرض پنج ماه فقط یک کیلو اضافه شده بود…هر بار هم برای قد و وزن میبردیم دکتر راضی نبود و میگفت این وزن طبیعی نیست…(بیشتر وقتها خودم همراه هما میرفتم تا از بچه بیشتر مراقبت کنم)….هما در تلاش بود تا بتونه بیشتر به تغذیه ی بچه برسه برای همین تا وارد شش ماهه شد غذای کمکی رو شروع کرد…..میدونستم هما کم تجربه نیست….آخه هم خودش دو تا بچه بزرگ کرده بود و هم توی اون خونه به اندازه ی کافی بچه بود تا ببینه و یاد بگیره…تمام تجربیاتشو روی لعیا پیاده کرد ولی اثری نداشت…..
#همسرانه
خانمها آقایون بدانید
این جملات را هرگز به همسرتان نگویید!
زنان از مردهای داد و فریاد زن، فحاش و منت گذار متنفرند.
این جملات چه از زن شنیده شود و چه از مرد، شکننده است:
👈 ما هیچوقت بیرون نمی رویم.
👈 همه به من بی محلی می کنند.
👈 می خواهم همه چیزرا فراموش کنم.
👈 خیلی خسته ام، هیچ کار نمی توانم بکنم.
👈 خانه همیشه کثیف است.
👈 هیچ کس دیگر حرف مرا گوش نمی دهد.
👈 من در این خانه ارزشی ندارم، فقط یک کارگرم.
👈 دیگر دوستم نداری.
👈 من که از تو خیری ندیدم.
👈 تو گولم زدی، خواستگاران زیادی داشتم.
👈 حرف هایت برای من دیگر ارزشی ندارد.
👈 زن زیاد است، از تو بترها هم وجود دارد.
👈 نمی خواهی برو طلاقت را بگیر.
👈حوصله ات را ندارم.
👈 من طلاق می خواهم، از تو متتنفرم.
👈 در خانه پدرت به تو چیزی یاد ندادن.
👈 عجب آدم زبان نفهمی هستی.
👈 خرت که از پل گذشت، دیگر ما را آدم به حساب نیاوردی.
👈 تو هیچی نداشتی، من تو را به اینجا رساندم.
👈 حیف خوبی، حیف از این همه زحمت و تلاش، تو
👈 لیاقت نداری، لیاقت تو همین است
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥💥محبت کن ولی اعتماد نکن/دکتر انوشه
🎥#دکتر_انوشه
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #توحید #پارت37 به هما گفتم توروخدا مواظبشون باش چون جون من به شماها بسته است……ا
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#توحید
#پارت38
بسختی لعیا رو بزرگ میکردیم..مطمئن بودم هما کارشو درست انجام میده ولی کجای کار میلنگید.؟؟خودم هم نمیدونستم…گذشت و لعیا شش ماهه شد اما همچنان ریز و ضعیف…..یه روز لعیا وسط اتاق یه تشت گذاشت تا لعیا رو حموم کنه…من هم کمکش میکردم چون لعیا نمیتونست بشینه و حتما نیاز بود دو نفره حمومش کنیم…من کاسه کاسه آب میریختم و هما هم میشست…خودم شاهد بودم که هما خیلی اروم و ملایم به بدن بچه لیف میکشید اما یهو لعیا شروع به جیغ کشیدن وگریه کرد…گریه هایی وحشتناکی که قلبمو تیر میزد…گریه هاش خیلی شدید و غیر طبیعی بود…منو هما هر دو وحشت زده بچه رو از تشت بیرون اوردیم و لای حوله پیچیدیم…اما همچنان گریه کرد تا صورتش کبود شد…دلم به شور افتاد….بچه رو از لعیا گرفتم و با حوله گذاشتم روی زمین و شروع کردم به بررسی بدنش…میترسیدم دنده هاش از محل جوش باز شده باشه..اروم و نوازش وار روی دنده هاش کشیدم ودیدم که مشکلی نداره ولی همچنان گریه میکرد و شدت گریه هاش بیشتر بیشتر میشد…..
♥️🍃🍃♥️💫
🍀
♥️
علت کم حرفی مردان!
برای شما هم حتما پیش آمده که وقتی سوالی از همسرتان در مورد یک موضوع مهم میپرسید، با سکوت و تردید او در پاسخ دادن روبه رو میشوید.
احتمالا تا به حال فهمیده اید که مردها چنین آموزش دیده اند که باید تمامی جواب ها را بدانند و ترس، عدم اطمینان یا تردید خود را به شما نشان ندهند.
نتیجه چنین حالتی آن است که مردها مراحل مختلف فرایند تفکر را درونی کرده و تا موقعی که به نتیجه یا راه حلی نرسیده اند
پاسخی به شما نمیدهند.
همین تفاوت به ظاهر کوچک با شما میتواند جرقه بسیاری از مشکلات را در زندگی مشترک تان بزند.
♥️
🍀
♥️🍃