eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
18هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
19.4هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
کسی رو برای دوست داشتن انتخاب کن که آنقدر قلبش بزرگ باشه که مجبور نشی برای جا گرفتن در قلبش بارها و بارها خودت رو کوچیک کنی...! ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
♥️🍁🍂🍁🌿 🌿                      🍁 🍂 ♥️ 💞 به شوهرت این جمله‌ها را نگو 🤦‍♀🥀 ------------------------------------- ۱- سال‌ها پیش عاشق فلانی بودم یا فلانی قبلا عاشقم بود ۲- نگو فلان دوستم زیر سرش بلند شده چون هر کاری کنی فکر میکنه دوستت روت تاثیر گذاشته ۳- به شوهرت نگو اخیراً تو رابطه جنسی ضعیف شده به جاش کمکش کن و دنبال راه حل باش ۴- اگه عاشقم بودی فلان کار رو می کردی الکی الکی عشقتو زیر سوال نبر، اول ببین چرا فلان کارو نمیکنه ۵- شوهر خواهرم فلان کارو بلد شاید اون شرایط خودش رو داره مقایسه نکن ۶- به نظرت از من خوشگلتره به همین راحتی خودتو در مقام مقایسه نزار ۷- لازم نیست کمکم کنی خودم میتونم اینجوری ذوق شوهر تو برای کمک کردن کور میکنی
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #توحید #پارت41 دکتربعد از اینکه کارش تموم شد پشت میزش نشست و به ما نگاهی انداخت
🤝♥️ لعیا بستری شد و آزمایشات لازم انجام شد….تشخیص دکتر درست بود و تنها راهش مراقبت از بچه بود…تمام حواسمون به لعیا بود تا موقع بازی با بچه ها کسی باهاش برخورد نداشته باشه.،.نگران و ناراحت بودیم تا اینکه لعیا توی ۸ماهگی کلمات رو به وضوح بیان کرد،……اون روزها واقعا خوشحال شدیم چون که لعیا هوش بسیار بالایی داشت …لعیا با مراقبتهای ویژه ی هما و من وقتی که خونه بودم بزرگتر شد و خداروشکر توی دو سالگی مثل ارزو و امید شروع به راه رفتن کرد…چیزی که لعیا رو از امید و ارزو مستثنی میکرد این بود که دو سالگی کامل و واضح و بدون غلط حرف میزد…..کم کم یه مقدار با بیماری لعیا کنار اومدیم و‌پذیرفتیم که ما به دختر با بیماری نادر و سخت داریم و زندگیمون یه کم از حالت عادی سخت تره ولی باید عادی زندگی کرد……با پس اندازی که داشتم یه خونه خریدم…توی این مدت برادرام هم رفته بودند خونه ی خودش…خواهرام هر دو ازدواج کرده و بچه داشتند…تهمینه هم بعداز کلی دوا و درمان برای بار دوم باردار بود.،،…خلاصه زندگی جریان داشت…….
گوش مردها كلمات را مثل شما نمیشنود ❌براي مردها يك جمله فقط يك جمله نيست! بلكه تفسيري است براي كل روزهايي كه با هم بوده‌ايد. ❌هيچ مردي طاقت مقايسه شدن را ندارد. پس حتي كم اهميت‌ترين كار او را با ديگران قياس نكنيد. ❌مردها از شنيدن جملات مبهم بيزارند. پس هيچ‌وقت دوپهلو با همسرتان صحبت نكنيد. ❌اگر انتظار داريد او حرف‌هاي‌تان را رمزگشايي كند، براي‌تان متاسفيم. آنها ساده‌تر از اين حرف‌ها هستند. ❌هيچ‌وقت از همسرتان به‌عنوان ابزاري براي لشکركشي‌هاي‌تان در جنگ‌هاي عروس و مادرشوهري استفاده نكنيد. ❌هرگز با حرف‌هاي‌تان استقلال همسر خود را زير سوال نبريد حتي اگر واقعا استقلالي در كار نباشد. ❌مردها به اينكه قوي‌تر از آنچه هستند به نظر برسند نياز دارند. اين نياز همسرتان را برآورده كنيد. ❌براي قدرت دادن به او كافي است از هيچ مرد ديگري صحبت نكنيد، نه اينكه از مردهاي ديگر بد بگوييد. 🖌 @daneshanushe✍️
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #توحید #پارت42 لعیا بستری شد و آزمایشات لازم انجام شد….تشخیص دکتر درست بود و ت
🤝♥️ خلاصه به خونه ی خودمون اسباب کشی کردیم….چون همیشه دورو برم شلوغ بود توی خونه ی خودم دلم گرفت و بعداز یه مدت به هما گفتم:دلم خیلی گرفته…..حس تنهایی میکنم و دلم میخواهد همه ی خانواده باز هم کنار هم بودیم…هما گفت:میخواهی همه رو دعوت کنیم؟؟گفتم:اتفاقا میخواستم همین پیشنهاد رو بهت بدم..یه مهمونی تدارک ببینیم تا همدیگر رو ببینیم…با این مهمونی یه دید و بازدید برای خونه هم میشه منتها همگی باهم….فردای اون روز رفتم خونه ی بابا اینا و همه ی خواهر و برادرامو دعوت کردم…بعدش رفتم خونه ی مش قدرت و کل خانواده ی هما رو هم از طریق مامان و باباش برای مهمونی خبر دار کردم…بعداز مدتها قرار بود دور هم جمع بشیم و من بابتش خیلی خوشحال بودم…توی چند روز کار من شد مراقبت از لعیا تا هما کارای و مقدمات مهمونی رو تدارک ببینه..یه روز قبل از مهمونی به لعیا گفتم:همینجا بشین تا من برم دفتر و قلم بیارم حروف الفبا کار کنیم میدونید لعیا توی همون سن سه سالگی کلی از حروف رو یاد گرفته بود.خودم باهاش کار میکردم تا از هوش و استعدادش استفاده کنه..
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖍 شکرگزار باشید 🌸 اسرار آرامش ذهنی/دکتر الهی قمشه ای 🎥 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
تــوزیبـاتریـن خاطـره تـکـرار نشدنـی منـی😍 تــو واقعـی تریـن... رویـای هرشب منی👩‍❤️‍👨 پـس بمـان و همیــشگی قلبـــ♡ــــم
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💫عروس‌ها حساسیت را از مادرشوهرشان کم کنند - حس دلسوزی فقط برای مادر شما نیست، نباید برای مادر شوهر گارد بگیرید/دکتر عزیزی 🎥 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #توحید #پارت43 خلاصه به خونه ی خودمون اسباب کشی کردیم….چون همیشه دورو برم شلوغ
🤝♥️ تا خواستم برم برای لعیا قلم ودفتر بیارم لعیا اصرار کرد که خودش میخواهد بره دفتر رو بیاره….از من انکار و از لعیا اصرار تا بالاخره گفتم:باشه بابا جان!!!برو از اتاق دفتر رو بیار اما خیلی احتیاط کن…لعیا خوشحال بلند شد و بسمت اتاق رفت…..به چهار چوب در که رسید یهو بدون اینکه جایی برخورد کنه افتاد زمین و جیغ کشید(آخه هر بار که یه قسمت از استخونش میشکست درد وحشتناکی رو باید تحمل میکرد)…هراسون و نگران دویدم سمتش و بغلش کردم و سریع رسوندم دکتر…..بعداز عکسبرداری مشخص شد ساق پاش شکسته…پای لعیا رو‌گچ گرفتند و‌برگشتیم خونه…اون روز سرم به لعیا گرم شد و فردا هم همش مراقبش بودم….هما بیچاره دست تنها به کارای مهمونی رسید و کم کم مهمونها از راه رسیدند…خوبیش این بود که مهمونها همه خودمونی بودند و با دیدن لعیا و پای شکستش ،،همشون جمع شدند آشپزخونه و قسمتی از کار رو بعهده گرفتند تا هما کمی استراحت کنه آخه هما بخاطر لعیا و اتفاقی که براش افتاده بود حال روحی خوبی نداشت.،،،،،………..
♥️🌿 🌿 ✅ یکبار از زنی موفق خواستم تا راز خود را با من درمیان بگذارد. لبخندی زد و گفت: موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم. 🎀 دست از جنگدین با کسانی که غیبتم را می کردند برداشتم. دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم . دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم، سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم . دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می کند. آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای اهداف، رویاهایم، ایده هایم و سرنوشتم. روزی که جنگ های کوچک را متوقف کردم، روزی بود که مسیر موفقیتم آغاز شد. هر نبردی ارزش زمان و روزهای زندگی ما را ندارد. نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم. همسرانه ❤️