eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
17.9هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
19.4هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸صبحتون بخیر 🍃امروزتان عالی 🌸لحظه هاتون زیباتر 🍃از گلهای باغچه 🌸و دلتون پراز شور و شوق 🍃امیدوارم در این 🌸روز معنوی غرق در باران 🍃اجابت دعاهایتان 🌸و مملو از خوشبختی باشیـد سـلام صبح چهارشنبه تون بخیر🌸 🌸🍃‎‌‎﷽🍃🌸
👬 🚫بعضی والدين بخاطر سرگرمی خودشون، كودك رو مجبور ميكنن فحش و ناسزا ياد بگيره🤐 🚫 تازه تو جمع با افتخار از كودك ميخوان تكرار كنه!!!🤐 ♨️اسم الفاظ زشت و بی تربیتی فرزندمون رو شیرین زبونی نذاریم، نخندیم و تشویق نکنیم!👍 ♨️دو روز دیگه بچه بزرگ میشه از شیرین زبونی میفته ولی از بی ادبی نه!😤
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔆 برخی پدرها مظلومانه آب می‌شوند/دکتر عزیزی 🎥 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت5 . شاید عمو راست میگفت ولی دوست نداشتم زری رو ناراحت ببینم یه جو
📜 🩷 . مامان انگار به مذاقش خوش نیومده بود گفت: تا حالا بابا رو راضی میکردم حالا باید دختر رو راضی کنم اصلا این کارا رو چه به بچه ؟ بابا اروم گفت : خانم ؟! _والا مگه دروغ میگم انگار مریم خواهر تنیشه که نمیتونه ازش جدا بشه ! _خانم چیزی نگفت که حرف دلش رو زد مامان ساکت شد ولی غم عالم به دل من بود اگه ما از اون خونه میرفتیم شرایطم میشد مثل زری ...هرچی که بود بچه بودم و حق اعتراضی نداشتم مدارس باز شد و ما باز رفتیم مدرسه ...اونسال کلاس سوم بودیم من و مریم و زری کلاس پنجم بود خوب بود توی مدرسه غیر از خودمون دوست دیگه ای نداشتیم  هر سه تا باهم بودیم مریم درسهاش خوب بود دختر خوب و باادبی هم بود و همه از دستش راضی بودن یکی از دلایلش هم این بود برادر دومی مریم خیلی بچه باهوش و با استعدادی بود و اونموقع سال اخر دبیرستان بود و به مریم خیلی توی درسهاش کمک میکرد.. منهم بد نبود درسهام، ولی مثل مریم هم نبودم همیشه  اون شاگرد اول بود محمود برادر مریم به منهم توی درسها کمک میکرد ولی انگار اون هوش ذاتی رو من نداشتم، ولی زری نه هم از نظر درسی هم اخلاقی همه ازش شاکی بودن وقت و بی وقت عمه یا شوهرش رو مدرسه میخواستن ولی فرقی به حال زری نداشت اون کار خودش رو میکرد یه جورایی اون انرژی رو که نمیتونست توی خونه خالی کنه با فشارهای روانی که روش بود رو توی مدرسه با درس نخوندن و آزار واذیت دیگرون تخلیه میکرد مامان و زن عمو مدام به من و مریم نق میزدن که : با زری نگردید این بچه با این اخلاقش آخرش شما ها رو هم از درس خوندن می اندازه ولی زری واقعا بچه خوبی بود ...شاید نه، حتما، محیط خانوادگیش باعث میشد که اون رفتارها رو داشته باشه هرچی که بود من و مریم به دوستیمون با زری ادامه میدادیم یه شب اواخر آذر ماه بود هوا سرد بود و من دفتر و کتابم رو پهن کرده بودم پای بخاری و مشق می‌نوشتم مامان استکان چایی رو جلو بابا گذاشت و گفت : جمال خونه رو از دست میدیم پولت جور نشد ؟! _نه خانم فردا با پس فردا جورش میکنم نگران نباش پس هنوز توی فکر عوض کردن خونه بودن باز دمغ شدم چیزی نگفتم و دفتر و کتابم رو جمع کردم و رفتم توی اتاق نشستم به دعا کردن مثل خانم بزرگ از خدا میخواستم پول بابام جور نشه و ما خونه امون رو عوض نکنیم ولی دعاهام مستجاب نشد و چند روز بعد بابا با خوشحالی به مامان مژده داد که: پول خونه رو جور کردم قولنامه اش کنیم دیگه باید اسباب ببریم همونجوری که مامان خوشحال شد من ناراحت شدم از شنیدن این خبر !!!.
♥️🍃🍃♥️💫 🍀 ♥️ یه سری از افراد هستند که ذاتا شکاک و بدبین نبودن به مرور زمان به خاطر دروغ های که از همسرشون شنیدن ویا مخفی کردن یک راز تو زندگی شون که بعدها طرف مقابل متوجه شده باعث بدبینی و سوظن شده. و بدبینی همون طور که یه شبه به وجود نمیاد و طی چند سری دروغ و مخفی کاری شکل میگیره. 🌿به مرور زمان با درست رفتار کردن و صداقت هم از بین میره. اونهایی که هنوز ازدواج نکردید و یا در شرف ازدواج هستید مواظب این گنج مهم که اعتماد و اطمینانه تو زندگیتونه باشید پاتون رو کج بزارید شروع میشه. سخت بدست میاد و راحت از دست میره و اونهایی که الان بدبینی و عدم اعتماد تو زندگیشون رخنه کرده خیلی باید تلاش کنید تا این اطمینان شروع به جوونه زدن کنه. با یکبار دوبار راست گویی توقع معجزه نداشته باشید ،زمان بزارید و عشق و محبت هم در کنارش داشته باشید. یه دسته از افراد هم هستند که ذاتا شکاک هستند که مورد بحث امروز ما نبود ،به اون سری از افراد هم حتما میپردازیم. رابطه زناشویی👩‍❤️‍👨 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
🌺رفتاری هایی که به خاتمه میده : 💢ازاینکه همیشه فکر کنید حق با شماست دست بردارید ، به طرف مقابلتون فضا بدید که اونم دیدگاهش رو بگه. 💢با آرامش صحبت کنید ، این یک مهارته ، پس من نمیتونم و من اینطوری ام و بد حرف میزنم ولی تو دلم چیزی نیست رو بزارید کنار و این مهارت رو یاد بگیرید و بحث رو به حاشیه نبرید . 💢درجهت پیدا کردن راه حل صحبت کنید راه حل هارو که پیداکردید شروع کنید به صورت شفاف ،دربارشون صحبت کنید و ریز خواسته هاتون رو بگید ، راه حلی که به نفع هر دو نفرتونه رو انتخاب کنید . 💢راه حلی که برای هر دوتون برد_برد باشه و حال هر دوبعد از مکالمتون خوب باشه.
🌸✨ درک متقابل《 نقطه ما شدن》 🍃 🍂همانقدرکه زن را باید فهمید، مرد را هم باید درک کرد... •● همانقدر که باید قربان صدقه زن رفت، باید فدای خستگیهای مرد هم شد. 🖊 خلاصه مرد و زن ندارد به نقطه ی ما شدن که رسیدی، بهترین باش... ❤️
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت6 . مامان انگار به مذاقش خوش نیومده بود گفت: تا حالا بابا رو راض
📜 🩷 . از اون روز که خبر جور شدن پول رو بابا داد چند روزی گذشت و من همه اون روزا عزا گرفته بودم چون میخواستیم از اون خونه بریم ...عمو کمال که خبردار شده بود یه شب با زن عمو اومد خونمون و بعد از حرفای معمول گفت : خب به سلامتی خونه دار شدید !!! بابا گفت : با اجازه اتون دیگه اینهمه سال زحمتتون دادیم آدم رفتنی هم باید بره _مراحم بودی داداش جان این چه حرفیه با اینکه عادت کرده بودیم بهتون و دلم نمیخواد برید ولی همین که مستقل میشید برای من مهم تره زن عمو  ادامه حرفش رو گرفت و گفت : والا دلمون تنگ میشه براتون! مامان گفت : وا اعظم خانم مگه کجا میریم دو تا خیابون پایین تریم _میدونم ولی همینکه هر روز صدا تون رو نمی‌شنویم سخته دیگه _ایشالا برا مصیب خان عروس میاری و دوروبرتون شلوغ میشه _خدا از دهنت بشنوه ما که از خدامونه مریم و من اونشب گوشه ای کز کرده بودیم و نشسته بودیم‌ عمو کمال رو به ما دو تا گفت : چیه شما دوتا مثل ننه مرده ها کز کردین اونجا ؟ بابا زد زیر خنده ‌گفت : ناراحتن میخوان از هم جدا بشن ! _نترسید نمیذارم جدا بمونید بازم مثل الان میرید و میاید سر به زیر گفتم : میشه مثل زری که همیشه پیش ما نیست انگار منتظر شنیدن اسم زری بودن تا یاد اتفاقات بیفتن زن عمو اعظم گفت : راستی شمسی رو دیروز دیدم‌ به کمال گفتم حال خوبی نداشت انگار از چیزی ناراحت بود شما خبر ندارید ازش ؟ مامان گفت : نه والا!!! ولی طفلک شمسی کی حالش خوبه که این بار خوب نبوده _نه خب حالش زیادی میزون نبود بابا گفت : داداش خبری شده چیزی شده ؟ _والا اعظم که گفت شمسی تو این حال بوده رفتم سراغش انگار برا زهره خواستگار اومده _خب اینکه ناراحتی نداره _پسر برادرشوهر شمسیه انگار زهره هم رصایت نداره ولی میدونی که حرف حرف شوهرشه _چیزی نیست که بشه زهره رو مجبور کرد _میدونم _خب نمیشه کاری کرد میدونی که پسرای برادرش چطور ادمایین _اینم میدونم
زن ها از عادی شدن از تکراری شدن از مثل روز اول نبودن می ترسند.😥 ✅زن ها را مثل روز اول دوست بدارید.
❤️🍃❤️ ‼️اگر همسر داریدبخوانید! 👌به جملات آشنای یک مرد یا زن بهانه گیر توجه کنید 👇 👨مرد ❣ چرا خونه همیشه نامرتبه ❣ این بچه کی قراره بخوابه؟ ❣ هیچ وقت غذا سروقت حاضر نیست! ❣ دوباره بی اجازه من مهمان دعوت کردی و... 👩زن 👇 🍒باز که میوه های بدرد نخور گرفتی! 🍒پس کی میخوای آشغال ها را دم در بزاری خونه بو گرفته! 🍒چند دفعه بگم لباس هاتو این ور آن ور پرت نکن 🍒چقدر جورابات بو میده و... و در نهایت، بهانه گیری ها به این جمله ختم می شوند😡 ‼️خسته شدم ‼️چقدر باید خونسردی و بی مسئولیتی تو را تحمل کنم ... 🔺به همین راحتی، همسران می توانند با مکالمات بهانه جویانه روی اعصاب یکدیگر راه بروند و موجب عصبانیت، لجبازی و کشمکش شوند.