🍃🍃🍃🍃🍂🍃
رویدادها...
🍃🍃🍂🍃
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃
📝
رویدادهای بسیاری هستند که هیچوقت، هیچوقت ...؛ تاکید میکنم: هیچوقت، کمرنگ نمیشوند. محو نمیشوند. فراموش نمیشوند. از فکرها و تبادرهای ذهنی یومیه حذف نمیشوند. جاگذاشته و از یادرفته نمیشوند. و یک جوری میمانند و قدمت برمیدارند که گویی: ما، یا من نوعی، تبدیل به تنها بخشی از آن رویداد میشوم.
این رویدادها، صدای شکستن یک دسته ساقهی کرفس میدهند. استخوانهایی را که در طول یک عمر پروراندهایم؛ با حرکتی خُرد میکنند. و صدای این شکستهگی و خُرد شدن، مثل حرکت دادن یک گونی کنفی که در آن مقداری از تکههای آهن و چوب ریخته، با کوچکترین حرکت، در میآید و بلند میشود.
پس از وقوع، آن رویدادها هستند که تو را میخوابانند. بیدارت میکنند. زنده میدارند. میمیرانند. و در یک کلام، هویت تو میشوند.
هر چند که به عقیدهی کارشناسان و کاربلدان، "احساس" دروغ است؛ چرا که منشا آن هنوز برای بشر مشخص و روشن نیست. اما احساس میکنی که پس از وقوع رویداد، میان اویی که بودی واینی که هستی، جز همنامی در اسناد هویتی، ارتباط دیگری وجود ندارد.
زندهگی میکنی. اما تفاوتی با مردهگان نداری. مرده هم نیستی. چرا که سهمی هنوز از هوا داری. سهمی که در روزگاری، آن را بخشیده بودی. میخوری. مینوشی. راه میروی. حرف میزنی. و باور کنی یا نه، حتی میخندی. ولی همهی اینها هیچ تاثیری ندارند. تفاوتی ایجاد نمیکنند. بودن و نبودنشان مسالهای نیست.
اما نوید شما را از طرف برادر کوچکتان، که در حقیقت معنا و در نهایت، میمیریم. و ترسی از این بابت به دل راه ندهید. چرا که تا هستیم؛ مرگ وجود ندارد. و چون مُردیم؛ نیستیم و دیگر وجود نداریم که مرگ را احساس کنیم.
مرگ ما را، دیگران تجربه میکنند.
#همسرانه
یک زن هرگز از ابراز عشقهای مرد زندگیش خسته نخواهد شد،
به زبان آوردن دوستت دارم،
موجب می شود که زن به عشق واقعی مرد زندگیش پی ببرد،
و آن را احساس کند..
سواد ازدواج...
میگم چرا این پسر رو برای ازدواج انتخاب کردی ؟
-میگه اخه خیلی پسر خوبی است!
میگم برای ازدواج مناسب ما دنبال پسر خوب نیستیم
بلکه باید دنبال پسر مناسب باشید!
مراجع دیگر می گوید :
خیلی منو دوست داره میگه بدون تو میمیرم!
میگم ما در روانشناسی ب این اشخاص میگیم اختلال شخصیت وابسته!
مراجع دیگر می گوید:
خیلی خیلی پسر خوب مهربونی است اصلا دوست نداره منو ناراحت کنه!
میگم ما در روانشناسی به این تیپ افراد میگیم مهر طلب ها!
میگه قصد ازدواج داریم والدین نمیزارن !
میگم چرا نمیزارن رو ول کنید
بگید چه چیزی در پسر هستش که اون رو واسه ازدواج انتخاب کردی!
می گوید دوستش دارم دوستم داره!
میگم مگر فاکتور اصلی ازدواج عشق دوست داشتن است!
اگر اینا باشه ۶ ماه بعد ازدواج ۹۰ درصد از بین میره تکراری میشه!
میگه پس چیا هستند فاکتورای ازدواج!
واینجا هستش که پی میبریم
چقد بی سواد رابطه ازدواج هستیم!
هر اتفاقی رو در جامعه دنبال میکنیم
هر حادثه ای رو پی گیر هستیم
هر مدلی رو دنبال میکنیم
هر خبر جدید رو پی گیر هستیم!
ولی اما.....سواد زندگی کردن رو دنبال نمی کنیم!
بدون شنا بلد بودن میپریم تو اب و غرق میشیم و میگیم سرنوشت اینجوری واسم رقم زده بود انگار! در حالیکه ما تعیین کننده سرنوشت خودمان هستیم.
👠
🌺🌺🌺🌺🌺🌺
#سیاس
تفـاوت زن و مـرد در زمان ناراحتی رابشناسیم👇👇
👧زنان به خود سرزنشی گرایش دارند و 👨مردان به سرزنش اطرافیانشان.
زنان احساس غم، بیتفاوتی و بیارزشی میکنند و مردان احساس خشم و تحریکپذیری دارند.
زنان حالت دلواپسی و ترس دارند و مردان بدبین میشوند و گارد میگیرند
زنان از هر درگیری فاصله میگیرند و مردان درگیری و کشمکش درست میکنند.
زنان در این دوران دوست دارند درباره مسائلشان صحبت کنند در حالی که اکثر مردان صحبت درباره افسردگیشان را ضعف میدانند.
اکثر زنان در این دوران برای درمان خود به غذا، روابط دوستانه و روابط عاشقانه روی میآورند، در حالی که عموم مردان با تلویزیون، ورزش و رابطه فیزیکی سعی در فراموش کردن مسئله خود میکنند
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃
🏮جملات کوتاه و بسیار زیبا :
❤️یادت باشه تا خودت نخواي هيـچ کس نميتونه زندگيتو خراب کنه❕
❤️یادت باشه که آرامش رو بايد تو وجود خودت پيدا کني❕
❤️یادت باشه خدا هميشه مواظبته❕
❤️يادت باشه هميشه ته قلبت يه جايي براي بخشيدن آدما بگذاري ....
❤️منتظر هيچ دستي در هيچ جاي اين دنيا نباش ...اشکهايت را با دستهاي خودت پاک کن ؛ همه رهگذرند❕
❤️زبان استخواني ندارد اما آنقدر قوي هست که بتواند قلبي را بشکند
مراقب حرفهايمان باشيم .
❤️گاهي در حذف شدن کسي از زندگيتان حکمتي نهفته است .اينقدر اصرار به برگشتنش نکنيد❕
❤️آدما مثل عکس هستن،زيادي که بزرگشون کني کيفيتشون مياد پايين❕
❤️زندگي کوتاه نيست ، مشکل اينجاست که ما زندگي را ديرشروع ميکنيم❕
❤️دردهايت را دورت نچين که ديوارشوند ، زيرپايت بچين که پله شوند…
❤️هيچوقت نگران فردايت نباش ، خداي ديروز و امروزت ، فرداهم هست…
🍃🍃🍃🌼🍃
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت48 روزی که رفتم تا از مامان اینها خداحافظی کنم مامان ناراضی گفت :
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#شهین
#پارت49
اونروز نیم ساعتی پیش اونها نشستم و بعد که بلند شدم تا برم آمنه گفت :
بشین چرا اینقدر زود ؟!
_نه دیگه برم تو که همینم نیومدی
_میام دیر نمیشه
رو به پیرمرد گفتم:
خدانگهدار پدر جان از دیدنتون خیلی خوشحال شدم !
_بازم بیا دخترم
_چشم
_به نوه طوبی خانم هم بگو بیاد ،درسته نمیبینم و اصلا قبلا هم ندیدمش ولی نشونی از قدیمه
_حتما بهش میگم
وارد خونه خودمون که شدم رو به سیاوش گفتم :
طفلی آمنه پدربزرگش نه میتونه راه بره هم نابیناست
_چرا ؟
_نمیدونم نپرسیدم!!! حتما به خاطر سن و ساله ...از مادر بزرگت پرسید و مادرت و خواست بری دیدنش، گفت دوست داره نشونی از قدیم رو ببینه!!! هر چند نمی بینه
_باشه میرم، یه شب با هم میریم
خیلی خوشحال میشن ...ماهم اونا رو دعوت میکنیم
_بله شهین خانم توی اینجور موارد اختیار تام داری خودت که میدونی
راست میگفت... هیچوقت توی اون سالها مخالفتی با اینجور موارد نداشت ..خودم هرکاری خواسته بودم کرده بودم انگار تنها مخالفتی که با من داشت همون قضیه بچه بود ..
یه شب اواسط خرداد ماه بود که به سیاوش گفتم :
فردا شب بریم دیدن آمنه و پدربزرگش
_باشه بریم !!در ضمن سفر یکماهه ما داره میشه دوماه ها حواست هست ؟!
_اره میدونم ولی هوا اینجا خیلی خوبه
_برای من که اینجا و اونجا فرق نداره هر دو جاش تو هستی پس هرجا خواستی میمونیم
روز بعد همراه با سیاوش راهی خونه آمنه اینها شدیم ،آمنه در رو که باز کرد با لبخند همیشگی گفت :
خوش اومدین بفرمایین
وارد ساختمون شدیم پدربزرگ آمنه همونطور ناتوان ولی با رویی باز ازمون استقبال کرد دست سیاوش رو فشرد و گفت :
نوه طوبی خانمی درسته ؟!
_بله
_خدا رحمت کنه مادربزرگت رو شیرزنی بود به زمان خودش
_ممنونم
_بشین پسرم
سیاوش که با پدربزرگ گرم گفتگو شد آمنه هم من رو کشوند توی آشپزخونه
نشسته ام به در نگاه مى كنم
دريچه آه مي كشد
تو از كدام راه ميرسى
خيال ديدنت چه دلپذير بود
جوانيم دراين اميد پير شد
نيامدى و دير شد
#هوشنگ_ابتهاج
─━━━━⊱⭐️⊰━━━━─
☕️ 𝐉𝐨𝐢𝐧 :
@daneshanushe✍️
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت49 اونروز نیم ساعتی پیش اونها نشستم و بعد که بلند شدم تا برم آمن
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#شهین
#پارت50
همونطور که استکانهای چایی رو پر میکرد گفت :
چه خبر؟ چند وقتیه خبری نیست ازت ؟!
_هیچی توی خونه !کاری ندارم بکنم مدام خونه ام
_حوصله ات سر نمیره ؟!
_چرا خیلی
_البته تو شوهر داری حوصله ات نباید سر بره
_درسته سیاوش هست ولی خب بیشتر وقتش سرش توی کتابه حوصله منم زیادی سر میره
_در اصل ساکن تهرانی نه ؟
_اره
_از همونجا با شوهرت آشنا شدی ؟
_نه از شمال
_ربطش چیه ؟
براش گفتم که چی شد و ما چطور ازدواج کردیم حرفام که تموم شد گفت :
اوه چه ازدواج عاشقانه ای هنوزم همونطور دوستش داری یا ...
_هنوزم دوستش دارم
و واقعا هم دوستش داشتم! امنه گفت :
از بس حرف زدیم چایی ها یخ کرد چایی ها رو عوض کرد و با هم رفتیم پیش سیاوش و پدربزرگ آمنه ،اونشب تا دیر وقت اون دو تا حرف زدن و پدربزرگ آمنه از قدیم و خاطراتش با خانواده طوبی خانم گفت و ما گوش دادیم... موقع خداحافظی به آمنه گفتم :
دور بعد شما باید بیاید !
اروم جوری که پدربزرگش نشنوه گفت :
من به خاطر وضعیت بابابزرگ نمیتونم جایی برم ،سخته برام این ورو اونور کردنش ...نوبتی که نیست شما بیاید ما هم تنهاییم خوشحال میشیم !
سیاوش گفت:
درست میگید هر کاری داشتید من در خدمتم خبر کنید
_ممنون دستتون درد نکنه!!! همسایه ها همه لطف دارن به ما توی این سالها که بابا بزرگ خونه نشین شده خیلی کمک حالم بودن
_در هر حال روی کمک من و شهین هم حساب کنید
_حتما
از در خونه اشون که اومدیم بیرون سیاوش گفت :
چرا تنهان ؟
_نمیدونم نپرسیدم
_پدربزرگش حال خوشی نداره ونگران نوه اشه مدام توی حرفهاش میگفت
_عجیبه که آمنه با پدربزرگش زندگی میکنه و شنیدی که حتی گفت تنهاییم
_اره
_هرچی حتما صلاحشون اینه
انتخاب صحیح
ازدواج
♻️ازدواج چهار بال دارد نه دو بال:
➖رابطه تو و همسرت
➖رابطه تو با خانواده همسرت
➖رابطه همسرت با خانواده تو
➖رابطه خانواده همسرت با خانواده تو
👈ازدواج پیوند دو قوم است، نه دو فرد
پس نگو رابطه خودم و فقط همسرم. هر کدام از این رابطه ها که خراب شد، امکان مجادله، اختلاف، دعوا و جدایی افزایش می یابد.
❤️