eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
17.7هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
19.5هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃 یک شلوار سفید دوست داشتنی داشتم که یک روز ابری پوشیدمش و موقع بازگشت به خانه باران گرفت ... گلی شد . و من بی خیال پی اش را نگرفتم به هوای اینکه هر وقت بشویم پاک می شود ولی نشد ... بعدها هر چه شستمش پاک نشد ؛ حتی یکبار به خشکشویی دادم که بشویند ولی فایده نداشت !!! آقایی که توی خشکشویی کار میکرد گفت : "این لباس چِرک مرده شده!" گفت : "بعضی لکه ها دیر که شود ، می میرند ؛ باید تا زنده اند پاک شوند !" چرک مُرده شد ... و حسرت دوباره پوشیدنش را به دلم گذاشت ! بعید نیست اگر بگویم دل آدم هم کم ندارد از لباس سفید ! حواست که نباشد لکه می شود ؛ وقتی لکه شد اگر پی اش را نگیری ، می شود چرک ... به قول صاحب خشکشویی "لکه را تا تازه است ، تا زنده است ، باید شست و پاک کرد" 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃 * ┅┄┅┄┅┄◜🔥🍷◞┄┅┄┅┄┅
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زن زیرک با این رفتارها ملکه همسرش میشه🙉⚠️ نکته ی مهم: یادت باشه مردها ساده تر از اون چیزی هستن که ما فکر میکنیم، کافیه رگ خوابشون رو پیدا کنیم تا گوش به فرمان ما بشن😉
ﺗﻮﻯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻗﺎﺑﻞ ﭘﯿﺶﺑﯿﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ! ﺍﯾﻨﻮ ﺗﻮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺧﻮﺩم ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ. ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺖ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﻡ، ﺍﺻﻼً ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﻡ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺗﻤﻮﻡ ﺑﺸﻪ، ﺍﻣﺎ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪ... ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻧﻤﯿﺸﻪ، ﺍﻣﺎ ﺑﻬﺘﺮﺵ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﺪ... ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ بی تابی و ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ، ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﺧﻢ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺖ... ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ همیشگی ﻧﯿﺴﺖ... ﭘﺲ ﻭﻗﺘﯽ ﺷﺎﺩﯼ، ﺍﺯ ﺷﺎﺩﯾﺖ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮ؛ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ، ﺑﺪﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍﯼ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﺩﺍﺭﯼ... @actorsgallery💖
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #ادامه_دارد آقا مگه نمیدونی ننه ناخوشه؟ اومدم یکم بهش برسم زود سر پا ب
📜 🩷 مستاصل سری تکون دادم و از کنارش رد شدم و به اتاقم رفتم. همین که وارد اتاق شدم دیدم سه تا کاغذ داخل افتاده. بازم نامه های فدایت شوم بود و توش نوشته بودم که چقدر خوب شد که اومدی خونه آقات و تونستم این چند روز راحت تر ببینمت و از این صحبتا. همونطور که داشتم میخوندمشون صدای شهربانو رو از بالای سرم شنیدم. _ به به چشمم روشن. سیفی میدونه زنش با مرد غریبه دل و قلوه میده؟ از ترسم کاغذا رو مچاله کردم و گفتم به خدا من نمیدونم اینا رو کی میندازه! من اصلا تا حالا با مرد غریبه هم کلامم نشدم. شهربانو کاغذو از دستم کشید شروع کرد به خوندن و با صدای بلند گفت: آره تو که راست میگی. بیاید، بیاید ببینید سوری خانم مظلوم چه بی آبرویی از آب درومد. با التماس گفتم: شهربانو تو رو خدا یواش به جون ننم قسم من گناهی ندارم ابروی منو الکی نبر ولی مگه شهربانو دست بردار بود؟ کم کم همه در اتاق جمع شدن. ننه سیفی اومد جلو و گفت باز چی شده معرکه گرفتی شهربانو. اینجا چی میخواید؟ همه برن سر کارشون. اهالی خونه با نگاهایی که از صد تا فحش و ناسزا بدتر بود متفرق شدن. شهربانو گفت معرکه رو عروس جون جونیتون گرفته. ببین زن شوهر دار چجوری رفته بوده پی هرزگیش. ننه سیفی داد زد زبون به دهن بگیر زن. هر چرت و پرتی رو به زبون نیار. + مگه دروغ میگم؟ بیا خودت ببین. کاغذا رو داد دست ننه سیفی. ننه سیفی که سواد نداشت با تردید گفت این چیه؟ + نامه ی فدایت شوم از طرف معشوقه ی سوری خانم مظلوم و باحیاتون. حتی توش نوشته که این چند روز که مثلا خونه ی باباش بوده همدیگه رو میدیدن. ننه سیفی با چشمای گرد شده نگاهی به من انداخت و گفت: چی میگه این؟ _ وجیهه خانم به یگانگی خدا یه نفر داره اذیتم میکنه. من روحمم از این موضوع خبر نداره. نمیدونم کار کیه که این نامه هارو میندازه تو اتاقم. شهربانو گفت: هه! پس اعتراف میکنی که بار اولتونم نیست. بذار سیفی پاش برسه اینجا، مث سگ میندازتت تو کوچه. ننه سیفی داد زد: بسه برو بیرون شهربانو. شهربانو جلوی ننه ایستاد و گفت: به نفعته پشتشو نگیری وگرنه عاقبت خوبی در انتظار تو هم نیست.
✅ همتایی_تحصیلی مطلوب این است که تحصیلات آقا پسر، یک مقطع بالاتر از خانم باشد فاصله بیشتر مطلوب نیست. 💫 در صورت وجود شرایط مطلوب در زمینه های دیگر، هم سطح بودن آنان نیز قابل قبول است. 💫 درصورتی که تحصیلات خانم از آقا بالاتر باشد، ممکن است مشکلاتی را در زندگی مشترک به وجود آورد چراکه با ویژگی غرور و اثبات اقتدار مرد منافات دارد. حتی اگر زن با تواضع و فروتنی، برای تحصیلات بالاتر خود جایگاهی قائل نباشد باز هم ممکن است مرد از تذکرات او در زندگی زناشویی، برداشت درستی نداشته باشد و تصور کند که دچار خود بزرگ بینی شده و جایگاه معلمی یافته است. ❤️🍃❤️🍃❤️🍃❤️ ❤️
وقتی با همسرتون اختلافتون میشه از جملات صحیح استفاده کنید! ✖️ کاش میفهمیدی چی میگم! ✔️ من دوست دارم این موضوع رو از زاویه ی دید منم ببینی و درک کنی. ✖️من فعلا حوصله هیچیو ندارم، بیخیال بابا ✔️ امروز یکم بهم ریخته هستم بزار بعدا باهم صحبت میکنیم عزیزم ✖️ چرا نمیفهمی چی میگم؟ ✔️ میشه لطفا به حرفام بیشتر دقت کنی! ✖️نمیخوای حرف بزنی؟ ✔️ اگه دوست داشتی من میخوام حرفاتو بشنوم ✖️ اصلا چی داری میگی؟ ✔️ لطفا اینقدر زود قضاوت نکن من و شخصیتمو در نظر بگیر. همسرانه ❤️
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #ادامه_دارد مستاصل سری تکون دادم و از کنارش رد شدم و به اتاقم رفتم. هم
📜 🩷 از طرز حرف زدنش با ننه سیفی خیلی تعجب کرده بودم. این زن انگار حرمت هیچکس رو نداشت و نفسش از جای گرم بلند میشد. وقتی از اتاقم بیرون رفت با گریه گفتم: وجیهه خانم تورو خدا شما دیگه این حرفا رو باور نکنید. ننه سیفی نشست رو زمین و گفت: چجوری این کارو کردی زن؟ مگه پسر من در حقت بدی کرده بود که اینجوری جوابشو دادی؟ الان سیفی بیاد چی جوابشو بدم! بی آبرومون کردی. از دست این زنیکه همه هم فهمیدن چه خبر شده. حالا میشیم نقل و نبات دهن مردم. وقتی دیدم حرفامو باور نمیکنه اشکامو پاک کردم و گفتم: کافر همه را به کیش خود پندارد. من تا الان خفه خون گرفته بودم و گفتم به من ربطی نداره ولی دیگه ساکت نمیشینم. اگه کسی هم خطایی کرده باشه اون شهربانوئه نه من. همین چند روز پیش خودم تعقیبش کردم دیدم رفت بیرون و بعد با یه مرد غریبه پشت و پناها داشت حرف میزد. ننه سیفی با عصبانیت از سر جاش بلند شد و در حالی که نامه ها تو دستش بودن گفت: من نمیدونم کدومتون راست میگید و کدوم دروغ. اینا پیش من میمونه تا سیفی که اومد تکلیفتونو مشخص کنه. دیگه بیشتر از این بهش التماس نکردم و از اتاق بیرون رفت. ترس همه ی وجودمو گرفته بود ولی نباید ضعف نشون میدادم که باورشون بشه من گناهکارم. خودمو جمع و جور کردم و به آشپزخونه رفتم. سکینه و دختراش در حال کار کردن بودن. سکینه تا چشمش بهم افتاد با نگرانی اومد جلو و گفت: خوبی سوری خانم؟ _ خوبم سکینه نگران نباش. سکینه اطرافشو پایید و با صدای آرومی گفت: از روز اولی که پاتو گذاشتی تو این خونه نگرانت بودم که اسیر این مار غاشیه شدی. میدونستم آروم نمیشینه. این زنم مثل خانوادش خرده شیشه داره. چند بارم اومدم بهت هشدار بدم ولی ترسیدم حرفی بزنم. تو نباید باهاش درمیوفتادی خانم. _ سکینه من کاری نکردم اونه که ول کن من نیست ولی دیگه ساکت نمیشینم. اصلا از کجا معلوم این قضیه زیر سر خودش نباشه!؟ همین سمیه شاهده که اون روز تو حیاط دنبالش رفتم و تعقیبش کردم. هرچند که به هیچکس نگفتم چی دیدم ولی دیگه پنهانش نمیکنم. خودم دیدم با یه مرد داشت یواشکی حرف میزد. سکینه زد تو صورت خودش و گفت: خدا منو مرگ بده
💞✨💞✨💞 ✨💞✨ 💞✨ ✨ 💞 ✍ روش طعنه و کنایه زدن، روش محبوب بسیاری از افراد برای تغییر رفتارهای همسرشان است...! 🌀توجه داشته باشید که با این برخورد‌ها، احساس همسرتان نسبت به شما تغییر می‌کند و محبتش رو به سردی می‌رود. ✅بنابراین شما باید انتظاراتتان را شفاف برای همسرتان مطرح کنید و دلایل اشتباه بودن رفتار‌هایش از نظر خودتان را برای او توضیح دهید...
♥️❄️ 💫 خوشبختی خود به‌خود به وجود نمی‌آید، رسیدن به خوشبختی فرآیندی فعال است که نیازمند تلاش است. غلط را کنار بگذارید، به اضطراب‌ها غلبه کنید، علاقه‌ها را شناسایی کنید، وارد یک رابطه معنادار با یک انسان دوست داشتنی شوید... فراموش نکنیم انسان‌ها خود به خود خوشبخت نمی‌شوند، تلاش کنید؛ تلاش کنید؛ و باز هم تلاش کنید...
835.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌙خدایا ✨من گمشده دریای 🌙متلاطم روزگارم و تو بزرگواری ✨خدایـا... 🌙تا ابد محتاج یاری تو ✨رحمت تو، توجه تو، عشق تو 🌙گذشت تو ، عفو تو، مهربانى تو ✨و در یک کلام 🌙محتـاج توام... ✨✨شبتون بخیر✨✨