2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آداب عشق ورزی در ایران باستان همیشه با ادب و احترام همراه بوده
دکتر ایرج رضایی
#همدلی
2⃣🌷با احساس و عواطف طرف مقابلتان همراه و هماهنگ شوید.
هنگام همدلی، سعی کنید طرف مقابل خود را درک کنید. آن هم به طور حقیقی و دور از هرگونه تظاهر و تصنعی ریاکارانه یا از روی اجبار! بلکه از روی عاطفه و احساس هماهنگ با طرف مقابل. مثلاً هیچ وقت نمیتوان با فردی که با صدا و حالتی حزن آلود، درباره مسئله یا موضوع ناراحت کننده ای سخن میگوید، با لحنی شاد و سرشار از سرخوشی سخن گفت. البته عکس این مثال نیز صادق است.
3⃣🌷به احساسات و هیجان های طرف مقابل تان توجه داشته باشید.
بیشتر اوقات، فردی که از شرایط و مسایل خود، سخن میگوید و به شرح مشکلات یا درد دل هایش میپردازد، قبل از آن که به دنبال راه چاره یا پند و اندرز و یا راهنمایی باشد، نیاز دارد تا مخاطب او، متوجه احساس و حالت و هیجان او شود و موقعیت های احساسی او را درک کند. شما باید با توجهی که نسبت به احساس و هیجان او میکنید، این خواسته را برای وی به اثبات برسانید.
4⃣🌷خود را به جای طرف مقابل بگذارید.
تنها در این صورت است که میتوانید از دریچه چشم وی، به مشکلات نگاه کنید و احساسات و موقعیتش را دریابید تا بتوانید همدلی لازم را درباره اش داشته باشید.
5⃣🌷در همدلی با طرف مقابل، از جمله های قاطع استفاده نکنید.
معمولاً شدت ناراحتی و هیجان در فرد نیازمند به همدلی، به حدی است که موجبات آزردگی و آسیب پذیری را در او، مستعد میسازد. بنابراین باید مراقب بود تا با چنین فردی، با کلمه ها و جمله های قاطع و بُرنده، صحبت نکنیم. چه بسا که در تشخیص احساس و معانی سخنان وی اشتباه کرده باشیم آن وقت به دلیل قطعیت نظر و صحبتی که داشته ایم، نه تنها همراه و همدل او نبوده ایم، بلکه به نوعی وی را آزرده خاطر و منزجر نیز کرده ایم
•┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
🍃🍃🍃💕🍃🍃🍃
#توصیه_به_خانم_ها
شوهرم بهترین بابای دنیاس!
💠#اگر میخواید شوهرتون بچه ش رو دوست داشته باشه و ازش تعریف کنه.
اگر میخواید شوهرتون بچه رو براتون نگه داره و تو تربیتش مشارکت کنه.
#اگر_میخواید شوهرتون بچه دوست باشه و با بچه بازی کنه
#بهترین کار اینه که بهش سخت نگیرید. اگه بچه رو انداخت بالا و گرفت یا بچه رو بوسید و ریشش رو مالید به صورت لطیف بچه یا هر شوخی مردانه ی دیگه ای.
❌سرزنشش نکنید و بجای جیغ ترس کشیدن، لبخند #تشکر بکارین رو صورتتون.
و بالعکس ازش تعریف کنید و تشویقش کنید بیشتر بازی کنه.
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #ادامه_دارد از طرز حرف زدنش با ننه سیفی خیلی تعجب کرده بودم. این زن ان
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#سوری
#ادامه_دارد
خانم تو رو خدا یه وقت جلوی سیفی خان و وجیهه خانم یا شهربانو اسم سمیه رو نیاریا. از نون خوردن نندازمون.
_ نگران نباش چیزی نمیگم.
سکینه همونطور که زیر لب نچ نچ میکرد و غذا رو هم میزد گفت: من میدونم تو شیرپاک خورده ای دروغ نمیگی ولی آخه مطمئنی؟
_ مطمئنم سکینه. با چشمای خودم دیدم.
+ نفهمیدی کی بود؟
_ نه از پشت دیدمش. یه مرد قد بلند و چهارشونه بود.
+ اینطوری که نمیشه فهمید کی بوده. دختر میترسم نتونی ثابتش کنی دعوای ناموسی راه بیوفته دودمان خودتو به باد بدی. خانواده ی شهربانو خیلی شَرّن.
_ مجبورم سکینه. وگرنه با این تهمتایی که بهم زده معلوم نیست چی سرم بیاد.
*
تو اون چند روزی که این اتفاقات افتاده بود تا زمانی که سیفی بیاد یه جو خیلی سنگینی تو خونه حاکم بود. به وضوح میدیدم که چقدر همه درموردم پچ پچ میکنن و از همه بدتر رفتارای شهربانو بود که هرجا مینشست هر ثانیه داشت درمورد من حرف میزد. تنها کسایی که باهام رفتار بهتری داشتن و حرف شهربانو رو باور نکرده بودن سکینه و اقدس بودن.
بالاخره بعد از سه روز سر و کله ی سیفی پیدا شد. اون روز همین که از بیرون صدای حرف زدنش با مش حسن رو شنیدم سریع از سر جام بلند شدم تا برم پیشش و قبل از اینکه شهربانو پرش کنه موضوع رو بهش بگم.
وارد حیاط که شدم وقتی سیفی چشمش بهم افتاد با لبخند اومد سمتم و بعد سلام و علیک گفت: ببخشید نتونستم بیام پِیِت یه دفعه کار پیش اومد. مادرت بهتره؟
اومدم جوابش رو بدم که از پشت سرم صدای شهربانو رو شنیدم که گفت: اتفاقا تو نبودت به سوری خانم خیلیم خوش گذشته.
سیفی گفت: دوباره چه خبر شده؟
گفتم آقا سیفی اینجا نمیشه صحبت کرد. لطفا بیاین بریم داخل.
شهربانو خندید و گفت: دیگه کوس رسوایی تو همه جا زده شده. از کی میخوای پنهانش کنی؟
سیفی با اخم گفت: باز من پامو از این خراب شده بیرون گذاشتم شما افتادید به جون هم؟
قبل اینکه من فرصت کنم چیزی بگم شهربانو تند و تند شروع کرد با آب و تاب به تعریف کردن قضیه و چهارتا هم گذاشت روش.
لحظه به لحظه صورت سیفی آشفته ترو ترسناکتر میشد.
اونهمه حرف آماده کرده بودم ولی تنها چیزی که تونستم بگم این بود که دروغ میگه.
#بانوی_جذاب
💎 استرسی نباشید تا موقع صحبت کردن به طرف مقابل ارامش بدید، سعی کنید کتاب بخونید و بیشتر دنبال اطلاعات جدید باشید
💎 تو جمع بازی کردن با گوشی موبایل از محبوبیت شما کم میکنه
💎 هیچوقت وقتی تو جمعی نشستید پشت بقیه بدگویی نکنید یه دختر با کلاس هیچوقت غیبت نمیکنه
💎 شاد باشید و برقصید حتی اگه نمیتونید به باشگاه یا کلاسای مختلف برید تو خونه دنبالشون کنید، مطمئن باشید شاد بودن و یه فکر اروم از هر چیزی تو پیشرفت کمکتون میکنه
💎 در اخر بگم
زشتی و زیبایی، رنگ قرمز و مشکی و سبزو وزردو....لباس تنگ و گشاد، ارایش غلیظ و کم، مد یا مد نبودن لباس هیچکدوم هیشکیو عزیز نکرده طرف نمیگه دختره رو نگا چقد دختر خوبیه گوشیش اخرین مدل آیفون، لباسش تازه هفته پیش مد شده
دیدید بگن ؟ ولی مطمئن باشید رفتارخوب و مهربونی تا همیشه تو خاطر بقیه میمونه درصورتی که اگه یه بدی جا بیفته دیگه نمیشه درستش کرد 😉💕
❤️ @daneshanushe✍️
❤️👈 #ایده_های_دلبری💃💃
دلبری ازشوهرجون😉
نمونه یک مکالمه دلبرانه باهمسر
❤️الوسلام عزیزم خوبی
یه دفعه یادت افتادم گفتم تماس بگیرم صداتوبشنوم ,خوبی ؟
امروزداشتی میرفتی چقدرآقا وخوش تیپ بودی!یادم باشه اومدی اسفندبرات دود کنم.اون کت شلواریاپیراهن سفیده چقدر بهت میاد
شام چی دوس داری برات درس کنم
(صدای کشداروگاهی بچه گونه حرف زدن لحن بیان این جملاته)
صبحونه نخوردی رفتی مگه ازگلوی
من پایین میرفت؟
دقت کنیدقربون صدقه رفتن تواین گفتگو زیاده فقط تاحدی که دیگه شورش درنیادو باوربشه کرد
اندکی چاشنی شیطونی قاطی میشه:
بااجازتون میرم خریدیاخونه مامان ... اجازه میدین(لحن شیطون وبامزه)
گفت نه!شیطون و بچه گونه میگی خواهش می کنم!من دورت بگردم .. نخواستی برمیگردم من دوست دارم،خانم به این نازی گلی حرف گوش کنی دلت میاد؟...شماآقای گل منی,مهربون منی
توگفتگوحرفی روشنیدین که باب میلتون نیست زودناراحت نشین اگرم شدین به روتون نیارین،سریع جمش کنین
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #ادامه_دارد خانم تو رو خدا یه وقت جلوی سیفی خان و وجیهه خانم یا شهربان
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#سوری
#ادامه_دارد
هنوز جملم تموم نشده بود که کشیده ی محکمی به صورتم خورد و از شدتش تعادلمو از دست دادم و پخش زمین شدم. صدای نعره ها و بد و بیراه های سیفی خونه رو میلرزوند.
مش حسن اومد جلو و سعی کرد جلوی سیفی رو بگیره ولی انگار خون جلوی چشمشو گرفته بود و هیچکس جلودارش نبود. همه اهل خونه ریخته بودن بیرون و کتک خوردن منو تماشا میکردن. احساس میکردم با هر ضربه ای که میخورم تمام استخونام خورد میشه.
کم کم چشمام تار و گوشام سنگین شدن. انگار همه ی صداها رو از دور میشنیدم. فقط دیدم ننه سیفی اومد جلوم ایستاد و دیگه چیزی نفهمیدم.
چشمامو که باز کردم دیدم تو اتاق ننه سیفی هستم. اومدم از سر جام بلند شم ولی همه ی تنم به شدت درد میکرد. بغض گلومو گرفته بود. سیفی حتی مهلت نداد من حرفی بزنم و از خودم دفاع کنم.
ده دقیقه ای گذشت و سکینه وارد اتاق شد. چشمش که بهم افتاد اشکاش سرازیر شدن و زیر لب گفت:خدا ازش نگذره به حق فاطمه ی زهرا، ببین دختر طفل معصومو به چه روزی انداخته.
با دیدن سکینه منم گریم گرفت و گفتم: دیدی سکینه! حرف اون فتنه اینجا از همه چیز مهمتره.
سکینه همونطور که سعی داشت آب میوه رو بهم بخورونه گفت: خدا بزرگه دخترم. الان آقا تو اتاقشه و وجیهه خانم داره باهاش حرف میزنه بلکم آرومش کنه. خدا پدرشو بیامرزه اگه جلوی آقا رو نگرفته بود الان زنده نبودی.
_ کاش جلوشو نگرفته بود و میذاشت از شر این زندگی راحت بشم.
+ نگو سوری جانم. خدا نکنه. توکلت به خدا باشه. ان شاالله حل میشه.
دیگه چیزی نگفتم و بعد خوردن چند قلپ از آب میوه به پنجره ی رو به روم خیره شدم. خوب میدونستم که اگه سیفی هم ازم بگذره دیر یا زود قضیه به گوش آقام میرسه و اونوقت دیگه معلوم نیست چه بلایی سرم بیاد.
سکینه که دید حال خوشی ندارم دیگه حرفی نزد و از اتاق بیرون رفت.
تا شب تو اون اتاق لعنتی حبس بودم و حتی ننه سیفی هم نیومد یه سر بهم بزنه. فقط هر از گاهی سکینه یا دخترش میومدن برام یه چیزی میاوردن که گرسنه نمونم. ازشون که میپرسیدم بیرون چه خبره میگفتن هنوز نمیدونیم.
هیچ صدایی هم از بیرون نمیومد و سکوت مطلق بود. انگار که هیچوقت هیچ سکنه ای تو اون خونه وجود نداشته.
📝ﺧﺴﺮﻭ ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﮔﻔﺖ:
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧَﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ،
ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ!
ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪی ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍی!!
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ می دﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺁﻧﺮﺍ ﮐﻢ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨﺪ!!
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﻕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ!!
ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ!
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ می کنند ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ روند
#هردو_بخوانیم
کلمه "اگر" در زندگی شما نقش اساسی را بازی میکند
مدام برای همسرتان خط و نشان میکشید و جملاتی از این قبیل را همراه با چاشنی تهدید به زبان میآورید؟
👈«اگر تا این ساعت خانه نباشی»
👈«اگر فلان خرج را برای خانه نکنی»
👈«اگر امروز به این مهمانی نرویم»
👈«اگر با فلانی صمیمی شوی» و ... .
حتی اگر چنین ادعاهایی را به شوخی بیان کنید.
هر نوع #تهدیدی که به تغییر رفتار همسرتان تبدیل شود، گرچه شما را به خواستهتان میرساند،
اما در نهایت به زیان ارتباطتان تمام میشود. شما حق ندارید برای تغییر دادن رفتار او به مقابله به مثل تهدیدش کنید یا او را از برخوردی که با خانوادهاش خواهید کرد، بترسانید
رابطه زناشویی👩❤️👨
💕💕
#مردان_بدانند 🌹
مهمون که میاد؛ لطفا #نشینین و گرمِ صحبت نٙشین
کمک کردن به همسـرتون در مهمانیها،
لطف نیست بلکه
#وظیفـهی شماست.
حمایتش کنید، تاعاشقتون بمونه.