eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
17.6هزار دنبال‌کننده
8.4هزار عکس
19.5هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
573.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تنهایی بهتر از بودن با کسانیست که بودنشان دروغ محض است. دلشان که هیچ.... حواسشان هم به تو نیست و فقط زمانی با تو هستند که کسی را ندارند
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت99 مرتضی هم بهتر از من نبود. خونمون شده بود عین قبرستون، بی روح و
📜 🩷 اون خانم که از فائزه خداحافظی کرد و در بسته شد مرتضی گفت تو پیاده شو سر کوچه وایسا که جایی نره تا من سریع برم مامور بیارم. تا مرتضی بره و برگرده چند بار هی میخواستم برم در بزنم و بچمو بگیرم ولی به سختی خودمو حفظ کردم. همون یه ربع نیم ساعت اندازه ی یه عمر برام گذشت تا مرتضی با دو تا مامور که یکیشون خانم بود برگشت و چهار تایی رفتیم در خونه و در زدیم. یه دقیقه بعد در باز شد و چهره ی فائزه مثل جن زده ها شد. تا ما رو دید میخواست درو ببنده ولی ماموره مانع شد و گفت شما بچه ی این خانم و آقا رو پیش خودت نگه داشتی؟ فائزه با رنگ پریده گفت نه بچه دست من نیست. با عصبانیت سمتش حمله ور شدم و گفتم چرا دروغ میگی؟ بچمو پس بده. به زور جلومو گرفتن و خانم ماموری که اونجا بود به فائزه گفت باید خونه رو بگردیم. فائزه هم همچنان انکار میکرد و میخواست جلومون رو بگیره که همون لحظه صدای سرور به گوشم خورد که گفت خاله فائزه. سریع فائزه رو هول دادم عقب و دویدم و از پله ها بالا رفتم. خودش بود. بچم با قیافه ی نزار و مغموم جلوم وایساده بود. تا منو دید زد زیر گریه و پرید بغلم. بچمو که بغل کردم دیگه اون لحظه هیچی از خدا نمیخواستم. سرور محکم دستاشو دور گردنم انداخته بود و میگفت مامان تو نمردی. یه پنج دقیقه ای تو بغل هم بودیم و مامورا هم فائزه رو گرفتن و سوار ماشینشون کردن. رفتیم کلانتری و همه چیزو صورت جلسه کردیم و فائزه هم تو بازداشت موند تا کارای قانونی انجام بشه. وقتی علی خبردار شد اومد اونجا و با وجود اینکه خیلی از دست فائزه شاکی بود التماس میکرد که ببخشیمش. خودمم ته دلم یه جوری بود ولی اینقدر این مدت روزی هزار بار مرده و زنده شده بودم که نمیتونستم ببخشمش. بچم لاغر و کم حرف شده بود. فائزه بهش گفته بود مامان و بابا و داداشت مردن و مجبوری پیش من بمونی. از وقتی سرور دوباره ما رو دیده بود یک ثانیه از بغلم جدا نمیشد. مدام اضطراب داشت و شب ادراری گرفته بود. باهاش خیلی صحبت کردم که ببینم فائزه اذیتشم کرده یا نه ولی میگفت خاله باهام مهربون بود ولی من دوس نداشتم دیگه پیشش بمونم دلم برای شما تنگ شده بود.
🍃♥️ 💖 رفتارهای غلط در مقابل اشتباهات همسر ⛔️ 👈🏻به رو آوردن بیش از حد 💠بعضی مواقع برای تغییر رفتارهای همسرمان، به تکرار بیش از حد متوسل می‌شویم و مرتب رفتار او را به رویش می‌آوریم و از او می‌خواهیم آن را تغییر دهد. وقتی مسئله‌ای بیش از حد تکرار شود، جایگاه و اهمیت خود را از دست می‌دهد و به مسئله‌ای پیش پا افتاده تبدیل می‌شود. زن و شوهر‌ها باید توجه داشته باشند که در صورت متوسل شدن به این شیوه، ضمن عصبی کردن طرف مقابل، امکان موفقیت را از دست می‌دهند❕
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شش اصل آرامش، برای تو👇 به کسی که به تو اهمیت نمیده، اهمیت نده! به خلایق هر چی لایق، باور داشته باش! توقعتو از دیگران، به صفر برسون! هر کسو نتونستی ادب کنی، بشینو صبر کن تا روزگار ادبش کنه! هر انسانی به اندازه‌ی سطح شخصیت و شعور خودش میتونه ارزش تو رو تشخیص بده ! هر کسی که ارزش تو رو ندونست، راهتو ازش جدا کن؛ و اگر امکانش نبود، در ذهنت کم رنگش کن
💕💕 بهترین تنبیه برای هر رده سنی چیه؟ 🟡کودک یک تا چهار ساله بی اعتنایی کنید خونه رو امن کنید فرق کار خوب و بد رو توضیح دهید تنبیه بدنی برای کودکان این رده سنی اعتماد به نفس کودک رو نابود می کنه! 🟡کودکان چهار تا شش ساله از وسایل و سرگرمی های مورد علاقه اش محرومش کنید! مثلا امروز نمیتونی برنامه مورد علاقه تو ببینی و دلیل تنبیه شدن و قبلش براش توضیح بدین.. 🟡کودک ۶ تا ٨ ساله به کودک بگید توی اتاقش بره فرمول این تنبیه ( سن +١ ) یعنی مثلا کودک ۶ ساله ٧ دقیقه تو اتاقش باشه کافیه. یادتون باشه محیط اتاق و نباید ترسناک کنیم مثلا چراغ و خاموش کنیم اگر از بستن در می ترسه ما از قصد در و ببندیم حتی میتونیم خودمون بریم تو اتاق باهاش بشینیم بدون اینکه باهاش حرف بزنیم یا کاری بکنیم چون هدفمون ترسوندن نیست ❌ 🟡کودک ٨ تا ١٠ ساله با لحن کاملا جدی پیامد کارش رو براش توضیح میدیم لحن جدی همراه با کمی عصبانیت اما یادتون باشه نباید به شخصیت کودک توهین کنید فقط از کارش انتقاد کنید. حالا بگین ببینم کودکتون چند سالشه و درست تنبیه کردید تا الان یا نه؟
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👌مولانا میگه؛ زندگی یک کیسه است که سر این کیسه گره های زیادی داره ... عقده را بگشاده گیر ای منتهی عقدهٔ سختست بر کیسهٔ تهی دز گشاد عقده‌ها گشتی تو پیر عقدهٔ چندی دگر بگشاده گیر
978.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلامتی اونایی کہ عشقشون خداست شبا به خدا شب بخیر میگن و صبح با یاد خدا از خواب بیدار میشن سلامتی اونایے کی کہ غیر از خدا کسے رو ندارن “شبتون در پناه خداے مهربان”    
تقویم نجومی اسلامی ✴️ شنبه 👈18 اسفند / حوت 1403 👈7 رمضان 1446👈8 مارس 2025 🕌 مناسبت های دینی و اسلامی. 🌙⭐️ احکام دینی و اسلامی. ❇️امروز برای همه امور خوب و شایسته است خصوصا برای امور زیر: ✅آغاز نویسندگی و نگارش کتاب و مقاله. ✅آغاز بنایی و خشت بنا نهادن. ✅درختکاری. ✅امور زراعی و کشاورزی. ✅شکار و دام گذاری. ✅مناظره و بحث و گفتگو. ✅شروع به کسب و کار. ✅مسافرت. ✅اقدامات قضایی. ✅و دیدار روسا خوب است. ✅ برای پیوستن به کانال تقویم نجومی اسلامی و دریافت تقویم هر روز کافی است کلمه "تقویم همسران "را در تلگرام یا ایتا و سروش جستجو کنید و به ما بپیوندید. 🚘 مسافرت: مسافرت خوب است. 👶زایمان خوب و نوزاد برای پدر و مادر و خودش مبارک و خوش قدم است. 🔭 احکام و اختیارات نجومی. 🌓 امروز قمر در برج سرطان است و برای امور زیر نیک و پسندیده است. ✳️امور کشاورزی و زراعی. ✳️بذر پاشی و کاشت. ✳️کندن چاه و آبرسانی. ✳️خرید و فروش ملک. ✳️و درختکاری نیک است. 📛ولی عقد و انور ازدواجی خوب نیست. 💇💇‍♂  اصلاح سر و صورت. طبق روایات، (سر و صورت) در این روز از ماه قمری ،باعث دولت می شود. 💉💉 حجامت: فصد زالو انداختن خون_دادن یا در این روز از ماه قمری، باعث مرگ ناگهانی می شود. 💑حکم مباشرت امشب شب یکشنبه: برای مباشرت سندی مبنی بر کراهت و استحباب ندارد. 😴😴 تعبیر خواب: خواب و رویایی که امشب. (شبِ یکشنبه) دیده شود تعبیرش در آیه ی 8 سوره مبارکه "انفال" است. لیحق الحق و یبطل الباطل... و از مفهوم و معنای آن استفاده می شود که بین خواب بیننده و دیگری اختلافی پیش آید و دعوا را نزد قاضی یا حکم برند و معلوم شود حق با خواب بیننده است. و از این قبیل امور قیاس شود. کتاب تقویم همسران صفحه ۱۱۶ 💅 ناخن گرفتن. شنبه برای ، روز مناسبی نیست و طبق روایات ممکن است موجب بیماری در انگشتان دست گردد. 👚👕دوخت و دوز. شنبه برای بریدن و دوختن، روز مناسبی نیست آن لباس تا زمانی که بر تن آن شخص باشد موجب مریضی و بیماری اوست.(این حکم شامل خرید لباس و پوشیدن نمی شود) 🙏🏻 استخاره: وقت در روز شنبه: از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۰ و بعداز اذان ظهر تا ساعت ۱۶ عصر. 📿 ذکر روز شنبه ،یارب العالمین ۱۰۰ مرتبه 📿 ذکر بعد از نماز صبح ۱۰۶۰ مرتبه که موجب غنی و بی نیاز شدن میگردد. 💠 ️روز شنبه طبق روایات متعلق است به (ص). سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد.
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘✨سـ🌸ــلام 🕊✨روزتـــون 🔘✨پر از خیر و برڪت 🕊✨18   شنبہ    1403 اسفند ہ ش    ❖7    رمضان   شعبان  1446  ه.ق ✧ 8 مارس     2025 میلادے ┄┄┄┅┅❅✾❅┅┅┄┄┄ 🔘✨ ↯ ذڪر روز ؛ 🕊✨《 یا رَبَّ الْعالَمین 》 💖 🌸🍃 🌸🍃
💕 جلوی شوهرتون هرگز به کسی دروغ نگید،چون اونو فوق العاده نسبت به خودتون بی اعتماد و بدبین میکنید... مثلا خانومی جلوی شوهرش پشت گوشی به دوستش میگه خونه نیستم در صورتی که خونه هستن... شوهر این خانوم هم دیگه هروقت از ایشون تلفنی بپرسه "کجایی" ممکنه تو ذهنش این بگذره که نکنه خانومم داره بهم دروغ میگه.... پس با دست خودتون شوهرتونو نسبت به خودتون بدبین نکنید
851.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به کسی اجازه نده خط قرمزهات رو رد کنه ...! ھمیشہ بہ قدرے محبت کن کہ بعدش مجبور نشے بہ طرف ثابت کنے کہ احمق نیستے ...! ھمیشہ بہ قدرے اجازہ ے ورود بہ یک نفر در زندگیت بدہ کہ بہ خودش اجازہ ندہ براے تو و بہ جاے تو تصمیم بگیرہ و خط قرمز رو رد کنہ...!
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت100 اون خانم که از فائزه خداحافظی کرد و در بسته شد مرتضی گفت تو
📜 🩷 نصف شبا از خواب میپرید و اگه حتی روم اون ور بود میزد زیر گریه یا میگفت مامان تو رو خدا نمیر. اینقدر با دیدن این حالتاش هر بار خون به جگرم میشد که نمیتونستم هیچ جوره خودمو راضی کنم و فائزه رو ببخشم. دلم میخواست یکم از شکنجه ای که به من و بچم داده رو تجربه کنه. چندین بار علی اومد و باهامون صحبت کرد که رضایت بدیم ولی حال بد سرور رو که میدیدم نمیتونستم. مرتضی بهم میگفت هرجور خودت تصمیم بگیری حرف منم همونه ولی فائزه افسردس تا الانم ادب شده دیگه اگه میتونی رضایت بده که نره بیوفته بین یه مشت آدم خلافکار و خطرناک ولی من میگفتم نه باید مجازات بشه. یه دفعه که علی اومده بود باهامون حرف بزنه اینقدر التماس کرد و اشکش درومد که دیگه نتونستم رو موضعم پافشاری کنم و گفتم میخوام با فائزه حرف بزنم و بعد رضایت میدم. خلاصه رفتم دیدنش ولی فائزه حتی نگاهمم نمیکرد. بهش گفتم چطوری تونستی باهام همچین کاری کنی؟ من به درک دلت برای سرور نسوخت؟ از اون بچه ی شاد و شنگول یه بچه ی ترسو ساختی که من اگه دستشویی هم بخوام برم هلاک میشه بسکه گریه میکنه. فائزه نگاهی بهم انداخت و گفت تو که میخواستی بکشیش. من نذاشتم، از اولشم قرار شد من مادرش بشم. چرا اینقدر بخیلی؟ تو بازم بچه داری و بچه دار میشی ولی من نه! واقعا حس میکردم عقلشو از دست داده. گفتم میفهمی چی میگی؟ یه زمانی میخواستم س..قط..ش کنم چون میترسیدم به دنیا بیاد و نتونم خوشبختش کنم. در حقم خواهری کردی و کمکم کردی که حالا با این کارت زنده زنده دق مرگم کنی؟ فائزه سرش پایین بود و گفت از کارم پشیمون نیستم. سرور جون منه. این چند روز که ندیدمش حالم بده. _ حالا فکر کن من که مادرشم چه حالی بودم. یک ماه هر روز مردم و زنده شدم. بعد تو میگی پشیمونم نیستی؟ خودت بگو من چجوری رضایت بدم؟ همونطور که چشماش اشکی شده بود گفت خب رضایت نده. من که دیگه برام فرق نمیکنه کجا زندگی کنم. وقتی دیدم اینجوری حرف میزنه دیگه نتونستم بیشتر از این صبر کنم و برگشتم خونه و گفتم من رضایت نمیدم. دادگاه هم برگزار شد و با توجه به شرایط روحی فائزه و اینکه بچشو تازه از دست داده بود و افسردگی میتونسته باعث بشه دست به این کار بزنه