سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت114 وقتی مرتضی رسید رفتم دم در و آروم بهش گفتم که فائزه اومده. مرتض
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#سوری
#پارت115
اومدم بگم دزدیدی ولی نتونستم جملمو کامل کنم. دلم نمیخواست بیشتر از این قضیه رو باز کنم.
فائزه از سر جاش بلند شد و بلند گفت هیچکس اینجا پاک و منزه نیست. شما بچه ی منو برای همیشه ازم گرفتید ولی من فقط یک ماه بچتونو گرفتم حالا ببینید من چی میکشم. دلم میخواست به احترام دوستی ای که با هم داشتیم همه چیز رو فراموش کنیم و از نو شروع کنیم ولی یادتون باشه که خودتون نخواستید. آقا مرتضی یکم وجدانم خوب چیزیه. اونی که باعث شروع این بدبختیا شد تو هستی. اگه من دزدم تو هم دزدی که بچه ی مردمو به نام خودت زدی و حتی نمیذاری پدرش ببینتش.
با ناباوری نگاهی به لیدا که با تعجب فائزه رو نگاه میکرد انداختم وگفتم فائزه!!!!
همون موقع مرتضی با چهره ی برافروخته بیرون اومد و گفت از خونه ی من برو بیرون.
بعدم با عصبانیت انگشتشو بالا آورد وگفت سوری به ولای علی اگه دیگه جواب سلام این زنو بدی زندگیمونو خراب کردی و همه چیز تموم میشه.
فائزه پوزخندی زد و گفت حرف حق تلخه آقا مرتضی. همیشه عادتته به همه از بالا نگاه کنی ولی خودت از همه بدتری. زن و بچه ی اولتو بدبخت کردی بعدم اینجوری صاحب زندگی یه از همه جا بی خبر شدی. این سوری احمقم از تو بت ساخته و میپرسته. برای جفتتون متاسفم.
دیگه نتونستم ساکت بشینم و گفت فائزه برو بیرون. همه ی حریما رو از بین بردی. دیگه نمیخوام نه ببینمت نه ازت چیزی بشنوم.
فائزه کیفشو برداشت و گفت به شما دوتا خوبی نیومده از این به بعد دیگه هیچ دلسوزی ای نسبت بهتون ندارم.
از در که بیرون رفت حس میکردم با حرفایی که زده یه زلزله ی چند ریشتری تو زندگیم انداخته. سرور با ناراحتی اومد کنارم نشست و گفتم مامان، بابایی بچه ی کیو ازش گرفته؟
_ هیچکس عزیزم. خاله فائزه حالش خوب نبود.
به لیدا گفتم میشه بچه ها رو ببری تو اتاق؟
لیدا هم سریع به حرفم گوش داد و رفتن.
خدا رو شکر میکردم که سرور هنوز اونقدری نمیفهمه که حرفای فائزه رو درک کنه ولی لیدا همه چیز رو شنیده بود و میدونستم که صد درصد متوجه موضوع شده و این برامون میتونست خطرناک باشه.
با بغض به مرتضی گفتم اگه بره سراغ سیفی چه خاکی تو سرم بریزم؟
💫 #ماه_استغفار🌙
✨حضرت مـحمد«ص»می فرماید:
🔶خـوشـا به حـال کسـی کـه،
🔹در روز قـیامـت در نامه عمـلش،
🔶زیـر هر گـناهی نوشـته شده باشـد....
🍃🌸اسـتـغـفـرالله🌸🍃
شبتون خدایی
تقویم نجومی اسلامی
✴️ سه شنبه 👈21 اسفند / حوت 1403
👈10 رمضان 1446👈11مارس 2025
🕌 مناسبت های دینی و اسلامی.
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
😭 وفات حضرت ام المومنین خدیجه کبری سلام الله علیها" 3 قبل هجرت"
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
🔘 وصول نامه های کوفیان به دست امام حسین علیه السلام " 60 هجری ".😭
🌙⭐️ احکام دینی و اسلامی.
❇️امروز سه شنبه برای امور زیر مناسب است.
✅خرید و فروش.
✅امور زراعی و کشاورزی.
✅نوشتن کتاب و مقاله.
✅فرستادن نماینده و قاصد.
✅قرارداد و پیمان نوشتن.
✅حسابرسی اموال.
✅و مسافرت خوب است.
✅ برای پیوستن به کانال تقویم نجومی اسلامی و دریافت تقویم هر روز کافی است کلمه "تقویم همسران" را در تلگرام و ایتا جستجو کنید.
🚖سفر : مسافرت خوب است.
👶مناسب زایمان و نوزاد مبارک و شایسته است.
🤕 بیمار امروز زود خوب شود.
🔭 احکام نجوم.
🌓 امروز قمر در برج اسد است و برای امور زیر خوب است:
✳️امور دائمی و همیشگی.
✳️امور ازدواجی.
✳️جابجایی و نقل و انتقال.
✳️رفتن به منزل نو.
✳️بردن جهیزیه.
✳️آغاز درمان و معالجه.
✳️جراحی.
✳️و شروع به کسب و کار نیک است.
🔵نوشتن حرز و سایر ادعیه و حکاکی ها و نماز و بستن آن برای اولین بار مناسب است.
👨👩👧👦مباشرت امشب شب چهارشنبه: مباشرت مکروه است.
💇💇♂ اصلاح سر و صورت:
طبق روایات، #اصلاح_مو (سر و صورت) در این روز از ماه قمری ،باعث عزت و احترام می شود.
💉💉حجامت خون دادن فصد.
🔴 #خون_دادن یا #حجامت در این روز از ماه قمری ،باعث درد و الم می شود.
✂️ ناخن گرفتن.
سه شنبه برای #گرفتن_ناخن، روز مناسبی نیست و در روایتی گوید باید بر هلاکت خود بترسد.
👕👚 دوخت و دوز.
سه شنبه برای بریدن،و دوختن #لباس_نو روز مناسبی نیست و شخص، از آن لباس خیری نخواهد دید( به روایتی آن لباس یا در آتش میسوزد یا سرقت شود و یا شخص، در آن لباس مرگش فرا رسد)(خرید لباس اشکال ندارد)(کسانی که شغلشان خیاطی است میتوانند در روزهای خوب بُرش بزنند و در روزهای دیگر آن را تکمیل کنند)
✅ وقت #استخاره در روز سه شنبه: از ساعت ۱۰ صبح تا ساعت ۱۲ ظهر و بعداز ساعت ۱۶ عصر تاعشای آخر( وقت خوابیدن)
😴😴 تعبیر خواب.
تعبیر خوابی که امشب شبِ چهار شنبه دیده شود طبق آیه ی 11 سوره مبارکه "هود" علیه السلام است.
الا الذین صبروا و عملوا الصالحات...
و از معنای آن استفاده می شود که برای خواب بیننده کاری پیش آید که در نظر مردم مشکل باشد و لیکن چون صبر کند موجب نیکنامی و راحتی ایام عمرش شود. شما مطلب خود را در این مضامین قیاس کنید.
کتاب تقویم همسران صفحه 115
❇️️ ذکر روز سه شنبه: یا ارحم الراحمین ۱۰۰ مرتبه.
✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۹۰۳ مرتبه #یاقابض که موجب رسیدن به آرزوها میگردد .
💠 ️روز سه شنبه طبق روایات متعلق است به #حضرت_امام_سجاد_علیه_السلام و #امام_باقر_علیه_السلام و #امام_صادق_علیه_السلام سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد.
🌸 زندگیتون مهدوی 🌸
614.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سالروز وفات حضرت خدیجه کبری،
اُمَّ المؤمنين سلام الله علیها، تسلیت باد
🕯اسلام جز به مهر تو جانی به تن نداشت
🕯عصمت به غیر نام خدیجه سخن نداشت💐💐💐
🖤🖤🖤🖤
898K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دعای روز دهم
ماه مبارک رمضان
____🍃🌸🍃____
💠🔸️🔹️♥️🔸️🔹️💠
#موضوع
#زنم_به_حرفم_گوش_نمیده؟
✅ چرا همسرم به حرفهایم گوش نمیدهد؟
#بخش_پنجم
🌀درباره موضوع صحبتتان، اطلاعات و آگاهی کافی ندارد!
این #نکته را بدانید، تا زمانی که همسرتان اطلاعات و آگاهی کافی از موضوعی که دربارهاش صحبت کنید نداشته باشد، از شما حرف شنوی نیز نخواهد داشت. به عنوان مثال فرض کنید او میخواهد در یک بانک حساب باز کند و شما به هر دلیلی میخواهید که او حسابی که شما میگویید را باز کند، اما او به حرفتان گوش نمیدهد. در این شرایط شاید دلیلش این باشد که او اصلا آگاهی کافی از انواع حسابها و ویژگیهایشان ندارد، به همین دلیل نمیتواند از روی ناآگاهی و با چشمان بسته، حرف شما را فورا قبول کند.
🌀به جای افزایش دادن دانش و آگاهی او، نصیحت میکنید!
#بیشتر افراد از نصیحت شنیدن زیاد، خوششان نمیآید و از این شرایط معمولا افراد فراری هستند و اجتناب میکنند. اگر در حرفهایتان بیشتر به جای اینکه به افزایش دانش او کمک کنید، نصیحت میکنید، به احتمال زیاد او نصیحتهایتان را قبول نخواهد کرد.
🌀مثل شما رفتار میکند!
#اگر شما نیز از او حرف شنوی نداشته باشید و فقط انتظار داشته باشید که او به حرفهایتان گوش دهد و عمل کند، ممکن است #همسرتان نیز تصمیم بگیرد مثل شما رفتار کند یعنی حرف شنو نباشد تا شما متوجه شوید که این انتظار دو طرفه است و او نمیتواند همیشه مطیع شما باشد
این مبحث ادامه دارد...
💠🔸️🔹️♥️🔸️🔹️💠
#موضوع
#زنم_به_حرفم_گوش_نمیده؟
✅ چه کار کنم خانمم از من حرف شنوی داشته باشد❓
#بخش_ششم
📚ابتدا حرفهایتان و چیزی که میخواهید را بررسی کنید!
#قبل از اینکه صحبت را با خانمتان شروع کنید، لازم است به صورت منطقی و با دقت حرفها و درخواستهایتان را بررسی کنید و ببینید آیا درخواست یا حرفتان منطقی و درست است یا خیر؟ بررسی کردن به این دلیل اهمیت دارد چون اگر حرفتان اشتباه باشد، باید به همسرتان حق بدهید که او از شما در آن موضوع حرف شنوی نداشته باشد. #خودتان را جای همسرتان بگذارید و فکر کنید که اگر همین انتظار را او از شما داشت، آیا شما حرفش را قبول میکردید یا خیر؟ با دقت بررسی کنید و سپس اگر حرف منطقی و درستی بود، بحث را شروع کنید.
📚او نمیتواند 100 درصد تابع و مطیع شما باشد!
این نکته را در نظر داشته باشید که خانمتان به نوبه خود، یک شخص مستقل است که دارای تیپ شخصیتی و طرز تفکر خاص خود است. #بنابراین نباید انتظار داشته باشید که او کاملا حرف شنو باشد، بلکه باید به او به عنوان یک شخص مستقل احترام بگذارید و اجازه دهید او نیز نظراتش را بین کند یا حتی مخالف حرفتان باشد. او یک ربات نیست، بلکه یک انسان است که برای خود نظر و عقاید منطقی دارد.
📚روی موضوع اصلی تمرکز کنید!
بدون اینکه مسائل و مشکلات گذشته را باز و تکرار کنید، بر روی زمان حال و بر روی موضوع اصلی تمرکز کنید. #فقط درباره همان موضوع صحبت کنید و مسائل دیگر را در یک روز مطرح نکنید، چون با آمیخته شدن مسائل و مشکلات، مسئله فعلی فراموش میشود و همسرتان نیز بین این همه مشکل، گیج و سردرگم خواهد شد.
📚او را مقصر ندانید!
#هرگز در حرفهایتان او را مقصر ندانید، سرزنش و نصیحت نکنید. این سه مورد بیفایده هستند و باعث حرف شنوی نمیشوند، بلکه ارزش کلامتان را #کاهش میدهند.
این مبحث ادامه دارد
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت115 اومدم بگم دزدیدی ولی نتونستم جملمو کامل کنم. دلم نمیخواست بیش
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#سوری
#پارت116
چند روزی گذشت و دیگه نه خبری از فائزه شد و نه اتفاق خاصی افتاد تا اینکه یه روز که مرتضی از سر کار اومد دیدم خیلی تو فکره. وقتی ازش پرسیدم چی شده همونطور که با انگشتاش روی پاش ضربه میزد و تو فکر بود گفت مادر لیدا از سفر برگشته. امروز بهم زنگ زد و گفت لیدا رو بیار خونه.
_ به خاطر این ناراحتی؟ مرتضی تو که نمیتونی بگی بچه رو بهت نمیدم.
+ میدونم ولی نگرانم. باید با شوهرش صحبت کنم و بیینمش. اینجوری شاید خیالم راحت بشه.
_ در کل لیدا هم بچه نیست. اول از همه خودش باید تصمیم بگیره کجا میخواد زندگی کنه. اگه مادرشو انتخاب کرد بهش میگیم اگه مشکلی پیش اومد برگرده پیش خودمون. نگران نباش دختر عاقلیه. اگه احساس خطر کنه بهمون میگه.
مرتضی سری تکون داد و دیگه چیزی نگفت.
همون روز با لیدا هم صحبت کرد و لیدا گفت دوس دارم برگردم پیش مامانم. اینجا راحتم ولی اینجوری دلم برای مامانم تنگ میشه.
مرتضی هم ناچار لیدا رو برد خونه ی مادرش و قرار شد با هردوشون صحبت کنه و بعد برگرده خونه.
دم دمای غروب بود که زنگ درو زدن. با خودم فکر کردم که حتما مرتضاس و کلیدشو فراموش کرده. چون خودم داشتم حیاطو آب و جارو میکردم به سرور که در حال بازی بود گفتم مامان جان برو درو باز کن.
در که باز شد با شنیدن صدای سیفی جارو از دستم افتاد. داشت با سرور خوش و بش میکرد. سریع چادرمو انداختم سرم و رفتم دم درو گفتم تو اینجا چکار میکنی؟
سیفی بهم سلام کرد و گفت دوس نداشتم مزاحم زندگیت بشم ولی چیزایی شنیدم که باید باهاتون حرف بزنم. شوهرت خونس!؟
در حالی که دهنم از استرس خشک شده بود گفتم نه نیستش. چه چیزایی؟
سیفی گفت صبر میکنم شوهرت بیاد. اینو گفت و بدون اینکه جواب سوالمو بده رفت نشست تو ماشینش. درو که بستم از شدت فشار عصبی حس میکردم فشارم افتاده. خودمو رسوندم لب ایوون و نشستم. سرور اومد کنارم و گفت مامان این آقاهه همونه که تو روستا دیدیمش؟
_ آره دخترم.
+ آدم بدیه؟ چرا تو ازش میترسی؟
دستی روی صورتش کشیدم و گفتم کی گفته میترسم؟ بذار بابات بیاد ببینیم چی میشه! تو فکر این چیزا رو نکن.
تا مرتضی بیاد هزار جور فکر و خیال به سرم زد که حالا باید چکار کنیم و به سیفی چی بگیم.
💠🔸️🔹️♥️🔸️🔹️💠
#موضوع
#زنم_به_حرفم_گوش_نمیده؟
✅ چه کار کنم خانمم از من حرف شنوی داشته باشد❓
#بخش_هفتم
✂️آرام صحبت کنید و سپس کمی مکث کنید!
برای اینکه #همسرتان به خوبی متوجه حرفهایتان شود، آرام صحبت کنید و سپس کمی مکث کنید و منتظر پاسخ بمانید. بعد از اینکه نظرش را تا آن قسمت از صحبتهایتان بیان کرد، میتوانید ادامه دهید. این روال را تا پایان بحث ادامه دهید. #هرگز پشت سر هم و تند تند صحبت نکنید. صحبتهایتان را به بخشهای مختلف تقسیم کنید و کم کم بیان کنید. در بین صحبت، نظر طرف مقابل را نیز جویا شوید.
✂️خودتان نیز حرفهایش را بشنوید!
#هنگامی که نظراتش را بیان میکند، با دقت گوش دهید. اگر خودتان با دقت و فعالانه گوش دهید، او نیز از شما الگوبرداری خواهد کرد.
✂️با لحن آرام صحبت کنید!
#برخی از افراد گمان میکنند در هنگام بیان شکایات و گلهها یا زمانی که میخواهند طرف مقابل به حرفشان گوش دهد، باید فریاد بزنند، از جملات تاکیدی و تحکمآمیز استفاده کنند، در حالی که این تصور کاملا اشتباه است. برای اینکه صحبتهایتان تاثیرگذار باشند و طرف مقابل به حرفهایتان به خوبی گوش دهد و علاقهمند شود آنها را اجرا کند، باید با آرامش صحبت کنید و از جملهبندی استفاده کنید که از کلمات آرام و مناسب تشکیل شده است و نه کلمات دستوری که با فریاد و با صدای بلند باید گفته شوند! هرچقدر کلامتان شیرینتر باشد، متقاعدسازی زودتر و بهتر انجام خواهد شد.
این مبحث ادامه دارد...
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت116 چند روزی گذشت و دیگه نه خبری از فائزه شد و نه اتفاق خاصی افتاد
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#سوری
#پارت117
مرتضی خیلی عصبانی بود. تا اون روز اینقدر برافروخته و شاکی ندیده بودمش. منو کشوند تو حیاط و گفت همینو میخواستی؟ باید این حرفا رو میشنیدی که به حرفم گوش بدی؟
از اینکه اینجوری با تشر داشت باهام صحبت میکرد بغض راه گلومو بست و گفتم حق با توئه ولی به خدا روم نشد جلوشو بگیرم من معذرت میخوام، قول میدم دیگه هیچ کاری خلاف میلت نکنم.
مرتضی کلافه دستشو رو صورتش کشید و گفت اصن بحث میل من نیست. من میخوام بفهمی کی دوستته و کی دشمنت. اصلا اومدیم فردا من افتادم مردم تو باید اونقدری زرنگ باشی که اگه منم نباشم بتونی از خودت و بچه ها مراقبت کنی. تو دیگه دختر چهارده پونزده ساله که نیستی. اینو یادت باشه که هیچی مهمتر از خانوادت نیست.
_ خدا نکنه تو چیزیت بشه. چشم حق با توئه. دیگه اشتباه نمیکنم.
مرتضی رفت تو دستشویی حیاط و مشتی آب به صورتش زد و بعد دو دقیقه برگشت پیشم نشست و گفت معذرت میخوام باهات تند حرف زدم. فقط نگران تو و بچه ها هستم.
_ نه تو حق داری من زیادی حماقت کردم. به نظرت حالا چکار کنیم؟ نره به سیفی بگه.
+ بره بگه! چجوری میخواد ثابتش کنه؟ اسم اون بچه تو شناسنامه ی من و توئه.
پشت سرمو نگاه کردم و وقتی مطمئن شدم بچه ها نیستن آروم گفتم ولی سرور بی شباهت به اون نیست. من بهت نگفته بودم ولی اولین باری که ننم اینا اومدن اینجا نارین بهم گفت چشماش کپی سیفیه و تقریبا مطمئن بود که بچه ی اونه منم مجبور شدم بهش اعتراف کنم.
مرتضی سرشو تکون داد و گفت از دست تو سوری. نگفتی میره بهش میگه!
_ نه مطمئنم ازش. دهنش چفت و بست داره. ولی دارم میگم وقتی اون فهمید ممکنه بقیه هم بفهمن.
+ مهم اینه که هیچ چیز رو نمیتونن ثابت کنن. خیالت راحت نمیذارم اون آدم به سرور نزدیک بشه چه برسه به این که ادعای پدری کنه. بعدم اگه اینجوری شد میتونیم ادعا کنیم چون فائزه باهامون دشمنی داره تو فکر ضربه زدن به ما هست و حرفاش پایه واساس نداره.
وقتی میدیدم مرتضی اینقدر محکم پشتمونه دلم یکم آروم شد ولی بازم نمیتونستم نگران نباشم چون میدونستم فائزه آدم یک دنده ای هست و اگر روی دنده ی لج بیوفته دیگه کسی جلودارش نیست. مرتضی که دید هنوز تو فکرم گفت اگه لازم باشه خونمونو جا به جا میکنیم. اصلا میریم یه شهر دیگه. فقط تو نگران نباش