eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
17.6هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
19.5هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
💠🔸️🔹️♥️🔸️🔹️💠      ؟ ✅ چرا همسرم به حرف‌هایم گوش نمی‌دهد؟ 🌀درباره موضوع صحبت‌تان، اطلاعات و آگاهی کافی ندارد! این را بدانید، تا زمانی که همسرتان اطلاعات و آگاهی کافی از موضوعی که درباره‌اش صحبت کنید نداشته باشد، از شما حرف شنوی نیز نخواهد داشت. به عنوان مثال فرض کنید او می‌خواهد در یک بانک حساب باز کند و شما به هر دلیلی می‌خواهید که او حسابی که شما می‌گویید را باز کند، اما او به حرف‌تان گوش نمی‌دهد. در این شرایط شاید دلیلش این باشد که او اصلا آگاهی کافی از انواع حساب‌ها و ویژگی‌هایشان ندارد، به همین دلیل نمی‌تواند از روی ناآگاهی و با چشمان بسته، حرف شما را فورا قبول کند. 🌀به جای افزایش دادن دانش و آگاهی او، نصیحت می‌کنید! افراد از نصیحت شنیدن زیاد، خوش‌شان نمی‌آید و از این شرایط معمولا افراد فراری هستند و اجتناب می‌کنند. اگر در حرف‌هایتان بیشتر به جای اینکه به افزایش دانش او کمک کنید، نصیحت می‌کنید، به احتمال زیاد او نصیحت‌هایتان را قبول نخواهد کرد. 🌀مثل شما رفتار می‌کند! شما نیز از او حرف شنوی نداشته باشید و فقط انتظار داشته باشید که او به حرف‌هایتان گوش دهد و عمل کند، ممکن است نیز تصمیم بگیرد مثل شما رفتار کند یعنی حرف شنو نباشد تا شما متوجه شوید که این انتظار دو طرفه است و او نمی‌تواند همیشه مطیع شما باشد این مبحث ادامه دارد...
💠🔸️🔹️♥️🔸️🔹️💠      ؟ ✅ چه کار کنم خانمم از من حرف شنوی داشته باشد❓ 📚ابتدا حرف‌هایتان و چیزی که می‌خواهید را بررسی کنید! از اینکه صحبت را با خانم‌تان شروع کنید، لازم است به صورت منطقی و با دقت حرف‌ها و درخواست‌هایتان را بررسی کنید و ببینید آیا درخواست یا حرف‌تان منطقی و درست است یا خیر؟ بررسی کردن به این دلیل اهمیت دارد چون اگر حرف‌تان اشتباه باشد، باید به همسرتان حق بدهید که او از شما در آن موضوع حرف شنوی نداشته باشد. را جای همسرتان بگذارید و فکر کنید که اگر همین انتظار را او از شما داشت، آیا شما حرفش را قبول می‌کردید یا خیر؟ با دقت بررسی کنید و سپس اگر حرف منطقی و درستی بود، بحث را شروع کنید. 📚او نمی‌تواند 100 درصد تابع و مطیع شما باشد! این نکته را در نظر داشته باشید که خانم‌تان به نوبه خود، یک شخص مستقل است که دارای تیپ شخصیتی و طرز تفکر خاص خود است. نباید انتظار داشته باشید که او کاملا حرف شنو باشد، بلکه باید به او به عنوان یک شخص مستقل احترام بگذارید و اجازه دهید او نیز نظراتش را بین کند یا حتی مخالف حرف‌تان باشد. او یک ربات نیست، بلکه یک انسان است که برای خود نظر و عقاید منطقی دارد. 📚روی موضوع اصلی تمرکز کنید! بدون اینکه مسائل و مشکلات گذشته را باز و تکرار کنید، بر روی زمان حال و بر روی موضوع اصلی تمرکز کنید. درباره همان موضوع صحبت کنید و مسائل دیگر را در یک روز مطرح نکنید، چون با آمیخته شدن مسائل و مشکلات، مسئله فعلی فراموش می‌شود و همسرتان نیز بین این همه مشکل، گیج و سردرگم خواهد شد. 📚او را مقصر ندانید! در حرف‌هایتان او را مقصر ندانید، سرزنش و نصیحت نکنید. این سه مورد بی‌فایده هستند و باعث حرف شنوی نمی‌شوند، بلکه ارزش کلام‌تان را می‌دهند. این مبحث ادامه دارد
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت115 اومدم بگم دزدیدی ولی نتونستم جملمو کامل کنم. دلم نمیخواست بیش
📜 🩷 چند روزی گذشت و دیگه نه خبری از فائزه شد و نه اتفاق خاصی افتاد تا اینکه یه روز که مرتضی از سر کار اومد دیدم خیلی تو فکره. وقتی ازش پرسیدم چی شده همونطور که با انگشتاش روی پاش ضربه میزد و تو فکر بود گفت مادر لیدا از سفر برگشته. امروز بهم زنگ زد و گفت لیدا رو بیار خونه. _ به خاطر این ناراحتی؟ مرتضی تو که نمیتونی بگی بچه رو بهت نمیدم. + میدونم ولی نگرانم. باید با شوهرش صحبت کنم و بیینمش. اینجوری شاید خیالم راحت بشه. _ در کل لیدا هم بچه نیست. اول از همه خودش باید تصمیم بگیره کجا میخواد زندگی کنه. اگه مادرشو انتخاب کرد بهش میگیم اگه مشکلی پیش اومد برگرده پیش خودمون. نگران نباش دختر عاقلیه. اگه احساس خطر کنه بهمون میگه. مرتضی سری تکون داد و دیگه چیزی نگفت. همون روز با لیدا هم صحبت کرد و لیدا گفت دوس دارم برگردم پیش مامانم. اینجا راحتم ولی اینجوری دلم برای مامانم تنگ میشه. مرتضی هم ناچار لیدا رو برد خونه ی مادرش و قرار شد با هردوشون صحبت کنه و بعد برگرده خونه. دم دمای غروب بود که زنگ درو زدن. با خودم فکر کردم که حتما مرتضاس و کلیدشو فراموش کرده. چون خودم داشتم حیاطو آب و جارو میکردم به سرور که در حال بازی بود گفتم مامان جان برو درو باز کن. در که باز شد با شنیدن صدای سیفی جارو از دستم افتاد. داشت با سرور خوش و بش میکرد. سریع چادرمو انداختم سرم و رفتم دم درو گفتم تو اینجا چکار میکنی؟ سیفی بهم سلام کرد و گفت دوس نداشتم مزاحم زندگیت بشم ولی چیزایی شنیدم که باید باهاتون حرف بزنم. شوهرت خونس!؟ در حالی که دهنم از استرس خشک شده بود گفتم نه نیستش. چه چیزایی؟ سیفی گفت صبر میکنم شوهرت بیاد. اینو گفت و بدون اینکه جواب سوالمو بده رفت نشست تو ماشینش. درو که بستم از شدت فشار عصبی حس میکردم فشارم افتاده. خودمو رسوندم لب ایوون و نشستم. سرور اومد کنارم و گفت مامان این آقاهه همونه که تو روستا دیدیمش؟ _ آره دخترم. + آدم بدیه؟ چرا تو ازش میترسی؟ دستی روی صورتش کشیدم و گفتم کی گفته میترسم؟ بذار بابات بیاد ببینیم چی میشه! تو فکر این چیزا رو نکن. تا مرتضی بیاد هزار جور فکر و خیال به سرم زد که حالا باید چکار کنیم و به سیفی چی بگیم.
💠🔸️🔹️♥️🔸️🔹️💠               ؟ ✅ چه کار کنم خانمم از من حرف شنوی داشته باشد❓ ✂️آرام صحبت کنید و سپس کمی مکث کنید! برای اینکه به خوبی متوجه حرف‌هایتان شود، آرام صحبت کنید و سپس کمی مکث کنید و منتظر پاسخ بمانید. بعد از اینکه نظرش را تا آن قسمت از صحبت‎هایتان بیان کرد، می‌توانید ادامه دهید. این روال را تا پایان بحث ادامه دهید. پشت سر هم و تند تند صحبت نکنید. صحبت‌هایتان را به بخش‌های مختلف تقسیم کنید و کم کم بیان کنید. در بین صحبت، نظر طرف مقابل را نیز جویا شوید. ✂️خودتان نیز حرف‌هایش را بشنوید! که نظراتش را بیان می‌کند، با دقت گوش دهید. اگر خودتان با دقت و فعالانه گوش دهید، او نیز از شما الگوبرداری خواهد کرد. ✂️با لحن آرام صحبت کنید! از افراد گمان می‌کنند در هنگام بیان شکایات و گله‌ها یا زمانی که می‌خواهند طرف مقابل به حرف‌شان گوش دهد، باید فریاد بزنند، از جملات تاکیدی و تحکم‌آمیز استفاده کنند، در حالی که این تصور کاملا اشتباه است. برای اینکه صحبت‌هایتان تاثیرگذار باشند و طرف مقابل به حرف‌هایتان به خوبی گوش دهد و علاقه‌مند شود آنها را اجرا کند، باید با آرامش صحبت کنید و از جمله‌بندی استفاده کنید که از کلمات آرام و مناسب تشکیل شده است و نه کلمات دستوری که با فریاد و با صدای بلند باید گفته شوند! هرچقدر کلام‌تان شیرین‌تر باشد، متقاعدسازی زودتر و بهتر انجام خواهد شد. این مبحث ادامه دارد...
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت116 چند روزی گذشت و دیگه نه خبری از فائزه شد و نه اتفاق خاصی افتاد
📜 🩷 مرتضی خیلی عصبانی بود. تا اون روز اینقدر برافروخته و شاکی ندیده بودمش. منو کشوند تو حیاط و گفت همینو میخواستی؟ باید این حرفا رو میشنیدی که به حرفم گوش بدی؟ از اینکه اینجوری با تشر داشت باهام صحبت میکرد بغض راه گلومو بست و گفتم حق با توئه ولی به خدا روم نشد جلوشو بگیرم من معذرت میخوام، قول میدم دیگه هیچ کاری خلاف میلت نکنم. مرتضی کلافه دستشو رو صورتش کشید و گفت اصن بحث میل من نیست. من میخوام بفهمی کی دوستته و کی دشمنت. اصلا اومدیم فردا من افتادم مردم تو باید اونقدری زرنگ باشی که اگه منم نباشم بتونی از خودت و بچه ها مراقبت کنی. تو دیگه دختر چهارده پونزده ساله که نیستی. اینو یادت باشه که هیچی مهمتر از خانوادت نیست. _ خدا نکنه تو چیزیت بشه. چشم حق با توئه. دیگه اشتباه نمیکنم. مرتضی رفت تو دستشویی حیاط و مشتی آب به صورتش زد و بعد دو دقیقه برگشت پیشم نشست و گفت معذرت میخوام باهات تند حرف زدم. فقط نگران تو و بچه ها هستم. _ نه تو حق داری من زیادی حماقت کردم. به نظرت حالا چکار کنیم؟ نره به سیفی بگه. + بره بگه! چجوری میخواد ثابتش کنه؟ اسم اون بچه تو شناسنامه ی من و توئه. پشت سرمو نگاه کردم و وقتی مطمئن شدم بچه ها نیستن آروم گفتم ولی سرور بی شباهت به اون نیست. من بهت نگفته بودم ولی اولین باری که ننم اینا اومدن اینجا نارین بهم گفت چشماش کپی سیفیه و تقریبا مطمئن بود که بچه ی اونه منم مجبور شدم بهش اعتراف کنم. مرتضی سرشو تکون داد و گفت از دست تو سوری. نگفتی میره بهش میگه! _ نه مطمئنم ازش. دهنش چفت و بست داره. ولی دارم میگم وقتی اون فهمید ممکنه بقیه هم بفهمن. + مهم اینه که هیچ چیز رو نمیتونن ثابت کنن. خیالت راحت نمیذارم اون آدم به سرور نزدیک بشه چه برسه به این که ادعای پدری کنه. بعدم اگه اینجوری شد میتونیم ادعا کنیم چون فائزه باهامون دشمنی داره تو فکر ضربه زدن به ما هست و حرفاش پایه واساس نداره. وقتی میدیدم مرتضی اینقدر محکم پشتمونه دلم یکم آروم شد ولی بازم نمیتونستم نگران نباشم چون میدونستم فائزه آدم یک دنده ای هست و اگر روی دنده ی لج بیوفته دیگه کسی جلودارش نیست. مرتضی که دید هنوز تو فکرم گفت اگه لازم باشه خونمونو جا به جا میکنیم. اصلا میریم یه شهر دیگه. فقط تو نگران نباش
شادی زناشوئی 🍃🍂 آثار شوخ طبعی در زندگی زناشوئی 🍃🍂 ✍🏻 شوخ طبعی و لبخند زدن زن و شوهر در موقعیت های مختلف لذت و عمق رابطه را عمیق تر می کند و موجب توجه کمتری به مشکلات زندگی می شود. البته در شوخی و خنده نباید زیاده روی کرد.
🌹 🔹 اولین قانونی که همسران در تلخ‌ترین لحظات زندگی مشترکشان باید به آن پایبند باشند، قانون «منع توهین» است. 🔸 نه شما و نه شریک زندگی‌تان، حتی در بدترین لحظات و در اوج عصبانیت هم حق ندارید به یکدیگر و به خانواده هم توهین کنید
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه چیزایی اگه بشکنه ، با هیچ چسبی نمیشه درستش کرد ، مثل : دل آدما ... یه چیزایی اگه بریزه ، با هیچ چیزی نمیشه جمعش کرد ، مثل : آبــرو ... یه چیزایی را اگه بخوری ، با هیچ چیزی نمیتونی بریزیش بیرون ، مثل : مال بچه یتیم ... یه چیزایی را اونجور که باید ، قدرشو نمیدونی ، مثل : پدر و مادر ! یه چیزایی را نمیشه تغییر داد ، مثل : گذشته ... یه چیزایی را با هیچ پولی نمیشه خرید ، مثل : محبت ... و یه چیزایی را نباید از دست داد ، مثل : دوست واقعی ... !
سه قانون مهم که باعث میشه در تربیت موفق تر باشید ❌ 1⃣ غر زدن و نق زدن ممنوع 💜ما باید خواسته ها و نیازهامون رو بتونیم بدون غر زدن و با لحن درست و کلام درست بیان کنیم ‌‌ 2⃣ سپاسگزاری و قدردانی 💚ما باید از زحمات همدیگه و کارهایی که برای هم انجام میدهیم تشکر و قدردانی بکنیم ‌ ‌‌ 3⃣ استفاده از تلویزیون و موبایل 🔴 که باید تو ساعت مشخص و زمان طولانی نباشد .
🌱 مشکلات زندگي واسه نابود کردنت نيومدن؛ اونا اومدن تا بهت کمک کنند توانايي هات رو کشف کني. 🖌 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe